۰ نفر
۲۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۷
ترس از قانون، شرم از مردم و عذاب وجدان

قانون برای این وضع می‌شود تا همگان در سایه اجرای آن بتوانند آسوده باشند و در امنیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی در کنار هم به خوبی زندگی کنند و استعدادهای هر فردی تا جایی که می‌تواند شکوفان شود و مردم از آن بهره‌مند گردند.

مدیریت در هر جامعه و کشوری برای آن است تا قانون را اجرا کند تا اهداف فوق برآورده شود. اگر مدیران از قانون سوءاستفاده کنند مردم حق دارند مدیران خود را باز خواست و در صورت لزوم برکنار کنند. مدیریت اگر در دست افراد صالح باشد بدنه‌کاری هم سالم و کار قوه قضا را هم کم می‌­کند. اگر چه قوه قضا هم در اجرا می‌توانند به کمک کارگزاران بیاید. مدیران هستند که قانونمنداند و آن را هم در گفتار و هم در عمل به مردم نشان می‌دهند و از این رو هیچ فرد زیر دست آنان بر اثر این قانون‌مداری نمی­‌تواند از وظایف خود تخلف کند که:
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
بر آورند غلامان او درخت از ییخ

هراس از قانون بسیار مهم است. خدا هم در قرآن به اجرای قانون تأکید کرده است و متخلفان را به عذابی سخت وعده داده است. خدا به کسانی که مرتکب گناه در سطح اجتماعی می­‌شوند هشدار داده و به پیامبر و مجریان توصیه کرده که مبادا به آنها ترحم کنی؛ و لا تأخذ بهما رأفه.

شرم و خجالت از مردم هم یکی دیگر از عواملی است که باعث دوری از گناه و خطا می‌­شود. مردم و نگاه آنان عامل بازدارنده بسیاری از خطاهاست. حرف مردم و شماتت و یا تحسین آنها بزرگ‌ترین بازدارنده یا مشوق در جامعه است. عذاب وجدان هم برای مردمانی که حتی ممکن است از چنگ قانون فرار کرده و با ترفندهایی از خجالت مردم هم مصون شده باشد. عذاب وجدان در همه احوالات حضور دارد. برای افراد با ایمان در همان آغاز کار بازدارنده است ولی برای آدم های خطا کار و حتی تبهکار هم در وسط و یا انتها می‌تواند بازدارنده و عامل بازگشت باشد. اما آن‌چه مهم‌تر است این است که مدیریت بد و ناکافی و ناکارآمد دو عنصر دیگر را هم ضایع می‌کند.

بدین‌گونه که وقتی: مدیریت رانت ایجاد می‌­کند، مدیریت از بد حساب‌ها مالیات نمی­‌گیرد، مدیریت در گمرکات عامل فساد می‌شود، مدیریت خاصه‌خواری و خاصه‌بخشی می­‌کند، مدیریت واردات را شیرین‌تر از صادرات می­‌کند، مدیریت ارز را متلاطم می‌­کند، مدیریت یا اطلاعات غلط می­‌دهد و یا برای بیگانگان رمزگشایی می­‌کند، مدیریت بانک‌ها را در انجام وظائف و خارج از وظائفشان آزاد می‌­گذارد، مدیریت تخصیص‌ها را بهینه نمی‌­کند و به سویی که خودش می‌خواهد می‌­کشاند، مدیریت قانون را اجرا نمی‌کند و دور می‌­زند، مدیریت حتی در اجرای اصل ۴۴ خاصه‌خرجی می‌­کند، و همین‌طور... دو اصل دیگر هم خدشه‌دار می‌شود. مردم وقتی ببینند که مسئولانی را که خود بر سر کار آورده‌اند از اجرای قانون سربازمی‌زنند کم‌کم قبح عمل بد در جامعه از بین می‌رود و مردمانی آن را زرنگی می‌دانند. وقتی چنین شد آهسته آهسته عذاب وجدان هم از وجدان‌ها رخت برمی­‌بندد و هم جامعه کار بد را زرنگی می‌داند و هم انسان‌ها اگر عمل خلافی انجام دهند آن را با دیگرانی که خطاهایی بزرگ‌تر انجام داده‌اند مقایسه و خویش را تبرئه می‌کنند.

بنابراین اگر ترس از قانون نباشد به این معناست که مجریان خود اجرا نکنند و مدیریت صحیح را دست کم بگیرند، آن‌گاه مردم هم از آن انجام کار بد، ترس نخواهند داشت و نتیجه می‌شود که آن دو امر دیگر هم لوث و پامال شود.

کد خبر 1231177

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =