۱۱ نفر
۶ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۸:۱۰
نظری به قرن بیست و یکم؛ دانشگاه، پژوهشگاه و تحصیلات تکمیلی

اگر بخواهیم تغییری جدی در رفع مشکلات کشور ایجاد کنیم، می بایستی دوره های تحصیلات تکمیلی فعلی بی محتوی را حذف و پژوهشکده ها و پژوهشگاه ها را جایگزین و متولی آن کنیم. دقیقا برعکس سیاست فعلی وزارت علوم!

به بهانه عدم درک فاحش و خجالت آور برخی کارشناسان و مقامات در قانون همسازی حقوق اعضای «واقعا محترم» وزارت علوم و نجابت و وقار این قشر از عزیزان در پژوهشگاه ها که این موضوع را تا به امروز به یک بحران جدی و چالشی برای دولتمردان نکردند، صلاح دیدم دغدغه طولانی مدت خود را درباره مشکل تحصیلات تکمیلی کنونی در کشور، خیلی مختصر بازگو کرده و راه حلی پیشنهاد کنم.

در ابتدا، نیاز بشری به همان خواندن و نوشتن اکتفا و مکاتب و مدارس ابتدایی کفایت موضوع را می کرد. با پیچیده شدن روابط بشری نیاز به مدارس دبیرستانی و دوره های تکمیلی و با توجه به نیازهای بیشتر بشری دانشگاه ها و از دل آنها بر اساس نیازهای تخصصی و فوق تخصصی پژوهشگاه ها و مراکز تحقیقاتی تا اواخر قرن بیستم بنا نهاده و مورد بهره برداری در سراسر دنیا قرار گرفتند.

خوشبختانه، از ابتدا تا به امروز، تاریخ بسیار خوب تحولات مراکز علمی و دانشگاهی را ثبت کرده است و ازعلوم قدیمه تا علوم جدیده و تاسیس دانشگاه ها و مراکز علمی را خیلی با حوصله در خود مکتوب ساخته است.
سیر تحولی نیازهای بشری و حل آنها توسط پدیده دانش و علوم و نقش مراکز علمی برای حل معضلات بشری همواره بر اساس تاریخ دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی بوده و این موضوع به وضوح توسط تاریخ ثبت و ضبط شده است. چه در علوم قدیم و چه در علوم جدید و چه در نوآوری ها.

هرچه دنیا مسائلش پیچیده تر شد، مراکز دانشگاهی و پژوهشی آن بیشتر شد. ما هم در ایران بعد از دانشگاه های تاریخی (علوم فقهی و مذهبی) طبق حرکت دنیا به سمت تاسیس مراکز علمی جدید حرکت و روال بالا و پایینی را با آن در کشور تجربه کردیم.
در همین وادی تاریخ کشور هم شهادت می دهد  که در کشور از قدیم دانشمندان ایرانی را عموما می توان در دو دسته از همدیگر منفک کرد. دانشمندان  آموزشی و دانشمندان پژوهشی که حسب نیاز جامعه، عده ای شاگردان زیادی داشته و داریم. در کلاس های درس حاضر و انتقال دانش می داده اند. همانند خوارزمی یا بزرگان دیگر. عده ای هم خیلی خاص روی مسایل تحقیق و پژوهش می کردند و خیلی کم شاگرد و بندرت پای کلاس های درس می رفتند مگر بر اساس نیاز، همانند ابو علی سینا این سیر در تاریخ جدید کشور هم کاملا بر اساس نیازهای جامعه ما تا به امروز ادامه داشته است.

حال با این مقدمه بسیار کوتاه که نیازهای اصلی جوامع و ایران را برای رفع مشکلات خود در دو وادی آموزش و پژوهش از ابتدا معرفی کرد، به معنای عام و فرهنگ لغاتی دانشگاه و پژوهشگاه یک نظر خیلی کوتاه می کنم. دانشگاه از نظر دیکشنری اکسفورد:

‪an institution at the highest level of education where you can study for a degree or do research

با تخصصی و ماموریت گرا شدن برخی موضوعات پیچیده و مورد نیاز جوامع، قسمت تحصیل و تحقیق در برخی موارد از هم جدا شد.

