۴ نفر
۱۸ آبان ۱۳۹۸ - ۱۵:۱۴

همه چیز درباره میلیشیا

هادی اعلمی فریمان
همه چیز درباره میلیشیا

جنبش ملیشیا یا گروه های مسلح غیرقانونی یامیهن پرستان سابقه ی تاریخی به قدمت تشکیل ایالات متحده به عنوان دولت –کشور دارد.

ساختارشناسی جنبش میلیشیا در ایالات متحده آمریکا

همان گونه که سلاح نقش راهبردی در جامعه ،فرهنگ و سنت های آمریکایی دارد،حضور دارندگان سلاح نیز در مقاطع مختلف وجود داشته و بخش مهمی از فرهنگ ایالات متحده را تشکیل داده است.به گونه ای که سلاح،دارندگان آن،دادن مجوز یا مخالفت با مجوز همواره بخش مهمی از فرهنگ و ادبیات سیاسی آمریکایی ها در محافل داخلی،ازکنگره تا دولت بوده است.میلیشیا یا میهن پرستان همواره به عنوان گروهی مقتدرو صاحب نفوذدر مقاطع مختلف نقش مهمی در ساختار قدرت داخلی ایالات متحده و ایالت ها ایفا کرده اند و همواره تیتراول مطبوعات و رسانه های این کشور بوده اند.در مقاطعی کوکلاس کلان ها،بحث های ضد سیاهان و ضد فمنیستی همواره خبرساز بوده است.این جریان تاریخی در امتداد خود تا به امروز حتی بر انتخابات 2016و پیروزی دونالدترامپ تاثیرگذاشته است.بررسی های تاریخی و تحولات نشان می دهدمیلیشیا و میهن پرستان همواره دیدگاهی مصمم برای تغییر سیاست های کشورداشته ودارند که عمده ی این دیدگاه در مخالفت با دولت فدرال وجهانی شدن می باشد.گرایش این پژوهش بیشتر به توانایی تاثیرآن ها از منظر اقدامات مسلحانه بر ساخت سیاسی دولت فدرال است.پرسش اساسی در پژوهش این است که آیامیلیشیای میهن پرستان تهدیدی جدی و تروریستی برای ساختار فدرالی ایالات متحده محسوب می گردد؟پاسخ این است که باتوجه به حضور تاریخی میلیشیاو اقدامات مختلف شبه مسلحانه، این گروه ها هیچگاه تهدیدی جدی برای دولت فدرال نبوده اندوفاقد ماهیت تروریستی به معنای مصطلح بوده و نقش تاثیرگذاری برروندکلی تحولات سیاسی- اجتماعی دراین کشور نداشته اند.این نتیجه گیری با مرور بر تحولات تاریخی میلیشیا قابل تایید خواهدبود.پس از هرتحرک نظامی اف بی آی و سایرعوامل امنیت داخلی با اقتدار کامل شبکه ی های دست اندرکار اقدامات مسلحانه را به طور کامل منهدم کرده وهیچ گاه اجازه نداده است میلیشیاتوانایی آن را داشته باشند که ضدمنافع کشور اقدام جدی را انجام دهد.درادامه ریشه های میلیشیامورد بررسی قرار می گیرد.   

ریشه های تاریخی

فرهنگ و سنت ایالات متحده با ورود مهاجرانی مسلح از سراسر اروپا به خاک آن شکل گرفته است.بدیهی است اسلحه برای دفاع، نقش مرکزی دراین روند داشته باشد.مهاجران به شکل فردی یا گروهی با حمل سلاح و تشکیل دسته،گروه یا باند به دفاع ازخود،منافع و ثروت خودمی پرداختند.اولین مواجهه،خصومت و نزاع با سرخپوستان و بومیان بود و سپس این نزاع ها ماهیتی نژادی یافت وگروه های مسلح مانند کوکلاس کلان ها اهداف خود را علیه سیاهان تعریف کردند.بررسی های این پژوهش از ابتدای تشکیل ایالات متحده واکاوی جنبش میلیشیا در ساختار دولت-ملت است.ریشه های تاریخی نظری شکل یافتن میلیشیابا ماهیت میهن پرستی به پایان دوره ی تاریخی کنفدراسیون و شروع مباحث مربوط به قانون اساسی و فدرالیسم باز می گردد.درسال ۱۷۸۷میلادی پس از پایان یافتن مباحث قانون اساسی با رویکرد فدرالیسم دو گروه به وجود آمدند.فدرالیست ها(Federalist)و ضد فدرالیست ها(anti-Federalist).ضدفدرالیست ها ادعا می کردند قانون اساسی جدیدبا اصول آزادی؛ اعلامیه استقلال؛ اصول جمهوری خواهی ودموکراسی در تضاد است و یک چهارچوب حقوقی اریستوکراتیک و ضد انقلابی به شمار می آید.(امجد،۱۳۸۶:۲۶)ضدفدرالیست ها افراد فقیرترجامعه؛ خرده ملاکین و کسانی بودند که در شهرهای کوچک زندگی می کردندو اعتراض عمده ی آن ها در روند فدرالی شدن بی توجهی به حقوق شهروندی بود(امجد،1386:۲۷).به واقع نوعی ناسیونالیسم سنت گرا و محافظه کاراز ابتدای شکل گیری ایالات متحده وجودداشت که بیشتر متمایل با منافع ایالت های خود بود.این نوع ناسیونالیسم محافظه کاربا تاکید بر کشیشان زائر(Pilgrim Fathers)نخستین گروه از مهاجرین انگلیسی به آمریکا،جنگ استقلال،کنوانسیون فیلادلفیا(درباره ی تشکیل ایالات متحده)و مانند آنها به حد نهایی خود رسیده است.(هیوود،1389: 169)به واقع ریشه های ملیشیای آمریکایی از تفکر میهن دوستی(patriotism)از نوع شدید ناشی می شود.میهن دوستی اساس همه ی شکل های ناسیونالیسم است.در ایالات متحده مهاجران اولیه سپس احساس روانی مالکیت بر سرزمین کردندو در روند های بعدی همین محافظه کاران با اصرار برحفظ خلوص فرهنگی و سنت های دیرینه ،مهاجران یا به طور کلی خارجی ها را یک تهدید می دانندودر نتیجه نژادگرایی و بیگانه ستیزی را گسترش می دهند.(هیوود،1389،:169).همین تفکر منطق حاکم برعناصری شد که بعدها هسته ی مرکزی گروه های غیر قانونی مسلح را تشکیل دادند.تفکر نظری گروه های مسلح غیرقانونی از جایی آغاز می شود که آن هابا تصور اینکه ساختار قانونی اعم از ارتش وپلیس توانایی ایجاد نظم داخلی مطلوب برابر آرمان ها و اهداف موردنظر شان را ندارند،اقدام می نمایند.در بحث نظری با کمی احتیاط دو تبیین می توان در رفتار میلیشیا داشت،این کار به مفهوم تروریسم با نگاه مبارزه آزادی خواهانه به نفع منافع ملی شهروندان ایالات متحده است،تفاوت در دیدگاه رسمی حکومت با این گروه ها،یا شناسایی به مثابه گروه ذی نفع یا فشار انجمنی سازمان یافته که هدفش تاثیر بر سیاست ها یا اقدام های حکومت است،براساس این ارزیابی گروه های جناحی منافع(معمولامادی)اعضای خود را مطرح و از آن ها پشتیبانی می کنند و گروه های ترویجی با ارزش های مشترک،آرمان ها و اصول  سروکار دارند.درحالی که گروه های درونی از مزیت دسترسی به جریان شکل گیری سیاست برخوردارند،گروه های بیرونی به سیاست دسترسی ندارندو بنابراین مجبورند سهام خود را عرضه کنند.(هیوود،1389: 411)درارزیابی اخیر ناچار از احتیاط هستیم زیرا تعریف ذینفع عمدتا بر فعالیت سیاسی و نه مسلحانه منطبق است،لکن با گسترده تر کردن تعریف میلیشیا نیز می تواند در ارزیابی قرارگیرد.وجه مهم فعالیت این جنبش ها سیاسی و نه نظامی است وبسیاری براین باورندکه اصولا نمی توان آن ها را جنبش نظامی سازمان یافته تلقی نمود.(فیضی،1390:120) البته درتبیین نوع اعتراض میلیشیانیزاظهارنظرها متفاوت است.آکادمی اف بی آی به طور کلی آنها را با عنوان تروریسم داخلی دسته بندب نموده،اما اعلام کرده که فقط روی عناصر رادیکالی این گروه ها متمرکز است که متمایل و قادربه انجام عملیات خشونت بارعلیه دولت،اجرای قانون و اهداف غیرنظامی،نظامی و بین المللی هستند.(فیضی،129:1390)

