۰ نفر
۲۹ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۴۵
جلوه‌هایی از حکمت، تربیت و مدیریت در واقعه کرونا

در این مقاله به اثرات شیوع ویروس کرونا در ابعاد حکمت، تربیت و مدیریت پرداخته می شود.

اینکه این ویروس اگرچه گرفتاریهای فراوانی برای بشر ایجاد کرد ولی آموزه های فراوانی هم داشت که چنانچه به آنها توجه شود می تواند برای ادامه زندگی بر روی کره خاکی دستاوردهای فراوانی داشته باشد. این دستاوردها بیشمار است که در این جا فقط به بعضی جنبه های حکمی، تربیتی و مدیریتی آن اشاره می شود.

زندگی با سختی توأم است، مطلبی که هیچ کس در آن تردید ندارد. این نه تنها برای انسان ها که برای سایر موجودات و به ویژه حیوانات هم بدیهی است. دنیا دار تزاحم است و اگر نبود بد بود. شما فرض کنید که حیوانات در معرض خطر و صید سایر حیوانات دیگر نبودند آنوقت هر یک به گوشه ای می خزیدند و آنچنان پروار و سنگین می شدند که قادر به حرکت نبودند، یا جمعیتشان آنقدر زیاد می شد که موجب دست و پاگیری برای سایر موجودات می گردید. همچنین اگر انسان با آفات مواجه نبود آنچنان در اسراف و تبذیر بر علیه خود و دیگران گام بر می داشت که عرصه را بر خود و سایر مردم تنگ می کرد و یا در اثر تنبلی با خطرات دیگری مواجه می شد. حوادث را اگر شرور(فدائی، شیطان، شر و نژاد پرستی: خبرآنلاین، 10/3/1399) هم بنامیم برای استمرار زندگی لازم است.

بشر با حوادث گوناگون همواره دست به گریبان بوده و حوادثی چون زلزله، آتش فشان، سیل، طوفان و جنگ را به خود دیده است که هر یک آثار خود را داشته است. اما این یکی، به لحاظ وسعت و سرعت انتشار فرق داشت و دست کم در قرون اخیر شاید بی سابقه بوده است. یکی از یزرگان نقل می کرد که در بیمارستان شاهد بوده است که فرد مبتلا به کرونا چگونه برای نفس کشیدن پرپر می زده تا بتواند نفسی تازه کند. بیاد این فراز زیبای سعدی علیه الرحمه در گلستان افتادم که « هر نفسی فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب (گلسنان، مقدمه، 15).

منشأ آن چه طبیعی یا غیر طبیعی در نتیجه فرقی نمی کند. دراینکه این پدیده دست ساز بشر است مطالب زیادی منتشر شده است ولی هرچه باشد وجود این پدیده و توانایی تخریب آن است که از دست بشر خارج است و در نهایت به طبیعی بودن آن ختم می شود.

البته بشر در تحقیقات خود آزاد است اما آن زمانی خطرآفرین می شود که نیت سوئی پشت قضیه باشد. شواهدی دال بر اینکه این ویروس دستکاری شده و کشورهای قدرتمند با سوء نیت در پی ساختن آن بوده اند وجود دارد. فیلم های ساخته شدة در چندین سال قبل و پیشگویی در آنها که چنین و چنان خواهد شد را اغلب دیده اند. سخنان ریاست جمهوری قبلی امریکا (اوباما) که خود بر جنگ میکروبی برای حفظ برتری بر رقبای اقتصادی و به ویژه چین تصریح کرده هم دست به دست گشته است. دراینکه ایالات متحده در نقاط مختلف جهان و از جمله کشورهای اطراف ایران آزمایشگاههای بیولوژیک غیر مجاز دارد هم تردیدی نیست. کلیپهایی هم منتشر شد که آن را ناشی از اثرات امواج تولید شده از نسل پنجم توسعه الکترونیک دانسته اند https://ia.acs.org.au/content/ia/article/2020) (. در کلیپیهایی از دست داشتن بنیاد راکفلر و همکاری بیل گیتز با آن برای کنترل جمعیت جهان حکایت دارد که شنیدن آن وحشتناک است. بر اساس این کلیپ آنها می خواهند واکسن بسازند و علاوه بر فروش و به دست آوردن سود کلان، با تزریق آن تراشه هایی در بدن انسانها بکارند تا مردم جهان را همواره کنترل و اگر کسانی خودداری کردند آنها را عناصر مخل قلمداد کنند و برای آنها برنامه داشته باشند. خدا می داند!!

درهرحال این موضوعات در دست بررسی است و ممکن است به زودی روشن شود یا نشود. اینکه ویروس بی-جان بر ساز و کار بدن انسان یا حیوان تأثیر می گذارد امری طبیعی، و اینکه آتش که گرفت تر و خشک می سوزد، و دودِ خیانت سرانجام به چشم خائن خواهد رفت هم بدیهی است. شاید سازندگان آن چنین تصور نمی-کردند که خود گرفتار آن خواهند شد.

نکته اینجاست که کرونا بلایی است که اینک بشریت با آن مواجه است و به خاطر سرعت انتشار و میزان واگیری با سایر موارد مشابه قابل مقایسه نیست و شاید ما نمی توانیم مقایسه کنیم. مطالعه این پدیده که اینهمه تأثیر بر همه شئونات زندگی انسان داشته کار عظیمی است که هر فرد یا سازمانی می تواند، یا باید بر روی آن تحقیق کند. این نوشتار که با روش کتابخانه ای مورد بررسی قرار گرفته بیشتر تأکیدش بر آثار حِکمی، تربیتی، مدیریتی و آینده نگری آن است که به اختصار بیان می شود و طبعاً برای تفصیل هر بخش، و ذکر مصادیق برای آن باید مقالات دیگر نوشته شود.

1-  از  بعد نظری و حِکمی:

حادثه کرونا از بعد نظری و حکمی اثرات فراوانی از خود برجای گذاشته است که اهم آنها چنین به نظر می رسد:

-  زنده شدن تفکر. یکی از مهمترین آثار کرونا زنده شدن تفکر است. بشری که غرق در کار است و آنچنان عمل زده شده یا در اختیار ماشین صنعت و فناوری قرارگرفته که لحظه ای به فکر خود و آنچه می کند نمی افتد، اینک فرصتی یافته است تا به خود باز گردد و نسبت به آنچه کرده یا می کند فکر کند. فکر قبل از عمل کردن یکی از ویژگی های افراد خردمند است. چه بسا کارهایی که صورت می گیرد که فکری در آغاز یا برای عاقبت و نتیجة آن نیست. تازه وقتی نتیجه کار بی فکر معلوم شد برای جبران آن برگشتی نیست و اغلب با خطاهای دیگر بر حجم اشتباهات افزوده می شود.

- بازگشت به خود. از دیگر آثار مثبت و حکمی این بلای منحوس بازگرداندن یا آشتی دادن انسان با خود بوده است. معمولاً انسان عمل زده تا در برابر ناامیدی کامل قرار نگیرد هرگز حاضر نیست خطاهای خود را بپذیرد و راهی را که انتخاب کرده است بازبینی کند. بازگشت به خود یعنی بازگشت به فطرت پاک و سلیم انسانی و اینکه کرده ها را مورد بازبینی قرار دهد.

- باز گشت به خدا و نقد قانون علت و معلولی. در اخبار از روی آوردن بسیاری به دعا و نیایش حکایت از این روآوری داشت؛ اگر چه می توان آن را حمل بر ترس از جان خود هم دانست که البته مانعه الجمع نیست. یکی از تأثیرات بروز حادثه کرونا توجه به مذهب به ویژه اعتقاد به خدا بود. این همان داستان قرآن است که چون [مردم] در دریا گرفتار طوفان می شوند و راه نجاتی نمی بینند به درگاه خدا به تضرع بر می خیزند (عنکبوت، 65). بسیاری از مردم در کنار معابد به تضرع پرداختند. تقریب مذاهب از دیگر آثار آن بود. مشاهده شد که در بسیاری از کشورهای اروپایی به ویژه به مسلمانان توجه کردند. در اسپانیا پس از 500 سال اجازه دادند که اذان به طور رسمی از مأذنه ها اجرا شود. در تصاویر دیدیم که حتی در کاخ سفید رئیس جمهور امریکا تصویر خانه کعبه را می بیند و می گوید باید چیزهایی در این جا باشد. توجه به دشمن پیدا و پنهان به عنوان یک بلیه فراگیر که مسلمان و غیر مسلمان، مؤمن و غیرمؤمن نمی شناسد باعث نزدیک تر شدن دلها به یکدیگر شد. آن خصومت خودساخته بین مذاهب داشت فرو می ریخت. واقعیتی که باید از آن درست بهره برداری کرد. 

عده ای از دانشمندان خیال می کنند وقتی راز و رمز ساز و کار خلق یا عملکرد پدیده ها را دریافتند دیگر نیازی به-اعتقاد به غیب و در رأس آن اعتقاد به خدا ندارند. درواقع این نوع موضع گیری دانشمندان حاصل آموزه های غلط متولیان دین و دینداری در گذشته بوده است. درهرحال اشکال کار این جاست که دانشمندان علوم تحربی فکر می کنند جهان بر اساس یک سلسله عوامل علت و معلولی به وجود آمده و بشر با علم آن را کشف کرده، یا خواهد کرد. بر این اساس آنها فکر می کنند در تار و پود جهان قانون علت و معلول حاکم است تا در نهایت به علت العلل برسند و در آنجا یا به خدائی اعتقاد پیدا می کنند که دیگر هیچ کاره است، یا به مهبانگ (بیگ بنگ) متوسل شوند که با آن جهان آغاز به کار کرده و سپس ادامه یافته است. در حالیکه به نظر می رسد اصولاً مبحث علت و معلولی در جهان سالبه به انتفای موضوع است. من در نقد آن گفته ام که این قانون بشرساخته نمی تواند در جهان ساری و جاری باشد. جهان مخلوق است و توسط خالق آنچه هر پدیده ای لازم دارد توسط او مستقیماً جعل شده و این جعل همانند خلق مستمر و دائمی است. بنابراین هرچه بشر با دانش خود کشف کند پرده از راز و اسراری بر می دارد که توسط خالق در پدیده ها گذاشته است. این قانون علت و معلول نیست که در جهان کار می کند بلکه این خاصیت ذاتی هر پدیده است که در جهان با پدیده های دیگر به تعامل یا تقابل می پردازد. یعنی هر پدیده ای آن می کند که توانائیش قبلاً و نیز به طور مستمر در وجودش با جعل خدایی تعبیه شده است (فدائی، 1395؛ خبرآنلاین، 3/3/1399). از این رو هر چه اکتشاف پیش می رود اعتقاد به حی لایزال قیومی که این همه توانائی برای هر موجود متناسب با نیازش در آن نهاده است بیشتر می شود. در همین واقعه کرونا ویژگی ذاتی کرونا از یک طرف و آمادگی زیستی هر فرد از طرف دیگر باعث واگیری و بیماری شده و می شود. هیچیک از آن دو علت دیگری نیست، بلکه توانمندی یا عدم توانمندی ذاتی هر دو طرف باعث مقاومت یا گرفتاری می شود.

- ایمان به غیب و اقرار به ضعف بشر. ایمان به غیب یکی دیگر از آثار این واقعه بود. آنهایی که همه چیز را مادی می بینند که باید آن را با چشم دید باید پاسخ دهند که چگونه این شئ نامرئی توانسته تا این اندازه در زندگی انسانها تأثیرگذار باشد. ممکن است گفته شود که بالاخره همین ویروس با چشم مسلح قابل رؤیت است. پاسخ این است که بلی، ولی چه بسا موارد دیگری کشف شود که هنوز قابل رؤیت نیست. وانگهی بحث در این است که در ورای همین زندگی ظاهری عوامل و عناصری  وجود دارد که ممکن است روزی کشف شوند و همین دلیل بر این است که با احتمال زیاد کشف ناشده هایی هم باقی می مانند که هرگز در دایره علم تجربی قرار نمی گیرند. معتقدان به غیب مگر چه می گویند؟ آنها می گویند انحصار درست نیست. به قول معروف «عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود». یعنی عواملی نادیده و کشف نشده در جهان وجود دارد و تنها علمِ تجربی آزمایشگاهی نمی تواند برای همیشه پاسخگوی نیازهای بشر باشد. توجه به ظاهر و باطن هم از اثرات دیگر در این ایام بود. این به این معنا است که بسیاری از چیزها است که ما از آن خبر نداریم و بشر عجز خود را در یافتن راه حل ها اعلام کرد.

- همسانی واقعیت با حقیقت. اگر بشر غرض را کنار بگذارد در بسیاری از موارد واقعیت و حقیقت را منطبق بر/ یا در کنار هم می بیند. بشر زنده است هم حقیقت است و هم واقعیت. او که نیاز دارد و برای تأمین نیازمندی-های خود از مسیر درست به طوریکه به منافع دیگران لطمه نزند تلاش کند هم واقعیت است و هم حقیقت. آنجا که هواهای نفسانی بروز می کند این دو از هم فاصله می گیرند. آمدن کرونا یک واقعیت بود و این واقعیت حقیقت دارد  و مبارزه با آن یک امر حتمی و حقیقی تلقی شد و این به معنای همسانی حقیقت و واقعیت است.

- لزوم بازنگری اعتقادات مذهبی. بازنگری عقاید مذهبی بسیار مهم است و می توان آن را اثرات نیک این واقعه دانست. نکته اینجااست که اگر چه مردم دلهاشان به خدا نزدیک شد اما اذهان آنها دیگر تاب تحمل شنیدن خرافات را به نام دین ندارند. در ایران به ویژه با تقابل طب سنتی و طب نوین زمینه این عدم باور به وجود آمده بود. تجری بعضی مذهبی نماها بر خرافه بودن فاصله گذاری اجتماعی و انکار در پذیرش اصول بهداشتی بر این تعارض افزود. مردم دیگر به مذهب به عنوان یک سلسله اعمال ساده نگاه نمی کنند. آنها به دنبال منطق اند. مذهب را منحصر در اجرای یک سلسله آداب و رسوم و انجام مناسک نمی بینند، بلکه چرایی و چیستی همه ارکان دینی برایشان مهم است. در این زمینه عده ای به حق در تبیین عقاید و افکار مذهبی و عقلانی بودن آن می کوشند و عده ای از آن فاصله می گیرند و گاهی صورت مسئله را پاک می کنند. البته در ایران پذیرش توصیه های پزشکی و حتی تعطیلی مراسم و مناسک دینی تا حدود زیادی مردم را به واقعیت دین و همگامی آن با علم به اثبات رساند. اما لازم است که حوزه های علمی و دانشگاهی در بازنگری عقاید بکوشند. اداره حوزه ها نه به این است که علوم فقهی سنتی صِرف مورد بحث و تحقیق قرار گیرد بلکه اصلاح افکار و اعتقادات و پیشاپیش معارضه با آفت های کلامی اصل کار است. تنقیح مطالب در قالب احادیث و روایات و مشخص کردن احادیث مجعول و بی سند هر چند مشهور باشند از اهم واجبات است. روایات بسیاری در منابع آمده اما توجیه کافی برای طرح آنها نیست و گاهی در منابر و صدا و سیما مطرح می شود که نمی توان بر حقانیت آنها حجتی اقامه کرد. چند روز قبل یکی از بزرگان کلیپی از یک روانشناس برایم فرستاد که به شیوه اجرای مراسم شبهای قدر ایراد گرفته و راه ارتباط با خدا را منحصر در گریه و زاری ندانسته بود و از من نظر خواسته بود. من در پاسخ نوشتم که بحث های جالبی مطرح شده ولی من نمی دانم آن فرد با چه انگیزه ای این مطالب را گفته و بعد چه بهره برداری هایی از آن قرار است بشود؛ ولی آنچه مسلم است این است که بعضی از مراسم ما مستند قوی ندارد و ما تنها یک راه را به مردم نشان داده ایم. در حالیکه به عنوان مثال در دعاها ما داریم که خدایا قبل از خشوع ذل خشوع ایمان به من عطا کن  و بیان و تبیین خشوع ایمان که سرتاسر عشق و شور است نیاز به کار دارد، اما کجا از آن بحث می شود. اگر به دعای کمیل نگاه کنید فرازهای عاشقانه و عارفانه آن بسیار بیشتر از گریه فقط برای گناهانی است که انجام شده است. همچنین ما در آموزه هایمان به آفاق بها نداده ایم و بیشتر به انفس پرداخته ایم و از این رو آدم های خوب آنهایی هستند که از همه چیز کناره می کنند و به خود می پردازند و از سیر در آفاق و کشف رازهای آفرینش خداوندی برای کسب معرفتِ بیشتر به دور اند (فدائی علم اسلامی، آری یا خیر، خبر آنلاین، 10/3/1399).

- تابو شکنی. تابو شکنی یکی دیگر از عوارض این حادثه بود. اینکه همه چیز در غرب و به ویژه در امریکا است به سُخره گرفته شد. جهانی سازی رنگ باخت و مشاهده شد آنکس که داعیه قدرت دارد و همه چیز را می خواهد حل کند اینک خود گرفتار است. آنقدر گرفتاریش بالا است که حاضر است شرکای خود را از یاد ببرد و نه تنها از یاد ببرد بلکه حاضر است امتیازات آنها را هم برباید، یا آنها را برای نجات خود فدا کند.

- کذب شعارها: دروغ بودن بسیاری از شعارها جالب توجه بوده و هست. بسیاری می دانستند که قدرتهای مطرح در جهان برای ملل دیگر ارزش قائل نیستند اما در این واقعه معلوم شد که نسبت به ملت خودشان هم حساسیتی ندارند. آنهایی که داعیه انسان دوستی داشتند نشان دادند که نه تنها این مطلب برایشان واقعیت ندارد بلکه چه بسا ایجاد این بحران برنامه ای برای تقلیل جمعیت و به ویژه افراد سالمند و سالخورده بوده است تا بتوانند هزینه های خود را کم کنند و با استفاده از نیروی جوان باقیمانده بر منافع اقتصادی خود بیفزایند. شعارهای مطرح شده توسط ابرقدرتها اگر چه بر افراد عاقل روشن و واضح بود در صحنه عمل خود را بیشتر نشان داد. البته نسبت این مطلب در جوامع مختلف فرق می کند.

- تجلی جلوه هایی از قیامت. نشان دادن جلوه هایی از قیامت یکی دیگر از این آثار بود. دیدیم که در بسیاری از مناطق کسی به کسی رحم نکرد. همه حاضر بودند همه کس خویش را از دست بدهند تا خود گرفتار نشوند. پرهیز از معاشرت و حتی پرستاری از نزدیکان بیمار، عدم شرکت در تدفین مردگان و انجام بدون تشریفات آن یکی دیگر از این جلوه ها بود. بی پناهی بشر و آسیب پذیری وی هم از اثرات این حادثه بود. دیدیم که در ایتالیا اسکناسها را به خیابان ها ریختند و در هند بت ها را در معابد شکستند. این به این معنا است که در این شرایط از این اسباب کاری بر نمی آید.

2- از بعد اخلاقی، کارکردی، و تربیتی:

- توأمانی هست و باید. هست و باید بحثی فلسفی است که هیوم پنبه آن را زد (کاپلستون، 1387، 301) و محور بحث بسیاری از فیلسوفان قرارگرفت. در ایران سروش هم در کتاب دانش و ارزش خود روی آن تکیه کرد. داستان کرونا یک هست بود که بایدهای پشت سر آن بسیار جدی شد و گاه بایدها به الزام سخت و تنبیه هم کشید. درهرحال این واقعیتی است که همواره ما در زندگی خود آن را تجربه، ولی بعضی اوقات آن را فراموش می کنیم (فدائی، 1395). در مباحث فلسفی مطرح است که فیلسوف از طریق داستانها الهام می گیرد و داستان نویس ها هم بر اساس آسیب های درون جامعه (هست ها) مطلب می نویسند و در نتیجه بایدهای فیلسوف به نوعی بر هست های واقعی تکیه دارد. سقوط یا تعالی اخلاقی در جوامع را می توان ردیابی کرد. در داستان کرونا مطرح است که عده ای برای تنظیم جمعیت بشر یا هر نیت سوء دیگری بایدی می سازند اما این باید دامان آنها را می گیرد و آنها هم مبتلا می شوند.

- زنده شدن همدلی ها و ایثارگری ها. در حالیکه در دنیا بیشتر گرفتاران منتظر خدمات دولت و مؤسسات خیریه بودند در ایران با توجه به شور انقلابی، کمکهای مردمی نمایش یا رزمایش بزرگی بود که اگر چه مقطعی است اما حکایت از نیروی قوی مردمی دارد که اگر درست هدایت و بهره  برداری شود در مواقع حساس بسیار کارگشا است. ایرانِ گرفتار تحریم و درگیر مسائل و فساد مالی، و ملتهب در حوادث گوناگون به ویژه در وقایع پی در پی سیل، زلزله و کرونا نشان داد که تا چه اندازه حاضر به از خودگذشتگی و ایثار است. باید آن را قدر دانست و برایش برنامه داشت. دولت نباید این خدمات را نادیده بگیرد و با ناکارآمدی خود نمک بر زخم آنان بپاشد. همکاری زمانی اتفاق می افتد که ملتی دارای سابقه فرهنگی و دینی باشند. صرف اعتقاد به دموکراسی و شعار آن نمی تواند تا این حد همبستگی ایجاد کند.

در مقابل، در بعضی کشورها مردم نه تنها همکاری نکردند بلکه به غارت فروشگاهها پرداختند و البته حق هم داشتند، چون دیدند که آنچه تا کنون از تساوی و عدالت به خورد آنان می دادند فقط شعار بوده است. وقتی در همین شرایط تبعیض نژادی را لمس می کنند بدیهی است که چنین واکنش هایی را ببینند. نکته دیگر اخلاقی در این واقعه این بود که با آنکه بر اساس شواهد امریکا برای به زانو درآوردن رقیب توطئه می کند اما سرانجام ناخواسته خود گرفتار می شود. این همان ضرب المثلی است که می گوید چاه کن خود در چاه می افتد و مضمون آیه قرآن «و لا یحیق المکر السیئ الا باهله» (فاطر، 43)  و روایت «من حفر بئراً لاخیه وقع فیها» است.

- ایست به تندرویهای بشر. یکی از ویژگی های اثرگذار به لحاظ تربیتی ایست دادن به تندروی های بشر بود. بشری که خود را نه خلیفه خدا که خود خدا و همه کاره جهان می پنداشت و چنین فکر می کرد که زمین و زمان در اختیار اوست و هر کار بخواهد می تواند انجام دهد. ناگهان متوجه شد که در برابر ویروسی کوچک و بی جان خلع سلاح شده و نمی تواند کاری از پیش ببرد. اظهار عجز اعترافی است برای پذیرش آموزه های تربیتی یا دست کم تجدید نظر در آنچه او آن ها را درست می پندارد. ناکارآمدی یا محدود شدن کارایی علم یکی دیگر از آثار این واقعه بود. اگر چه سخن در دست ساز بودن این ویروس به شدت مطرح است ولی اینکه حل گرفتاری به-وجود آمده خارج از قدرت سردمداران قدرت است و آنها از حل مسئله عاجزند شکافی بود که بر دیوار بلند علم انداخت که مدعی بودند با علم می توان هر خطری را به سرعت رفع و دفع کرد. البته در اینکه علم وسیله ای است که می توان از آن خوب بهره برداری کرد و یا در جهت تخریب محیط زیست و نابودی انسان آن را به کار برد امری جدی است. نکته اینجاست که اگر نیت سوئی در تولید و انتشار این ویروس برای بهره برداریهای اقتصادی هم بوده باشد باز نشان از این دارد که تنها علم نمی تواند رهائی بخش و مفید باشد. باید دید دارندگان علم چه کسانی هستند؛ یا به تعبیر دیگر، ما علم را از چه کسانی می گیریم. اینکه عده ای فقط خوب سخن می گویند یا سخنِ خوب می گویند کافی نیست. باید دید این سخنان خوب از طرف چه کسانی است. این واقعه این مسئله را به خوبی نشان داد که به قول حافظ (غزل 177):

 نه هر که چهــــره برافروخت دلبری داند      نه هر که آینه سازد سکــــندری داند

نه هرکه طرف کله کج نهاد و تند نشست     کــــلاه داری و آیین ســــروری داند

صلاح و خیرخواهی داعیان علم از اعمال و رفتارشان برمی خیزد و لذا نباید گول ظاهر آنها را خورد. در این جهان پرماجرا مباحث علمی هم مورد شک و تردید است. تا صحت روایت و صیانت راوی مشخص نباشد نمی توان به-آن تمسک جست (فدائی، 1394). روایات گوناگون از چگونگی شیوع این ویروس و اینکه چه دستهای نامرئی در پشت این قضیه است بر ضرورت دقت در وثاقت حاملان علم و ناشران و مبلغان آن دارد.

- عمومیت در ابتلا به بیماری. از دیگر ویژگی هایی که سبب شد غرور قدرتمندان شکسته شود و همه سر تعظیم در برابر آن فرود آورند و اظهار عجز کنند این بود که دیگر در این واگیری فقیر و غنی، مسئول و غیر مسئول، کشور قدرتمند یا ضعیف مطرح نبود. دیدیم رئیس مجلس ما، نخست وزیر انگلیس، مشاور ترامپ و شخصیتهایی از آلمان هم کرونا گرفتند و کشورهای مطرح دنیا و به اصطلاح جامعه جهانی و حق وتودار در شورای امنیت وضعیت به غایت وخیمی داشتند.

همانطور که در بخش قبل گفته شدجهانی سازی رنگ باخت و در عمل توجه به ملیت گرایی ظهور کرد. این امر اگرچه مدیریتی است ولی به لحاظ تربیتی هم حائز اهمیت است. گویی در برابر خطر شعار دموکراسی و پیمان و عهد رنگ باخته است و هرکس می کوشد گلیم خود را از آب بیرون کشد.

- ناکارآمدی فناوری. از نکات مهم در این حادثه نارسایی فن آوری و شکست آن در مواجهه با این ویروس است. اینکه بشرِ مغرور به قدرت فناوری که همه چیز را می تواند در اختیار بگیرد مواجه با محدودیت کارآمدی آن می شود می تواند غرور بیجای وی را بشکند و او را متقاعد کند که زندگی همه اش فناوری نیست. فناوری هرچند پیشرفته، ابزاری است در خدمت انسان، انسانی که بتواند بر اساس معیارهای درست تربیتی تصمیم بگیرد. ممکن است بعضی ها بگویند برعکس فناوری در این زمینه بسیار مؤثر بوده است. در پاسخ باید گفت که درست است فناوری در شناخت ویروس یا تهیه واکسن تأثیر داشته است اما وقتی در خانه ماندن و رعایت فاصله اجتماعی تنها راه مقابله با آن قلمداد می شود، به این معنا است که فناوری کاری نمی تواند بکند. و این یعنی فروریختن سلطه فناوری در جهان که از پسِ چنین موجودی ضعیف برنمی آید. به تعبیری دیگر باید گفت استفاده از ابزار حد و مرزی دارد. زمانی می رسد که ابزار کارآیی لازم را ندارد. در معنای آیة «وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ...»  (بقره/ ۱۶۶) که یادآور روز قیامت است یک احتمال این است که تمام سبب‌ها و روابطی که به‌وسیله‌ی عواطف و پیوندهای محبّت‌آمیز بین مردم بود بریده می‌گردد و احتمال دیگر، از بین رفتن عهودی است که مردم با یکدیگر برقرار کرده و پیمان‌های دوستی است که با یکدیگر بسته بودند.

- تغییر سبک زندگی. یکی از برکات بروز این حادثه تغییر سبک زندگی یا آمادگی برای آن است و این از نظر تربیتی بسیار مهم است. چه کسی باور می کرد دولتها و حتی خود مردم بتوانند یکدیگر را مجبور به اتخاذ روشی در زندگی برخلاف آنچه سالها به آن عادت کرده بودند بکند. اجتناب از دست دادن و روبوسی، شستشوی دست به تناوب و توجه شدید به بهداشت، پرهیز از برگزاری هرگونه مجالس و میهمانی، محفلها و عروسی ها، یا ختم ها و اجتناب از شرکت در تجمعات و جلسات ضروری و غیرضروری در دولت ها و سایر بخشها، از پیامدهای ناشی از کرونا است؛ گویی انسانها خود به خود مقید به رفتاری دیگر شده اند. در بعضی جاها خانه ها گرم، خیابانها خلوت، پروازها موقوف، سفرها محدود و محیط زیست از دست تعرضهای بی رویه بشر آسوده، به گونه ای که حیوانات با فراغ  بال راهی خیابانهای شهر شده و بدون رادع و مانع به گشت و گذار مشغول شده اند. شیوه تغذیه چه بسیار از کرونا متأثر شد. خوردن فست فود و غذاهای بیرونی ممنوع یا محدود شد که می تواند در سلامت انسانها تأثیر داشته باشد. در بعضی سایتها ملاحظه شد که چین ممکن است کشتن و خوردن بعضی حیوانات از جمله سگ را به طور رسمی ممنوع، و برای آن قانون وضع کند.

آنچه جالب توجه بوده و هست امکانِ شدنِ ناشدنی ها بود. کسانی چه از مردم یا قوای حاکمه هرگز باور نداشتند که بشود سبک زندگی را تغییر داد یا رویه ای را برای مدتی به اجرا درآورد. اما دیدیم که ورود این پدیده خاص مردم را چنان مقید کرد که خود نسبت به آنانکه اجرا نمی کردند معترض بودند. این نشان داد که اگر مردم و مسئولان بخواهند همه کاری قابل اجرا است منتها وقتی عزمی بر اجرای کار نیست ودر آن منافع مادی عده ای در خطر است اجازه تغییر داده نمی شود یا آنطور تغییر می دهند که خود می خواهند. کرونا و فراگیری آن و اینکه با کسی شوخی ندارد و همه را در مبارزه مساوی می داند باعث شد همه چیز را مردم با میل و رغبت انجام دهند (البلیه اذا عمت طابت).

در اینجا باید از تغییر سیک زندگی اداری و آموزشی هم نام برد. دورکاری یکی از برنامه ها بود که اگر چه قبلاً به صورت داوطلبانه اجرا شده بود و خیلی آن را جدی نگرفته بودند این بار بر حسب ضرورت آن را تجربه کردند. به نظر می رسد به طور جدی دستگاهها متوجه شدند که خیلی از کارها را می توان به صورت دورکاری انجام داد و تا چه اندازه در صرف نیروی انسانی و اقتصادی صرفه جویی کرد. نکته مهمتر انجام بسیاری از کارها به صورت اینترنتی و برخط شد که الزاماً دستگاهها و به ویژه بانکها آن را تجربه، و با تسهیلاتی که برای مشتریان قایل شدند تعداد مراجعان را کم کردند و خود نیز به امور دیگر پرداختند. البته بانکها از سود خودشان نگذشتند و با ظرافت و شاید از طریق کارمزدها یا هزینه تراکنشها آن راتا حدودی جبران کردند. اما آنها به خوبی دریافتند که می توان خیلی از کارها و خدمات را اینترنتی انجام داد، به شرط آنکه زیرساختهای فنی آماده باشد. همچنین یکی از دستاوردهای این ویروس توجه به این موضوع بود که در ادارات دولتی بسیاری از خدمات و در نتیجه افراد زاید هستند که می توان زنجیره پاسخ گویی را کوتاه، و از کارکنان مازاد برای امور دیگر استفاده کرد و حتی برای رهاسازی دولت از نیروی اضافه طرح و برنامه داشت.

- اهمیت اطلاع رسانی. اطلاع رسانی در این حادثه خود را برجسته کرد و اهمیتش مضاعف شد. صحت، سرعت، و وثاقت اطلاعات و استناد آن از جمله مباحثی بودند که به شدت مطرح، و معلوم شد که هم چنانکه داشتن اطلاعات بسیار ضروری است اطلاعات غیرموثق تا چه اندازه موجب تشویش و اضطراب مردم می شود. لزوم داشتن نظام ملی اطلاعات که بتواند در اسرع وقت دقیق ترین اطلاعات را در اختیار بگذارد بیش از هر زمان دیگر ضروری می نمود. اطلاعات حاوی مرگ و حیات بود و آن چاقوی دو لبه است که باید به طرز صحیح از آن استفاده شود. نقش کلیپ ها در اطلاع رسانی در این دوران بی بدیل بود و بسیار فراتر از تبلیغات رسمی کارکرد داشت. اما همانطور که اشاره شد این تیغ دولبه است و هر کس سعی دارد خواسته های خود را در این سایت ها بگذارد و باز نشر کند. آلودگی اطلاعات دقیقاً از این جا آغاز می شود، زیرا وسیله ای برای تنقیح و تصدیق هم نیست و تازه فرصت آن هم نیست. توصیه های اخلاقی هم کاربرد چندانی ندارد. باید دولتهای مردمی فکری به این امر داشته باشند و الا از افراد ساخته نیست.

- توأمانی انذار و تبشیر. وجود یا ایجاد ترس و امید در زندگی دو محور لازم برای تربیت فرد و جامعه است. آنانکه فقط به یکی از آن دو تمسک می جویند در اشتباه اند. کرونا نشان داد که برای اجرا و ایجاد تغییر تشویق و تنبیه، هر دو لازم است. این بستگی به خود مردم و باورهایشان دارد که باید از کدام از آن دو بیشتر استفاده کنند. دیده شد که در اجرای قرنطینه بعضی کشورها خشونت را به منتها درجه رساندند و شاید حق با آنها بود. خروج بی سبب از خانه مساوی با دستگیری، تنبیه بدنی یا پرداخت جریمه بود و این توانست ناباوران را تا حد زیادی آگاه کند و سر مشقی برای بقیه باشد. اما آنهایی که از تربیت بیشتری برخوردار بودند خود داوطلبانه به اجرای دستورات پرداختند و دیگران را هم تشویق کردند.

- آموزش و شیوه آن. پدیده کرونا بیش از هر چیز بر وضعیت آموزش تأثیر گذاشت. آموزش ابتدائی تا دانشگاهی همه مقید به اجرای دستورالعمل شدند و مدارس و دانشگاهها باید بسته می ماندند. بدیهی است نگهداشتن خیل عظیم دانش آموز و دانشجو در خانه بسیار سخت و موجب عقب افتادن آموزش و ایجاد افسردگی است، که باید هر چه زودتر برای آن فکری می شد. در بعضی کشورها از جمله ایران، صدا و سیما به داد رسید. تدوین سیاست آموزشی در اسرع وقت وآموزش خانواده ها برای تمکین و تمرین سیاست جدید بسیار مهم بود و خوشبختانه انجام شد. اما قطعاً عوارضی هم به دنبال داشته است که باید به آن توجه و برایش راهکاری اندیشیده شود. اگر درست برنامه ریزی شود به عنوان یک نظام جایگزین که هم در شرایط بحرانی از آن استفاده شود و هم مردم و دانش آموزان با دنیای به اصطلاح مجازی بیش از پیش آشنا شوند خود یک مزیت است. این مزیت را بعضی کشورها با هزینه گزاف به دست آورده اند و ما تقریباً آن را در این موقعیت نسبتاً ارزان و کارآمد تجربه کردیم. علاوه بر آن اگر درست برنامه ریزی شود آموزش خانواده در کنار دانش آموزان و دانش جویان هم می-تواند فرصتی باشد و باید از آن بهره برداری کرد. در جاهایی که خانواده نیست یا کمرنگ است قطعاً این توفیق به دست نمی آید.

اما آموزش مجازی هم چالش هایی دارد که نباید از آن غفلت کرد. اثرات روانی دوری از دیگران، عدم تجربه در جمع بودن، دشواری تدریس بدون حضور مخاطب، مطرح شدن عده ای خاص همانند آنچه در قضیه کلاس های کنکور داشته و داریم و نبود ویژه کاران آشنای با نرم افزارها و سخت افزارها و هماهنگی آنها با نظام آموزش و سوء استفاده فروشندگان کالاهای الکترونیک و اتکای صرف بر واردات باید مد نظر باشد.

3- در بعد مدیریت:
- مدیریت عمومی. مدیریت عمومی و بررسی نقاط قوت و ضعف آن در سطح کشورها یکی دیگر از اثرات تحمیل وضعیت جدید بود. در سطح فردی و اینکه چگونه هر فردی خود را مدیریت کند تا گرفتار بیماری نشود یا دیگران را آلوده نکند بستگی به عواملی چند از جمله تربیت خانوادگی، در آمد شغلی و میزان تحصیلات داشت.

اما در سطح اجتماعی این امر بسیار افشا کننده و آزار دهنده بود. بسیاری از کشورها دستورات و هشدارهای پزشکی را جدی نگرفتند و سعی در کتمان واقعیت داشتند و به خیال اینکه می توانند به موقع با آن برخورد کنند با مردم صادق نبودند. اغلب منافع سیاسی برایشان اهمیتی بیشتر داشت، اما سرانجام تسلیم شدند. بدتر از آن رسوا شدن بسیاری از کشورها بود که خود را از هر جهت سرآمد دیگر کشورها و به ویژه در امر سلامت می دانستند. کوس برتری نظام سلامت بعضی کشورها گوش ها را کر کرده بود اما گسترش بی وقفه کرونا نشان داد تا چه اندازه نظام بهداشت و درمان آنها و به ویژه مدیریت بر آن آسیب پذیر است. امریکا و کشورهای قدرتمند اروپایی از آن جمله اند. میزان مبتلایان و مرگ و میر درآنجا توخالی بودن شعارهای مدیریتی شان را بر ملا کرد. چین در این مورد شاید وضعیت بهتری داشت. دلایل آن باید روشن شود. بی توجهی به افراد مسن و آنهایی که در خانه-های سالمندان بوده اند، و بی توجهی بیماران خاص و به رنگین پوستان و حتی بدرفتاری با آنان یکی از نمونه های ضعف حاکم بر جوامع بشری نابخشودنی است. شنیده شد که در کشورهای داعیه دار ماسک زدن رنگین پوستان ممنوع شد. فزونی آمار تلفات مربوط به رنگین پوستان، و به ویژه مرگ پزشکان رنگین پوست نسبت به سفید پوستان، تا حدود دو سه برابر هم گزارش شد.

وضعیت کشور ایران اگر چه در آغاز بسیار نومیدکننده بود، یا اینطور تبلیغ می شد ولی به نظر می رسد رفته رفته تسلط نسبی همه نیروهای درگیر بر اوضاع مشهود شد. اگرچه باز ایرادهایی وجود دارد ولی در صحنه آمدن همه نیروهای نظامی و انتظامی در کنار نیروهای بهداشت و درمان و به ویژه همکاری و همدلی نسبتاً خوب مردم با وجود شرایط بد اقتصادی نمایش قابل قبولی از خود نشان دادند. به ویژه که در سال 1398 همه با مصیبتهای ناشی از سیل، زلزله و تحریم دست و پنجه نرم کرده بودند. ادامه روند موجود مبتنی بر رعایت مردم و صداقت دولت است که امید است ادامه یابد.

- مدیریت فضای مجازی. یکی از مسائل مدیریتی جدی گرفتن فضای مجازی و بهره برداری درست از آن است. همچنانکه گفته شد فضای مجازی می رود که رقیب یا جایگزین فضای حقیقی شود. البته در اینکه چقدر در درازمدت پاسخگو باشد خود نیاز به بررسی جدی دارد. همانطور که گفته شد مطلبی که در بعضی کلیپ ها آمده بود مبنی بر اینکه شیوع بیماری کرونا حاصل نگاه نسل پنجم الکترونیک به مسائل است خود هشداردهنده است. (این کلیپ مدعی بود که شدت امواج سلولهای بدن را تخریب و آن را برای پذیرش هرنوع بیماری آماده می کند). دیدن این کلیپها برای همه ضرورت دارد. نکند با جایگزین شدن فضای مجازی و استفاده نادرست از آن در آینده با بحرانی از نوع دیگر یا حتی شدیدتر مواجه شویم. شاهد این برخورد سطحی را در گفتار معاون اول رئیس جمهور ایران می توان دید که در توضیح اهمیت استفاده از تلفنهای همراه برای مدارس اظهار داشت سرانجام دیدیم که اینترنت و تلفن همراه که عده ای از آن وحشت داشتند برای مدارس و دانش آموزان آزاد، همگانی  و اجتناب ناپذیر شد (تأکید از من است البته من گوشه ای از حرفهای ایشان را در سیما شنیدم چه بسا مجموعه گفته هایش مطلب دیگری را نشان دهد). این مثل این می ماند که امریکا بگوید دیدید که ناامنی در آنجا آن چنان شد که همه باید با خود اسلحه حمل کنند. این برخورد با معلول است باید طرز استفاده را بهینه کرد و بر استفاده درست اِشراف داشت و آموزش داد و در نظارت بر آن مصر بود. نسل نوجوان را به بهانه آموزش مجازی در برابر همه ناهنجاریهای فضای مجازی قرار دادن به منزله نابود کردن نسل آینده ساز کشور است. اینکه شعار دهیم کاربران نوجوان و جوان خود انتخاب می کنند قطعاً عواقب وخیمی به دنبال دارد. ایران در این زمینه کوتاهی دارد.

- بیکاری و اشتغال. بیکاری و برخورد جدی باآن به ویژه در این شرایط یکی از جلوه های مدیریت هرکشور است. تخصیص بودجه در این باره، استفاده از بیمه های بیکاری و برخورد احترام آمیز با مردم در کمکهایی که می شود می تواند میزان موفقیت یا عدم موفقیت دولتها را در این شرایط حساس نشان دهد. بی تردید کرونا بر اقتصاد و اشتغال تأثیر فراوان و مخربی گذاشته است. سیاست های دولتها و همکاری مردم می تواند آسیبها را به-حداقل برساند. در این باره هنوز زود است که قضاوتی صورت گیرد و آمارهای داده شده چه بسا مقرون با خطا یا غرض ورزی باشد. آنهایی که از اطلاعات به خوبی استفاده می کنند و شفاف سازی برای آنها در مدیریت اصل است بهتر می توانند مدعی باشند که با مردم بهتر رفتار کرده اند. البته ایثار سازمانهای دولتی، غیر دولتی و مردم نهاد و دارندگان سرمایه در این زمینه نقش فراوانی داشته و دارد.

- نظام سلامت. مدیریت در توجه به پزشکان و پرستاران و نیز نظام سلامت، آموزش و درمان و برخورد با مردم از مسائل مدیریتی در این دوران بود. اخبار در دنیا به اندازه کافی نشان داد که کدام کشورها در این زمینه موفق تر بوده اند. آمار و اطلاعات تکمیلی بعدی می تواند واقعیت ها را بیشتر روشن کند.کمبود امکانات، بهداشتی و پزشکی. مدیریت بر تولید و تهیه ماسک و دیگر لوازم بهداشتی و نحوه توزیع آنها و برخورد با احتکار و ربودن ماسکهای خریداری یا اهدایی از سایر کشورها از طرف دولتهایی که صیت قدرتشان همه را مبهوت کرده ننگی بود که بر دامن کشورهای مدعی نشست. خوشبختانه در ایران مسئله حاد نشد. دلایل آن جای بحث دارد. ایران در برخورد با بیماران نمونه بود. به قول نمایندگان وزارت بهداشت هیچ فردی به خاطر کهولت سن یا داشتن بیماری مزمن از مداوا محروم نشد. البته ممکن است بعضی ها در آمارها تردید کنند ولی اینکه بدگویان، یا بدخواهان این ملت در این شرایط و با توجه به مشاهده وضعیت کشورهای مدعی کمتر به آمارهای ایرانی می-پردازند خود دلیل موفقیت است.

- مرگ و میر و بهبود یافتگان و قرنطینه. قرنطینه یا رفع آن از مسائل مدیریتی است و شاخصی برای توانمندی یا ناتوانی کشورها در حوادث گوناگون از جمله کرونا است. این شاخص می تواند معیاری برای بازنگری در مدیریتها در کشورهای دنیا باشد. جالب اینکه با آنکه فوت شدگان در کرونا برای کشور بسیار دردناک و غم انگیز بود اما به لحاظ محدودیت در معاشرت و سفر آمار تلفات بیماریهای دیگر و در جاده ها ظاهراً کمتر بوده است.

- احصای آمار و اطلاعات صحیح. اگرچه همیشه دولت دارای آمار هست ولی همواره از نبود یا ناقص بودن آمار و اطلاعات می نالد. اینکه چرا چنین است خود بحث مستقلی را می طلبد. اما حادثه کرونا و آمارهای مختلفی که به بهانه های گوناگون گرفته شد اگر عزمی بر تجمیع و استفاده بهینه از آنها باشد می تواند نقطه قوتی به حساب بیاید و الا هزینه جمع آوری اطلاعات را همواره باید تکرار کنیم. از بخش خصوصی و سازمانهای مردم نهاد هم انتظار می رود اطلاعات همه فعالان کمکهای بشردوستانه و همدلانه را تجمیع و در جائی ذخیره کنند تا در مواقع دیگر بتوانند  از آن استفاده کنند.

4- آینده نگری در پسا کرونا:
اکنون داستان کرونا دارد فروکش می کند، یا ما ناگزیر باید با آن سر کنیم. در هر دو حالت نباید از اثرات آن غافل بود و آن را سرسری انگاشت. تحلیلگرانی در ابعاد گوناگون باید به تحلیل بنشینند و کسانی دیگر این تحلیل ها را جمع بندی و اگر بتوانند خط مشی جدیدی را تنظیم و توصیه کنند. در این جا دو حالت تصویر شده است که عبارتند از:

-  خوشبینانه:
حالت خوشبینانه به این معنا است که ویروس کرونا تأثیرات مثبت در ابعاد مختلف زندگی گذاشته و متفکران را بر آن داشته است تا با تجارب جدید راهبردی نو را برای بشر تعیین، و تغییر نگرش  ایجادکنند؛ و در برابر ایسم های مختلف همچون لیبرالیسم و سوسیالیسم و سوسیال دموکراسی و امثال آن خط جدیدی را فراراه بشر ترسیم کنند، تعبیر ما از فرد و خانواده، یا استقلال ملتها اصلاح شود و بشر در یک نظام بهتری در کنار هم به زندگی مسالمت-آمیز بر اساس احترام متقابل به فرد و جمع زندگی را ادامه دهد.

زندگی اهمیتش به نوع نگاهی است که ما به آن داریم. نکته ای که این روزها بر اثر نگاه علم گرایانه به کلی فراموش شده است. نوع نگاه است که آرامش می آورد هرچند بهترین امکانات آسایشی در اختیار بشر باشد. نوع نگرش است که آدمی را وادار می کند تا به تغییر دست بزند. گاهی تغییر در ساختار است مانند بازنگری در ساختارهای حکومتی، یا حاکم شدن فضای مجازی. یا تغییر در روش است مثل تغییر شیوه آموزش به این معنا که آیا فضای مجازی را جایگزین کنیم یا به عنوان نظام همنشین از آن هم بهره ببریم. تغییر در نحوة مدیریت نوعی تغییر است مثل اینکه در شرایط بحرانی و اینکه هر دستگاهی موظف است شرایط ویژه را همواره در نظر داشته باشد و همچون نظام امنیت و دفاع رزمایش های گوناگون برای مقابله با هر نوع آسیبی را تدارک کند. سازمانهای دفاع غیر عامل وظیفه این امر را به عهده دارند منتهی مهم این است که مدیریت کلان کشور آیا به آن بهای لازم را می دهد یا به وقت بحران تازه به دنبال راه حل می گردد.

-  بدبینانه:
نگاه بدبینانه این است که در آن فرد و جامعه به این واقعه به صورت حادثه ای اتفاقی و گذرا بنگرند و پیش از فروکش کردن آن، همه چیز به وضع سابق برگردد. این نوع نگاه از بشر بی سابقه نیست. مصیبت آنجا بییشتر می-شود که عده ای به حق یا به ناحق خود را عامل بروز این حادثه بدانند و معتقد باشند که اگر در این حادثه آسیب دیده اند در نتیجه غفلت هایی است که صورت گرفته که اگر نمی کردند وضعیت برایشان به این صورت در نمی-آمد. یا حتی بدتر از این کسانی باشند که همه پیش آمد ها را مطابق با نقشه شوم از پیش تعیین شده خود بدانند و چنین فکر کنند که همه چیز بر طبق نقشه پیش می رود و از این رو برای بعد از کرونا هم برنامه داشته باشند و چون بر کار مسلط اند نظام جهانی را به گونه ای پیش ببرند تا مقاصدشان عملی شود. نتیجة آن بازگشت به قبل و سوء استفاده سردمداران قدرت و ثروت از موقعیت و دوباره به اصطلاح، همان آش و همان کاسه خواهد بود.

هم اکنون کشورهای درگیر و گرفتار رکود اقتصادی و فلج بیکاری و با داشتن سابقه استعمار و استثمار برای چپاول ثروت دیگران آماده و نقشه دارند و از هیچ امری هم دریغ نمی کنند و چه بسا با ترفندهای گوناگون از جمله از در دوستی درآمدن برای ترمیم کمبودهای خود بکوشند و اگر کشورهای تحت سلطه یا وابسته به هوش نباشند و این برخوردها را دقیقاً تحلیل نکنند چه بسا خود به کمک آنها بشتابند و با این امر ملت خودرا بیش از پیش وابسته کنند. ایجاد وزارت بازرگانی در کشور ما و در این موقعیت و شرایط ویژه چه بسا می رفت تا محدودیت واردات در کشور را که البته خیلی هم جدی نیست بیش از پیش بردارد و معلوم است که نتیجه در نهایت به نفع چه کشورهایی می شد.

مهم این است که افراد عاقل ضمن حفظ هوشیاری خود همه سناریوهای ممکن را بررسی و برای آن برنامه می-ریزند و توجه دارند که عده ای با گیج کردن مردم، سوار بر امواج می شوند و فرصت طلبها  با مرعوب کردن ملتهای ضعیف به همان روال سابق ادامه می دهند نتیجه آنکه اطاعت از قلدران همچنان باقی خواهد ماند.

جمع بندی و نتیجه گیری

کرونا حادثه ای نمونه، دست کم در قرون اخیر و دارای نکات مثبت و منفی بسیار بود. باید از فرصت استفاده و حتی تهدیدهای آن را به فرصت تبدیل کرد. اگر چه خساراتی به نیروی انسانی، اقتصاد و اشتغال زد اما فواید بی-نظیری را نصیب بشریت کرد که باید به تغییرات مهمی بینجامد. زنده شدن روح تفکر در مقابل عملگرایی صرف از بزرگترین دستاورد بود. بازگشت به خود و خدا و ایجاد روحیه کرنش و تواضع در برابر قدرت پنهان، دیگر از نتایج دیگر بود. مهم تر اینکه اگر بپذیریم که توانمندی ذاتی و رعایت اصول و فاصله گیری اجتماعی بزرگترین راه مبارزه با این ویروس باشد نظام علت و معلولی جایش را به وجود یا ایجاد توانمندی فردی و اجتماعی می-دهد. با این نگاه خواهیم داشت که هر پدیده بر وفق ذات خود عمل می کند . دانشمندانی که رازهای جهان آفرینش و انسان را کشف می کنند غرق حیرت می شوند که خالق این جهان با چه تدبیری هر پدیده ای را آن داده که لازم داشته است و هر چیز آن کند که باید و آن دهد که شاید. ما اگر بخواهیم درست زندگی کنیم باید استعدادهای خود را کشف کنیم و بر توانمندی خود بیفزائیم و از دستکاری بیجا در طبیعت بپرهیزیم و اگر چنانچه عده ای غرض ورزانه یا ناخودآگاه اقدامی اشتباه انجام دادند بدانیم که این ما هستیم که باید با افزودن بر توانایی خود به مقابله برخیزیم و این یعنی استفاده از توانمندی و خلاقیت خود و این خواست خدا است. همچنین در بعد  تربیتی و مدیریتی وضعیتی پیش آمد که باید از آن حد اکثر استفاده را بنماییم. این حادثه نشان داد که برای تربیت فرد و جامعه تبشیر و انذار هر دو لازم است و ترس آنچنان قدرتی دارد که می تواند افراد خیره سر را مجبور به اطاعت کند و لذا برای تغییر سبک زندگی و برنامه ریزی برای حذف عادات بد موقعیت مناسبی را به-وجود آورده است. اما چنانچه به عنوان یک حادثه گذرا با آن برخورد شود با فروکش کردن انتشار بیماری دوباره همه چیز نه به روال عادی بلکه به روال گذشته برمی گردد. در اینجا مدیریت است که نقش محوری دارد و می تواند جامعه را آگاهانه و هوشیارانه و بر اساس نگرشی نو و قویم و با اطلاع رسانی و آموزش به سمت جامعه بهینه هدایت، فرد و جامعه را برای مقابله با حوادثی احتمالی بسیج، از فرصت پیش آمده استفاده، عادات ناپسند یا مسرفانه و غلط را حذف، و به جای آن  ساده زیستی و آرامش را جایگزین کند. در اینجا فرق است بین اینکه ما کاری کنیم که به اصطلاح سازمان بهداشت جهانی بر کار ما صحه بگذارد و ما را تحسین کند و اینکه ما صادقانه آن کنیم که لازم است و بدیهی است نیت خالص جامعه پزشکی مورد قبول همه از جمله سازمانهای بین المللی قرار خواهد گرفت. ما باید پیشتاز باشیم.

منابع:

قرآن مجید

حافظ، شمس الدین محمد (1393). دیوان حافظ شیرازی به همراه فالنامه. تهران: هوشمند

سعدی، مصلح الدین. (1393) گلستان.  تهران: هوشمند. جیبی

فدائی، غلامرضا (1395). جستارهایی در هستی شناسی و معرفت شناسی. تهران: امیرکبیر

فدائی، غلامرضا (1394). مقدمه ای بر هویت علم اطلاعات و انش شناسی. تهران: نهادکتابخانه های عمومی؛ چاپار.

فدائی، غلامرضا: خلق و جعل در خبر انلاین: 10/3/1399

فدائی، غلامرضا. علم اسلامی آری، یا خیر؟ خبر انلاین: 10/3/1399

فدائی، غلامرضا: نقدی بر قانون جهان شمول علت و معلول در خبر انلاین: 10/3/1399

فدائی، غلامرضا: شیطان، شر و نژادپرستی. در خبرآنلاین: 10/3/1399

کاپلستون، فردریک (1387) فیلسوفان انگلیسی؛ از هابز تا هیوم. ترجمه امیر جلال الدین علم. تهران: سروش.

https://ia.acs.org.au/content/ia/article/2020/australia-should-manufacture-own-5g-gear.html?ref=newsletter

information age

کد خبر 1400712

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 5 =