مفهوم دانشگاه در دنیای غرب حدود یک قرن و نیم پیش تحولی اساسی یافت. این تحول، معمولاً به پدید آورنده ان یعنی ویلیام فون هومبولت همواره همراه است، که مفهوم دانشگاه امروزی یا همان «دانشگاه هومبولتی» را به وجود آورد. این نگرش که  همگام بود با پیشرفت صنایع و نقش روزافزون علم در زندگی روزمره جوامع و مردم، در اوایل قرن پیش خود را در چار چوب تحصیلات تکمیلی گسترش داد.

تحصیلات تکمیلی مفهوم آموزش های تئوریک بالاتر و تخصصی تر و انجام و یاد گرفتم تحقیق و پژوهش (نکته مهم) در رشته ای خاص را دنبال می کرد. این دوره ها تحت عناوین فوق لیسانس و دکتری و امروزه حتی فوق دکترا خود را در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی جا انداخته است. این روند تا ابتدای قرن حاضر یعنی قرن بیست و یکم با توجه به تحولات علمی صورت گرفته در دنیا و انفجار ناگهانی تکنولوژی های وابسته عملا کارایی خود را تا حدودی در جوامع علمی از دست داده و به نظر نگارنده با ادامه زمان هر روز بیشتر از اعتبار آن کاسته خواهد شد !

حال با نظری به قرن بیست و یکم و نیاز  کشورها در سطوح علمی بالاتر که امری حیاتی برای جوامع دانشگاهی و پژوهشی کشورها را تداعی می کند. اگر به موضوع دقت شود ما شدیدا در ایران از آن عقب هستیم . یعنی در حقیقت متاسفانه ما از آینده نگری در امور آموزش عالی کشور بسیار غافل هستیم.

مواردی از دانشگاههای نسل سوم و چهارم و ... در برخی مقالات و سخنرانی ها هر از گاهی سخن به میان می آید،  که متاسفانه الگو برداری بسیار غلط و نامفهوم از این سیستم ها در خارج از کشور است که خود با ایده تغییرات هنوز راحت نیستند علی رقم اینکه مدتی است که شروع کرده اند؟
در اینجا و در این یادداشت سعی در بسط این بی توجهی ها و بی دقتی ها نیست، بلکه ارایه و بیان یک پیشنهاد و طرح جدید برای تحول بنیادین در آموزش و پژوهش در سطح عالی کشور (وزارت علوم و علوم پزشکی ) بر اساس نیازهای قرن حاضر که سال هاست مد نظر نگارنده بوده و مورد توجه قرار می گیرد.

حال با دقت به تعریف کلی مراکز علمی (دانشگاه و پژوهشگاه)  یعنی جایی که تحصیل یا تحقیق در آن انجام می گیرد و فصل مشترک آن با تحصیلات تکمیلی یعنی همان پژوهش و تحقیق (تز و پایاننامه) برای دریافت مدرک بالاتر، بهترین کار بخصوص برای کشور ما با مشکلات فراوان فعلی، تبدیل و هدایت کلیه دوره های تحصیلات تکمیلی و محول کردن آن به پژوهشکده ها و پژوهشگاه های کشور و در صورت نیاز، تاسیس آنها در داخل یا خارج از دانشگاهها است. این ایده با ایده مدارک پژوهش محور اشتباه نشود. حذف دوره های تئوریک بی حاصل در سطح دانشگاه ها که امروزه همه شاهد بی اعتباری آن در سطح کشور می باشیم و از نزدیک حاصل عملکرد این نوع مدارک را در جاجای کشور می بینیم ضرری نخواهیم دید.
نمونه بی اعتباری مدارک تحصیلات تکمیلی کنونی در کشور،  در همه جای کشور متاسفانه رهنمون دارد و عملا کلام عام و زبان زد تمسخر مردم کشور شده است. نمونه بارز دیگری از این بی اعتباری همانکه، برخی از کارشناسان ارشد و روسایی که پشت میزهای مهم تصمیم گیری کشور با مدارک ارشد و دکتری نشسته و هنوز کلمه اعضای هیئت علمی را فقط در دانشگاهیان وزارت علوم خلاصه و مختصر می بینند و پژوهشگران را از هیئت علمی نمی دانند، وای بر حکیم ابو علی سینا اگر امروز  زنده بودند، حیرت انگیز است، آیا نیست؟

حال با مقدمه خیلی مختصری که در ابتدای  مقاله آمد و تعریف نیاز به بازنگری در برنامه های آموزش عالی کشور به نکات زیر میشود توجه ویژه معطوف کرد. از آن جمله اینکه برای پژوهشگر خوب بودن اول نیاز به آموزشگر خوب بودن است و سپس پس از سال ها کسب تجربه و دستیاری نزد اهل فن در صورت مقبولیت کار به مرحله پژوهشی ارتقا یافت.
به این معنی که شخص پژوهشگر هم کلیه مبانی تئوریک روز را باید بداند و هم علم پژوهش و مدلسازی و آزمایشات و قابلیت استخراج و استنتاج علمی از برداشت ها را خیلی خوب باید بداند. برای رفع این نقیصه موجود در دانشگاه هم می توان بر اساس تجربه زیاد اساتید آموزشی یک گروه تخصصی (Graduate School Faculty)  ایجاد نمود که هدایت این تحقیقات را در پژوهشگاه ها (یا همان تحصیلات تکمیلی با هدف رفع مشکلات کشور و بصورت ماموریت گرا) بر عهده بگیرند.

در جمع بندی، ما عملا در حال حاضر با مشکلات کنونی کشور در تقریبا تمامی حوزه ها  از یک طرف و با توجه به تکنولوژی های پیشرفته در دسترس از طرف دیگر نیازی برای گسترش بحث های آموزشی نداریم، مگر در حد لیسانس و رشته های نوین، دوره های تکلمیلی می بایستی ماموریت گرا و برای حل مشکلات و معظلات کشور فقط در داخل مراکز پژوهشی دنبال و راه حل های ضروری از طریق پژوهش و رفع نقص ارایه شوند.

در همین راستا، هر کس قابلیت انجام یک پژوهش استاندارد و خوب، حل یک معضل از مشکلات کشور و قابلیت دفاع و ارایه آن را در جمع عموم مردم کشور و اساتید فن ( آگهی عمومی دفاع از تز در سراسر کشور برای حضور در جلسه دفاع در صورت علاقه) را داشت. در مراتب مدرکی بالاتر قرار گیرد و همانند اکنون خود تبدیل به یک معضل در جامعه با مدرک زد و بندی بالاتر کشور را به بحران نکشد .

باز در همین وادی، متاسفانه در خواب وزارت علوم (عملی بد) و ایجاد شرکت های دانش بنیان (عملی خوب)  و تخصیص بودجه و وام های گسترده به آنها، ضربه ای جبران ناپذیر به پیکره مراکز علمی کشور وارد شد که ان شاالله با در نظر گرفتن طرح پیشنهادی نگارنده و اصلاح اقدامات لازم، ادغام و یا مشارکت آنها با مراکز علمی و دانشگاهی، بتوانیم هم مشکلات کشور، هم تضمین آینده و ادامه مطلوب و بقای آموزش عالی کشور و هم وام ها و بودجه های تخصیص یافته به شرکت ها را در کشور حفظ کنیم تا مجدادا این وام ها همانند وام های اشتغال زایی در نهایت معلوم نباشد اصلا به کی داده و کجا هستند؟

* استاد نمونه کشور در مهندسی سازه، زلزله و مدیریت بحران و بنیانگذار مقاوم سازی و مدیریت بحران در ایران

کد خبر 1539353

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 7 =