هویت وملی گرایی

هویت و ملی گرایی افراطی دو بخش اساسی از ساختار میلیشیا را تشکیل می دهند.مفهوم هویت در جامعه شناسی مفهومی چندبعدی است.به بیان کلی هویت به درک و تلقی مردم از اینکه چه کسی هستندوچه چیزی برایشان معنی دار است مربوط می شود،دونوع هویت قابل تعریف است،اجتماعی و شخصی.اکثرافراد معناها و تجربه های زندگی خود را حول یک هویت اصلی سازماندهی می کنند،هویتی که در طول زمان و مکان استمراردارد،بنابراین هویت های اجتماعی بعدجمعی دارند،آن ها مشخص می کنندکه افراد چگونه و از چه نظرشبیه دیگران هستندو هویت های مشترک-که برمبنای مجموعه ای از اهداف،ارزش ها یا تجربه های مشترک بنا می شود-می تواند شالوده ی مهمی برای جنبش های اجتماعی تشکیل دهد.فمنیست ها،طرفداران محیط زیست،اتحادیه های کارگری،وحامیان بنیادگرایی دینی و یا جنبش های ملی گرایانه ،همگی مثال هایی هستندکه در آن ها از یک هویت اجتماعی مشترک به منزله ی منبع غنی معنا استفاده می شود.(گیدنز،46:1387)البته ناچار باید نوع هویت مورد استفاده در میلیشیای ایالات متحده نیز تعریف شود.این نوع هویت بیشتر منطبق با هویت مقاومت است.این هویت به دست کنشگرانی ایجاد می شودکه در اوضاع و احوال یا شرایطی قرار دارندکه از طرف منطق سلطه بی ارزش دانسته می شود ویا داغ ننگ بر آن زده می شود.از همین روی همان طور که کالهن در توضیح خود درباره ی ظهور خط مشی های هویتی مطرح ساخته است سنگرهایی برای مقاومت و بقا برمبنای اصول متفاوت یا متضاد با اصول مورد حمایت نهادهای جامعه ساخته می شود.(کاستلز،24:1380)براین مبنا میلیشای میهن پرست جنبه ای هویتی می یابد که گروهی از شهروندان ایالات متحده را با هدفی مشخص و با کارکردهای خاص گردخود می آوردو سازماندهی می کند.بدین معنا که سازمان میلیشیا هم هدف،ارزش و تجربه ی مشترک را یک جا در خود داردو به عنوان جنبشی اجتماعی با درون مایه ی مسلحانه و خصمانه مطرح می گردد.دومین بخش اساسی ساختار درونی میلیشیای میهن پرست ناسیونالیسم است.برابرنظریه ارنست گلنر(1925-1995)ملی گرایی ،ملت و دولت هرسه محصول تمدن مدرن هستند،ملی گرایی و احساسات و عواطف همراه با آن،درسرشت بشری ریشه های عمیقی ندارند،بلکه این عواطف و احساسات  محصول جامعه ی نوین بزرگی است که صنعت گرایی را خلق می کند.(گیدنز،640:1387)برمبنای این تعریف این نوع ملی گرایی گروهی هویت یافته را به سمت ایجاد جنبش اجتماعی سوق می دهد.همه ی این تحولات در دنیای مدرن حاصل می شود.بسیاری از ناظران معتقدندکه جنبش های اجتماعی نوین محصول منحصر به فرد جامعه ی مدرن اخیر است و در سال های اخیر بازتاب دگرگون  شدن بیم و خطرهایی است که پیش روی جوامع بشری قرار داردو مسائل و معضلات نوین هیچ کورسوی امیدی برای نهادهای سیاسی دموکراتیک فعلی باقی نگذاشته اندتا بتوانند آن ها را حل و فصل کنند.در نتیجه غالبا این چالش های رو به رشد نادیده گرفته می شوند یا از مقابله با آن ها پرهیز می شودتا وقتی که کار از کار گذشته وبحران تمام عیاری همه را در خود پیچانده باشد.ما می توانیم جنبش های اجتماعی نوین را بر اساس پارادوکس دموکراسی مورد ملاحظه قرار دهیم.(گیدنز،1387 :636)با توجه به تکمیل گام به گام ساختاردرونی می توان در نهایت ملیشیای ایالات متحده را باسه مولفه ی هویت ،ناسیونالیسم و جنبش اجتماعی تعریف کرد.براین مبنا ملیشیا با هویتی شناخته شده با تعریف هویت مقاومت و مشترک میهن پرستی ضدفدرالی،ضدجهانی شدن است که ویژگی های کامل جنبشی اجتماعی در عصر مدرن را در خود دارد و از نیروهای مسلح با ساختار غیرقانونی و همچنین فناوری های نوین به ویژه اینترنت در ظرفیت های خود برای تاثیر گذاری بر دولت فدرال استفاده می کند.هدف میلیشیا تاثیر بر تصمیمات دولت فدرال و دگرگون کردن آن به نفع آرمان های خود است.جهت گیری های عمده ی میلیشا در ایالات متحده ماهیتی راستگرایانه و محافظه کارانه دارد که اغلب ماهیتی ضدسیاه،ضدیهودی،ضدهمجنسگرایی را دربرداردو از نژاد سفیدآریایی حمایت می کند.

تعریف میلیشیای اولیه

بررسی ها از 130گروه میلیشیا درسطح جهان نشان می دهداکثر آن ها ابتدا به دلیل وجود دولت های شکست خورده و برای کمک به حکومت ها شکل می گیرندتا در نقش پلیس و نیروهای امنیتی کمک کنندو یا در مقابل شورشیان بایستند،البته ممکن است میلیشیا بعدا به رقیبی برای دولت تبدیل شود و از قدرت سوء استفاده کند.(Jones,2012:1)بااین تحلیل ملیشیا در ایالات متحده ساختار و فلسفه ای خلاف گفتار مذکور دارد.ریشه های میلیشیا به سال 1776انقلاب میهن پرستان باز می گرددکه کشاورزان علیه ارتش بریتانیاشورش کردند.بعد از آن با تشکیل ایالات متحده و ارتش رسمی این گروه ها در سایه،با ابهام و نامشخص بودند.در تعریفی رسمی آن هاباید از گروه های توده ای،شورش گران مقطعی بر حسب مقتضیات زمانی یاواکنشی به وقایع خاص تفکیک شوندوبا سازمان های دارای کاربرد خشونت بودن آموزش های نظامی هم جدا هستند،لذادر تعریف رسمی ملیشیاسازمانی رسمی،محرمانه،آموزش دیده و متمایز از سربازان رسمی،با ایدئولوژی خاص با سن افراد18تا45 سال می باشد.(Hamilton,1996:14)اولین هسته های میلیشیادر قرن هفدهم میلادی در پلی موث و ماساچوست حضور داشته و توسط فرانسه و اسپانیا علیه بریتانیا نقش ایفا می کرده اند.از دهه ی 1800میلادی که نهادهای رسمی نظامی شکل گرفت،نقش این گروه ها که به عناوین مختلف به کارگرفته می شدند،کاهش یافت.دراین مقاطع این نیروها عمدتا از اقشار فقیر و نیازمندی تشکیل می شدند که برای امرار معاش نقش های شبه نظامی کارفرمای خود را ایفا می کردند.مهمترین تحول در میلیشیا از 1940 میلادی به بعد آغازشد.ریشه های میلیشیای امروز به سال های بعد از جنگ جهانی دوم باز می گردد.جنگ سرد بین شوروی سابق و ایالات متحده و مخالفت با جنگ ویتنام از جمله ریشه هاست.پس از گسترش شهرنشینی در قرن بیستم نژادامریکایی-افریقایی حاشیه نشین ناراضی از وضعیت نامطلوب سیاسی،اقتصادی و اجتماعی  با مبارزات مارتین لوترکینگ در مقاومت مدنی علیه تبعیض همراه شدند.این وضعیت سبب شکل گرفتن مقاومت متقابل از سوی آمریکایی های سفید به رهبری سناتور مک کارتی شد و رویارویی سفیدهای افراطی با یهودیان،کاتولیک ها،مورمون ها، بومیان و سیاهان را رقم زد.تاریخ پژوه ریچارد هافستادر(Richard Hofstadter)در کتاب سبک پارانوئیددر سیاست آمریکایی و دیگرمقالات  از نوعی پارانوئید رو به شیوع و گسترده در جامعه ی آمریکا سخن می گویدکه موجب تنش و دوقطبی شدن گشته است.(Hamilton,1996:9)از درون تنش ها سه گروه افراطی از جناح راست به نام اجتماع جان بیرچ(John Birch)،لابی آزادی،Minutemen(واژه ای برای داوطلبانی متعهد به خدمت که سریع بایدخود را معرفی کنندیانیروهای آماده)و از جناح چپ دو گروه پلنگ های سیاه و هواشناس شکل گرفت.( Hamilton,1996:26)لابی آزادی برای رویارویی با نفوذ لابی یهود درآمریکا شکل گرفت.(اکتار،1392:157)این گروه های افراطی به تدریج تا دهه ی 1970دچار،انحلال،دگرگونی یا استحاله شدند.دهه ی 70و80میلادی رستاخیز افراطی های جناح راست بود.دراین دهه-سال1988- انجمن ملی کمیته های کارگری-با600عضودر25شهر-وباچندین واحدمحلی نظامی شکل گرفت که در 1966 فعالیت آن ها پایان یافت.حتی کوکلاس کلان ها که دردهه ی 1960 به وجود آمدنددر دهه ی 70و80به سمت اقدامات مسلحانه علیه سیاهان روآورده و در دهه ی 1980 متلاشی شدندو بخش هایی ازآن با نئونازی ها متحدشدند.

دهه ی 1980میلادی

به واقع ایده احیا میلیشیا به عنوان نهادی انقلابی در دهه ی 1980میلادی ایجاد شد.درسال 1984ویلیام پوترگیل درباره ی میلیشیای غیرسازمانی به عنوان نیروی نظامی پایه ی کشور که بتواند قیمومیت کمیته ی ایالات را داشته باشد ،ایده پردازی کرد.ادامه ی ریشه یابی حاکیست در 1992لوئیس بیم یک سفیدپوست طرفدار تفوق نژادی مقاله ای تحت عنوان مقاومت بدون رهبر نوشت که در آن از کسانی که عاشق نژاد ما هستند،نام بردکه باید سلول های بدون رهبری را برای مقاومت در برابر حکومت فاسدی که حقوق مدنی را تجویز می کندودربرابر اقلیت ها تشکیل دهند،او پیشنهاد کرد که چنین سلول هایی باید فعالانه به حکومت به روشی غیرقابل پیش بینی ضربه بزند.( churchil,2009:28) فضای دهه ی 80 کماکان تحت تاثیردوقطبی جنگ سرد قرارداشت.دراین فضا گروه های تندرو مختلفی با ماهیت ضدکمونیستی،ضدیهودی و متمایل به ایده های نژادپرستانه شکل گرفت.دیویددیوک در 1989نماینده جمهوری خواه از لوئیزیانا و موسس گروهی به نام خود بود. دیوک در سال 1950 در شهر تولز در ایالت اوکلاهما متولد شد و اجدادش از بنیان‌گذاران ایالات متحده بودند. وی پس از 25 سال فعالیت سیاسی، به عنوان نماینده مجلس نمایندگان ایالت لوئیزیانا انتخاب شد و در تمام مدت مبارزة سیاسی‌اش، علی‌رغم فشار سنگین یهودیان بر او، به افشاگری‌های خود پیرامون قدرت و نفوذ مخرب یهودیان در جامعه امریکا ادامه داد.

