«خبر جنوب» نوشت: این روزها در هیاهوی عرض اندام ژن های به اصطلاح مرغوب با نسلی از آقازاده های از دماغ فیل افتاده و فرزندان یکسری از مسئولین و متمکنین سر و کار داریم که هر چند وقت یک بار با خود ستایی ها و خودنمایی های آن چنانی مردم را با زندگی های افسانه ای خود انگشت به دهان می گذارند.

از همان روزی که لاف «ژن خوب و برتر» از دهان یکی از همین آقازاده های شاخص مملکت بیرون پرید، خیلی از مردم به یاد گروه هزار فامیل افتادند که قبل از انقلاب عملا شهروند درجه یک محسوب می شدند و پشت شان به موقعیت ها و رانت های عجیب و غریب، گرم بود.

گرچه بعدها بساط هزار فامیل، برچیده گردید و حتی با نفس چنین تفکری به شدت مقابله شد اما بعد از یکی دو دهه، غده های بدخیم برتری طلبی و فاصله های وحشتناک طبقاتی دوباره سر باز زد و ناگهان کسانی با آقا زاده پنداری خود، بدون شرم از وضعیت اقتصادی و مالی اکثریت، پای ژن برتر خود را به میان کشیدند بی آن که به این فکر کنند که دارندگی آن ها از برازندگی نیست بلکه عصاره آن از موقعیت و منصب پدرانشان کشیده شده است. آقازادگانِ این روزهای ما مدعی هستند بخت با ژنِ آن ها یار بوده وگرنه هر چه از پول و جاه و مقام دارند از زور و بازوی خودشان است و ولاغیر!

بی پرده حرف زدن از خون و ژنِ برتر و به هیچ گرفتن کارگر زادگان و کارمند زادگان، شکل گیری طبقه ای را هشدار می دهد که هیچ سهمی در بار سنگینی که مردم در فراز و نشیب ها بر دوش می کشند، نداشته و ندارند.

قسم و آیه خوردن عروس این سفیر و پسر آن سفیر دیگر بر سرِ این که هرگز از رانتِ پدر استفاده نکرده اند هم برای خودش حکایتی دارد.

ساشا سبحانی، پسر سفیر سابق ایران در ونزوئلا که این روزها به خاطر زندگی لاکچری اش معروف شده مدعی است حتی یک بار هم از پدرش پولِ تو جیبی نگرفته و هرگز زیر چتر حمایت او نبوده است.

خنده دارتر این که او معتقد است هیچ وقت آقازاده نبوده تا جایی که از 15 سالگی روی پای خودش ایستاده و هر چه دارد و ندارد از عرقِ جبینِ خودش است.

آناشید حسینی، مدلینگ محجبه ای که این روزها عکس های مراسم ازدواجش در گران ترین تالار عروسی شهرک غرب تهران دست به دست می چرخد هم اگر چه خودش آقا زاده نیست اما با آقازادهِ پسر سفیر ایران، پیوند زناشویی بسته تا به دلیل رنگ شناس بودنش، عروس جنجالی سفیر ایران در دانمارک لقب بگیرد.

او که به خاطر نمایش ساعت 70 میلیونی، کمربند 15 میلیونی، شال و روسری های سه میلیون تومانی و کیف بیست میلیونی اش در صفحه اینستاگرام سر زبان ها افتاد و بریز و بپاش های عروسی آن چنانی اش در اوضاع نابسامان اقتصادی مردم حسابی خبر ساز شد وقتی که دید کار به جاهای باریک کشیده می شود با چند فیلم ویدیویی سر و ته قضیه را به هم آورد و مدعی شد که او و همسرش به زور توانسته اند یک ماشین چهل میلیونی بخرند و مستاجر هم هستند!

آن چه مسلم است به کارگیری این مکانیسم تدافعی از جانب مشهور ترین آقا زاده های سیاست گرفته تا آقازاده هایی که زندگی شان زیر ذره بین نیست، حکایت حنایی است که دیگر پیش مردم رنگی ندارد.

به هر حال آقازاده ها تا چشم باز کرده اند همه چیز داشته اند و اصولا برای همین است که به عقیده خودشان، عزیز کردهِ خدا هستند و چون خداوند عادل بوده از همان اول، حق شان را به واسطه ژن خوبشان کفِ دستشان گذاشته است.

اصلا برای همین است که نمی توانند خود را با کسی که پدر و مادرش کشاورز، کارگر یا کارمند بوده، همتراز تصور کنند چون اصالت خانوادگی و استعداد فوق العاده داشتن، امتیازات برتر هم می طلبد!

در کنار این تازه به دوران رسیده های فضای مجازی البته هستند آدم هایی مثل «امید کردستانی» ها و «احد عظیم زاده» که نه مدعی داشتن ژن مرغوب هستند و نه از اول چشمشان به روی دار و ندار دنیا باز شده است.
کسانی مثل پرفسور سمیعی که پشت نامش جز رنج خودش هیچ چیز پنهان نیست، نه اعتبار پدر و نه رانتِ دایی و پدرزن.

امید کردستانی، تاجر ایرانی- آمریکایی سال هاست مشاور ارشد در شرکت اینترنتی گوگل و مدیر غیر اجرایی در شرکت مخابراتی وودافون است، آن هم بدون هیچ پشتوانه ای از نام و ثروت پدر.

احد عظیم زاده، ستاره ثروتمندی که در فقر مطلق به دنیا آمده هم پدر نداشته که بخواهد از قِبلِ آن، دلش گرمِ شانه هایش باشد و آقازاده خطاب شود. او پدرش را در کودکی از دست داده و از هفت سالگی پشتِ دارِ قالیبافی نشسته تا روزها قالی ببافد و شب ها درس بخواند. به قول خودش سالی دو بار برنج می خورده اما حالا از معدود مولتی میلیاردرهای ایرانی است که نه می داند رانت چیست و نه اعتبارِ جاه و مقامِ پدر، سیری چند است.

شب های زیادی از درد بی پدری، زانو در بغل گرفته و رج به رجِ قالی زندگی اش را با رنج بافته است. همان روزهایی که کارش را با به دوش کشیدن پشتی و قالی ‌های کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کرد هیچ وقت فکر نمی کرد روزی آن قدر پولدار شود که دیگر پول، ارضایش نکند و فقط سر پایین بیندازد و بزند به کارآفرینی.

به هر حال به اندازه همه آقازاده هایی که این روزها شاهکارهایشان، زینت صفحات مجازی شده، آدم هایی هم هستند که به مردانگی خود تکیه زده اند و فارغ از نام و نشانِ پدر، کاری کرده اند کارستان.

آقازاده های زیادی هم سال ها پیش به مصاف تن به تن با دشمن رفتند و برای این که ایران برای همیشه سرِ پا بماند هیچ وقت حتی جنازه شان هم برنگشت!

4545

کد خبر 803687

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =