روز گذشته، سازمان هواشناسی طی اخطاریه ای، اعلام کرده است که در روزهای آینده، گرد و غبار شدید اغلب استان‌های کشور را فرا می‌گیرد.

الناز محمدی: حالا دیگر خیلی وقت است که اگر پای درد دل خوزستانی ها بشینی، علاوه بر وضعیت راضی نکننده آب و بهداشت شهرشان، گرد و غبار هم راهی در میان درد دلهایشان پیدا کرده است. گرد و غباری که چون منبعشان بیشتر به کشورهای عربی مانند عراق و عربستان می رسد، هنوز برای مقابله با آن و جلوگیری از ورود آن به کشور، راه درازی در پیش است. هرچند شهرهای استانهای غربی کشور، اولین شهرهایی هستند که این گرد و غبارها وارد آسمانشان می شوند و هوا را ناصاف و غیر قابل تنفس می کنند، اما در سالهای اخیر، آسمان شهرهای دیگری نیز مانند تهران، از این پدیده بی نصیب نمانده اند. حالا دیگر چندسالی می شود که هر از چندگاه، سازمان هواشناسی به شهروندان خیلی از شهرها هشدار می دهد که به زودی آسمانهای شهرشان را گرد و غبار فرا می گیرد و بهتر است مردم برای حفظ سلامتی شان در خانه هایشان بنشینند. بعد از آنکه هفته پیش، اعلام شد که گرد و غبار شدید در راه تهران است، روز گذشته، سازمان هواشناسی طی اخطاریه ای، اعلام کرده است که در روزهای آینده، گرد و غبار شدید اغلب استان‌های کشور را فرا می‌گیرد.

هرچند، چند سالی می شود که گرد و غبار به شهرهای ایران می آید و حتی گاهی بسیاری از فعالیتها را نیز مختل می کند، اما هنوز مسئولان برای رفع و رجوع کردن این مشکل، اقدام قابل توجهی نکرده اند؛ برخی دستگاه‌های دولتی تلاش می‌کنند منشأ ریزگردها را کشورهای خارجی همسایه قلمداد کنند در حالی که بخشی از این ریزگردها، از داخل کشور نشات می‌گیرند و به نظر بسیاری از کارشناسان، بهتر است که علاوه بر هماهنگی با کشورهای همسایه برای حل کردن این مشکل، در داخل هم با عملیات مالچ پاشی و یا کاشت درختان در نواحی بیابانی، از ورود زیاد این گرد و غبارها به آسمان شهرهای مختلف، جلوگیری کرد؛ عملیاتی که غلامرضا میرکی، مدیر محیط زیست و توسعه پایدار کشاورزی وزارت کشاورزی در گفتگویی یک ساعته با « خبر» اعلام می کند که نیاز به بودجه زیادی دارد که دولت دهم آن بودجه را در نظر نگرفته است. میرکی معتقد است که ایران برای رفع کردن هرچه زودتر این مشکل نیاز به دیپلماسی قوی تری دارد.

آقای میرکی حدود پنج، شش سال می شود که ایران در معرض گرد و غبارهایی که از کشورهای همسایه عربی وارد کشور می شود، قرار گرفته است. در این سالها شاهد بوده ایم که نه تنها، از تعداد آنها کم نشده، بلکه زمان ورود آنها به کشور، به هم نزدیک هم شده است. به نظر شما در این سالها برای مسدود کردن سرچشمه های گرد و غبار، چه اقدامی صورت گرفته است؟
سه سال قبل در دولت نهم کانونی با ریاست سازمان محیط زیست تشکیل شد و اعضای آن با تلاش زیاد، سرچشمه های این گردوغبارها را شناسایی کردند. در حال حاضر ما 14 کانون گرد و غبار، فقط در کشور عراق داریم و در کشورهای دیگری نیز مانند اردن، سوریه، شمال و شمال شرق آفریقا و صحرای رب الخالی در عربستان، سرچشمه های گردو غبار وجود دارد.

 از سوی دیگر، بین پنج تا ده درصد منشا این گرد و غبارها در داخل کشور است که برای شناسایی آنها نیز اقداماتی در حال انجام است. هرچند در سالهای اخیر تلاش زیادی برای حل کردن این مشکل صورت گرفته ولی به هرحال به این خاطر که منشا این ریزگردها در کشورهای همسایه است و در این کشورها، در حال حاضر، مشکلات دیگری مانند تامین امنیت و ... وجود دارد و بنابراین نمی شود چندان به آنها فشارآورد.

خوب به نظر شما تا به حال دیپلماسی قوی ای در این مورد میان ایران و کشورهای همسایه مانند عراق صورت گرفته است؟ به نظر شما مذاکره‌هایی که در این مورد میان مسوولان ایرانی و این کشورها صورت گرفته به اندازه کافی موثر بوده است؟
امکان اقدام سریع در این مورد بسیار سخت است، چون هماهنگی بین کشورهای عربی مانند عراق که اولویتشان تامین امنیت است و پرداختن به بهداشت و وضعیت محیط زیست در رتبه‌های بعدی اهمیت است بسیار دشوار است. هرچند در سال‌های اخیر سازمان‌های مختلفی مانند محیط زیست و وزارت کشاورزی مذاکره‌هایی را با این کشورها انجام داده‌اند اما این کافی نیست و ما باید از طریق مجامع بین‌المللی این مشکل را پیگیری کنیم. در حال حاضر کنوانسیون‌های بین‌المللی‌ای در مورد بیابان زدایی وجود دارند و ما باید هرچه زودتر عضو آن‌ها شده و از کشورهای دیگر برای رفع این مشکل کمک بگیریم، چرا که رفع این مشکل  از توانمندی کشوری مثل ایران خارج است و صرفا ایران می‌تواند به عنوان یک هماهنگ کننده عمل کند.