او می‌گوید: «در آخرین دهة قرن بیستم، انتقاد از یهودیان، دین و ملت اسرائیل از بدترین جنایات اخلاقی محسوب می‌شود. پس یهودیت مقدس‌ترین مفاهیم است.»  وی، با تأکید بر اینکه «یهودیت در امریکای امروزی تمام تلاش خود را برای ریشه‌کنی مسیحیت به کار گرفته است»، می‌نویسد: «در حکومت امریکا، حضور یهودیت واضح و آشکار است و حضور مسیحیان اصلاً به چشم نمی‌خورد.» و در ادامه می‌افزاید: یهودیان، با سلطه بر رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی، توانسته‌اند «میلیون‌ها مسیحی را قانع کنند که هنوز هم یهود، ملت برگزیدة خداست و هنوز هم خداوند با قوم یهود عهد و پیمان می‌بندد، نه قوم دیگر.» (دوست محمدی ،1391)

البته یهودیان هم بیکار ننشستند و با سلطه و سیطرة گسترده‌ای که بر رسانه‌های عمومی داشتند، او را به «یهودستیزی» و «نازیسم» متهم کردند؛ حربه‌ای که یهودیان در طول تاریخ، مکرر علیه منتقدان خود به کار گرفته‌اند. با این وجود، دیوک اعلام می‌کند:

«من با خود قرار گذاشتم که تا ابد تسلیم نشوم و حقایق را بیان کنم؛ به قدرت یهود بی‌اعتنا باشم؛ تصمیم گرفتم در مقابل تبلیغات بزرگی که تلاش می‌کند شیوة زندگی‌ها را دگرگون کند، بایستم. اطمینان دارم که مردمان کشورم روزی بیدار خواهند شد و به جای فروتنی در برابر ظلم، آنها را به مبارزه می‌طلبند...».(دوست محمدی:1391)

گروه مقاومت سفیدهای آریایی از درون فعالان کوکلاس کلان ها در دهه ی 80 با گرایش نئونازی ایجادشد.آن ها به اهدافی از یهودیان،همجنس بازها و سیاهان حمله می کردند.گروه نظم(order)نیزبه عنوان گروهی ضدیهودی و مخالف اقدامات دولت فدرال و ضدمالیات با60 عضوومخالف اشغال حکومت آمریکا توسط صهونیسم ایجادشدکه منتهی به قتل الن برگ یک یهودی لیبرال در 1984شد.انگیزه اصلی این گروه از واکنش به انتشار کتاب پروتکل های اولیه دانشوران صهیون شکل گرفت. Hamilton,1996:18))یکی از موثرترین افراددر ملی گراهای غیرمسلح ویلیام لوتر پیرس فیزیکدان و فعال ملی گرا بود که اقدام به تاسیس جنبش اتحاد ملی کرد.اودر کتاب خاطرات ترنر  انقلابی خشن برای کشورش تصور کرد که دولت فدرال را سرنگون می کند.پیرس به شدت ضدصهیونیست،نفی کننده هولوکاست،مخالف حضور ایالات متحده در جنگ جهانی و مخالف اسرائیل بود.(Wikipedia:2016).سپس دراین دهه گروه های ایدئولوژیک هویت مسیحی،ملت های آریایی،پایداران هویت(Identity survivalists)که عمدتا ماهیت تعصب مسیحی داشتند وبرمبنای انجیل و تعالیم مسیحی اقدام می کردند،شکل گرفتند.بررسی های پژوهشی و میدانی حاکیست 13 ایالت از کشور دارای تشکیلات میلیشیا می باشند.این ایالت ها عبارتنداز:آریزونا-کلرادو-فلوریدا-آیداهو-ایندیانا-میشیگان-میسوری-مونتانا-نیوهمپشایر-نیومکزیکو-کارولینای شمالی-اوهایو-ویرجینیا(Suall,1994:4)

تبیین دهه ی1990میلادی

دهه ی 90 میلادی نقطه ی اوج جریان میلیشیا در ایالات متحده است.دردهه ی 90 گروه های سابقا پراکنده بردولت فدرال به عنوان دشمن مشترک و به منزله ی نماینده نظم نوین جهانی متمرکز شدند.برابر این دیدگاه نظم نوین جهانی حق حاکمیت آمریکائیان را هدف گرفته است و توطئه ای است که از سوی صاحبان منافع سرمایه گذاری جهانی وبوروکرات های جهانی که دولت فدرال ایالات متحده را تسخیر کرده اند،در مرکزاین نظام نوین ،سازمان تجارت جهانی و کمیسیون سه جانبه،صندوق بین المللی پول و سازمان ملل قرار داردو نیروهای حافظ صلح سازمان ملل ارتشی بین المللی و مزدور است که آماده ی سرکوب حق حاکمیت مردم در اکناف جهان است.(کاستلز،1380:116)اینکه دهه ی 90 را نقطه ی اوج نام می گیرد به 4دلیل است ،تصویب نفتادر1993،امضای قانون برادی (brady)از سوی کلینتون در 1994برای محدودیت بر فروش اسلحه ی خودکار،قتل همسر  رندی ویور در آیداهو در 1992 توسط اف بی آی و قتل عام اعضای فرقه ی دیویدین که  در 1993 صورت گرفت.(کاستلز،1380:116)کشتار موصوف از سوی تمام گروه های میلیشیای آمریکا محکوم شد .انفجار یک کامیون مملو از مواد منفجره در اوکلاهماسیتی در 19 آوریل 1995 در یک ساختمان دولت فدرال که باعث قتل 169تن شد،نیز در دومین سالگرد قتل دیویدکورش انجام شد.گفته شد تیموتی مک وی مظنون اصلی کتاب رمان میهن پرستان ویلیام پیرس را همراه داشته است (کاستلز،1380:116).برای شناخت عمیق از علل اوج گیری میلیشیا باید به مساله یا پدیده ی جهانی شدن و هویت مقاومت بیشتر پرداخت.آرای موجود درباره ی جهانی شدن را می توان به شرح زیرخلاصه کرد:جهانی شدن به عنوان روح زمانه،امری موهوم،احتمال با امکان درآینده،پروسه ی طبیعی بازی برد-بردباسودبرای همه،پروژه ی بورژوایی معطوف به هژمونی سرمایه داری،حرکتی خطی تکاملی در جهت غربی-آمریکایی شدن،امری قدیم،امتدادمدرنیته شدن،پایان پروژه مدرن،پایان عصردولت-ملت،ظهورجامعه ی مدنی جهانی.نوعی کشاکش هستی شناسی میان جهانی شدن و محلی شدن،قلمروگرایی و قلمروزدایی و همشکل گرایی و تمایزگرایی دراین میان شکل می گیرد.(ستاری،1394:681و2)برمبنای تعاریف جهانی شدن است که گروه های مقاومت رادیکال شکل می گیرند.شاخه هایی از بنیادگرایی برای حفظ میراث سنتی خود،ستیز جهانی با انشعاب های درحال ظهوردرجوامع خود را با زبان خشونت استمرار می بخشند.بافراگیرشدن سه جریان فمنیسم،دموکراسی خواهی و جنبش های اجتماعی قبح شکن در جوامع سنتی و در حال گذار،اختلاف و تعارض میان نخبگان قدرت پیروجوان از یکسوو کشمکش میان نیروهای محافظه کاروتجدیدنظرخواه از سوی دیگر شدت می یابد.این خود باعث طغیان بنیادگران سنتی برضدتکنولوژی و گرایش بیشتر آن ها به زبان خشونت می شودچرا که قدرت مدرن با کاربرد مداوم و بی وقفه ی تکنولوژی روان،درآنها نوعی روان پریشی پارانویایی ایجاد می کند که زمینه ساز تشدیدبدگمانی،نفرت،ناهمسازی و مقاومت آن ها در قبال روال های نوظهور ودر حال بسط است،به نحوی که به تدریج و به موازات بسط تکنولوژی،زندگی برای رادیکال های سنتی بی معنا و برای بخش هایی از آن ها غیرقابل تحمل گشته و به این سان آن ها را به سوی خشونتی ناتمام در قرن 21می راند.(ستاری,1394:690و691)شاید این گونه تفسیر شود که این وضعیت بیشتر مناسب شرایط در حال گذار خاورمیانه است،اما با نگرشی عمیق می توان آن را بر جامعه ی ایالات متحده نیز منطبق دانست.سراسر ادبیات داخلی،جامعه و فرهنگ ایالات متحده منازعه ی بین نیروهای سنتی و مدرن است. اساسا جامعه ی آمریکادر لایه های درونی و بافت داخلی یکی از مذهبی ترین جوامع دنیاست و ادبیات مسیحی،منازعه کاتولیک ها و پروتستان ها،ورود پیوریتانیسم و منازعه ی بین یهودیان،سیاهان و سفیدها و قوام یافتن میلیشیا موید این نظر است.ادبیات مسیحیت صهیونیستی و تاثیر اوانجلیست ها در سیاست های نئوکان ها امری اثبات شده است.براین مبناست که می توان نتیجه گرفت بخشی از تحرک و انگیزه ی فکری میلیشیا مخالفت با روندهای جهانی شدن است که از دهه ی 90 به بعد از شدت و قوت بیشتری یافته است.بنیادگرایان سفیدپوست عمدتا نگاهی درونی و ناسیونالیستی به ایالات متحده دارند و همین موضوع سبب شده است دراین دهه فعالیت آن ها اوج بیشتری داشته باشد.لذا بنیادگرایی مسیحی یکی از جنبه های پایدار تاریخ آمریکاست.جامعه ای که بی هیچ آرام و قراری طلیعه دارتغییراجتماعی و تحرک فردی بوده است،به ناچار هرازچندگاه نسبت به فوایدمدرنیته و دنیوی شدن تردید می کندو آرزومندآسایش و امنیت ارزش ها و نهادهای سنتی می شودکه ریشه در حقیقت سرمدی الهی دارند.واقع این است که اصطلاح بنیادگرایی که در سراسر دنیا مورد استفاده ی وسیعی قرار دارددرآمریکا ابداع شد.(کاستلز,1380:38)بنابراین سنت پایدارمحافظه کاری به موتور محرکی برای میلیشیا تبدیل می شود.ادبیات میلشیا در دهه ی 90 عمدتامخالف ورودمهاجران و نخبگان سایر کشورها به ایالات متحده بوده است.حضور فراگیر اینترنت نیز شدیدا به گسترش نهضت میلیشیا دامن زده است.(رک بهstern,1996)لذا بر مبنای آن چه ذکرشد میلیشیا خشن ترین و سازمان یافته ترین جناح نهضت بسیار وسیع تری است که خود ادعای میهن پرستی بودن دارد،نهضتی که کهکشان ایدئولوژیک آن دربرگیرنده ی سازمان های افراطی محافظه کار مثل جامعه جان برچ،کلیه ی گروه های سنتی طرفدار برتری و اولویت سفیدان مثل نئونازی هاودسته های ضدیهودی و کوکلاس کلان ها،دسته جات متعصب دینی مثل هویت مسیحی که فرقه ای ضد یهودی است،دسته های ضددولت فدرال مثل نهضتهای حقوق ایالتی،ائتلاف ضد نهضت محیط زیست موسوم به بهره برداری معقول،اتحادیه ملی مالیات دهندگان ومدافعان دادگاه های حقوق عرفی است،این کهکشان ایدئولوژیک تاگروه های نیرومندی مثل ائتلاف مسیحی و چندگروه شبه نظامی موسوم به حق حیات نیز گسترش می یابدومی تواند به حمایت بسیاری از اعضای انجمن ملی سلاح و حامیان اسلحه نیز دلگرم باشد.(کاستلز،1380:115)

