
۱- همایش روز جهانی فلسفه با سخنرانی مهم دکتر محمود احمدینژاد، به مراسم رونمایی از اندیشه عرفانی رئیسجمهوری مبدل گشت.دکتر محمود احمدی نژاد روز گذشته با حضور در همایش روز جهانی فلسفه، برای نخستین بار دقایق اندیشه فلسفی و عرفانی و رویکرد انسانشناسانه خود را در جمع نخبگان و اندیشمندان ایرانی و غیرایرانی عرضه داشت و گفت: «مهمترین موضوع آفرینش انسان است و مهمترین موضوع انسان، نیل به سعادت ابدی و اوج کمال انسانی است... روشن است که انسان محاط است و به لحاظ عقلی محال است که به محیط احاطه پیدا کند. ذات خداوند برای انسان دستنیافتنی است. خدا را فقط میتوان از تجلی اسماء و صفات او شناخت. به عبارت دیگر آن اسماء و صفات و تجلی از خداوند متعال برای انسان قابل دریافت و شناخت است که تنزل و وجهه این جهانی پیدا کند. حکمت، علم، قدرت، رافت، کرامت، عدالت، خلاقیت، غنا، حلم و هزاران اسم و صفت خداوند که در حد مطلق خود یک حقیقت است، با تنزل و تجلی در این عالم برای انسان قابل دریافت و شناخت هستند. پرسش این است که مجلی و مجرای تجلی این اسماء و صفات چیست؟ و کدام موجود در این عالم بالاترین ظرفیت تجلی این اسماء را دارد؟...اگر انسان خلق نمیشد، ظرفی برای معرفی و شناخت برتر اسماء الهی وجود نداشت. بنابراین برای شناخت برتر خداوند باید تجلی او در انسان را شناخت. معلوم است که انسانها هرکدام به نسبتی و برخی از این اسماء و صفات را منعکس میکنند. سوال این است که بازتاب کامل اسماء الهی در کجاست. باز روشن است که شناخت کامل و بالاترین، از تجلی کامل و بالاترین به دست خواهد آمد... معلوم است که برای شناخت انسان نیز تنها راه، شناخت انسان کامل است. هر مقدار انسان به انسان کامل نزدیک شود و با او قرابت پیدا کند، شناخت او از انسان بالاتر و کاملتر میشود. اگر جهان از وجود انسان کامل محروم شود در واقع واسطهی جریان هستی قطع میگردد و موجودات در مراتب پایینتر هستی از فیض وجود، محروم و در نتیجه معدوم میگردند. وجود انسان کامل لازمه جاری شدن هستی در مراتب وجود است. انسان کامل معیار حرکت انسان در مسیر سعادت، راه انسان در مسیر کمال و نقطهی اوج و مقصد کمال انسان است. تا انسان تحت ولایت انسان کامل قرار نگیرد، طعم حقیقت و شیرینی کمال و شکوفایی استعدادهای الهی را نخواهد چشید. با دستیابی بشر به انسان کامل و با ظهور انسان کامل، تمام استعدادهای عالم به فعلیت خواهد رسید و اسماء و صفات الهی بهطور کامل در زمین متجلی خواهد شد و آنگاه است که بشریت طعم واقعی وصل به حقایق، عدل، عزت، پاکی و رحمت الهی را خواهد چشید. آن روز دیر نخواهد بود.»
۲-آنچه که در بالا به عنوان چکیدهای از اظهارات محمود احمدینژاد مطالعه نمودید و تاکید وی را بر موضوع «انسان کامل» به عنوان مجرای تحقق و بازتاب کامل اسماءالله دریافتید، در واقع بازگفت اندیشه عرفانی و انسان شناسانه عارف معروف، محیالدین عربی اندلسی در خصوص انسان کامل است. یکی از معتقدات باطنی اسلام که آن نیز نخستین بار با اصطلاحات خاص توسط محیالدین عربی صورتبندی شد نظریه انسان کامل است، که احمدینژاد نیز برای صورتبندی انسانشناسی خود از آن بهره جسته است. «انسان کامل» از نگاه محیالدین عربی، تجلی نام اسماء حق است. انسان کامل نمونه یک حیات روحانی است که میداند مقصود از انسان بودن چیست. هر انسانی بالقوه انسان کامل است، اما بالفعل تنها پیامبران و امامان و اولیا را میتوان به این نام خواند. ابـن عـربـی، انسـان کامل را نایب حق در زمیـن و (معلـم الملک) در آسـمـان میخـواند، او را کاملترین صـورتـی میداند که آفریده شـده و مرتبه او از حـد امکان برتر و از مقام خلق والاتر است. به خـاطـر مـرتبه وی، فیض و مـدد حق که سبب بقـای عالم است، به عالم میرسد. از نظر محیالدین عربی، انـسان کامل، محل همه نقشها و نگارهای اسماء الهی و حقـایق دنیوی اسـت انسـان کـامل، روح عالـم و عـالـم جـسـد اوسـت.
هـمانگـونه که روح به وسیله قـوای روحانی و جـسمانـی به تدبیر بـدن و تصرف در آن میپـردازد، انسـان کـامل نیز، بـه وسـیـلـه اسـمـای الــهی که خداوند راز و رمز آنها را به وی آمـوخته است، در عالـم دست مییازد و همان گـونه که روح سبب حیات بـدن اسـت و چـون آن را رها سازد، جسـد از هـر کمالـی تهی میشـود، انـسـان کامل نیز مایه حیات عالـم است و چـون او ایـن جهان را ترک کـنـد، ایـن عـالـم تـباه و از معنی خالی میشـود. به اعتقاد محیالدین عربی انـسـان کـامـل از جنس ایـن عالم نیست و به علـم لدنی مجهز است و رفـتـار و کردار او، فراسـوی درست و نادرست است.
۳-پیش از آنکه دکتر محمود احمدینژاد با تاسی از اندیشه محیالدین عربی از اندیشه انسانشناسانه خود رونمایی کند، حضرت امام خمینی(ره)، رهبر فقید انقلاب اسلامی، با بهرهگیری از تعلیمات محیالدین عربی، اندیشه انسانشناسی انقلاب اسلامی را تبیین نموده بودند. امـام خـمـیـنـی(ره) نیز متاثر از عرفان محیالدین عربی، به بحث انسان کـامل پـرداخت. از بـحـثهای اسـاسـی امام خمینـی(ره) در تعلیقه و آثـار دیگـرش، از جمله شـرح چهل حـدیث و مصبـاحالهدایه و شـرح دعای سحر، بحث «انسان کامل» اسـت. امام خمینی(ره) ایـن بحث را همانند عرفای دیگر به دنبال بحث از پایهها و مرتبههای جلـوه حق، مـورد بحث قرار میدهد: «در عرفان امام خمینـی، نخستیـن حقیقتـی که در عالـم وجـود ظاهر شـده، انـسـان کـامـل اسـت. او، صـورت حق و جلـوه تمام اسماء حسنـی و امـثـال علیای الهی است. او، تـام تـریـن کلمات الهی است و به وسـیـله اوست که دایره وجـود به آخر می رسد. نباء اعظم است. تـجلی خدا در انسان کامل، بدون واسطه هیچ صفتـی یا اسمـی نیست. عـیـن ثابت انسان کـامل بـر سـایـر اعیان ثـابته ممکنات سیادت دارد.نـسـبـت میان عیـن ثـابت انسـان کـامل و اعیـان دیگـر در حضـرت اعیان، مـثل نسبت بیـن اسـم اعظم الهی درحضرت واحـدیت با اسماء دیگـر است. بـنـابـرایـن، چنانکه اسـم اعظم در هیچ آیینهای رخ نمیتابد و به هـیـچ تـعـیـنـی متعیـن نمیشود و به جهت جلـوه در همه مرتبههای اسـمـائـی ظـاهر شده و تابش نورش در همه چشـماندازها بازتاب مـییـابـد و جلوه همه اسماء، بسته به جلـوه آن است. عیـن ثابت انسان کـامـل نـیز، به جهت جمعیت اجمالـی منتسب به حضرت جمعیت، در صـور اعـیان ظاهرنمیشود و به ایـن جهت غیب است و به جهت ظهور در صـور اعیان ظاهر بر حسب استعداد ظاهر میشود. انـسـان کـامل دانای همه مـراتب تاویل است. او، همان لحظهای که کـتاب محسـوس راکه در اختیار اوست مـیخـوانـد، از صحیفه عالـم مثال و عـالـم الـواح و عـالم ارواح تا علـم اعلی، حضـرت تجلـی تا حضرت علم، تا اسـم اعظم را میخـواند و راسخ در علـم است. او دارای احـدیـت جـمـع اسـمـاء و اعیـان و مظهر حضـرت احــدیت جـامع اسـت و هـیچ یک از اسمـاء را در او غلبه تصـرف نیست. حق جمـال خـود را در آیـیـنه وی مـی بینـد. او چنـانکه آیینه شهود ذات حق اسـت، آیـیـنـه شـهـود همه اشیا نیز هست. چنانکه ذات الهی بـا احـدیـت جـمع خـود یگانهبخـش همه اسماء و صفات است، حقیقت انسان کـامـل نیز، از بـاب ایـن که حکـم سـایه همـان صـاحب سـایه است، احـدیت همه اعیان است. حـقیقت انسـان کامل درمقـام غیبـی آن، بـا هیچ امتیازی، امتیاز نمییابد و به هیچ ویژگی و چگـونگـی نمـوده نمیشود و در هیچ آیینهای نـمـود پـیـدا نـمیکند، ولـی در مقام جلـوه در نقشها و گـونههای اسـمـا و ویژگیها و بازتاب نور در آیینه نمـودها و امتیازها، به هـیـئت کرههای در هـم داخل شده است که بعضـی بعض دیگر را در خـود گـرفـته است، با ایـن فرق که کرهای روحانی به عکـس کرههای حسی، ایـن مرکز است که محیط را درخـود میگیرد.(۱) ارادت امام خمینی(ره) به محیالدین عربی تا آنجاست که ایشان در نامه معروف خود به گورباچف نوشتند:« از کتب عرفا و بخصوص محیالدین ابنعربی نام نمیبرم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در اینگونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد.»
۴- درمیان نظریات محیالدین عربی، اعتقاد وی به وحدت درونی همه دینها جلب توجه خاص میکند. ابنعربی معتقد بود که شرایع الهی راههایی هستند که جملگی در نهایت به یک مقصد میرسند و این نکتهای است که ردیابی آن در اندیشه های احمدینژاد نیز دشوار نیست. سخنان مهم دکتر احمدینژاد در کنگره بینالمللی روز جهانی فلسفه و بروز اندیشه عرفانی محیالدین عربی و امام خمینی(ره) به عنوان منبع اصلی اندیشه انسانشناسی رئیسجمهوری، نشان داد که احمدینژاد در مبناییترین دیدگاههای خود که انسانشناسی هر فرد را شکل میدهد از پاکترین سرچشمهها سیراب شده و براین اساس به ضرس قاطع میتوان اظهار داشت که انسانشناسی احمدینژاد تداوم انسانشناسی خمینی کبیر(ره) است.
(۱) منابع این بخش از کتب «مـصبـاح الهدایه الـی الخلافه والـولایه»، «تـعـلـیقات علـی شـرح فصـوص الحکـم و مصبـاح الانـس» و «شـرح چـهـل حـدیث» حضرت امام خمینـی(ره) استفاده شده است.







نظر شما