۰ نفر
۱۵ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۱۲
 این کتاب ارزشمند و دعا برای مرزداران نظامی، علمی و فرهنگی

توفیقی نصیب شد تا در ایام خانه نشینی کرونایی صحیفه سجادیه امام چهارم علیه السلام را از اول تا به آخر با ترجمه بسیار شیوا و روان دکتر موسوی گرمارودی مطالعه کنم و لذت ببرم.

ای کاش ایشان با صدای دلنشین خود همانگونه که غزلیات حافظ را خوانده است این دعاها را بخواند و از خود یادگار ماندگار دیگری به جای گذارد.  آنچه در باره این دعاها می توانم بگویم این است که ظاهراً این بخشی از دعاهای ایشان است که باقی مانده و ایکاش بقیه آن هم می بود تا مورد استفاده اهل تحقیق قرار می گرفت. در اینجا به مسئولیت حفاظت از آثار و به ویژه آثار فرهنگی باید اشاره کنم که در گذشته و در شرایط عادی هیچکس و حتی هیچ نهادی خود را مسئول نمی دانسته و شاید الان آنطور که باید نمی داند و تازه بعد از آن از نظر وجدانی هم گویی هیچ خطایی مرتکب نشده اند؛ تنها زمانی متوجه می شوند که یا دیگران به جمع آوری آثار ما بپردازند و ما بر حسب تقلید به این امر اهتمام کنیم یا با خطری مواجه شویم که لزوم داشتن مدارک و اسناد برایمان مهم جلوه گر شود.

درهرحال این کتاب ارزشمند که بعد از قرآن و نهج البلاغه مهمترین کتاب ما شیعیان محسوب می شود دارای نثری بسیار فاخر با سبکی خاص و بسیار دشوارفهم تر از نثر قرآن مجید است. خواندن آن و سپس ترجمه آن کار هر کس نیست و تسلط علمی و فکری می خواهد تا از انجام این کار عظیم برآید. این کتاب حاوی مسائل بسیاری است و به ویژه آنکه در شرایط بسیار خفقانی آن زمان گفته شده و امام زیر شدیدترین ممیزی (سانسور) همه جانبه دولت قدّار اموی قرار داشته است. در عین حال محتوای این کتاب بر چند محور بیشترین تأکید را دارد که عبارتند از:

اقرار به وحدانیت و عظمت خدا، دعا و صلوات بر پیامبر و آل، ترس از گناهان و عقاب آخرت، توجه به مردم، و نفرین بر اعدا.

طبیعی است که همین محورها نشان می دهد که امام در قالب دعا آنچه را می خواسته گفته است و چه کسی جز او می تواند به قول معروف با زبان بی زبانی هم حقایق را بازگو، و هم اعتراض و نفرت خود را از وضعیت موجود بیان کند. آنچه بیشتر نظر مرا جلب کرد دعای ایشان برای مرزداران بود. سؤالی که در ذهن من شکل گرفت این بود که او که در شدیدترین دوران خفقان و سانسور قرار دارد و از همه حقوق اجتماعی محروم است چرا برای مرزداران این چنین خالصانه دعا می کند؟ آیا برای مرزداران زمان خودش دعا می کند؟ یا دعای او به طور عام برای همه مرزداران در طول تاریخ به-صورت بالقوه، یا دولت واقعی اسلامی آینده و ازجمله دولت امام زمان است؟ به نظر نمی رسد برای این احتمالات حجت و دلیلی وافی وجود داشته، و اینکه منظور وی بالاصاله مرزداران زمان خودش نبوده باشد. نتیجه این می شود که او با وجودیکه در تحت شدیدترین نظارت ها قرار دارد و بیشترین محرومیت ها را تحمل می کند اما به قائمه اسلامی علاقمند و وجود آن را بهتر از نبود آن می داند. این روحیه یادآور روحیه جدش علی علیه السلام است که در زمان حکومت عمر وقتی به او مشاوره می-دهد آنچنان صمیمی برخورد می کند که گویی به برادرش مشورت می دهد (خطبه 134 و 146).

احتمال دیگر این که شاید منظور او فقط افراد رزمنده در مرزهاست زیرا مرزداران را فارغ از زد و بندهای سیاسی می داند که معمولاً در عاصمه و پایتخت کشور بین صاحبان قدرت و ثروت در جریان است. آنها پاکدلانی هستند که بی خبر از همه جا، یا بی اعتنا به جنجالهای سیاسی فقط برای خدا و حفظ مرزهای اسلامی جانفشانی می کنند.

سیری در دعای 27 صحیفه سجادیه در باره مرزبانان که گرچه این دعا بلندترین نیست ولی بالنسبه طولانی است مشخص می شود که تا چه اندازه امام به حدود وثغور دولت اسلامی و حفظ آن علاقمند است. او در آغاز تا می تواند به آنان دعا می کند که از آن جمله است:

 خدایا بر شمار مرزبانان بیفزا و ساز و برگ جنگشان را برّان کن و قلمرو آنان را نگاهبان باش  و به جمعشان همدلی بخش و درکارشان تدبیر فرما و آذوقه شان را پیاپی برسان و توشه آنان را خود به تنهایی بسنده باش و با پیروزی یاریشان کن و با شکیب یاوریشان نما و به آنان در چاره جویی ها دقت نظر عطا فرما (204)

بر دشمنانشان نفرین می کند که:

 خدایا دشمن آنان را درهم شکن، و دستشان را کوتاه کن، روحیه آنها را ضعیف ساز و میان آنان و توشه شان دوری انداز و در راههای خودشان سرگردانشان فرما و از راهی که می روندگمراه گردان و یاوری به آنها را قطع کن و شمارشان را بکاه و دلشان را از ترس پر کن و دستشان را از گشودن به حمله بازدار و زبانشان را از گفتار فروبند و با سرکوب آنان پشتیبانانشان را پراکنده ساز و با کشتار ایشان موجب عبرت و برگشت آنهایی شو که پشت سر آنان در حرکت اند (205)

او برحفظ ثغور پا می فشارد و به هرآنکس که به جبهه یا پشت جبهه کمک، یا به خانواده های رزمندگان یاری می رساند درود می فرستد و از خدا می خواهد آنها مشمول دعای وی باشند و این را به همه یاری کنندگان دین خدا در همه جا تعمیم می دهد.

پرسش دیگر من این است که وقتی امام سجاد در آن شرائط خاص مرزداران کشور اسلامی را دعا می کند ما چرا چنین نیستیم و چرا از نگاهبانان مرزهای زمینی، هوایی و دریایی خود آن چنان که باید تجلیل نمی کنیم. چرا مجاهدت این جان برکفان از سپاه و ارتش  و بسیج و نیروی انتظامی را با اغراض سیاسی مخلوط می کنیم؟ انصاف این است که رشادت و پایمردی این رزمندگان جان بر کف با هر منطقی و با هرگرایشی قابل تحسین است. اینهمه افتخاراتی که این عزیزان در این چند سال آفریده، و هیمنه ابرقدرت جهان را به چالش جدی کشیده اند آیا مستحق تقدیر قلبی و زبانی نیستند؟ اگر با کسی عداوت و دشمنی داریم نباید حقیقت را فراموش کنیم و این شجاعتها و رشادت ها را نادیده بگیریم، که اگر آنان نبودند معلوم نبود چه به روز ما می آمد. امام سجاد در همان شرائط بدی که برای وی و جامعه به وجود آورده بودند مرزداران پاکدل و صمیمی را می ستاید و حاضر نیست برای سرکوبی دولت وقت دست به دامن بیگانه شود.

همچنین اگر بتوانیم مرزداری را تعمیم دهیم و مرزبانان علمی و فرهنگی و عقیدتی و حتی پاسداران مرزهای سلامت را هم شامل کنیم آنوقت دعا برای نگاهبانان فکری و پاسداران علمی را هم داخل این دعا کرده ایم و در آنصورت اهمیت این توجه ویژه امام را به مرزداران بیشتر می فهمیم.

بنابراین آیا این برای ما درس نیست؟ چرا افتخاراتی که مرزبانان برای ما می آفرینند را تمجید نمی کنیم، آیا دوران ما از زمان امام سجاد بدتر است؟ آیا ما مردم فهمیده تری هستیم؟ آیا بین دوست منحرف و دشمن به خون تشنه نباید فرق گذاشت؟ آیا در مقام اصلاح داخلی باید دست به دامن دشمن بیگانه شد؟

منابع:
علی بن ابیطالب (ع). امام اول.23ق.ه- 40ق. (1397). مترجم و ویراستار حسین استادولی. پدید آورندگان: زهرا قره الاعیان، فاطمه لاجوردی و افسانه مجاوری. تهران: بنیاد نهج البلاغه.
علی بن الحسین (ع) امام چهارم. 38-94ق. (1389). صحیفه سجادیه. فارسی. ترجمه علی موسوی گرمارودی. تهران: هرمس

کد خبر 1395529

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 9 =