۰ نفر
۲۴ مهر ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۰
خویشاوندسالاری در ایران، مانع رشد اقتصاد دانش بنیان

تفاهمنامه‌ای که بین وزارت نفت و معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری به امضا رسیده را می‌توان به فال نیک گرفت، اما بوروکرات‌ها تصور می‌کنند که می‌توانند برای همه بخش‌های کشور تصمیم بگیرند.

به‌عبارت درست‌تر این گروه از افراد که در دل دولت هم نفوذ کرده‌اند خود را ارباب اقتصاد می‌دانند. در حالی که باید گفت بوروکرات‌ها بین خود زد و بندهایی دارند و در خرید و فروش و مدیریت، نظر دانشمندان حوزه‌های مختلف را قبول ندارند. به‌ویژه این شیوه در بعضی وزارتخانه‌های مهم بیشتر دیده می‌شود که من آنها را لایق عنوان «اولاد دارسی» می‌دانم. اولاد دارسی هر اقدامی که در کتابچه دارسی به آن اشاره شده و بین شرکت نفتی ایران و انگلیس وجود داشته، قبول دارند. به همین جهت خود را عقل کل می‌دانند. البته در این بین شکی در حسن نیت سورنا ستاری و بیژن زنگنه نیست و آنها علاوه بر حسن نیت، مدیران باهوشی هم هستند. اما هوش بالا و حسن نیت با آنچه در واقعیت رخ می‌دهد، تفاوت دارد و نباید گاهی مسیر اشتباه را رفت. با این حال تفاهمنامه‌ای که به امضای این دو دولتمرد رسیده را می‌توان به فال نیک گرفت.

بوروکرات‌ها چه کسانی هستند؟
در بازار یک نوع از خریدارها فعالیت دارند که به‌عنوان تکنوبیزینس شناخته می‌شوند و بوروکرات‌های ایرانی هم فعالیتی این‌چنینی دارند. به‌عنوان مثال بوروکرات‌های خرده‌پای نفتی تا حالا اجازه نداده‌اند که کاتالیست ایرانی در پالایشگاه‌های نفت و تاسیسات گاز ایرانی جا بیفتد. در حالی که اگر کشوری بتواند در صنایع فضایی کارهای شگفت‌انگیزی انجام دهد، ساخت کاتالیست در آن کشور جزو صنایع خرد به حساب می‌آید. اما این افراد معتقدند که مهندسان و متخصصان ایرانی توان ساخت کاتالیست ندارند. در صورتی که هیچ‌گاه چنین درخواست و سفارشی وجود نداشته تا افراد در این راه سرمایه‌گذاری کنند و هزینه تحقیق و تولید آن را برآورد کنند. امیدواریم که این بار این چنین نباشد و وزارت نفت و معاونت رئیس‌جمهوری پیگیر ورود اقتصاد دانش‌بینان به صنعت نفت باشند.

موانع تحقق اهداف تفاهمنامه
تحقق این امر نیاز به اراده و نیروی قوی دارد که آن را پیگیری کند. متاسفانه افرادی امروز در تصمیمات دولت اثرگذاری بالایی دارند که باعث می‌شود امور آن‌طور که بایسته و شایسته است پیش نرود. از سوی دیگر کشور امروز دچار «کلپتوکراسی» شده است. معادل دقیقی در فارسی نمی‌توان برای این اصطلاح به‌کار برد، اما این عبارت بدین معناست که بودجه‌ها و منابع عمومی کشور همواره دچار اختلاس‌هایی از سوی مدیران شده‌اند که هنوز پرونده آنها در دستگاه قضائی باز است. طرفداران کلپتوکراسی هستند که تا امروز مانع توسعه اقتصاد دانش‌بنیان شده‌اند و بعید است که به‌راحتی اجازه ورود به این حوزه را بدهند. چراکه اقتصاد ایران مانند اقتصاد بسیاری از کشورهای در حال توسعه بر پایه استخراج منابع (نفت) و اقتصاد رانتی می‌چرخد. پس از چنین اقتصادی نمی‌توان انتظار داشت که یک‌شبه در مسیر اقتصاد دانش‌بنیان قرار بگیرد و رانت و فساد از آن برچیده شود. در واقع بیشتر پیامدهای منفی که امروز در اقتصاد ایران مشاهده می‌شود ریشه در کلپتوکراسی دارد. دیگر مشکلی که می‌توان به آن اشاره کرد «نپوتیزم» است.

نزدیک‌ترین معادلی که در فارسی برای آن می‌توان در نظر گرفت همان خویشاوندسالاری است که اقتصاد را در یک مرداب گرفتار کرده است. فقط کافی است نگاهی به کارکنان شرکت‌های نفتی بیندازیم تا ببینیم چه نسبت‌های فامیلی و قومی در این شرکت‌ها برقرار است. البته این روند در بیشتر شرکت‌های دولتی وجود دارد و شاید نتوان سازمانی را پیدا کرد که گرفتار نپوتیزم نباشد. در واقع نام خانوادگی مدیران این شرکت‌ها تغییر نمی‌کند و فقط از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود؛ به همین دلیل است که اولاد دارسی برازنده نام این افراد است. اکنون افرادی در کشور حضور دارند که مدرک دکترای خود را از بهترین دانشگاه‌های جهان دریافت کرده‌اند، اما متاسفانه شرکت‌های نفتی کمترین توجهی به تخصص آنها نشان نمی‌دهند و متخصصان را بیرون از گود نگه داشته‌اند. این برای یک اقتصاد تاسف‌آور است دارندگان P.H.D بیکار بمانند، اما عده‌ای به واسطه نسبت فامیلی و خویشاوندی یک‌شبه به‌عنوان متخصص امور جا زده شوند. به همین دلیل است که صنایع کشور در طول این سال‌ها دچار عقب‌ماندگی شده‌اند. بشخصه افرادی را می‌شناسم که از دانشگاه‌های مهندسی دولتی تهران مدرک دکترای خود را گرفته‌اند، اما یک سال است که نتوانسته‌اند شغلی درخور پیدا کنند. اما در شرکت‌های نفتی و سازمان‌های دولتی مدیرانی مشاهده می‌شوند که کوچک‌ترین درکی از مباحث فنی و مهندسی ندارند.

برای بهبود صنعت نفت ایران، علاوه بر عقد تفاهمنامه، باید اقدامات دیگری هم به اجرا گذاشت. «حذف کلپتوکراسی و نپوتیزم» اولین اولویتی است که باید در دستور کار قرار داد. زیرا تا زمانی که علت یک بیماری دفع نشود، راه معالجه را نمی‌توان یافت.

* دکترای اقتصاد انرژی از دانشگاه ایلینوی
* متن گفت وگوی منتشر شده در روزنامه آرمان ۲۳ مهر۹۸

کد خبر 1311147

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 14 =