درست است، اما به هر حال در این چند سال سازمان‌های مختلف کشور که درگیر این مسئله هستند غیر از هماهنگی که آن‌ها به قول شما چندان آسان نیست اقدام دیگری نتوانسته‌اند صورت بدهند؟ در حال حاضر بسیاری از زمین‌های کشاورزی به خاطر وجود این گرد و غبارها در کشور دچار خسارت شده‌اند. به هر حال اقداماتی مانند تثبیت شن و یا مالچ پاشی حداقل می‌تواند سرچشمه‌های داخلی گرد و غبار را کور کند. به نظر شما این اقدام هم از توانایی‌های دولت خارج است؟
ما به مدت 6، 7 سال است که داریم معلول را می‌بینیم. در حالی که اگر بخواهیم دنبال علت بگردیم، باید به 15 سال قبل برگردیم. نمی‌توان دلیل این ناتوانی را فقط به ایران مربوط دانست. به عنوان مثال از 15 سال قبل تا کنون ترکیه حق آبه‌ رودهای دجله و فرات را که نسبت به آن متعهد بود به عراق پرداخت نکرده است و بنابراین شرایط سیاسی خاصی در این مورد به وجود آمد که کمک کرد علتی برای به وجود آمدن ریزگردهای عربی که همان معلول است پیدا شود. ما نمی‌توانیم انتظار داشته‌ باشیم که یک شبه این مشکل حل شود، چرا که این مسئله دارای شرایط بین‌المللی است و تا چند کشور درگیر آن در این مورد به توافق نرسند نمی‌توان به حل شدن این مشکل امید چندانی داشت.

پیشنهاد شما برای سریع‌تر کردن روند توافق‌ها و همکاری‌ها بین کشورهای درگیر چیست؟
به نظر من در دراز مدت باید پروژه‌های اجرایی قوی در این مورد صورت بگیرد، هرچند باید از این زاویه هم به این موضوع نگاه کرد که تغییرات عمده‌ای که در جو کره زمین در سال‌های اخیر شکل گرفته و از سوی دیگر حرکت‌های نظامی خاص کشورهای پیشرفته این مسئله را تحت تاثیر قرار داده است.

آقای میرکی، در سال‌های اخیر از طریق اجرای عملیات تثبیت شن برای رفع این مشکل در داخل کشور اقداماتی انجام شده است و حتی حدود دو میلیون هکتار از اراضی تثبیت شده‌اند. راه حل دیگر مالچ پاشی و مهار چشمه‌های گرد و غبار است. فکر می‌کنید چرا در این زمینه‌ هم چندان موفق نبوده‌ایم؟
در داخل ایران قصه فرق می‌کند. اولا عملیات مالچ پاشی بسیار سخت، پرهزینه و دیرجواب‌ده است. به عنوان مثال اگر بخواهیم 10 هزار هکتار زمین‌ را مالچ پاشی کنیم، باید حدود 30 میلیارد تومان هزینه کنیم و خوب این رقم بسیار زیادی است. چند سال پیش دولت مالچ را به صورت رایگان در اختیار سازمان محیط زیست و وزارت جهاد کشاورزی قرار می‌داد اما از سال پیش تا کنون به صورتی شد که دیگر مالچ رایگان  در اختیار ما قرار نمی‌گیرد، چرا که خرید مالچ در اعتبارات دولتی در نظر گرفته نشده و بنابراین همین مساله فرآیند مالچ پاشی در کشور را به طور کلی کند کرده است. هرچند اخیرا با هماهنگی‌هایی که بین سازمان‌های محیط زیست، جنگل‌ها و وزارت نفت صورت گرفته قرار شده است مقداری مالچ در اختیار این سازمان‌ها قرار بگیرد، اما به طور قطع باید گفت که این مقدار مالچ اصلا کافی نخواهد بود. باید بگویم که به هر حال این راه حل هم چندان راه حل درستی به نظر نمی‌‌‌رسد ما در منطقه‌ای از جغرافیا هستیم که آب و هوای بیابانی دارد و بنابراین باید به جای مقابله و بر هم زدن نظم طبیعت کشور با شرایط سازگار باشیم و طبق شرایط زیست محیطی کشور برای رفع مشکلاتی چون گرد و غبار تصمیم بگیریم.

 ولی به هر حال نمی‌توان گفت که برای مثال با وجود کاهش چشمگیر جنگل‌ها مخصوصا در اطراف شهر تهران نباید اقدامات جایگزینی مانند درخت‌کاری و ترمیم بافت‌های گیاهی حومه شهر صورت بگیرد.
در این مورد باید گفت که اگر بخواهیم توسعه شهر تهران پایدار باشد باید سرانه جمعیتش با سرانه جنگل، آب و ... متناسب باشد.مشکل اینجاست که در مدیریت شهرها مباحث به صورت جامع دیده نمی‌شود و همه مسائل به صورت یک بعدی بررسی می‌شود. این مشخص است که قطع درخت‌ها در ورود ریزگردها به شهرهایی مانند تهران تاثیر زیادی دارد، اما به هر حال این مساله به اندازه فاکتورهای دیگر تاثیر گذار نیست. مثلا وقتی این ریزگردها از عراق به داخل کشور می‌آیند 4 هزار کیلومتر بالاتر از سطح زمین هستند و بنابراین از رشته کوه‌های زاگرس و البرز عبور می‌کنند و در نتیجه وارد شدنشان به آسمان شهرها بسیار آسان‌تر است.

کد خبر 77872

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =