۰ نفر
۲۰ دی ۱۳۹۹ - ۰۷:۰۰

دیدار با یار پدر

هادی انصاری
دیدار با یار پدر

آگاه شدم حضرت آیة الله حاج سید جواد گلپایگانی، یادگار مرحوم آیت الله العظمی حاج سید محمد رضا گلپایگانی به تهران آمده اند؛

با توجه به ارتباط و عنایتی که معظم له همواره در طول بیش از نیم قرن گذشته از نجف أشرف و سپس قم به اینجانب داشته اند ، عزم را جزم نموده و فرصت را غنیمت بشمار آوردم و صبح روز دوشنبه ١٥ دی ماه جاری (١٣٩٩) پس از پایان جلسه فرهنگستان علوم پزشکی ایران به دیدار این بزرگ شتافتم.
آیة الله گلپایگانی که از نجف أشرف ، با مرحوم پدرم آیة الله شهید انصاری ، ارتباط تنگاتنگی داشتند ، تا کنون خود وخانواده ایشان ، با خاندان ما ارتباط گسترده ای داشته وجایگاه ایشان همچون پدر  ، برای من بشمار می آیند.


ایشان داماد مرحوم شهید آیة الله العظمی حاج سید نصر الله مستنبط بوده که خود ، داماد مرحوم آیة الله العظمی خویی بشمار می آمدند.
روابط گسترده این بیوت والامقام با پدر شهیدم ، ونیز فرزندانشان ، به گونه ای بوده ومی باشد که همواره  ، محبت ها وعنایت های همسر آیة الله گلپایگانی که صبیه مرحوم آیة الله العظمی ، مستنبط بشمار می آیند و دو سال پیش ،  پس از تحمل بیش از یک سال بستر بیماری ودرد ورنج . دار فانی را وداع گفتند ، یاد کرده وخود را مرهون محبت های آن بانوی بزرگوار همواره می دانم.
هم نشینی با بزرگان و عالمان زیبا و از لحظات عمر انسان بشمار نمی آید . لیکن این هم نشینی از سنخ دیگری است.
زیرا احساس می نمودم که در برابر وکنار شخصی هستم که بوی پدرم را از وی استشمام می کنم.


این لحظات برایم بسیار زیبا و از سویی تأثر آور بود.
یک دقیقه در ذهن به خاطرات کودکی وپدرم وسخنان وکردارهایش بازگردیده بودم ودیگر جز اندیشه وصدای او ، در گوشم چیزی ، طنین انداز نبود ولحظاتی زیبا را سپری کردم ومرا همچون همیشه مورد لطف ومحبت خویش قرار دادند .  
دوره کتاب تاریخ عراق را که به نگارش در آورده ام ، خدمتشان تقدیم داشتم و احساس می نمودم که همچون پدری مهربان ، از دسترنج فرزند خود به شور آمده و یک جلد آن را تورًق نمودند واز طرح روی جلد که عکس میرزای شیرازی ، و مدرسه مستنصریه در بغداد ، و ملویه متوکل عباسی در سامراء ، و طغرای عثمانی است که نشان از حضورقدرت و حکومت  دو  دولت ایران و عثمانی و همبستگی دو ملت ایران و عراق را دارد ، به ایشان توضیح دادم.

عکسی کهن در مراسم کلنگ زنی دار العلم آیة الله خویی در نجف اشرف
که آیات شهید انصاری، گلپایگانی ، رحمانی همدانی، نخجوانی، قزوینی با حضور آیة الله خویی دیده می شوند.

از انقلاب بیست عراق و نقش روحانیت در آن ، تا تبعید بزرگانی همچون نیایم  میرزای نایینی ، و آیات سید أبو الحسن اصفهانی ، و خالصی سخن گفته واشاره نمودم که متاسفانه تاریخ تنها به تبعید این سه بزرگ به ایران اشاره نموده است در حالی که بزرگان دیگری همچون مرحوم کمپانی ، و سید جمال گلپایگانی ، و فرزند آخوند خراسانی و جز اینها که مجموعا نزدیک به بیش از بیست نفر بودند را در این رخداد تبعید کرده اند که بصورت گسترده ، در این تاریخ بدان اشاره نموده ام.
روح وروحانیت زیبایی را که از این مجالست  بدست آورده بودم ، در خود اندوختم واین یار ودوست وبرادر پدر شهیدم را که چه خاطرات گسترده وفراوانی را از یکدیگر داشته وبخشی را من در ذهن خود انباشته وبیاد دارم ،و نیز به بخشی از خاطرات خود از هجرت به نجف و سکونت در مدرسه مرحوم سید کاظم یزدی  و همجواری با حجره پدر وعمویم که دو همزاد مشهور به اخوان انصاری بودند ، و هم حجره ای با آیة الله جعفری اراکی ، سپس اسکان در مدرسه مرحوم آیة الله بروجردی ، و از آن پس دوباره هم حجره شدن با آیة الله جعفری اراکی در مدرسه سید ثانی در محلًه عماره  و جز اینها اشاره نمودند.
خاطرات زیبای ایام نجف أشرف و هم جواری با آستان مبارک علوی را آنچنان با ذوق و شوق بیان می نمودند . تو گویی که بال بر آورده وبر این پهنه که بخشی از بهشت روی زمین است ، به پرواز در آمده اند.


کتاب زندگانی مرحوم آیة الله گلپایگانی را که به قلم نگاره دوست فاضل و أرجمندم ، تلاشگر خستگی ناپذیر ، جناب آقای حاج تقی انصاریان تدوین شده و برای بازنگری به ایشان داده بودند را دیدم و در این هنگام خاطره ای از نامه ای که ایشان در خرداد ١٣٤٢ شمسی ، پس از رخداد تاثر آور مدرسه فیضیه و هجوم دژ خیمان شاه به روحانیون به مرحوم پدرشان آیة الله العظمی گلپایگانی نگاشته اند و نام اخوان انصاری را که در درس مرحوم آیة الله خویی بپا خواسته وبا شرح رخداد ، درس آیة الله را تعطیل کرده و شتابان به سوی مسجد هندی ، محلً درس مرحوم آیة الله العظمی حاج سید محمود شاهرودی حرکت کرده و درس ایشان را نیز تعطیل نمودند ، اشاره نمودم که فرمودند این نامه را از یاد برده ام که بنا شد اصل نامه را که در مجله (یاد) سالها پیش به چاپ رسیده است ، تقدیمشان دارم که در این یادواره به چاپ رسانند.

به ناچار و بر خلاف میل درونی خود ، با ثبت،  نگاری بیادگار ، خداحافظی کرده ودست مهربان ودیدگان پر مهرش را بناچار رها کرده وتا ساعتی  مسیر را با زیبایی این دیدار و هم نشینی با این بزرگ ، طی نمودم. عمرش دراز باد.

کد خبر 1474331

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =