سید علی شجاعی

به طرز غریبی بر این باورم که شخصیت سید مهدی شجاعی در اکثر وجوه عمیق و زلالش ناشناخته مانده است. نه تنها برای مخاطبین و علاقمندانش، که برای اهل فرهنگ و ادب و هنر، و جسورانه‌تر؛ برای دوستان و نزدیکانش.

الماسی را ماننده است که وجهی از زیبایی‌اش چشم خیره‌ می‌کند و انگشت حیرت به دهان می‌آورد، و صد البته غفلت از وجوه دیگر به همراه دارد. این دقیقا همان اتفاقی است که بر استاد در تمام سال‌های تابیدنش رفته؛ و این یادداشت اثباتی در حد بضاعت کمترین بر این مدعا...

میلیون‌ها مخاطب استاد، او را نویسنده‌ای بی‌مثال می‌دانند که قلمش شبیه و نظیر ندارد و در هر میدانی از ادبیات که قلم زده، غالب واحد بیرون آمده. نوبت چاپ و تیراژ غبطه‌آفرین و گاه حسادت‌برانگیز کتاب‌های او، گواه این معنا. گویی که معجزه و جادو در ذات قلم استاد است، که او را تفاوت نکند در آفرینش و رویش، هر چه می‌نویسد عطر معجزه دارد و رنگ جادو؛ مؤمن و مبهوت می‌شوی در آستان این قلم.

تا این‌جای قصه را همه می‌بینند و می‌دانند و معترفند که ادبیات سی‌ و چند ساله ما، اعجازی چون برای استاد را، به خود ندیده... اما کمی بیش...

کمی بیش از این می‌شود وجهی دیگر، که سید مهدی شجاعی در بسیاری از حوزه‌ها و مسیرها، خود آغازگر و رونده و خاتمه‌دهنده بوده است. و این از ویژگی‌های مغفول استاد است که؛ رمان مذهبی را خود بنیان نهاده و سرآمدش نیز بوده. ترجمه و برداشت ادعیه را به زبان ادبی خود آغاز کرده و بهترین هایش را هم خلق کرده و در نهایت ادبیاتی را رهبری کرده است که محتوا دارد ولی مهم آن‌که، قالب را به بهترین شکل خود می‌شناسد، و به یقینم که در پیوند مبارک محتوا و فرم فراوان پدری کرده است.

ادبیاتی که محتوای صرف نیست، مضمون تنها نیست و فقط شعار نمی‌دهد، آمیخته است به هنر، فرمی که حرف دارد و هنر برای هنر نیست. جانبی که ادبیات ما در سال‌های اخیر از آن بسیار رنج برده؛ حرف‌های خوب که بد و حرف‌های بد که خوب گفته می‌شوند.

سید مهدی شجاعی پردغدغه است و بسیار تیزبین و دورنگر. چون رائدی - به تعبیر خودش - که پیش‌تر از کاروان می‌رود و خطرات را فریاد می‌کند.

او در تمام سال‌های نوشتنش، چند سال و چند ده سال،‌ از هم روزگارانش جلوتر زیسته و دیده و چنین، نام و نشان راهزنان فرداهای جامعه را مکتوب کرده است و تمام این دغدغه‌ها و بینش‌ها و بصیرت‌ها، در بهترین فرم‌های ممکن ریخته شده.

استاد به این باور مصر است که حرف خوب را اگر خوب نگویی،‌ شنیده نمی‌شود و چنین است که اغلب کارهایش را باید یک نفس خواند و در یک نشست، از شدت اجرای بی‌نقص قواعد درام و خلاقیت‌های تکرار ناپذیر.

از وجوه دیگر و کم‌رنگ مطرح شده او، رهبری جریان‌های ادبی متعهد و جریان‌سازی‌های فرهنگی است. به بیان دیگر؛ حضور همیشه و نادیدنی سید مهدی شجاعی را در شاخه‌های متفاوت فرهنگ و هنر، نمی‌توان ندید.

او در فعالیت‌های سی‌ و سه ساله‌اش، همیشه و به‌دوام شخصیتی تاثیرگذار و حذف‌ناشدنی بوده. از مدیریت انتشارات برگ - با انتشار آثار کار اولی‌های حوزه ادبیات متعهد و شناساندن بسیاری از شناخته‌شده‌های امروز - تا مجله نیستان - به عنوان تنها مجله اجتماعی و فرهنگی بدون خطوط و وابستگی‌های سیاسی و استقلال زبانی و محتوایی - تا انتشارات کتاب نیستان - با انتشار مجموعه به‌یاد ماندنی گزیده ادبیات معاصر؛ کارنامه‌ای از نویسندگان، شاعران و نمایشنامه‌نویسان معاصر - و ... بیفزایید به این‌ها داوری‌های متعدد جشنواره‌های هنری و ادبی؛ و سیاست‌گذاری و مشاوره و مسئولیت در نهادهای اصلی فرهنگ چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و ...

این ها فقط برای نمونه و اشارت، که اگر قرار بود عناوین این سال‌های استاد را برشمرم،‌ چندین برابر همین یادداشت مطلب داشتم.

تمام آن‌چه نوشتم و آوردم و بسیار وجوه این‌چنینی دیگر؛ سید مهدی شجاعی را فضل و برتری نیست، بزرگی او در صفاتی است که این وجوه، تمام، زاییده آن‌هاست. که من برترینش را اخلاص می‌دانم، فقط و فقط و فقط خدا را دیدن... انگار او یک معامله بی‌زمان با خدا کرده است که همه ابعاد زندگی‌اش را - که هنرش و توانایی‌های نامحدودش هم بخشی از آن است - تقدیم حضرتش کند.

و نخواه که خدا بر چنین بنده‌ای برکات زمین و آسمان را نباراند و اعجازی عجیب در قلم‌اش به ودیعت ننهد و محبوبش نگرداند و...

به این فضائلِ برتری‌آفرین، تواضع و مهربانی بیفزایید و قلب رئوف را و کرامت بی‌چشم داشت را و ادب مثال‌زدنی را و دل دریایی را و...

خلاصه کلام این که من،‌ سید مهدی شجاعی را مصداقی کامل می‌دانم برای «من اصلح ما بینه و بین الله، اصلح الله ما بینه و بین الناس». و این همه معشوقی و محبوبی برای استاد، همه از آن است که زندگی‌اش را به تمامت عاشقی کرده برای حضرت دوست.

سایه مهربان پدری و استادی و بزرگی‌اش، به بلندای عمر هزار پدر و استاد...

کد مطلب 87752

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 6
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۹:۳۴ - ۱۳۸۹/۰۶/۰۵
    0 0
    حق مطلب را ادا کردید
  • مسعود IR ۱۹:۳۶ - ۱۳۸۹/۰۶/۰۵
    0 0
    تبریک ما را هم پذیرا باشید. استاد شجاعی ! در قلب ما جا داری
  • saeede nik akhtar US ۰۲:۳۵ - ۱۳۸۹/۰۶/۰۶
    0 0
    الحق و الانصاف که حقیت دارد تمام انچه گفته ایدو خداوند جزای خیر به شما و ایشان بدهد و بصیرتی بر دیده شاهدان و خوتنندگان....
  • مجیدریاضی IR ۰۸:۴۴ - ۱۳۸۹/۰۶/۰۶
    0 0
    ارزودارم خداسلامت به ایشان بدهدتاازقلم زیبای ایشان حظ ببریم
  • محمد IR ۱۰:۰۸ - ۱۳۸۹/۰۶/۰۶
    0 0
    سایه مهربان پدری و استادی و بزرگی‌اش، به بلندای عمر هزار پدر و استاد...
  • گل صبا.. US ۱۲:۳۳ - ۱۳۸۹/۰۶/۰۶
    0 0
    سلام . بسیار عالی بود . من هم تبریک می گم .و امیدوارم هرچه بیشتر بشه از وجود ایشون و قلم ایشون بهره ببریم . ...من خودم قلم ایشون رو در داستان "همیشه پای یک زن در میان است " رو فراموش نمی کنم .البته ایشون کارهای فراموش نشدنی زیاد دارن .

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین