مذاكرات اسلام آباد

کلید پیروزی نهایی ایران ترمیم رابطه دولت با ملت است / توجه به مطالبات اقتصادی مردم بی اثری تبلیغات دشمن را به دنبال دارد

معین آبادی: از مهم‌ترین درس‌های جنگ، اهمیت همبستگی داخلی بود. فاصله دولت و مردم (مانند اتفاقات دی‌ماه) امنیت ملی را تهدید می‌کند و بهانه‌ای برای پروپاگاندا علیه ایران در رسانه‌های جهانی فراهم می‌آورد. برای حفظ دستاوردهای جنگ و ایجاد قدرت ملی پایدار، حتماً باید به مطالبات اقتصادی، سیاسی و هویتی مردم توجه شود. باقری دولت آبادی: در جنگ‌های نوین، افکار عمومی هم در ایران و هم در آمریکا نقش پررنگی دارند و پذیرش شکست برای هر طرف دشوار است. بزرگ‌ترین دستاورد ما، حفظ نظام سیاسی در برابر حملات کوبنده و غیرمنتظره دشمن بود. با وجود اختلاف فاحش بودجه نظامی (حدود هزار و پنجاه میلیارد دلار آمریکا در برابر حدود ۸ میلیارد دلار بودجه نظامی ایران)، توانستیم هیمنه آمریکا را بشکنیم.

 گروه اندیشه: اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم‌سیاسی ایران با برگزار نشست علمی خود در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، به بررسی و واکاوی تحولات جنگ رمضان با حضور دکتر علی باقری دولت‌آبادی(عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه یاسوج) و دکتر حسین معین‌آبادی (عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه باهنر کرمان) پرداخت. در این نشست تأکید شد که ایران علیرغم نابرابری فاحش در بودجه نظامی (۸ میلیارد دلار در برابر ۱۰۰۰ میلیارد دلار آمریکا)، توانست با تکیه بر بازدارندگی متعارف و مدیریت هوشمندانه میدان، از تحقق اهداف کلان دشمن یعنی «تجزیه»، «تغییر رژیم» و «نابودی صنعت هسته‌ای» جلوگیری کند. با این حال، کارشناسان هشدار دادند که کلید پیروزی نهایی، نه فقط در موشک‌ها، بلکه در «ترمیم رابطه دولت و ملت» و توجه به مطالبات اقتصادی مردم نهفته است تا نفوذ پروپاگاندای دشمن در شکاف‌های داخلی ناکام بماند. در این نشست حسین معین‌آبادی پیروزی استراتژیک را در سایه همبستگی ملی ذکر کرد. از نظر او، نظام امنیتی منطقه بدون ایران معنا ندارد. وی تأکید کرد که بزرگ‌ترین تهدید، فاصله گرفتن مردم از دولت است و برای حفظ قدرت ملی، باید به مطالبات اقتصادی و سیاسی جامعه پاسخ داد.  دکتر علی باقری دولت‌آبادی نیز در سخنان خود بر مدیریت واقع‌گرایانه و جنگ روایت‌ها تاکید کرد و مسئولان را از افتادن در دام نگاه «سیاه و سفید» برحذر داشت. او گفت که اگرچه اهداف دشمن محقق نشد، اما نباید خسارات وارده به زیرساخت‌ها را نادیده گرفت. او گفت که تمرکز اصلی ایران باید بر مهار اسرائیل استوار باشد، نه درگیری با کشورهای کوچک منطقه. در یک نتیجه‌گیری راهبردی  آتش‌بس فعلی، نتیجه فرسایش پدافند اسرائیل و فشارهای سیاسی داخل آمریکا بود. اما این اصلاح رابطه میان دولت و ملت ایران است که فرصت ضربه مجدد بر ایران را از دشمن می گیرد. گزارش این نشست توسط زهرا حسین زاده تنظیم شده و از سوی اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار گرفته است. این گزارش را در ادامه می خوانید: 

کلید پیروزی نهایی ایران ترمیم رابطه دولت با ملت است / توجه به مطالبات اقتصادی مردم بی اثری تبلیغات دشمن را به دنبال دارد

معین آبادی: فاصله دولت و مردم تهدید اصلی / ایران پیروز استراتژیک نبرد چهل‌روزه 

 حسین معین آبادی(عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل باهنر کرمان)، در ابتدای صحبت‌های خود، با تبریک شهادت شهدای دفاع مقدس و تسلیت به بازماندگان، به تحلیل وضعیت پس از چهل روز جنگ و رسیدن به آتش‌بس دو هفته‌ای پرداخت. او گفت که اگرچه آتش‌بس فعلی شکننده است و ممکن است با توجه به تجربیات گذشته (مانند جنگ دوازده‌روزه) دوباره درگیری‌ها آغاز شود، اما ایران در این چهل روز از منظر استراتژیک «پیروز» میدان بوده است.

معین آبادی در سخنان خود به چند محور اساسی اشاره کرد:

۱- درس‌های حکمرانی داخلی و رابطه دولت-ملت: یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ، اهمیت همبستگی داخلی بود. او تأکید کرد که فاصله دولت و مردم (مانند اتفاقات دی‌ماه) امنیت ملی را تهدید می‌کند و بهانه‌ای برای پروپاگاندا علیه ایران در رسانه‌های جهانی فراهم می‌آورد. برای حفظ دستاوردهای جنگ و ایجاد قدرت ملی پایدار، حتماً باید به مطالبات اقتصادی، سیاسی و هویتی مردم توجه شود. نادیده گرفتن این مطالبات، ایران را دوباره در معرض آسیب‌پذیری و تاخت‌وتاز قرار خواهد داد.

۲-ناکامی اهداف دشمن: دشمن متخاصم اهداف کلانی از جمله تغییر نقشه ایران، حمایت از تجزیه‌طلبان، ورود نظامی از غرب کشور، ایجاد قیام‌های مردمی، نابودی صنعت هسته‌ای و ناتوان‌سازی کامل دفاعی را طراحی کرده بود. با این حال، هیچ‌یک از این اهداف محقق نشد و ایران در موضع قدرت و با ابتکار عمل باقی ماند. در مقابل، اگر دشمن پیروز می‌شد، امروز ایران کشوری شکست‌خورده بود که مجبور به امضای تفاهم‌نامه‌های تحقیرآمیز می‌شد.

۳- دستاوردهای عملیاتی و بازدارندگی: عملیات بستن تنگه هرمز، ضربه‌ای سنگین به منافع آمریکا و اسرائیل وارد و ادعای ناتوانی ایران در این زمینه را باطل کرد. این اقدام باعث تشکیک و دودلی در میان متحدین غربی شد و نشان داد که بازدارندگی ایران تنها به بمب اتم یا موشک محدود نمی‌شود، بلکه ابزارهای متعارف نیز می‌توانند امنیت و اقتدار ایجاد کنند.

۴- تحول در نظام امنیتی خلیج فارس: دکتر معین آبادی معتقد است که «نظام امنیتی خلیج فارس بدون حضور قدرتمند ایران و عراق معنا نخواهد داشت». کشورهای منطقه اکنون دریافته‌اند که توسعه اقتصادی صرف و برون‌سپاری امنیت به آمریکا، تضمین‌کننده امنیت ملی نیست. اولویت اول آمریکا حفظ اسرائیل است، نه منافع اقتصادی کشورهای عربی؛ بنابراین، همسویی با دشمنان ایران دیگر امنیت‌آفرین نیست و باید به سمت بازدارندگی منطقه‌ای حرکت کرد.

باقری دولت آبادی: جنگ روایت‌ها؛ نبرد برای حقیقت در غبار ابهامات اطلاعاتی

  در سخنان علی باقری دولت‌آبادی (عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه یاسوج)، سخنران بعدی این نشست نیز ۴ محور اساسی وجود داشت:

۱- کمبود داده‌های شفاف و جنگ روایت‌ها: به دلیل ممنوعیت انتشار تصاویر و اطلاعات از ضربات، تحلیل دقیق دشوار است. تفاوت نسخه‌های منتشر شده از آتش‌بس و ادعاهای متناقض ترامپ و نتانیاهو (مانند عدم شمول لبنان) نشان‌دهنده ابهامات موجود است. همچنین دشمن در «جنگ روایت‌ها» پیشرو است و با تولید سریع روایت‌ها (حتی غیرواقعی) تلاش می‌کند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد؛ لذا ما باید در تولید و انتشار روایت خود پیش‌قدم باشیم.

۲- نقش افکار عمومی و دستاورد بزرگ مقاومت: در جنگ‌های نوین، افکار عمومی هم در ایران و هم در آمریکا نقش پررنگی دارند و پذیرش شکست برای هر طرف دشوار است. بزرگ‌ترین دستاورد ما، حفظ نظام سیاسی در برابر حملات کوبنده و غیرمنتظره دشمن بود. با وجود اختلاف فاحش بودجه نظامی (حدود هزار و پنجاه میلیارد دلار آمریکا در برابر حدود ۸ میلیارد دلار بودجه نظامی ایران)، توانستیم هیمنه آمریکا را بشکنیم و نشان دهیم که اراده مردم، انسجام ملی و مقاومت، عوامل تعیین‌کننده‌تری از مادیات هستند. او همچنین افزود که مدیریت چهل روز مقاومت و ارائه پیشنهادات آتش‌بس از سوی دشمن، نشان‌دهنده خارق‌العاده بودن این موفقیت است.

۳- مدیریت روانی و اعتماد به ساختار: نباید دچار ذوق‌زدگی یا نگرانی مفرط شد؛ مذاکرات تحت نظارت رهبری و نهادهای تخصصی (شورای عالی امنیت ملی، مجلس و دولت) انجام می‌شود. اعتماد کامل به مذاکره‌کنندگان داخلی و بی‌اعتمادی مطلق به دشمن ضروری است. با توجه به سابقه شکستن میز مذاکره توسط دشمن، هوشیاری کامل نسبت به تحرکات احتمالی مانند ترور یا عملیات اطلاعاتی لازم است.

۴-نگاه غیرسیاه و سفید به جنگ‌های نوین: پایان جنگ معمولاً با آتش‌بس و مذاکره همراه است. نباید به دنبال بازنده یا پیروز مطلق بود (مانند جنگ اوکراین و غزه). اهداف دشمن (تغییر رژیم، باز کردن تنگه هرمز، تجزیه ایران و…) مدام در حال تغییر بود که نشان‌دهنده ناکامی آن‌هاست، اما نباید آسیب‌های وارده به زیرساخت‌ها و توان نظامی را نادیده گرفت. ارزیابی باید بر اساس محقق نشدن اهداف دشمن و در عین حال توجه به خسارات وارده باشد.

آتش‌بس؛ تنفس مصنوعی در شطرنج پیچیده بازیگران ملی و فراملی

 حسین معین‌آبادی در ادامه با بررسی وضعیت آتش‌بس و بازیگران و بر ماهیت شکننده آتش‌بس به عنوان یک «تنفس مصنوعی» و موقت برای رسیدن به نتیجه قطعی تأکید کرد. او در بخش شناسایی بازیگران، به سه سطح از بازیگران زیرملی (حوثی‌ها، حزب‌الله، حشدالشعبی)، ملی (ایران، اسرائیل) و بین‌المللی (آمریکا) اشاره کرد و گفت: ممکن است برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز با حملات پنهان (مانند حمله به تاسیسات نفتی یا تهران) بازیگری کنند که نیازمند راستی‌آزمایی ماهواره‌ای است.

معین آبادی در ادامه افزود: با استناد به دیدگاه‌هایی مانند «مرشایمر»، اسرائیل تمایل چندانی به صلح پایدار ندارد و هدف اصلی آن نابودی ایران، تجزیه جمهوری اسلامی و نابودی محور مقاومت است. در مقابل، آمریکا تحت فشار داخلی و اقتصادی، تمایلی به ورود مستقیم به جنگ ندارد و ترامپ به دنبال فرار از مهلکه است. بنابراین، آمریکا و ایران در یک سطح و اسرائیل در سطحی جداگانه در حال تصمیم‌گیری هستند. برای تدوین سناریوها، سه مولفه کلیدی «بازیگران»، «پیشرانه‌ها» و «عدم قطعیت‌ها» قابل بررسی است: پیشرانه‌ها: مطالبات اسرائیل، وضعیت جنوب خلیج فارس و تأثیرات اقتصادی بر جهان (مانند تنگه هرمز). عدم قطعیت‌ها: ریشه‌های هویتی و تاریخی تعارضات خاورمیانه (عرب/عجم، شیعه/سنی)، اسرائیل‌ستیزی و آمریکاستیزی در مبانی انقلاب اسلامی، و نگاه تحقیرآمیز آمریکا به متحدان خود.

در ادامه معین آبادی سه سناریو را مطرح کرد: سناریوی مطلوب برای ایران: شکل‌گیری دولت دوگانه فلسطین و اسرائیل (بازگشت به وضعیت ۱۹۴۸) و نابودی ساختار کنونی اسرائیل. برای آمریکا: تغییر ماهیت نظام جمهوری اسلامی. برای اسرائیل: تجزیه و نابودی ایران و حذف نیروهای نیابتی. سناریوی محتمل: رسیدن به تفاهم موقت یا آتش‌بس پایدارتر (مشابه توافق با حوثی‌ها). جدایی نسبی آمریکا از اسرائیل در مدیریت بحران به دلیل هزینه‌های جنگ و فشارهای داخلی آمریکا (انتخابات، پرونده‌های سیاسی). احتمال شروع مجدد جنگ توسط اسرائیل برای حفظ قدرت نتانیاهو و غافلگیری دشمنان. سناریوی باورپذیر: دستیابی به صلح یا کاهش تنش با آمریکا، اما ادامه و تداوم تنش و درگیری با اسرائیل. این سناریو با توجه به مخالفان جنگ در داخل آمریکا (دموکرات‌ها و سناتورها) و تمایل ترامپ به دوری از جنگ مستقیم، کاملاً محتمل ارزیابی شد.

