۱۴ نفر
۱۲ فروردین ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۸
چرا مستند شبکه افق را باید به فال نیک گرفت؟

مستند شبکه تلویزیونی افق درباره استاد شجریان با عنوان «از سپیده تا فریاد» را نمی توان بدون در نظر گرفتن تنگناها و مقتضیات فکری حاکم بر رسانه ملی وجریان سیاسی حامی آن ارزیابی کرد، مگر اینکه بگوییم اساسا افق، حق نداشته چنین مستندی بسازد که آن وقت این گزاره نیز ناشی از شناخت ناکافی از همان مقتضیات و کارویژه های شبکه هایی چون افق و رسانه ملی است.

لذا آن دو توئیتی که در خصوص این مستند نوشتم، ناظر بر همین مفروضات بود، مفروضاتی که ناگزیر می کند فضای فکری و سیاسی حاکم بر این شبکه و جریان حامی آن را در تحلیل لحاظ کرد.

برای من موضوع محتوا حل شده است. از افق یا افق فکری که به هر دلیلی از ۸۸ به این سو و یا حتی قبل از آن با استاد شجریان زاویه داشته یا پیدا کرده است، توقع تمجید محض داشتن، هم محال و هم غیر منطقی است. آنچه توجه من را در خصوص این مستند به خود جلب کرده است ناظر به ساختار شکنی هایی است که در فرم و شیوه ارائه پیام احساس کردم که سعی می کنم برخی از آنها را در این یادداشت تبیین کنم.

​همانگونه که اشاره شد بسیار بدیهی است که شبکه افق، در راستای کارویژه های پیش گفته، اهدافی سیاسی و بعضا ایدئولوژیک را از ساخت چنین مستندی دنبال می کند که برخی از آنها را می توان چنین بر شمرد:
-        به چالش کشیدن محبوبیت، شخصیت و اعتقادات استاد شجریان و تنزل و تقلیل جایگاه وی در حد یک سلبریتی که نهایتا براساس نگاه عاقبت محورِ ایدئولوژیک پایه حاکم بر گفتمان اصولگرایی و رسانه ملی ، اگرچه شروع و فراز خوبی در زندگی شخصی و حرفه ای خود داشته است، نهایتا بازیچه سیاستمداران و رسانه داران اپوزیسیون شده و از عاقبت بخیری محروم مانده و تمام شده است. پس فاعتبروا یا اولی الابصار.

-        تخریب چهره رهبران جریان اصلاحات از جمله موسوی، خاتمی و هاشمی و معرفی آنها به عنوان افرادی که اگرچه امروز از آنها به عنوان حامیان شجریان و فضای باز نام برده می شود، در گذشته همین ها بودند که برای او مشکلاتی را ایجاد کرده بودند و در واقع نارواداری های فرهنگی در خصوص موسیقی به این افراد مربوط می شده است.

-        تعریض به رئیس جمهور مستقر، دکتر روحانی و متهم کردن او که از شجریان، برای پیش برد اهداف انتخاباتی و سیاسی استفاده ابزاری کرده است.

-        معرفی ظریف احمدی نژاد به عنوان مقصر اصلی عصبانیت استاد شجریان به خاطر «خس و خاشاک» خواندن مخالفان خود در سال ۸۸ که منجر به مصاحبه های تند استاد با رسانه های اپوزیسیون شد.

-        حمله به رسانه های اپوزیسیون از جمله بی.بی.سی فارسی و بخش فارسی صدای آمریکا که نهایت سوء استفاده از اختلافات داخلی در ایران را به عمل آورده و از استاد برای رسیدن به مطامع سیاسی خود استفاده لازم را برده اند.

چه فرض این مستند تلویزیونی را مبنی بر دگردیسی و تغییر نامطلوب و یا همان «عاقبت به شری» فردی ممتاز و برجسته در سطحی ملی و جهانی چون استاد شجریان بپذیریم چه نپذیریم، نکته بارز در اینگونه روش های مرسوم چه در رسانه ملی چه در افق های دیگر این است که هیچ ردی از تقصیر در این خط سیر از حکومت و نهادها و شخصیت های مربوط به آن دیده نمی شود و همه تقصیرها متوجه دولتمردان است، حال می خواهد خاتمی باشد یا احمدی نژاد. این موضوع نیز ریشه در کارویژه و ماموریت های رسانه ملی در تقدیس هسته مرکزی حکومت و احاله همه قصورات و ناپاکی ها به بخش دولتی و من تبع آن دارد.