تعداد،شاخصه ها،علائم هویتی                                                                                      

بین سال های 1945 تا2000میلادی بیش از 3000عملیات تروریستی درایالات متحده انجام گرفته که 7/79درصد توسط شهروندان آمریکایی به عنوان مخالفت با ملیت های بیگانه صورت گرفته است.رشد ملیشیا بسیار سریع بوده است.(mulloy,2005:1) طبق اطلاعات موثق میهن پرستان حدود5میلیون طرفداردارند،هرچندویژگی این نهضت که مرزهای مبهم و عضویت غیرسازمان یافته دارد،هرگونه برآورد آماری را غیرممکن می سازد.(کاستلز،1390:115)ویژگی اصلی آن ها مسلح بودن است،حتی گاهی مسلح به تسلیحات جنگی هستندو ساختار سلسله مراتبی دارند.یکی از مراکزمهم ارزیابی ونظارت بر گروه های مسلح داخلی مرکزقانون فقر جنوب(southern poverty law centre)که در 1979 درمونتگمری آلاباما است که برای حمایت از شهروندان علیه گروه های منفور تشکیل شد.این سازمان به عنوان بخشی از برنامه ی خود نیروی عملیات شبه نظامی کلان واچ(klanwatch militia task force)را تاسیس کرد با علامت اختصاری KMTFاطلاعات دقیقی درباره ی این گروه ها جمع آوری و تحلیل می کند.KMTF در آخر سال 1995درتمامی 50ایالت441گروه فعال را شناسایی کرده که حداقل در23ایالت صاحب پایگاه های آموزشی شبه نظامی بودند.(کاستلز,1380:118)منبعی دیگر به شکل تطبیقی در1995تعدادگروه را 224در39ایالت دانسته که در1996 به 441در50ایالت می رسدو ایالات غربی بیشترین حضور میلیشیا را دارند.( mulloy,2005:2) تعداداعضای میلیشیا بین 15تا40هزارتن برآورد می شود.این گروه ها هیچ سازمانی در سطح ملی ندارند.برخی از منتقدان میلیشیامعتقدندآن ها ساختار مرکزی ندارندو تنها روابطی بین آن ها وجود دارد.کمیته ی ضد افترای وابسته به یهودیان در پژوهشی 13 ایالت را بررسی کرده است که عموما تحت رهبری افراد خاص قراردارند.(suall and other,1994:2)میلیشیای هر ایالت مستقل است وگاهی دریک ایالت چندین گروه پراکنده و بی ارتباط با یکدیگر وجود دارد.33گروه در اوهایو با حدود1000عضووصدهاهزارطرفدار،بااینکه میلیشیای مونتانا بنیانگذار این گروه هاست،اما بزرگترین گروه متعلق به میشیگان است که چندهزارعضودارد.مواضع آنها با یکدیگر ناهمگون است.(کاستلز،1380:118)دوشاخه از نهضت میهن پرستان  به نام نهضت حقوق ایالتی و دادگاه های حقوق عرفی گسترش زیادی داشته اند.هدف عمده ی این شاخه ها اعمال حق حاکمیت با تفسیر آزاد بودن است.آن هااز پرداخت مالیات،عوارض تامین اجتماعی،پذیرش قوانین گواهینامه رانندگی و کنترل های دولتی امتناع می کنندو از هر قانون مربوط به دولت فدرال سرپیچی می کنند.اکنون پیوند این همفکران توسط رسانه ها(اینترنت و رادیو)،کتاب بیانیه ها و نشریات برقرار می شود.(کاستلز،1380:121)اسلحه و انجیل دو شاخصه ی مهم هویتی میلیشیاست.ساختار هویتی جنبش میلیشیا دارای ریشه های روستایی است،صرف نظر ازدیدگاه های مارکسیستی رابرت چرچیل در پژوهشی گسترده درباره ی ماهیت روستایی نتیجه می گیردجوامع روستایی از سوی متروپولیتن آمریکا به انزوا رانده شده و این جنبش در حاشیه رشد کرده است و هدفش رستاخیز خاطره ی لیبرتارین انقلاب آمریکاست و این حاشیه ها هستند که جنبش میلیشیا را بازتولیدمی کنند.(churchil,2009:43)

مطالعه موردی میلیشیای مونتانا

میلیشیای مونتاناازفوریه 1994شکل رسمی گرفته است.این گروه برمخالفت باکنترل سلاح و دیگر موضوعات ماننددیدگاه های ضدیهودی و فعالیت های نژادی متمرکزهستند.گردهمایی اصلی این گروه در10مارس1994باحضور800عضودر گالسیپل برگزارشد.به طورمعمول گردهمایی ها با حضور100تا150عضوبرگزار می گردد.پایگاه میلیشیای مونتانا از مستقل ترین پایگاه هابین ایالات بوده است.فعالیت میلیشیای مونتانا بیشتر متمرکزبرفراخوانی برای مخالفت با کنترل سلاح درکشوراست.گاری ماربوت رئیس انجمن ورزش های تیراندازی و فعال مدنی دراین زمینه نوشته است که ما در مونتانا تشنه ی آزادی هستیم و ممکن است درباره ی متمم دوم قانون اساسی دیوان عالی درباره ی سلاح مناظره کنیم،اما هیچ ابهام و پرسشی درباره ی متمم دوم در مونتانا وجود ندارد،هدف اصلی مسلح شدن هر مرد است.(suall,1994:20)میلیشیای مونتانا از حیث فعالیت آشکارترین گروه افراطی در کشور است.میلیشیا در نوکسون توسط برادران تراچمن-جان و دیویدو پسر دیویدبنیان گذاری شد.جان تراچمن به عنوان سخنگو نقش عمده ای  درکنگره ملل آریایی در1990 داشت و گرایش بیشتر او بر تفوق نژاد سفید و تاسیس دولت ایالتی نژادپرست بود،اوهمچنین از رندی ویور نژادپرست افراطی درگیر در ماجرای تیراندازی به مقامات فدرال حمایت کرد.جان تراچمن درباره ی کاربردخشونت گفته است:"ماخواهان خونریزی نیستیم،ماازصندوق رای و هیات منصفه استفاده می کنیم ،ما نمی خواهیم به سمت گلوله برویم،اما اگر بخواهیم ،می توانیم"برخی اعضای میلیشیا نشریات نئونازی ها را بین اعضای خود توزیع می کنند.کتاب Seed of women رمانی است که زندگی چند جوان نئونازی با ملیت آمریکایی معاصر را به رشته ی تحریر درآورده است و درآن به نوعی خشونت علیه یهودیان،سیاهان و همجنسگرایان را تجویز می کند.(suall,1994:21)درصفحه ی 8رساله ی میلیشیای مونتانا درباره ی تاریخ ایالات متحده و متمم دوم قانون اساسی که به شهروندان اجازه ی تاسیس میلیشیای غیرسازماندهی شده را برای حفظ نظم و حفاظت از خود دربرابر حکومت ظالم می دهد،بحث شده است و در بخش از ان امده است که هدف دولت حفاظت از حقوق شهروندان است و هنگامی که نتواندآن را کامل کند،میلیشیا مانند جنگجویان صلیبی گام برمی داردو پوششی برای حقوق مردم خواهدبود.معمولا ادبیات میلیشیای مونتانا این است که دولت از حفاظت از حقوق مردم شکست خورده است و مساله ی کنترل سلاح و لایحه جرم را به عنوان شاهدی بر مدعا یادآور می شوندکه از جمله تئوری های توطئه است و توسط رهبران جهان برای نظم نوین جهانی مطرح شده است.میلیشیا هراسی پارانوئیداز فعالیت نیروهای نظامی بیگانه در مونتانا و سراسرکشور ارائه می دهد.میلیشیا همچنین اقدام به انتشار و توزیع کتاب،ویدئوو آثار رسانه ای برای اطلاع رسانی درباره ی تئوری توطئه می نماید.یک نمونه از این تبلیغات تحت عنوان سقوط تاریخی نیروهای پلیس سازمان ملل بوده است و در بخشی از آن ها تکنیک های بقا و جنگ و سازماندهی میلیشیا آموزش داده می شود.ردبکمن یک شخصیت مشهورمیلیشیا که سوابق ضدیهودی وضد مالیاتی داردمعتقد است بانک فدرال رزور،صندوق بین المللی پول و نظم نوین جهانی توطئه ای برای تسلط برجهان هستند و ادعا می کند هولوکاست تنبیه یهودیان برای پرستش شیطان بوده است.(suall,1994:22)درمجموع اگرمونتانا یک نمونه ی کامل و قوی از میلیشیای داخل ایالات متحده باشد نشان می دهد که نقش تعیین کننده ای درباره ی تصمیمات دولت فدرال ندارد و تصمیم ها یا اقدامات آن از حد منافع  باندی و گروهی فراتر نرفته است و هیچ گاه قدرت تاثیرگذاری بر تصمیم های مبتنی بر منافع ملی نداشته است.

تبیین نظری

میلیشیا از جنبه های نظری همواره به گذشته ،انقلاب آمریکا،پیش نویس قانون اساسی  توجه داشته است.به عنوان مثال شعار میلیشیای  مونتانا بیان می کند کسی که گذشته را فراموش کند او برای آینده آمادگی نخواهد داشت.(mulloy,2005:35)نقش بنیادین میلیشیا در تاریخ ایالات متحده بدون فهم تاریخ ممکن نیست،ارزش ها،آرمان ها و اصول میلیشیا با تاریخ ایالات متحده درآمیخته شده است.( mulloy,2005:173)اکثرمطلق نهضت میهن پرستان میلیشیادیدگاهی مشترک علیه جهانی شدن و دولت فدرال دارند،لکن مجموعه ای از ارزش ها و اهداف جهان بینی آن ها را تشکیل می دهد.این جهان بینی از دیدگاه نظری دارای چارچوب و مولفه هایی است که می توانداعضا و هواداران را منسجم و متمرکزسازدو این انسجام تاکنون حفظ شده است.برابرجهان بینی میهن پرستان مردم آمریکا به دودسته تقسیم می شوند،تولیدکنندگان و انگل ها،تولیدکنندگان یعنی مردمی که کار می کنند،تحت ستم دوقشربالاو پایین انگل ها قراردارند:دربالامقامات دولتی فاسد،نخبه های ثروتمندشرکت ها و بانکداران و درپایین مردم احمق و تنبلی که لیاقت رفاهی را که جامعه به آن ها می دهد ندارندواین خطروجودداردکه مردم عادی به برده های اقتصاد جهانی تبدیل شوند.لذا شهروندان باید سلاح برگیرند و برای آینده ی آمریکا بجنگند(کاستلز،124:1380)براین مبنا دولت فدرال دشمن آنهاست.نظم نوین جهانی،سازمان های بین المللی و نفتا دشمن محسوب می شوند.واکنش علیه فمنیست ها،همجنس گرایان و مهاجران دیدگاه مشترک آن هاست.تاکیدی متعصبانه و مداراگریزبرارزش های مسیحی و تاکید برخانواده با بافت سنتی،پدرسالاری،عبادات فردی ،نظارت برکتابخانه ها و سانسور،اقدامات ضد سقط جنین ازجمله اعتقادات آن هاست.(کاستلز،128:1380)برخی جامعه شناسان ریشه های میلیشیای راست را ریشه در هویت مردانه ی آن ها می دانند،جیمزگیبسون،مایکل کیمل به بافت طبقه ی مردانه دردوره ی پساویتنام اشاره دارند،گیبسون این موضوع را به عنوان جنگ فانتزی جدیددرریشه های مردانه رهایی از محدودیت های نژادی ،التزام مدنی و روابط داخلی تلقی می کند.( churchil,2009

:23)لذا به طور خلاصه می توان ساختار میلیشیا را در 4 بخش تعریف کرد،قانونی دانستن توسط خودشان،ترس از جهانی شدن و نظم نوین،ترس از دولت فدرال و تایید و تاکید مجدد برارزش های سنتی.(zook,1996

:29)میهن پرستان در واقع نوعی باورهای مذهبی-انجیلی گسترده ای دارند که طیف آن از اعتقاد عادی به انجیل تا طیف اوانجلیست ها و معتقدان به جریان آخرالزمانی دنیا و عرصه باور به آرماگدون استمرار دارد.اما پرسش این است که میلیشیای میهن پرست در برابرمخالفت و تخریب دولت فدرال و نظم جهانی چه الگوهای برای حکومت پیشنهاد می کنند و جایگزین چیست؟از دیدآن هاواحدهای اساسی جامعه عبارتنداز فرد،خانواده و اجتماع محلی.فراترازاین سطح بلاواسطه شناسایی چهره به چهره،دولت فقط به عنوان تجلی مستقیم اراده ی شهروندان تحمل می شود.مثلا دولت های ایالتی با مسئولان منتخب  که می توان بر مبنای شخصی آن ها را شناخت و کنترل کرد.سطوح بالاتر دولت در مظان تردید قرار می گیردودولت فدرال صریحا به عنوان دستگاهی نامشروع و غاصب حقوق شهروندان و تحریف کننده قانون اساسی برای تعدی به اختیارات اصلی بنیان گذاران واقعی آمریکا محکوم می شود.ازنظرمیلیشیاها تامس جفرسون وپاتریک هنری قهرمان و الکساندر همیلتون خائن به ملت است(کاستلز،1380

:124)نوع افراطی این حرکت اسلحه به دست گرفتن و اقدام علیه دولت فدرال است.ساختار میلیشیا از دهه ی 90 به بعد دچار تحولات عمده ای شد.استفاده از کامپیوتر و اینترنت موجب شده است تا میلیشیا خود را به عنوان اجتماعی منسجم ببیند،ارتباطات کامپیوتری می تواند به ارائه ی تصویری اجتماعی از آن ها بدهد و از ساختار انزواگرایانه و فردی به مجموعه ای اجتماعی ورود پیداکنند.(zook,1996:46-7)این تحول اکنون ساختار و شرایطی جدید یافته است.