جنگ در سایه رقابت ابرقدرت‌ها؛ مهار چین و کنترل انرژی ایران

در ادامه، باقری دولت‌آبادی ضرورت پذیرش آتش‌بس و واقعیت‌های میدان نبرد را مورد واکاوی قرار داد. او گفت که جنگ جاری، صرفاً یک منازعه دوجانبه ایران و آمریکا نیست، بلکه بخشی از رقابت استراتژیک بین‌المللی میان ایالات متحده و چین است. آمریکا با هدف فشار بر چین (که تولید ناخالص داخلی آن حدود ۱۹ تریلیون دلار برآورد می‌شود) و کنترل منابع انرژی ایران، تلاش می‌کند با تغییر نظام سیاسی یا تصرف منابع نفت ایران، جایگاه خود را در برابر رقیب اقتصادی‌اش تثبیت کند.

از نظر باقری دولت آبادی چین به دلیل دکترین «عدم ورود به جنگ‌های غیرقابل کنترل»، از درگیری مستقیم پرهیز می‌کند، اما به ایران هشدار داده است که در صورت عدم حصول مجوز شورای امنیت، ممکن است آمریکا با ائتلاف نظامی (شامل ۴۰ کشور) تنگه هرمز را با فشار نظامی باز کند. از سوی چین و روسیه به ایران هشدار داده‌اند که تداوم جنگ بدون پشتوانه حقوقی بین‌المللی، منجر به مداخله مستقیم نظامی در تنگه هرمز و حمله زمینی/هوایی گسترده خواهد شد. پذیرش آتش‌بس در این مرحله، پاسخی به این هشدارهای امنیتی است. ضمن این که ایران نیز در این جنگ خسارات های قابل ملاحظه ای در بخش نظامی متحمل شده است. 

او افزود که  طبق قانون اساسی آمریکا، جنگ باید ظرف ۶۰ روز پایان یابد، در غیر این صورت ترامپ با استیضاح روبرو می‌شود. ترامپ با پذیرش آتش‌بس، ضمن پایان دادن به این دوره ۶۰ روزه، سعی دارد امکان شروع مجدد جنگ با نامی جدید را در آینده حفظ کند، زیرا چشم‌انداز روشنی برای پیروزی کامل ندارد.

باقری دولت آبادی سپس به عوامل بازدارنده و موفقیت‌های ایران اشاره کرد و در این باره سه محور اساسی را بر شمرد:۱-هشدارهای هوافضای سپاه: اعلام آمادگی سپاه برای شلیک همزمان به ۱۵۰ هدف (شامل ۴۰۰ موشک بالستیک، ۲۵۰ کروز و هزار پهپاد) در صورت تداوم حملات، و اعلام باز بودن آسمان شمال اسرائیل، نشان‌دهنده توانایی عملیاتی بالای ایران است. ۲-فرسایش پدافند اسرائیل: گزارش‌ها نشان می‌دهد ذخایر موشکی پدافند اسرائیل (مانند فلاخن داوود و آرو) در آستانه اتمام بوده و تاریخ پایان این ذخایر با زمان آتش‌بس همپوشانی داشته است. ۳. خسارات هوایی آمریکا: ساقط شدن هواپیماهای پیشرفته آمریکایی (از جمله F-۳۵، F-۱۶، F-۱۸، هلیکوپترها و احتمالاً هواپیمای A-۱۰ و سوخت‌رسان‌ها در عربستان) و ناتوانی آمریکا در پنهان کردن این شکست‌ها از افکار عمومی و کنگره، فشار مضاعفی بر ترامپ وارد کرد تا به میز مذاکره بازگردد.

تمرکز بر شیطان کوچک؛ آتش‌بس به مثابه فرصتی برای بازسازی تاکتیکی

نتیجه‌گیری و توصیه راهبردی:  باقری دولت‌آبادی تأکید کرد که کشورهای حاشیه خلیج فارس (امارات، بحرین، عربستان) اهدافی فرعی بوده و قابل مقایسه با توان ایران نیستند. تمرکز اصلی باید بر اسرائیل (شیطان کوچک) باشد. با وجود پذیرش آتش‌بس، ایران نباید غافل شود؛ زیرا اسرائیل همچنان به دنبال تداوم جنگ فرسایشی است. پاسخ‌دهی قاطع و متمرکز بر مراکز تصمیم‌گیرنده اسرائیل، در کنار مدیریت تنش با آمریکا، ضروری است. آتش‌بس فعلی یک فرصت تاکتیکی برای جبران خسارات و تثبیت مواضع است، نه پایان راهبردی درگیری. ️

دقایق پایانی جلسه نیز به پاسخگویی به سوالات مطرح‌شده از سوی حاضران در جلسه اختصاص داده شد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2219011

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =

آخرین اخبار