از این رو تکلیف من نوعی با محتوا کاملا روشن است و از این منظر به هیچ وجه هیجان زده نیستم و سعی نکردم به بیان واضحات و تکرار مکررات بپردازم. اما آنچه برای من در خصوص این مستند قابل توجه بود و دوست دارم توجه سایرین را نیز به آن جلب کنم بیشتر مربوط به فرم و شیوه بیان محتوا است.

مستند « از سپیده تا فریاد» از نظر فرم و شیوه ارائه محتوا و القاء پیام، نشان دهنده آغاز دگردیسی و تغییر در جریانی است که توانسته به عنوان لایه جدیدی از اصولگرایان که بعضی آنها را نواصولگراها می خوانند، برخی از شبکه های رسانه ملی و بخش قابل توجه و موثری از حوزه های فرهنگی در کشور را تسخیر و تصرف کند. این جریان اگرچه ریشه در همان اصولگرایی کهنه دارد اما همه تلاش خود را به کار گرفته است که خود را متفاوت، قابل تحمل و انعطاف پذیر تر از اسلاف خود نشان دهد و یکی از این حوزه ها، حوزه فرهنگی ـ رسانه ای است.

یکی از بارزترین نشانه ها در تغییردر شیوه ارائه، تلاش سازندگان مستند «از سپیده تا فریاد» برای  پیاده کردن تکنیک رسانه ای «تظاهر به بیطرفی» است که بنیانگذار و استاد آن در دنیا شرکت پخش رادیو و تلویزیونی بریتانیا (بی.بی.سی) است. حضور حسین علیزاده و داریوش پیرنیاکان دو استاد برجسته موسیقی ایرانی در این مستند و حمیدرضا نوربخش، مدیر عامل خانه موسیقی ایران و شاگرد آوازی شجریان که در نوع خود، بر خلاف روایت غالبِ مستند با صدای ناصر طهماسب، دفاعیات قابل توجه و محکمه پسندی از استاد ارائه می دهند، موید این ادعا است.  اگر فرض استفاده از تکنیک تظاهر به بیطرفی در این مستند را رد کنیم اساسا، پخش دفاعیات بسیار عالی سه شخصیت بارز موسیقی کشور از استاد شجریان در یک برنامه تلویزیونی در جمهوری اسلامی ایران نه تنها خرق عادت محسوب می شود بلکه در متن و فرامتن حاکم بر گفتمان سیاسی و ایدئولوژیک حاکم بر رسانه ملی مستوجب عقوبت و تعذیب خواهد بود.

استفاده نکردن هوشمندانه نویسندگان مستند از واژه هایی که افکار عمومی نسبت به آنها آلرژیک شده مانند «فتنه»، «بصیرت» ... یا مخفی کردن پیام های تخریبی علیه شخصیت های سیاسی خاص در زرورق و ارائه نکردن آنها به صورت گل درشت که باعث می شود مخاطب دچار پیش داوری شود، از دیگر نشانه های به کارگیری این روش است.

نزدن تیر خلاص به سوژه ترور شده و پایین آوردن فتیله قضاوت یک طرفه و صدور حکم سنگین علیه سوژه و استفاده از وکیل مدافع، یکی دیگر از سنت شکنی های این مستند محسوب می شود. در رسانه ملی و تفکر حاکم بر جریان تبلیغی ـ رسانه ای اصولگرا، کار تخریبی ـ سیاسی ـ تبلیغی علیه مخالفین، منتقدین یا رقبای سیاسی، زمانی مقبول طبع سفارش دهندگان قرار می گیرد که خون سوژه حلال و جان و مال و ناموس و عرض و آبروی او هم به شیوه کیهان برباد رفته باشد، در غیر اینصورت ممکن است هر گونه اقدامی فاقد این مختصات،  به سبک استالینی و جریان های چپگرا، خودِ اثر و سازنده آن را به ورطه اتهامِ مماشات، سازشکاری، توجیه یا همدلی با سوژه، بکشاند و به ضد خود تبدیل شود.  این مستند دست کم سعی کرد از این شیوه دور بماند و این یعنی تلاش برای نشان دادن تفاوت نوآمدگان با کهنه شدگان و یعنی بهره گیری از تکنیک کار آمد بی بی سی در تظاهر به بیطرفی.

و اما فرم ارائه مستند نیز نکات جالبی را در خود داشت که سعی می کنم کوتاه برخی از آنها را در قالب چند گزاره بیان کنم.

-        تقریبا در همه چهار دهه گذشته نمایش ساز در رسانه ملی ممنوع و نوعی ذنب لایغفر محسوب می شده است و این حساسیت در خصوص سازهای ایرانی بعضا بیشتر از سازهای خارجی مانند پیانو، گیتار و.. بوده است. موارد نقض شده از تعداد انگشتان یک دست هم فراتر نبوده اند و کاملا استثناء محسوب می شده اند. از این رو پخش این مستند نوعی ساختار شکنی در فرم محسوب می شود چرا که تقریبا به اندازه همه چهل سال گذشته  ساز و آواز استاد شجریان ، لطفی و برخی دیگر از اساتید موسیقی ایران را پخش کرد.

-        در هیچ یک از مستندهای مربوط به موسیقی که با نیت پخش از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران یا سینماهای آن ساخته شده نیز نمی توان این حجم از نمایش ساز و آواز را دید، بلکه در برخی از آنها اساسا عنصر مفقود محسوب می شود. به دیگر معنی ممیزی های سخت گیرانه و متحجرانه در خصوص نمایش ندادن ساز، فراتر از مرزهای تلویزیونی رفته بود اما در مستند شبکه افق همه این خطوط قرمز ناگهان برداشته شده است و من از این بعنوان قدرت نمایی رسانه ای شبکه افق یاد کردم و آن را حاوی پیامی روشن از سوی دست اندرکاران آن، هم برای مخاطب عام و هم برای مخاطبین خاص می دانم.

-        در همه چهار دهه گذشته در هیچ شبکه تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران، ولو با هدف تخریبی، خوانندگی خوانندگان پیش از انقلاب مانند ستّار و... یا تصویر خوانندگان و گویندگان مشهور زن بدون حجاب پخش نشده بود.

-        از سال ۸۸ که پخش ربنای شجریان از تلویزیون، بنا به هر دلیل موجه یا غیر موجهی، ممنوع اعلام شد، یک مستند تلویزیونی این ممنوعیت را زیر پا گذاشته و نه تنها بخش هایی از ربنای شجریان را، بلکه تمجید قاری مشهور جهان اسلام، استاد غلوش از این قطعه را مبنی بر اینکه اجرای آن کار هرکسی نیست، برای اولین بار از تلویزیون پخش کرد.

-        بغیر از یک بار که تلویزیون در اواسط دهه شصت، سخنرانی حضرت آیت الله خامنه ای ( رئیس جمهوی وقت کشور) را که در آن به صراحت از موسیقی عرفانی و سنتی دفاع کرده و بیان کردند که فرق است بین خواننده ای که مردان خدا پرده پندار دریدند را می خواند با خواننده ای که اشعار مبتذل می خواند، ... در هیچ برنامه دیگری از فتاوا و نظریات صائب ایشان در خصوص اصل موسیقی و موسیقی اصیل ایرانی که برخی از آنها پیشتر نیز در کتاب «هنر» منتشر شده بود، سخنی به میان نیامده بود. در مستند تلویزیونی افق ـ سوای از نیت و اغراض سازندگان آن ـ به صراحت هم نظر معظم له و هم نظرات امام خمینی (ره) درباره عدم حرمت کلی موسیقی و بعضا نظر موید هر دو بزرگوار حتی درباره خرید و فروش آلات موسیقی مشترکه، برای عموم مردم پخش شد که خود جنبه ترویجی بسیار مهمی دارد.

از این روست که می گویم برای من موضوع محتوا حل شده است. از افق یا افق فکری که به هر دلیلی از ۸۸ به این سو چه به خاطر موضع گیری های تند مذهبی و چه به خاطر مواضع سیاسی استاد در گفتگو با  رسانه های خارجی با او  زاویه پیدا کرده است، توقع تمجید محض داشتن، هم محال و هم غیر منطقی است. لذا بار دیگر به  دوستانی که از دیروز با ارسال پیام، از من به خاطر دو توئیت قبلی انتقاد کرده بودند عرض می کنم که آنچه توجه من را جلب کرد ناظر بر ساختار شکنی ها در فرم و شیوه ارائه پیام بود که سعی کردم در این یادداشت آنها را تبیین کنم.  من در مجموع وقتی به این تغییرات رخ داده در فرم و شیوه ارائه این مستند نگاه می کنم، آن را به فال نیک می گیرم و مرادم از آن این فال نیک یعنی :

حضور نخبگان موسیقی کشور در یک برنامه تلویزیونی ولو در شبکه افق را که بتوانند از موسیقی اصیل ایرانی، از خود، از اساتید این فن، از یاران و پیشکسوتان و بزرگان این حوزه دفاع کنند را به فال نیک می گیرم. پیشتر همین محتوا، همین نقدها، همین قضاوت ها همین محاکمه ها و صدور احکام بود اما جای مدافعین در آن خالی بود.

بیان دیدگاه های فاخر و ارزشمند امام و رهبری درباره موسیقی ایرانی را  که می تواند فصل جدیدی را در نگاه مثبت به داشته ها و همگرایی های ضروری ملی باز کند، به فال نیک می گیرم.

پرهیز از گذاشتن کاسه، کوزه و آباژور و دسته گل و ... در مقابل ساز و شکستن تابوی بی منطقِ چند دهه ای نشان ندادن ساز در تلویزیون را به فال نیک می گیرم.

تغییر روش در میان نواصولگرایان را که از قالب های خشن استالینی برای تخریب مخالفان و رقبای خود فاصله می گیرند و به سمت تکنیک های روادارانه و هوشمندانه حرکت می کنند و دست کم برای محاکمه تلویزیونی رقیب سیاسی ـ فرهنگی خود از هیئت منصفه و وکیل مدافع استفاده می کنند را به فال نیک می گیرم.

احساسِ حرکت ولو لاک پشتی نواصولگرایان به سمت بها دادن به نمادهای ایرانی و ملی و تلاش برای حفظ چهره های ارزشمند هنری ـ فرهنگی کشور را اگرچه هنوز طعم گس گزینش و سوگیری و قضاوت را با خود دارد به فال نیک می گیرم.

ساختار شکنی و نمایش قدرت جوانان تازه به میدان آمده نواصولگرایی در برابر نسل متحجر یا محافظه کار قبلی خود را که بی پروا بر یک تابوی چهل ساله خط بطلان می کشد را به فال نیک می گیرم.

کد خبر 1245969

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۳:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۱/۱۲
    1 0
    قضاوت بسیار عالی و قشنگی بود
  • IR ۱۳:۲۹ - ۱۳۹۸/۰۱/۱۲
    1 0
    آفرین . چه متن کامل و جامع و خوش بیان . پوست اندازی خیلی آهسته . ما ناگزیر به پذیرش تغییرات کم وبا مدت زمان طولانی هستیم .
  • IR ۲۳:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۱/۱۲
    0 0
    آقای نویسنده محترم ،تحلیل شمادرست بود و قضاوت تان منطقی ، اما یک نکته اساسی را کلا ازقلم انداختید و آنهم این است که شبکه افق اساسا ربطی به شبکه های ملی کشور ندارد ، این شبکه به از ما بهترانی اختصاص دار د که هرچه بخواهند مجازند انجام دهند . افق متعلق به سپاه است ، این یعنی بزرگترین چراغ سبز برای پخش هر چیز غیر ممکن . بچه های صداوسیما در برابر سد دفاعی بنام ممیزی پخش، اجازه نفس کشیدن ندارند چه رسد به پخش چنین چیزهایی.
  • هموطن IR ۱۲:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۱/۱۳
    0 0
    این تحلیل منصفانه و منطقی بود. به طور اتفاقی برنامه را در روز 10 فروردین دیدم. بعد از مدتها در تنهایی خانه اشکم درآمد از شنیدن سپیده و شب نورد و ... . و اینکه چرا در این کشور با مفاخر و بزرگان هنری خود برخورد نسنجیده دارند. مستند شبکه افق تلاش زیادی کرده بود که خود را بیطرف نشان دهد. اما یک نکته اساسی این است که شجریان حتی اگر به غلط در مصاحبه با بی بی سی تندروی کند اما مانند درخت بزرگ و کهنسال و تناوری است که ممکن است چند شاخه خشک و بی بر داشته باشد و در طول زمان این قضاوتها و مستندها هیچ تاثیری بر محبوبیت او نخواهد داشت. شجریان یک سلبریتی نیست. بر جایی تکیه زده که حفظ و سعدی تکیه زده اند. جایگاه او در آفرینش هنر ایرانی تثبیت شده است و حتی عملکرد (به فرض) اشتباه او تاثیری خاصی در جایگاه او در تاریخ هنر ایران ندارد. شجریان و البته دیگر آهنگسازان و موسیقیدانان مانند لطفی، علیزاده، مشکاتیان، ناظری و ... تاریخ سازی کرده اند و اگر روزی قرار باشد که جایگاه انها در ذهن و قلب ایرانیان حذف یا مخدوش شود، مانند این است که دیوان حافظ و سعدی و مولانا را از کتابخانه خانه های ایرانیان حذف کنند.