آینده ی میلیشیا

آینده ی میلیشیا در آمریکا چیست؟برخی معتقدند جنبش میلیشیا به طور اساسی توان و ظرفیت تاثیرگذاری سیاسی را نداردو از سوی دیگر این فرصت را برای دولت پدید آورده که از آثار سیاسی ناخواسته پدیده ای اساسا غیر سیاسی به دور ماند.(فیضی،135:1390)گلن یک ستون نویس فاکس نیوز معتقداست نوعی سناریو مسیرمبارزه در آینده ی نزدیک در آمریکا ظهور می کند،گرچه میلیشیا به هرروشی باور دارد،ممکن است میلیشیا خود را به عنوان مرکز خاکستری بروزکند که مستلزم تغییرات در قانون اسلحه است.ممکن است دربحران هایی نظیر طوفان کاتریناپلیس دستور دهدهیچ کس نباید مسلح باشد و باید همه ی سلاح ها تحویل داده شود.(zook,1996:1)واین خط مشی ممکن است برای همه ی میلیشیاصادق باشد،اما تجربه ی مباحث و مذاکرات میدانی نشان داده است که آمریکایی ها بیش از حد به سلاح علاقه دارند و جامعه ی آمریکا از این منظر دو قطبی شده است،لذا خلع سلاح منتفی است.برابرباوری دیگرمیلیشیای آمریکایی درمتن نارضایتی سیاسی گسترده و احساسات ضد انقلابی روئیدکه در سیاست های انتخاباتی حزب جمهوری خواه در به کارگیری انقلاب نو محافظه کاری متجلی می شد،بخش مهمی از این اقبال عمومی و رای دادن به محافظه کاران ریشه در بنیادگرایی مسیحی و دیگر بخش های عقیدتی مربوط به نهضت میهن پرستان دارد،درواقع ارتباط ضعیفی بین بدتر شدن شرایط زندگی در آمریکا،اوج گرفتن  دوباره ی سیاست های سنتی حزبی،پیدایش مساوات طلبی دست راستی و عوام گرایی در دل سیاست های مسلط،بازگشت به ارزش های سنتی در برابرفرایندهای تغییراجتماعی وازهم پاشیدن خانواده وپیدایش نهضت میهن پرستان وجود دارد.این پیوندها برای فهم رابطه ی جدید جامعه آمریکا و نظام سیاسی آن« اهمیت قطعی دارد.(کاستلز،1380:140-141)در حال حاضر توان این جنبش رو به فرسایش است ،اما هنوز در سایه ی همان روندهای گذشته ایدئولوژی و هویت به حیاتش ادامه می دهد.(فیضی،135:1390)تجربه ی انتخابات 2016 ایالات متحده و رقابت هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ فرضیه دوم را تا حدی به اثبات رساند.ایالات متحده در انتخابات مذکوربدهکاری خود را به یک نماینده ی میهن پرستان پرداخت کرد.در حین تبلیغات انتخاباتی با ارسال پیام احتمال تقلب در انتخابات میهن پرستان افراطی به سرعت فعال شدند.سایت پولیتیکو نزدیک به جمهوری خواهان خبر فعال شدن نهضت سوسیالیست ملی،بخش های مختلف گروه نئونازی کوکلاس کلان و ارتش ناسیونالیست افراطی در فیلادلفیا رابرای ممانعت از تقلب در انتخابات منتشرکرد.درگردهمایی مشابه گروهی نئونازی سلام هیتلری به ترامپ دادند.این اخبارنشان از نزدیک بودن ترامپ به مواضع میهن پرستان داردو مواضع او در خصوص نگاه به امور داخلی و نگرش متفاوت به سیاست خارجی و بافت هواداران رای دهنده به او همگی مویدموضوع است.درمجموع میلیشیای میهن پرست در ایالات متحده علیرغم مسلح بودن،تبلیغات گسترده،آرمان های ضدجهانی شدن و تحرکات نظامی محدودنتوانسته است و گزارش هم نشده است که تهدیدی جدی برای امنیت دولت فدرال محسوب شود و یا به شکل سازمان تروریستی منسجم منافع دولت فدرال را از بین ببردو بعید است در آینده نیر این ظرفیت را داشته باشد،اماحداقل موجب شده است تا این تفکرات و آرمان ها در درازمدت سبب رئیس جمهور شدن فردی مانند ترامپ شود که مواضع بسیار نزدیکی با میهن پرستان داردو موجب تقویت جدی آن ها در آینده است.ایالات متحده نیاز جدی دارد تا یک بار با سنجش آرمان های میهن پرستان آن را به محک آزمون بگذارد.این آرمان ها در دوره ی اول ریاست جمهوری به آزمایش درآمده و موجی از منازعات فکری ناشی ار تفکرات ترامپ را ایجاد کرده و بر زندگی میلیون ها مهاجر،پناهنده و شهروندان غیر آمریکایی ایالات متحده تاثیر گذاشته است.ترامپ به صراحت به تفکیک نخست آمریکا و دیگران دامن زد وتاثیر عمیقی بر ساختارهای سیاسی ،فرهنگی و اجتماعی در همه ی حوزه ها گذاشت.در مساله ی میلیشیا،اکنون می توان نتیجه گرفت که آنان به واقع رئیس جمهور خود را یافته اند،مردی که دوستدار سلاح و سفیدهاست و هرآنچه اکنون در قلمرو سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده می گذرد،نتیجه ی همین انتخاب است.

منابع:

1-اکتار،عدنان(1392)تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا،ترجمه و تالیف:نصیرصاحب خلق،تهران نشر موعود

2-امجد،محمد(1386)سیاست و حکومت در ایالات متحده.تهران:سمت.

3-دوست محمدی،احمد(1392).ایالات متحده اسرائیل.خبرگزاری فارس.

4-ستاری،سجاد(1394)تولدزیست فرهنگ در جهان در حال شدن.فصلنامه سیاست.مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.دوره ی 45شماره3پاییز.

5-کاستلز،امانوئل(1380)عصراطلاعات،جامعه،اقتصاد،فرهنگ.ترجمه حسن چاوشیان. جلد2 تهران.انتشارات طرح نو.

6-فیضی،سیروس(1390)جنبش میلیشیادرایالات متحده :اهداف،مبارزات وپیامدها.کتاب آمریکا11،ویژه مسائل داخلی آمریکا.موسسه فرهنگی مطالعات وتحقیقات بین المللی ابرارمعاصرتهران.

7-گیدنز،آنتونی(1387)جامعه شناسی،ترجمه حسن چاوشیان.تهران.نشرنی.

8-هیوود،آندرو(1389)سیاست.ترجمه عبدالرحمن عالم.تهران.نشرنی.

9-”neil a.Hamilton(1996).Militias in America:A reference Handbook cotemporary world issuespublisher:ABC-clio.

10-http://fa.m.wikipedia.org.wiliam luther pierce.

11- Allon.c theodorce ( 2009)THE American militia phenomenon:A Psychological profile of militant theocracies.A thesis presnt California state university chico.

12-.Churchil.c. robert h(2009 )The shake their guns in the tyrants face:libertarian political violence and the origins of the militia movement..the university of Michigan press.available:http://www.press.umich.edu/title detail.d?id=327258

13-mulloy.D.j(2005). American Extremism:history’politics and militia movement.routlege.

14-suall.irwin and others.(1994)Armed and dangerous:militias take aim at the federal government.anti defamation league.second printing

                                    15-Jones.seth.g.(2012)THE strategic logic of militia.rand.national defense research institute.

16-zook.matthew.(1996)THE unorganized militia network:conspiracies”computer and community.berkeley planning journal.

کارشناس آمریکای شمالی/ hadiaalami@ut.ac.ir

کد خبر 1319179

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 15 =