جناب آقای مرتضی طلایی رییس محترم کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران با طرح دیدگاهی در مقوله " امنیت و احساس امنیت" از همکاران رسانه ای خواسته اند با نقد نوشتار ایشان ، ابعاد این موضوع را مورد کنکاش بیشتر قرار دهند.
این مقاله را می توانید در سایت شخصی نویسنده یا ستون دیدگاه پایگاه خبری فردا بخوانید.
از آنجایی که مباحث مطرح شده در آن نوشتار تلویحا به نقد کارکرد رسانه و یا به قول نویسنده " کژکارکردهای رسانه ای " معطوف بود ، در راستای پاسخ مثبت به درخواست ایشان مواردی را یادآور می شود:
الف- محورهای اصلی مورد اشاره نویسنده:
۱- مقوله امنیت دارای دو بعد عینی و ذهنی است
۲- رابطه معنادار میان امنیت و سرمایه اجتماعی
۳- امنیت اجتماعی حاصل یک فرایند است
۴- تولید ، توزیع و حفظ امنیت نیازمند سیاستگذاری بهینه است
۵- اعتقاد به تاثیرات رسانه در لایه های اجتماعی
۶- در فقدان سازمانهای مردم نهاد رسانه این نقش را ایفا می کند
۷- تلقی نگارنده از مبحث رسالت اجتماعی رسانه
ب- نکات مثبت نوشتار :
۱- رابطه معنادار میان امنیت و اعتماد عمومی
۲- پلیس حافظ امنیت است نه مولد آن
۳- احساس امنیت خروجی چرخه تولید ، توزیع و حفظ امنیت است
۴- تفکیک رسالت اجتماعی رسانه با زرد نگاری
۵- تاثیرات موجی شکل در حوزه عمل اجتماعی
۶- فقدان نهادهای نظارتی مردمی بر کارکرد حکومتی
۷- رسانه رکن چهارم دموکراسی است
پ-کاستی های مقاله :
۱- فقدان ارایه راهکار برای انجام بهینه رسالت اجتماعی رسانه ها
۲- نادیده گرفتن سیاستگذاریهای غلط در بروز احساس ناامنی
۳- تعریف رسالت اجتماعی رسانه به اطلاع رسانی امیدبخش
۴- تحریف تعریف فرایندمداری در حوزه خبر به دامن زدن بیش از حد به مسایل
۵- نادیده گرفتن این حقیقت که نقش افرینی رسانه پس از وقوع رخداد است
۶- عدم اشاره به این واقعیت که احساس امنیت به عنوان امری ذهنی پس از وقوع جرم به عنوان حقیقتی عینی، پیش از نقش آفرینی رسانه خدشه دار می شود
۷- اطلاع رسانی پیرامون حوادث هولناک به معنای اشاعه ان نیست روی دیگر آن می تواند بازدارندگی باشد
در خاتمه :
موضوع امنیت و احساس امنیت امری حساس و فراگیر است. منکر نقش رسانه در تغییر نگاه مخاطبان به موضوعات اجتماعی نیستم. اما نیاید از این حقیقت مهم غافل نیز شویم که افراد شناسنامه دار در جامعه از سیاستمدار گرفته تا پلیس راهنمایی و رانندگی نیز بلقوه یک رسانه محسوب می شوند. وقتی پلیس راهنمایی و رانندگی از من رشوه می خواهد یا مفسدی اقتصادی به پای میز محاکمه کشیده نمی شود و یا مواد مخدر به محیط تحصیل و کار من امتداد می یابد ، من احساس ناامنی می کنم.
اینکه ترتیبات امنیتی و انتظامی به گونه ای رقم می خورد که افراد به خود جرات می دهند در روز روشن متعرض خانواده ام شوم ، احساس ناامنی در من عمق می یابد . شنیدن اخبار انحرافات اقتصادی و اخلاقی در رده های مدیران دولتی ، روح و روان جامعه را آزرده و احساس ناامنی را در آنان دامن می زند. چرا با اینهمه کارکردهای مغایر امنیت در جامعه ، همواره انگشت اشاره به سوی رسانه ها نشانه رفته است؟
چرا دیوار رسانه هر روز کوتاه تر از دیروز است؟ چرا انتشار جرمی که به واسطه کاستی ها در حوزه های مختلف، جامعه ای را دچار بحران ساخته ، به کژکارکرد رسانه ای تعبیر می شود؟ چرا پس از وقوع جرمی هر چند دلخراش ، کارکرد رسانه ها در گفت و گو با کارشناسان با هدف ریشه یابی وقوع جرم، به دامن زدن به ناامنی تعبیر می شود؟
قانون مطبوعات حوزه عمل رسانه ها را مشخص کرده است. اما ظرایف و حساسیت ها در حوزه های اجتماعی می طلبد تا مسئولان رسانه ای به اتفاق متولیان امور شهری و انتظامی زیر یک سقف به فهمی مشترک از جامعه ای سالم و عاری از جرم دست یابند. این می تواند به نفع همه باشد.






نظر شما