۲ نفر
۱۱ تیر ۱۳۹۹ - ۰۸:۳۰
ما ماسک می زنیم ، آن ها  نقاب

خبرنیوز در یادداشتی به قلم فرنگیس شنتیا نوشت:شکل هم شده ایم . فرقی نمی کند آبی باشد ، سفید باشد یا مشکی . اصلا چه فرقی می کند دستت به ته جیبت رسیده باشد و فیلتردارش را خریده باشی . یا چلواری باشد و محصول الگویی خانگی و ناشیانه و با دوخت و دوزی بد قواره .

مهم این است که ما را مثل عروسک های پارچه ای سری دوز شبیه هم کرده است همین ماسکی که این روزها زیاد هم قدرش را نمی دانیم .
همین ماسکی که کریمانه حال بدمان را استتار می کند و اگر گوشه یکی از همین خیابان ها بنشینی و های های به حال خودت و آن دیگران زار بزنی کسی تو را نخواهد شناخت و کسی برای فیلم گرفتن از حال و روزت دست به گوشی موبایل نخواهد برد آن هم در این روزهایی که از همه ما یک جفت حدقه چشم هویداست با دردها و حس هایی بی نهایت مشترک : ترس ، دلهره ، اضطراب و غم … غم نان ، غم خانه بردوشی ، غم تعدیل و اخراج ، غم ورشستگی ، غم دلار 19 هزارتومانی که سودش در حلقوم آن جماعت هزار چهره با نقاب است و دودش به چشم این جمعیت همه از دم یک جور و یک شکل .
دیگر عرق شرم همدیگر را نمی بینیم وقتی در میان ران های کامل ممتاز و نیم شقه های سلاخی شده ی آویزان ، سایه ای با چند قلم گوساله در دست بیرون می خزد و در لابلای رهگذران ماسک زده خودش را گم می کند. سایه ای که دیگر خودش را پنهان نمی کند از بس که شبیه ماست . از بس شبیه آن کسی است که ندارد تخم مرغ شانه ای 30 هزار تومان بخورد . از بس شبیه آن کسی است که دلش را خوش کرده است به خبرساخت خانه های 25 متری که امروز تایید می شود و فردا تکذیب . از بس شبیه کسی است که زندگی اش قسطی است نفس کشیدنش قسطی است و مردنش هم قسطی است .
این روزها چه راحت در میان هم گم می شویم ما که حتی شانه های یکدیگر را هم نداریم برای گریه کردن و یادمان نمی آید آخرین بار که اشک دیگری را پاک کردیم و نترسیدیم که ویروسی شویم کی بود .

ما … ما که چنان در در لاک خویش فرو رفته ایم که دیگر فرو افتادن نقاب از چهره هیچ سلطان ریز و درشتی دلمان را نمی لرزاند .
از عهد خاوری ها تا سلسله طبری ها ؛ از تولد نامبارک سلطان پوشکی که راست راست در مجلس می چرخید تا رویش هرز گونه سلطان سکه و قیر و خودرو و مسکن ، از فریاد زنده اما بی صدای گورخواب ها تا ژست غلیظ مردگان در گورهای 700 میلیونی باستی هیلز ، از پشت بام های اجاره ای تا ویلاهای افسانه ای مفسدان فراری ایران در سنت کیتس ، از چوب حراج بر بیت المال به اسم خصوصی سازی تا رتبه جهانی و ۱۴۶ ایران در فساد مالی ؛ همه و همه ی این حجم کمرشکن فساد این سوال درشت را پیش روی افکار عمومی گذاشته است : کجای کار می لنگید؟ نبود نظارت ؟ یا تسویه حساب جناحی با رسانه ها هر زمان که خواستند فسادی را فریاد بزنند و نقاب از چهره مفسدی بیندازند .

1717

کد خبر 1405290

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =