اینقدر برنامه خوب کم داریم و برنامهسازیها آن طور که باید باشد، نیست که بعضی اوقات ناگزیر میشوید انتخابهایی را که صد در صد باب میلتان نیست، داشته باشید. ضمن اینکه باید دانست از صدا به سیما؛ خیلی فاصلهای نیست، تفاوتهایشان خیلی زیاد است.
یعنی دور از ذهن نیست که کسی از رادیو وارد تلویزیون شود. حتی به نظرم در این امر، همزمانی هم میتواند اتفاق افتد گرچه در سالهای اخیر با قوانین رادیو سازگاری چندانی نداشت. اما تفاوتهایشان واقعا زیاد است. شاید به خاطر «واو عطفی» که میان صدا و سیما میآید ما توقع داریم این دو رسانه با یکدیگر در تعامل و همکاری باشند اما عملا چنین چیزی دیده نمیشود و متاسفانه بیشتر، اختلاف نظر و خصومتهایشان را شاهد هستیم. فضای مالی در تلویزیون به گونهای رقم میخورد و در رادیو به گونه دیگر. اهالی رادیو به یک راه میروند و تلویزیونیها به راه دیگری. به نظر من اینها اصلا قشنگ نیست.
در واقع نباید بگوییم رادیو و تلویزیون یا صدا و سیما باید گفت رادیو یا تلویزیون، صدا یا سیما! ضمن اینکه باید توجه داشت که محیط رادیو با تلویزیون تفاوت دارد و نمیشود از یک شخص که جا گیر یک فضای جدید شده توقع داشت همان آدم گذشته باشد.
اصلا یکی از اهداف بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر و به خصوص رادیو ـ همچون خود من ـ از تغییر محیط این است که میخواهند یک جابه جایی را سبب شوند و بهتر از آن، یک برانگیختگی را در خودشان ایجاد نمایند و قصد ندارند همانی که هستند، باشند و بمانند.
اما اگر قرار باشد این فرد در این جابه جاییها از برخی ویژگیها و خصیصههای شخصیتیاش فاصله بگیرد، خیلی بد است. مثلا اگر در رادیو آدم صریح الهجه و صادقی بوده و حالا در تلویزیون نباشد میتوان از او ایراد گرفت و علت این تناقضهایش را جویا شد.






نظر شما