۰ نفر
۱۲ آبان ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰

13 آبان 58، آینه عبرت 13آبان 99

محمدهادی جعفرپور
13 آبان 58، آینه عبرت 13آبان 99

اقدامات دولت آمریکا اعم از عدم استرداد شاه به کشور تا طراحی کودتای نوژه با همکاری آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا زمینه ساز حرکتی انقلابی در مقابله با دخالت های گسترده دولت کارتر در امور داخلی کشور شدتا اینکه دانشجویان موصوف به پیرو خط امام در13آبان58اقدام به تصرف سفارت آمریکا وبه گروگان گرفتن اعضای سفارت کردند.

یک روز پس از این اتفاق امام ره در سخنرانی خویش اقدام دانشجویان را تایید و دو عبارت لانه جاسوسی و شیطان بزرگ در وصف کشور آمریکا وارد ادبیات انقلابی نیروهای انقلاب و سپس آحاد مردم گردید.اما وقایع سیزده آبان پیامدهایی داشت که تا به امروز به انحاء مختلف ادامه دارد.

نکته ی مهم و قابل توجه مرتبط با واقعه سیزده آبان بیانیه ای است موصوف به بیانیه الجزایر که میتوان آنرا اولین توافق دوطرفه دولت آمریکا و جمهوری اسلامی ایران دانست.

مذاکره با دولتی که امام ره آن را شیطان بزرگ لقب داده است چگونه انجام شد؟پس از آنکه امام خمینی حرکت دانشجویان  را در اشغال سفارت تایید نمودند غالب نیروهای انقلابی و جریانات سیاسی همصدا با مردم عملکرد دانشجویان را مورد حمایت و تایید خود قراردادند به گونه ای که مسئله مذکور از یک حرکت صرفا سیاسی به موضوعی ملی بدل شد.

به موازات این امر آمریکا اقدامات متعددی  در واکنش به موضوع انجام داد:از قبیل ماجرای طبس،تحریم های نفتی،مراجعه به مراجع بین المللی و ... که هیچ یک از این اقدامات نتوانست رضایت دانشجویان را جلب نماید تا اینکه اولین مجلس شورای ملی شکل گرفت و امام خمینی تصمیم گیری راجع به مسئله گروگان های آمریکایی را به مجلس محول فرمودند.

تقارن زمانی تفویض اختیار امام به مجلس با ماه های پایانی ریاست جمهوری کارتردموکرات  و نامزدی ریگان از حزب جمهوری خواه سبب مباحث جدی در خانه ملت شد که تا به امروز ادامه دارد. اینکه چهل سال پیش عده ای به اصطلاح رجل سیاسی مدعی بودند روی کارآمدن ریگان از حزب جمهوری خواه سبب افزایش تنش بین دولت ایران و آمریکا می گردد و لذا بهتر است آزاد سازی گروگان ها در زمان دولت کارتر باشد تا در دور بعد انتخابات آمریکا، دموکرات ها از این پیروزی دیپلماسی سود برده مجدد بر مسند قدرت باشند تا مقدمات عادی سازی  روابط دوکشورفراهم شود .

اما بازی در زمین حریف و برای حریف چه منفعتی برای تیم خودی داشت ؟

شوربختانه امروزنیز همین مباحث  در قالب رقابت بایدن وترامپ مطرح است. اینکه انتخاب رئیس جمهور آمریکا پس از چهاردهه از انقلاب کماکان یکی از مباحث به ظاهر جدی سیاسیون کشور است امری است به شدت نیازمند آسیب شناسی است. چگونه است از یک سو شعار و ادعای عدم تاثیر اقدامات آمریکا بر سرنوشت سیاسی/اقتصادی مردم گوش فلک را کر کرده و از سویی دیگر کم شدن فشارهای اقتصادی و درمان درد معیشت مردم را به زلف بایدن گره میزنیم ! آیا به واقع به آنچه می گویید باور دارید؟

بنا بر اسناد تاریخی موجود مجلس شورای ملی در اولین سال حیات خویش به حکم امام خمینی  پس از بحث و مذاکرات فراوان اقدام به تصویب مواردی به عنوان محور مذاکره با آمریکا کرد واین امور به دولت شهید رجایی ابلاغ و مهندس نبوی مشاور در امور اجرایی نخست وزیر مسئول انجام مذاکرات از طریق دولت الجزایر با آمریکا شد.

در فاصله زمانی سخنرانی امام  که آمریکا را شیطان بزرگ معرفی فرمودند تا تشکیل پارلمان چه واقعه ای روی می دهد که ایشان تصمیم گیری پیرامون مذاکره با آمریکا را به مجلس واگذار کردند؟ چرایی و دلیل چنین تصمیمی در کدام بخش از نگرش های سیاسی حاکمیت قابل جستجواست؟نمایندگان آن دوره مجلس چه شناختی از سیاست های آمریکا داشتند که حاضر به تصویب مجوز مذاکره با آمریکا شدند؟کدامیک از نمایندگان حاضر به جنبه های حقوقی/بین المللی و ضمانت اجرای تعهدات آمریکا اشراف داشته و راهکار مقابله با خلف وعده های آمریکایی که شیطان بزرگ تعریف شده بود را پیش بینی کرده بودند؟

با توجه به این امر که غالب تعهدات آمریکا در بیانیه الجزایر عملی نگردید برخی فعالان سیاسی به دو نکته اشاره دارند که یک مورد آن مربوط به مسائل داخلی و اختلافات بنی صدر و شهید رجایی است.اما نکته ی اساسی و مهم نقش اندیشمندان حقوق خاصه حقوق بین الملل در این واقعه تاریخی است.

نقل است که از آغازگروگان گیری تا زمان مبادله اسنادبین المللی بالغ بر 900موسسه حقوقی در آمریکا راجع به موضوع تحقیق داشته ،هر هفته یک مجله خاص با موضوعات مرتبط به چگونگی اجرای بیانیه و...چاپ میشده تا اعضا تیم مذاکره کننده بتوانند در بندهای بیانیه های الجزایر مواردی را لحاظ کنند تا به راحتی از تعهدات خویش شانه خالی کنند که اتفاقا موفق هم شدند!

قطعا ارکان سیاسی و روابط دیپلماتیک کشور در آغازین روزهای انقلاب به نسبت موقعیت سیاسی امروز کشور قابل مقایسه نیست اما این سوال مطرح است که  از13آبان58تا30دی ماه59که گروگان های آمریکایی بنا به توافق و مذاکرات طرفین به واسطه دولت الجزایر آزاد شدند انقلابیون و سیاسیون کشورجهت پیشبرد اهداف نظام چه اقدام عملی انجام دادند؟چه تعداد مقاله،پژوهش،جلسات علمی/کاربردی با صاحبان علم حقوق برگزار شد؟ یا اینکه تمامی تصمیمات و برنامه های منجر به قبول و امضائ بیانیه های الجزایر با ضرب الاجل طرف مقابل رخ داده؟

این شیوه تنظیم معاهدات بین المللی در اوایل انقلاب اگر چه توجیه منطقی ندارد اما با اغماض قابل بخشایش است ولی در شرایط فعلی که حاکمیت نظام جمهوری اسلامی برای تمام کشورهای دنیا تعریف شده،ثبات سیاسی حاکمیت برقرار است،استادان و وکلای دادگستری کشور در اقصی نقاط دنیا شناخته شده و دارای کرسی استادی هستند،برخی قدرت های بزرگ دنیا ولو به ظاهر همراه و همصدا با سیاست های بین المللی کشور هستند چه دلیلی دارد که هنوز نگران روی کارآمدن جمهوری خواهان باشیم یا دموکرات ها؟

تجربه بیانیه های الجزایر و برجام موید این موضوع است که پیش از دل بستن به نرمش سیاست های دموکرات ها باید روی خودمان حساب کنیم وگرنه امروز دموکرات ها امضا می کنند فردا جمهوری خواهان نقض می کنند.

در شرایطی که رئیس جمهور کشور آمریکا به راحتی یک سند بین المللی را پاره می کند باید به فکر راهکارهای علمی/عملی باشیم که ضمن اشراف به زبان دیپلماسی روز قادر به بازی خوانی سیاسی بوده از موضع قدرت و اقتدار باب مذاکره فراهم شود.

اگر روزگاری گروگان های آمریکایی سبب افزایش قدرت سیاسی ایران در مذاکره با آمریکا بوده که متاسفانه از این فرصت هیچ بهره ی عملی برده نشد، امروز نیز می توان با معادل سازی شرایطی فراهم آورد تا همان موقعیت شکل گیرد.

1717

کد خبر 1449095

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =