بررسی آراء استاد شهید مطهری و آسیب شناسی دهه 80 و مسائل فکری مطرح در دولت های نهم و دهم در گفت وگوی خبرآنلاین با دکتر علی مطهری

هومان دوراندیش - ناسیونالیسم در اندیشه مرتضی مطهری، موضوعی است که چندان به آن پرداخته نشده است. علیرغم اینکه مطهری کتاب "خدمات متقابل ایران و اسلام " را نیز در کارنامه فکری خود دارد، ولی تا کنون، لااقل در سطح نشریات، کمتر درباره نگاه مطهری به پدیده ناسیونالیسم کنکاش شده است. هم از این رو، سالروز شهادت مرتضی مطهری بهانه ای شد برای گفتگویی در این باره با فرزندش علی مطهری. سئوالات این گفتگو با نگاهی نقادانه به آراء شهید مطهری درباره ناسیونالیسم پیش رفت و در ادامه، از چشم انداز نگاه شهید مطهری درباره ناسیونالیسم و نیز آراء دینی مصلحانه اش، به مسائل سیاسی مبتلابه جامعه ایران نیز کشیده شد.

 *******************

ابتدا بفرمایید که اساساً ناسیونالیسم در اندیشه شهید مطهری چه جایگاهی داشت؟

شهید مطهری ناسیونالیسم را به ملیت پرستی ترجمه می کرد و معتقد بود ناسیونالیسم به دو نوع مثبت و منفی تقسیم می شود. ناسیونالیسم مثبت باعث وحدت یک ملت یا قوم می شود. ناسیونالیسم منفی باعث می شود یک قوم یا ملت حقیقت را نبینند؛ یعنی هر چیزی را که مربوط به خودشان است خوب بدانند و هر چه را که مربوط به دیگران است بد ببینند. به عبارت دیگر، ناسیونالیسم منفی باعث می شود که یک ملت نگاه نقادانه ای به فرهنگ خودش نداشته باشد و تسلیم حقیقت نباشد. شهید مطهری معتقد بود ما در اسلام ناسیونالیسم نداریم زیرا قومیت و نژاد در اسلام ملاک برتری نیست.

در واقع منظور شهید مطهری این بوده که ما در اسلام ناسیونالیسم منفی نداریم.

بله.

اما انگار شهید مطهری ناسیونالیسم را بیشتر ناسیونالیسم منفی می دانست تا ناسیونالیسم مثبت.

بله. ناسیونالیسم مثبت به این معنا که ما با هموطنان خودمان رابطه خوبی داشته باشیم و با اعضای جامعه وحدت داشته باشیم، مثل همان توصیه ای است که اسلام در باب ضرورت توجه به همسایه دارد.

مرحوم مطهری علیرغم اینکه ناسیونالیسم را به دو نوع مثبت و منفی تقسیم می کرد ولی گوهر ناسیونالیسم را نوع منفی آن می دانست. چرا شق مثبت را گوهر ناسیونالیسم قلمداد نمی کرد؟

چون آن چه که مورد بحث است و قبل از انقلاب هم محل نزاع بود، همین ناسیونالیسم منفی است. قبل از انقلاب ملیت و ایرانی گری را در برابر اسلام قرار می دادند و می گفتند اسلام از بیرون مرزهای ایران وارد این کشور شده و بنابراین پدیده ای ملی نیست و بیگانه است.

اگر مرحوم مطهری در ایران امروز یا ایران پیش از رضاشاه زندگی می کرد، یعنی باستانگرایی و ملی گرایی ضد اسلامی دوران رضاشاه را تجربه نمی کرد، ممکن بود کمی خوش بینانه تر به ناسیونالیسم بنگرد؟

اصلاً همه این بحث ها درباره ناسیونالیسم به سیاست های دوران رضا شاه و به طور کلی دوره ی پهلوی برمی گردد. سیاست این دوره بازگشت ایران قبل از اسلام بود. در آن دوره تلاش می شد نمادهای فرهنگ ملی، یعنی فرهنگ قبل از اسلام را در جامعه احیا کنند و آداب و رسوم اسلامی را کمرنگ کنند. شهید مطهری این سیاست را سیاستی استعماری و مبارزه با آن را وظیفه خودش می دانست. اما اگر دوره پهلوی هم در تاریخ معاصر ایران وجود نداشت، از آنجایی که ملیت گرایی و ملیت پرستی از نظر اسلام مردود است، در گوهر نظر شهید مطهری درباره ناسیونالیسم تفاوتی حاصل نمی شد. ایشان معتقد بود اسلام داعیه جهانی دارد و محدود به ملت و نژادی خاص نیست.

حساسیت شهید مطهری نسبت به اسلام ستیزی موجود در نوشته های روشنفکرانی چون صادق هدایت قابل درک است اما دکتر شریعتی نه باستانگرا بود و نه اسلام ستیز. چرا شهید مطهری نسبت به نوشته های شریعتی در باب ناسیونالیسم هم حساسیت داشت.

ایشان معتقد بود تحلیل دکتر شریعتی از رابطه اسلام و ملیت ایرانی، فرهنگ واحد اسلامی را زیر سئوال می برد. شریعتی معتقد بود ما فرهنگ واحد اسلامی نداریم. فرهنگ ما بر روی ایدئولوژی ما و ایدئولوژی مان بر روی فرهنگمان تاثیر گذاشته است. یعنی اسلام ما اسلام ایرانی شده است.

فکر نمی کنید مواضع شهید مطهری در این جا متناقض بوده است؟ زیرا ایشان خودشان در جای دیگری می گویند اسلام عرب بوی عرب و اسلام عجم بوی عجم می دهد. آن حرف شریعتی هم که کمابیش شبیه همین حرف مرحوم مطهری است.

فرهنگ یعنی آداب و رسوم و روش زندگی. اگر ما بگوییم فرهنگ های اقوام مسلمان متفاوت است و باید متفاوت باشد، در این صورت ما دیگر فرهنگ واحد اسلامی نخواهیم داشت. در حالی که رسالت اسلام این است که سبک زندگی مورد نظر خودش را در جامعه پیاده کند. ما معتقدیم سنت های مطابق با اسلام را باید پذیرفت و سنت های مخالف اسلام را باید کنار گذاشت. یعنی ملیت برای ما ملاک نیست. اگر ما قبول کنیم که فرهنگ به معنای آداب و رسوم و سبک زندگی است و بعد بگوییم سبک زندگی اقوام و ملل اسلامی باید متفاوت باشد، در این صورت دیگر فرهنگ واحد اسلامی وجود نخواهد داشت. اما اگر بگوییم اسلام شهری با اسلام روستایی و اسلام عرب با اسلام عجم متفاوت است، در این جا بحث شرایط زندگی در میان است. شهید مطهری موضوع اسلام عرب و اسلام عجم را در بحث از اجتهاد مطرح می کند. فقیه در مقام اجتهاد باید به شرایط حاکم بر زندگی افراد توجه کند. ائمه هم وقتی جواب سئوال کسی را می دادند، به این نکته توجه می کردند که این فرد در کجا زندگی می کند و شرایط محیط زندگی او چیست. یعنی مطابق با شرایط او پاسخ می دادند.

مرحوم مطهری این نکته را قبول داشت که فرهنگ مردم ایران و اسپانیا با همدیگر فرق دارد و بنابراین وقتی که اسلام از شرق به اندلس می رسد، نمی توان از مسلمانان ایرانی و اندلسی خواست که یک سبگ زندگی واحد داشته باشند؟

در آن جاهایی که اسلام نظر خاصی ندارد و اصطلاحاً منطقة الفراغ است، تفاوت های فرهنگی مشکلی ندارد. چه اشکالی دارد مراسم عروسی مردم ایران و اسپانیا متفاوت باشد؟ تا جایی که این تفاوت ها مخالف اسلام و عقل نباشد، از نظر شهید مطهری بلا اشکال اند. ولی آن اصول ثابت، که پایه های زندگی فردی و اجتماعی را تشکیل می دهد، نباید تغییر کند.

آیا مواردی که به عنوان اصول ثابت اسلام در ذهن یک متفکر وجود دارد، تا حد زیادی محصول محیط فرهنگی و زمانه آن متفکر نیست؟ می خواهم بگویم شهید مطهری " فرهنگ واحد اسلامی " را امری مفروض می دانست و این یکی از مجاری ورود ایشان به حوزه نقد ناسیونالیسم بود اما آیا این مفروض خودش قابل نقد نیست؟

آن اصول ثابت از کتاب و سنت به دست می آید و محیط فرهنگی و زمانه نقشی در آن ندارد. یکی از آن اصول این است. که اسلام اساساً برای قوم و نژاد اصالتی قائل نشده است. شهید مطهری معتقد بود اسلام مکتبی انسانی است و برای سعادت و نجات بشریت نازل شده و آمده است تا تعصبات قومی و نژادی را از بین ببرد.

یعنی از منظری حقیقت گرایانه ناسیونالیسم را رد می کردند؟

بله.

ظاهراً رابطه شهید مطهری و علامه طباطبایی در سال های آخر عمرشان تا حدی کمرنگ شده بود و یکی از دلایل این امر نیز نظرات علامه طباطبایی درباره ایران باستان بود.

اولین بار است که این حرف را می شنوم. شاید منظورتان بحث ذوالقرنین است که آیا همان کوروش بوده یا نه.

علامه طباطبایی ذوالقرنین را همان کوروش می دانست؟

این یک بحث تاریخی و تفسیری است. ایشان گفته اند شاید ذوالقرنین کوروش باشد.

اما انگار علامه طباطبایی به کوروش ارادت هم داشت. یعنی صرفاً بحث تاریخی نبود؛ ولی شهید مطهری منتقد کوروش بود.

بله. شهید مطهری معتقد بود کار کوروش در بابل کار درستی نبود و مخالف آزادی عقیده به معنی درست آن و مخالف سیره انبیا بود. اینکه کوروش در بابل اجازه داد بت پرستان بت های خودشان را بپرستند، از نظر اسلام کار درستی نیست؛ چرا که پیامبر اسلام پس از فتح مکه، اولین کاری که کرد، شکستن بت ها بود. یعنی نگفت که این ها در بت پرستی خودشان آزادند. حضرت ابراهیم هم بت ها را شکست؛ زیرا می خواست زنجیرها را از دست و پای مردم باز کند. ولی کوروش بت پرست ها را آزاد گذاشت. این کار خلاف توحید بود. در واقع او چون دید از این راه بهتر می تواند بت پرستان را استثمار کند و به بند بکشد، این کار را انجام داد. کار او شبیه کار ملکه انگلستان در هند بود که وقتی وارد هند شد، به بتخانه های هندی ها بیش از خود آنها احترام می گذاشت. سخن علامه طباطبایی درباره کوروش فقط یک تطبیق تاریخی است و به معنی ارادت نیست.

ولی علامه طباطبایی این نقد را به کوروش وارد نمی کرد.

نمی دانم. ایشان گفته اند ممکن است ذوالقرنین همان کوروش باشد. اما این دلیل نمی شود که کوروش هیچ ایرادی نداشت و می تواند الگو واقع شود.

من هم چنین حرفی نزدم. می خواهم بگویم ظاهراً آراء این دو بزرگوار درباره کوروش همسو نبوده است.

شاید علامه طباطبایی نیز همین ایراد را به کوروش داشت، نمی دانم در آثارشان آمده است یا نه، باید تحقیق شود.

ظاهراً شهید مطهری وطن دوستی و ناسیونالیسم را از هم تفکیک می کرد و اولی را می پذیرفت و دومی را نه.

ایشان وطن دوستی را ذاتا بد نمی دانست ولی می گفت وطن دوستی امر متعالی ای نیست بلکه امری مشترک میان انسان و حیوان است. هر کبوتری هم لانه خودش و هر حیوانی آشیانه خودش را دوست دارد و اگر خانه اش مورد هجوم قرار بگیرد از آن دفاع می کند. انسان هم طبیعتاً وطن خودش را دوست دارد. اما این علاقه میان انسان و حیوان مشترک است. بنابراین امر والایی نیست. امر والا این است که انسان در راه مکتب، ایدئولوژی و اعتقاد خودش تلاش کند. این ارزشمند است و جنبه انسانی دارد.

آیا می توان گفت که مرحوم مطهری اساساً با مفهوم ملیت مشکل داشت و آن را نمی پذیرفت؟

بله. از نظر شهید مطهری و از نظر اسلام ملیت اساساً اصالتی ندارد و نمی تواند ملاک برتری باشد. اینکه من به ایرانی بودنم صرفاً به عنوان نژاد ایرانی افتخار کنم، عقلانی نیست؛ زیرا ایرانی بودن من یک امر غیر اختیاری است. انسان نمی تواند به ملیت خودش افتخار کند. مگر اینکه بگوید من خوشحالم که در جایی به دنیا آمده ام که بزرگانی داشته است. اما این امر نباید موجب تفاخر او شود. چیزی برای انسان قابل افتخار است که برآمده از اختیار او باشد.

آیا اصلاً ایران باستان در اندیشه شهید مطهری جایگاهی داشت که بگوییم "خدمات متقابل اسلام و ایران" را بر آن اساس نوشتند؟

ایران باستان یکی واقعیت تاریخی است. البته مقصود ایشان از ایران در نام این کتاب تنها ایران باستان نیست.

می خواهم بدانم که نگاه ایشان به ایران باستان صرفاً نقادانه و منفی بود یا اینکه وجوه مثبتی هم در ایران باستان می دیدند.

ایشان در همان کتاب می گویند که این برای اسلام افتخار است که ملت باهوش و متمدنی مثل ملت ایران به استقبال اسلام می آید و بیشترین خدمات را به اسلام می کند. شهید مطهری قبول داشت که در ایران باستان تمدنی وجود داشت و یکی از دو تمدن آن روزگار بود اما معتقد بود که این تمدن نقص های زیادی هم داشت و همین نقص ها باعث شد که مردم ایران از اسلام استقبال کنند.

به نظر شما، اگر امروز شهید مطهری زنده بود نسبت به تجلیل از کوروش و بحث مکتب ایرانی موضع می گرفت؟

بله. اگر بخواهیم کوروش را به عنوان یک الگو در نظر بگیریم، این اشکال دارد. او نمی تواند الگوی ما باشد. اما می توان گفت بالاخره افرادی به نام کوروش و داریوش در ایران باستان بوده اند که نقاط مثبت و منفی در عملکرد آنها دیده می شود. همچنین کتیبه های آنها واجد نقاط مثبت و منفی است. این امر به عنوان بررسی یک امر تاریخی، کار خوبی است. اما اینکه ما این افراد و یا کتیبه های آنها را به شکلی مطرح کنیم که در برابر اسلام قرار بگیردند، کار نادرستی است. در این صورت ما بیش از حد لازم به آنها اهمیت داده ایم. هر چیزی را در حد خودش باید دید. نوروز در فرهنگ ایران باستان وجود داشته و یک انتخاب خوب از طرف ایرانیان بوده است. از نظر اسلام قطع نظر از برخی خرافات موجود در آن قابل توجیه است. در اسلام هم توجه به بهار توصیه و گفته شده که وقتی بهار را می بینید زیاد از قیامت یاد کنید. نوروز در این حد، آموزنده، قابل توجیه و مطلوب است اما اگر بگوییم نوروز مظهر انسان کامل است، از شعائر الهی است و همه ارزش های انسانی در نوروز نهفته است، این نشان می دهد که برنامه ای در پشت صحنه وجود دارد.

در واقع شما می فرمایید که مرحوم مطهری با ایدئولوژیک شدن نمادها و آموزه های ایران باستان مخالف بود.

بله. این همان ناسیونالیسم منفی می شود.

یعنی نوروز ایدئولوژیک، رقیب اسلام می شود.

رقیب اسلام که نمی تواند باشد؛ زیرا محتوایی برای رقابت با اسلام ندارد.

کسانی که در پی ایجاد نوروز ایدئولوژیک هستند در واقع تلاش می کنند چنین رقیبی برای اسلام بتراشند.

این کار بیش از آنکه به رقابت منجر شود ایجاد تعصب می کند و باعث می شود که ما حقیقت را نبینیم. یعنی فرض مان این باشد که فقط هر چیزی که ایرانی است خوب است.

پس شما می فرمایید که اگر شهید مطهری زنده بود با بحث مکتب ایرانی مخالفت می کرد.

بله. به نظر من با این بحث به شدت برخورد می کرد و آن را از مسائل اصلی هم می دانست نه از مسائل فرعی. بعضی ها می گویند این بحث جزو مسائل فرعی است. در حالی که این طور نیست. این بحث جزو مسائل اصلی است زیرا می خواهد مسیر انقلاب را منحرف کند. تاکید بر " برداشت ایرانی از اسلام " یا " اسلام ایرانی "، در پی ایجاد انحراف در مسیر انقلاب است. اگر این حرف ها درست باشد، دیگران هم می توانند از " برداشت عربی یا ترکی از اسلام " سخن بگویند و این باعث تفرقه است.

مرحوم مطهری نسبت به خرافه گرایی هم حساس بود و خرافات را، اعم از مذهبی و ملی، نقد می کرد.

بله. ایشان با خرافات، چه مذهبی و چه ملی، مبارزه می کرد. شهید مطهری به بدعت های دینی، نوع بزرگداشت حادثه کربلا و کیفیت نقل داستان های این حادثه نقد داشت. همچنین با خرافات ملی مثل چهارشنبه سوری و سیزده بدر مبارزه می کرد. یعنی می گفت که این سنت ها منشا عقلانی ندارد. این رویکرد ناشی از عقلگرایی ایشان بود. شهید مطهری می گوید خرافات ملی با عقل نمی سازد. درباره خرافات مذهبی هم می گوید اساساً نیازی به این چیزها نیست. خود داستان کربلا به اندازه کافی عمیق است و همین میزان نقلی که در اختیار است کافی است تا اشکی از چشم مومنان جاری شود. بنابراین نیازی به جعل دروغ در این زمینه نیست. ایشان معتقد بود که توصیه ائمه به زنده نگه داشتن حادثه کربلا، بد تفسیر شده است. یعنی بعضی ها فکر کرده اند که ما از هر راهی می توانیم مردم را بگریانیم و هر چه بیشتر این کار را انجام دهیم، بهتر است و به همین دلیل می توانیم روضه دروغ بخوانیم. اما شهید مطهری می گوید ما نمی توانیم برای یک هدف مقدس از وسیله نامقدس یعنی از دروغ استفاده کنیم. به هر حال نفس مبارزه با خرافات موضوع مهمی است. یک مصلح باید با نقاط ضعف جامعه خودش مبارزه کند هرچند موجب کاهش محبوبیت او شود، باید مردم جامعه خودش را به عقل گرایی دعوت کند و شهید مطهری هم به همین دلیل با خرافات مبارزه می کرد. یعنی می خواست ذهن مردم برهانی باشد.

پس می توان گفت اگر شهید مطهری الان زنده بود، نه تنها با قائلان به مکتب ایرانی بلکه با مداحان مروج خرافات مذهبی هم درگیر می شد.

بله. خرافات ملی و مذهبی همیشه در جامعه وجود داشته و مبارزه با این چیزها کار مشکلی است؛ زیرا مورد علاقه مردم اند. مردم از این چیزها خوششان می آید و خیلی ها می گویند حالا اگر یک روضه دروغ باعث گرم شدن مجلس عزاداری شد، اشکالی ندارد و در این زمینه لازم نیست سخت گیری کنیم. و یا اگر یک رسم خرافی ملی باعث شادی مردم می شود، نباید سخت گرفت. اما شهید مطهری چون نگاه اعتقادی و عقلی داشت، نمی توانست بپذیرد که مردم از روی آتش بپرند و بگویند " زردی من از تو، سرخی تو از من ". ایشان می گفت این کار نوعی مددگرفتن از آتش و در نتیجه نوعی شرک است؛ زیرا با توحید افعالی خدا سازگار نیست. ما غیر از خدا نباید از چیزی مدد بگیریم.

مگر آتش یکی از آفریده های خدا نیست؟

بله، ولی این آفریده ها را نباید در کنار خدا بگذاریم.

نمی توان گفت که کسی که از آتش مدد می گیرد، آتش را در طول اراده خدا قرار می دهد؟

از آن جمله چنین چیزی مستفاد نمی شود. با آن جمله، شما مستقیماً از آتش مدد می گیرید.

مگر ما نمی گوییم " یا علی مدد "؟

اگر در ذهن ما این باشد که از حضرت علی ( ع ) به طور مستقل و جدای از خدا مدد می جوییم، این اشتباه است.

مگر نمی شود کسی بگوید " یا علی مدد " و مفروضش این باشد که مدد امیرالمومنین در طول اراده خدا است؟

بله، می شود.

خب، همین آدم هم می تواند در چهارشنبه سوری - به قول شما - از آتش مدد بگیرد و تاثیرگذاری آتش را در طول اراده خداوند بداند.

آخر آتش با حضرت علی ( ع ) خیلی فرق می کند.

به هر حال شرک، شرک است دیگر. موضوع شرک که ماهیت آن را منتفی نمی کند.

توسل جستن به اولیای خدا مجاز شمرده شده اما توسل به آتش و مانند آن مجاز نیست. البته ما می توانیم اولیاء خدا را واسطه قرار دهیم تا مددی از خدا بگیریم، نه اینکه از خود این بزرگان مستقلاً مدد بگیریم. اگر ما در حین زیارت امام حسین ( ع ) حاجت خودمان را از خود امام حسین ( ع ) مستقلاً بخواهیم، این مصداق شرک است و یا اگر در حین زیارت، پیشانی خودمان را بر روی ضریح بگذاریم و حالت سجده پیدا کنیم، این کار شائبه شرک دارد.

این کارها الان به عرف جامعه شیعی بدل شده است.

در میان برخی عوام رایج است اما این کارها اشتباه است و باید از آنها پرهیز کرد. حتی در مقام سجده، سر گذاشتن بر مهرهایی که نام پنج تن بر روی آنها نوشته شده است، خالی از شائبه شرک نیست.

یعنی از نظر شهید مطهری برخی از رفتارهای مردم ما توام با شائبه شرک است؟

بله. پاره ای از رفتارهای برخی از مردم این گونه است. پیشانی نهادن بر روی ضریح را آیت الله بروجردی هم نهی کرده اند. به هر حال اسلام بر روی توحید خیلی حساس است. مثلاً مجاهدین خلق در اطلاعیه های خود می نوشتند " به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران. " شهید مطهری معتقد بود این جمله اشکال دارد و نوعی شرک و دوگانه پرستی است. کار فقط باید به نام خدا آغاز شود.

اجازه بدهید از این بحث بگذریم و این سئوال را بپرسم که چه اتفاقی افتاده است که در نظام جمهوری اسلامی، که شهید مطهری خرافه ستیز ضدباستانگرایی ایدئولوگ اصلی آن به شمار می رود، برخی از صاحب منصبان خرافه و باستانگرایی را ترویج می کنند؟

به هر حال این نوعی انحراف و بی توجهی به افکار شهید مطهری است. در این جا دو احتمال وجود دارد. یکی اینکه این افراد واقعاً از روی اعتقاد چنین حرفهایی را مطرح می کنند. دوم اینکه این حرفها جنبه سیاسی دارد و با هدف کسب پایگاه اجتماعی بیان می شوند. پاسخ این سئوال خیلی روشن نیست. من نمی دانم که این افراد واقعاً به مکتب ایرانی و یا به حرفهای خرافی ای که درباره ظهور مطرح می کنند اعتقاد دارند یا نه.

شما قبلاً فرموده بودید که بحث امام زمان با هدف عبور از ولایت فقیه مطرح می شود.

بله، قرائنی وجود دارد که این احتمال را تقویت می کند. من حتی شنیده ام که این ها می گویند ظهور صغیر رخ داده است و ما در دوره ظهور صغیر اصلاً نیازی به ولی فقیه نداریم و می توانیم مستقیماً احکام را از خود امام زمان دریافت کنیم. این ها افکار خطرناکی هستند. این همه پرداختن به مساله امام زمان و نزدیک بودن ظهور حضرت و نیز این ادعا که ما در آخرین پیچ تاریخ قرار داریم، بر چه اساسی مطرح می شوند؟

در واقع می توان گفت بعضی ها با استفاده از مقوله مهدویت کلاه گشادی بر سر نیروهای حزب اللهی جامعه ایران گذاشتند.

بله. بحث مهدویت به شکل ابزار درآمده است. اسلام به ما می گوید که وظیفه خودمان را انجام دهیم. همین انجام وظیفه و تکلیف شرعی در حکم انتظار فرج است. یعنی ما با انجام وظایفمان زمینه را برای ظهور امام زمان فراهم می کنیم.

شهید مطهری قائل به اصلاح ( و نه حذف ) روحانیت بود. به نظر شما مروجین خرافات و باستانگرایی در پی حذف روحانیت و یا عبور از روحانیت و مرجعیت هستند؟

این جریان روحانیت را به عنوان مرجع فکری قبول ندارد و این از نوع رفتاری که با مراجع تقلید دارند، پیداست. روحانیت یکی از منابعی است که مردم فکر خودشان را از او می گیرند اما این ها می خواهند روحانیت در جامعه ما دیگر مرجعیت فکری نداشته باشد. در واقع این ها احساس خودکفایی در شناخت اسلام دارند و خودشان را در مقام شناخت اسلام نیازمند روحانیت نمی دانند. از این حیث شباهتی به گروه هایی مانند فرقان دارند.

فکر می کنید بتوانند مثل فرقان و بویژه منافقین برای جمهوری اسلامی مشکل آفرین شوند؟

بالاخره احتمال دارد حرکت این ها ضایعاتی داشته باشد. به هر حال این ها عده ای را به دور خودشان جمع کرده و جریانی را ایجاد کرده اند. باید آگاهی بخشی کرد.

شما خودتان در سال 83 در نامه ای به هاشمی رفسنجانی گفتید که بهتر است الان روحانیت در مناصب اجرایی نباشد. فکر نمی کنید اگر در سال 84 هاشمی رئیس جمهور می شد خطر حذف روحانیت هم که امروز دغدغه شما و دوستانتان است، پدید نمی آمد؟

البته من در آن نامه تز شهید مطهری را ذکر کرده بودم و آن اینکه روحانیت بهتر است مناصب اجرایی را اشغال نکند مگر اضطراراً. یعنی اگر غیر روحانی صالح وجود نداشت، روحانی مسئولیت اجرایی را عهده دار شود. البته در سال 84 امر دایر بر این نبود که یا آقای هاشمی رئیس جمهور شود یا آقای احمدی نژاد، می توانست فرد سومی باشد.

ولی در دور دوم انتخابات یکی از این دو نفر باید رئیس جمهور می شد.

بر اساس احتمالات نمی توان سخن گفت.

اما شما در دور دوم انتخابات سال 84 هم احتمالاً به آقای احمدی نژاد رای دادید.

بله؛ زیرا ما آن موقع تصور دیگری از احمدی نژاد داشتیم.

/62

کد خبر 148590

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 53
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۰۵:۳۰ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    1 0
    پسرراکو نداردنشان ازپدر،پسررامخوانش،بوددردسر.
  • علي IR ۰۶:۲۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    15 5
    اقاي مطهري ايران و ايرانيت و ملي گرايي براي شما پوچ است . اداب ايراني براي شما خرافات است اما براي هزاران ايراني ارزش و افتخار و هويت است . لطفا به عقايد ديگران احترام بگذاريد ..
  • علي IR ۰۶:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    8 2
    اقاي مطهري ايران و ايرانيت و ملي گرايي براي شما پوچ است . اداب ايراني براي شما خرافات است اما براي هزاران ايراني ارزش و افتخار و هويت است . لطفا به عقايد ديگران احترام بگذاريد ..
  • بدون نام MY ۰۶:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    10 3
    شهید مطهری هم فرزند زمان خودش بوده و دلیل نمی شود که حرفهای ایشان حجت باشد. واقعا سوال من از آقای مطهری این است که اگر به اندیشه های ملی گرایانه در این سه دهه اخیر ظلم نمیشد و حداقل از پتانسیل فرهنگی این اندیشه ها استفاده میشد آیا امروز شاهد رواج فرهنگ غربی آن هم با این گسترش وحشتناک که شامل تمام قسمتهای زندگی روزمره ما میشه میبودیم؟ شما مطمئن باشید با انکار ملی گرائی دردی از دردهای این ملت نه تنها کم نمیشه بلکه گرایش به دوران طلائی تاریخ ایران هر روز بالاتر هم خواهد رفت.
  • بدون نام IR ۰۶:۳۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    4 14
    خدمتی که کوروش باحمایت ازیهودیان انجام دادثمره اش را الان فلسطینیهای بدبخت مکشند خدایش نیامرزد
  • فاطمه IR ۰۶:۵۵ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    4 3
    اگر شهید مطهری را الگو بسازیم خوب است ،نه اینکه عالم واستاد ومعلم فرهیخته ای بود ،بلکه پدر علی مطهری بود. اگر کوروش را برای جهان الگو بسازیم بد است.چون پدر اولین منشور حقوق بشر مکتوب است.
  • sayeh NL ۰۶:۵۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    5 3
    shoma agar az korosh va Dariush khosheton nemeyad metoneed az Iran be keshvari mohajerat konid ke asmi az ando nabashad.Korosh ba adalattarin marde tarikh hast,albateh ke shomaha nemetonid Korosh ra olgooye khod bedonid
  • یوسف IR ۰۷:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    5 3
    من فقط میتونم به مطهری بگم که : ..............
  • :( IR ۰۷:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    9 3
    اگه انقدر از ملیت و هویت خود دور نمیشدیم و اگر به ملیت و هویت و به افرادی مثل کوروش اهمیت بیشتری میدادیم دیگه این عربا جرات توهین و گفتن خلیج ع.ر.ب به جای خلیج پارس را هرگز نداشتند.ولی این که ما ایرانی و دارای بهترین هویت هستیم را هرگز نمیشه از وجود ما پاک کرد و به ایرانی بودنمان همیشه افتخار میکنیم.
  • محمد IR ۰۷:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    7 4
    آقاي مطهري عالمي توانا واسلام شناسي لايق بود امااين به آن معنا نيست كه ما ايرانيها به ايراني بودنمان افتخارنكنيم وكوروش كبير رادوست نداشته باشيم .درضمن حرف علي مطهري هم وحي منذل نيست
  • آراد IR ۰۷:۲۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    9 4
    كوروش انديشه پاكت رانميتوانند ببينند،نامت برسرفراز قله هاي ايران وانديشه هاي ايراني باد
  • بدون نام IR ۰۷:۲۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    7 3
    آقای مطهری لطفا قبول کنید پدر محترم و ارزشمندتان قدیس نیستند. اینهمه نظریه پرداز باسواد
  • کوروش کبیر IR ۰۷:۲۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    8 1
    کوروش به بشریت کمک میکرد و نه به فقط یهودیان.یادت باشه که یهودیان هم جز بشریتند و ظلم به بشریت ظلم به خداست.یادت باشه که از نظر اسلام همه ی نژاد ها در پیشگاه خداوند یکسانند.بعد اسراییل از صهیونیسم تشکیل شده و خیلی از یهودیان با اسراییل مخالفند.پس دوست عزیز یادت باشه که کورکورانه قضاوت نکن.
  • ايراني IR ۰۷:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    9 1
    بگذارید هرکس به آیین خویش باشد زنان را گرامی بدارید فرودستان را دریابید ،آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید گسستن زنجیرها آرزوی من است رهایی بندگان و عزت بزرگان آرزوی من است ،این فرمان من است این واژه وصیت من است او که آدمی را از ماوای خویش براند، خود نیز از خواب خوش رانده خواهد شد تا هست هوادار دانایی وتندرستی باشید من چنین پنداشته ، چنین گفته ، وچنین خواسته‌ام (كوروش)
  • بابک UA ۰۷:۳۸ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    7 3
    کوروش بزرگ و داریوش با افتخاراتشان در جای خود و اسلام و اولیاء الله جای خود دارند ما ایرانیان به هر دو افتخار می کنیم، مقابل قرار دادن این دو موضوع جز ضرر و خسران نتیجه ایی دیگر ندارد.
  • بدون نام IR ۰۷:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    2 2
    من فکرمیکنم مطهری نظراتی ایده آلی داشته واصولابه واقعیات کاری نداشته وشایددرعمل قرارمی کرفت جوردیگری فکر می کرد
  • بدون نام IR ۰۸:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    8 4
    من ایرانی هستم و تشنه به فرهنگ ایرانی من هیچ فرهنگی را بالا تر از فرهنگ ایرانی نمیدانم .
  • گلباز IR ۰۸:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    0 0
    نوع نگاه به مکتب ایرانی که از سوی نزدیکان رییس جمهور مطرح میشود ؛نگاه به حال و آینده است.احمدي‌نژاد در اجلاس رؤساي آموزش و پرورش گفت :‌ ايران يعني عدالت، خداپرستي،‌ آزادي و راه نجات . برخي خيال نكنند كه اين حرف بنده مبني بر ملي‌گرايي و ناسيوناليسم است چرا كه امروز ايران يك جغرافيا، مليت و قوم و قبيله نيست بلكه يك راه و مكتب است.
  • بدون نام IR ۰۸:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    10 1
    دوستی که گفته کوروش با حمایت از یهودیان انجام دودش به چشم فلسطینی ها می رود و .... مثل اینکه یادش رفته که یهود در زمان کورش موحد بودند و پادشاه بابل غیر موحد لذا کورش به دین الهی کمک کرده نه صهیونیسم. در ضمن ایشان در مورد حضرت موسی (ع) چه نظری دارند که موجد یهود بوده است؟؟؟
  • امین US ۰۸:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    7 3
    خندم میگیره که چه راحت عده ای به خودشون اجازه میدن به این راحتی با نداشتن هیچ اطلاعاتی عملکرد یک بزرگ مرد و نقض کنند خدا که اونو به خاطر الطافش امرزیده شما یک فکری به حال خودتون بکنین
  • شاهرخ IR ۰۸:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    6 3
    جواب ایشان در نشان فروهر که امروزه بر گردن اکثر جوانان این مرز و بوم آویزان است نهفته.واقعاً علت چیه که علیرغم تبلیغات سهم اگین و صرف هزینه های زیاد در این چند دهه روز به روز گرایشات ملی بیشتر میشه؟
  • حسین IR ۰۹:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    8 2
    درود بر ذوالقرنین و کوروش سلام و رحمت و خداوند بر علی علیه السلام
  • بدون نام IR ۰۹:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    8 2
    قابل توجه جناب آقاي مطهري: زیرا ایرانی بودن من یک امر غیر اختیاری است. ((مسلمان بودن يك امر كاملا اختياري است؟؟؟)) آخر آتش با حضرت علی ( ع ) خیلی فرق می کند.(((سفسطه))) روحانیت یکی از منابعی است که مردم فکر خودشان را از او می گیرند (((مردم خودشان نميتوانند فكركنند؟؟؟)
  • بدون نام IR ۱۰:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    6 3
    این آقایان با این حرفها نه تنها نزد مردم محبوب نمیشوند بلکه کاملا برعکس چهره منفوری از خود به جای میگذارند.پر واضح است جواب کاربران به نظرات این فرد
  • بدون نام IR ۱۰:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    7 4
    این آقا با عقاید خودش آب به آسیاب اعراب میریزد.جدبدا عربها خلیج فارس را از آن خودشان میدانند البته باکمک امثال آقایان!!!
  • بابک IR ۱۰:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    1 3
    طبق تفسیر مرحوم طباطبایی کوروش کبیر همان ذوالقرنینی است که در قرآن آمده است . . شهید مطهری هم یک نظری داشتند اما از نظر علامه طباطبایی بالاتر نبوده و نیست حال شاید با قرائنی که تازگیها بدست آمده نظر ایشان هم فرق میکرد اگر از دنیا رخت بر نبسته بودند .. بهرحال نظر شهید مطهری و فرزند بزرگوار ایشان هم که اکنون نماینده مجلس هستند باید مورد احترام واقع شود البته احساس مردم و باورمندان به کوروش را هم نباید با توجه به آیات انکارناپذیر قرآن مورد کم لطفی و بی مهری قرار داد .
  • بدون نام KW ۱۱:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    3 3
    آقای مطهری با سلام , در مورد شرک مواردی که اظهار کردید کاملا درست است اما ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که غالب مردم در فرهنگ عامی مستقیم از ائمه مدد می طلبند هم در ذهن هم در گفتار چه خوب بود در این زمینه ها روشنگری می شد . در مورد کوروش و ناسیونالیستی دوست عزیز خراب کردید بهتر است عذر خواهی کنید .
  • بدون نام IR ۱۱:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    8 4
    آقای مطهری آب هوا این کشور را استفاده میکنی اما به عنوان نماینده مجلس کوچکترین توجهی به خواست مردم ندارید . امیدوارم بعد از 2500 سال از شما و پدرتان هم به نیکی یاد شود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  • ایرانی IR ۱۱:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    8 4
    جناب مطهری .من و شما و یا کس دیگر در حدی نیستیم که درباره اشخاص بزرگی چون کوروش اظهار نظر کنیم و کار هایش را بد بشماریم.
  • بي نام IR ۱۱:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    1 4
    لطفادر مصاحبه‌ها همه جوانب را در نظر بگيريد و اصالت خودمان را خودمان لگد كوب نكنيم
  • پارسی IR ۱۱:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    3 3
    ما ز یاران چشم یاری داشتیم خودغلط بود انچه می پنداشتیم
  • بدون نام IT ۱۱:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    2 2
    Drud bar Ahmadinejad ke yak Irani vaghei va Irandust hastesh.
  • نازنین IR ۱۲:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    2 4
    به نظر بنده امثال افرادی مثل آقای شریعتی دین را اویزه قرار داده تا بجایی برسن وگرنه مطمعن هستم خودشونم اعتقادی به این دین که بیشتر الگوهایش را از فرهنگهای متمدن زمان خود گرفته ندارند.
  • سحر IR ۱۶:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    7 4
    درود بر احمدی نزاد, واقعا از اینکه قبلا بهش رای ندادم افسوس می خورم. تازه میفهمم احمدی نزاد چه مرد بزرگیه و چه افکار بزرگی داره.هرچقدر این طیف از احمدی نزاد بیشتر انتقاد کنن محبوبیتش بین نسل جوان بیشتر میشه
  • ایرانی IR ۱۶:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    3 2
    چرا نظرها را سانسور میکنید یعنی از ساعت 14 به بعد کسی نظری نداشته؟
  • yavar IR ۱۷:۵۵ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    3 3
    تقسیم ناسیونالیسم به خوب و بد بی معناست زیرا آنچه در معنایش نهفته است غیر از بدی چیز دیگری ندارد.
  • مترسک IR ۲۰:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    7 4
    اگر کوروش بزرگ آتش پرست بود پس ما سنگ پرستیم که رو به کعبه نماز می خوانیم.او رو به آتش نماز می خواند چون در آن زمان نماد پاکی بود. از افراد کوچک تقاضا داریم در مورد افرادی که اگر کمتر از بزرگ جلو اسمشان بگذاریم به خودمان توهین کردیم حرف نزنند.کوروش بزرگ پدر حقوق بشر است و افتخار همه انسان ها
  • ایرانی IR ۲۲:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۴
    7 3
    الله اکبر... من یک ایرانی هستم ... و ایران را بدون کوروش نمی خواهم
  • اسپادانا US ۰۳:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    8 2
    در جواب دوستی که راجع به کوروش گفته خدا نیامرزه ، دوست عزیز اگر ما هستیم و هنوزآوازه ای در دنیا داریم به خاطر امثال کوروش و داریوش بوده که در دورانشون به هگفته هردوت مورخ یونانی دروغگو و متجاوز در طول سفرش به ایران ندیده ، پس تونسته بودن عدالتی رو اجرا کنان که مردم احتیاجی به دروغ و تجاوزگری نداشته باشن، پس لطفآ اگر خدا از شما نظر خواست اعلام نظر بفرماید و از توهین به تاریخ یک ملت سخت دوری کنید
  • بدون نام IR ۰۴:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    7 4
    با کوچک شمردن تاریخ ایران باستان و با نفی کوروش فقط خودشون رو ضعیف و حقیر نشون میدن. شما اگه چیزی تو چنته دارید از اون دفاع کنید نه اینکه دیگری رو سرکوب.
  • بدون نام IR ۰۴:۱۸ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    6 3
    در جواب اون آقایی که گفته کوروش باعث آزار فلسطینیهاست باید بگم کوروش غیب گو نبوده تا ببینه یهودیا 2500 سال دیگه چیکار میکنن.
  • بدون نام IR ۰۴:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    0 1
    اخه این چه فرم نظره. مثل مال عصر ایران درست کنید.ارتقا بدید.
  • مهرداد CA ۰۴:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    6 2
    اقای مطهری عزیز بهتر است سراز لاک خوددرآوریدوواقعیتها را بهتر ببینیدلااقل به مراسم چهارشبه سوری و سیزده بدر نگاه کنید حتی بچه حزب اللهی شما هم میروند چه برسد به عامه مردم چرا خودتان را فریب می دهید.مشایی یک حرفی میزند شما موضع می گیرید مردم از موضع شما خوششان نمی اید موج سواریش برای مشایی فریب نخورید در دام مشایی نیافتیدهیچ اجباری نیست که در مورد کورش ورسوم ایران باستان اضهار فضل کنیدوخودتان راکوچک کنید
  • الهام IR ۰۴:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    5 5
    صد رحمت به احمدي نژاد و مشايي.خدا كنه اينا رئيس جمهور نشن.
  • بدون نام IR ۰۸:۲۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    7 2
    پيشنه پر از افتخار ما ايرانيان چيزي نيست كه آن را پوچ بشماريم ايرانيان در طول تاريخ برده داري،غلام و كنيزي نداشته اند و به آزادي انسانها احترام گذاشته اند نمي دانم چه اشكالي دارد آنچه كه خوب بوده را به تمامي به همراه اسلام داشته باشيم ما ايراني هستيم و به وطن خود و پيشينه تمدن و نيز دين خود افتخار مي كنيم .
  • بدون نام IR ۰۸:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    3 3
    گیرم که پدربودقاضل،ازفضل پدرتوراچه حاصل!؟
  • mohammad IR ۰۸:۴۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    5 3
    اقای مطهری همین تصورات غلط امثال شما بود که به این روز افتاده ایم وگرنه خیلی از همین هائیکه حتی حالاهم بدلیل تعصب نابجایتان اجبارا" ردشان میکنید همین مسائل را به صراحت حتی در سیما عنوان کردند.بازهم دیر نشده از گذشته خود توبه کنید گذشته ایکه نه تنها خودتان بلکه موجب انحراف دیگران شدید.
  • کوروش IR ۰۹:۱۷ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    6 5
    درودبرکوروش بزرگ و ایران و ایرانی مرگ بر ضدکوروش و مکتب ایرانی
  • کوروش بزرگ IR ۱۷:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۵
    6 3
    ببخشید آقای مطهری شما نمی توانید از جانب جوانان صحبت و اظهار نظر کنی تو فقط نظر خودت را گفتی الزاماٌ نظر ما و شما کاملاٌ برعکس است. چه دوست داشته باشی چه بدت بیاد ما کوروش رو دوست داریم. و به افکار به قول شما خرافی ایران افتخار می کنیم
  • راسخ IR ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۳۰
    2 2
    چراگول تبلیغات دورغ را میخورید این جریانات دوست دارند از اعتبار دیگران برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند مثل محمد رضا شاه که خود پیشینه ی نداشت ولی از نام این بزرگان بهره برداری میکرد
  • آریا IR ۰۷:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۰۷
    7 4
    زنده باد کورش و زنده باد ایرانی . زنده باد اسلام و زنده باد مسلمان واقعی.
  • yolchi IR ۱۹:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۷
    6 10
    اول می گویید : ایران ، بعد اسلام؟ من اول می گوییم زنده باد اسلام بعد می گویم مرگ بر نژاد پرست.
  • محسن IR ۱۴:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۹
    3 6
    آفرین بر این رواج آگاهانه ی نظرات این فیلسوف بزرگ جهان اسلام شهید مطهری