زهرا شکیبمهر: «اکنون ایران با بیش از دوهزار کتابخانه عمومی و چاپ حداقل سه هزار نسخه کتاب در هر خط چاپ یکی از فرهنگسازترین کشورهای دنیا است». شما میتوانید این جمله را، با افتخار برای چند نفر بخوانید؟ چند نفر حرف شما را باور میکنند؟ اگر کمی واقع بین باشیم میدانیم که تعداد کتابخانهها و تیراژ کتابها نمیتواند معیار خوبی برای کتابخوان بودن ملتی باشد. کتابخانهها میتوانند همه ایام سال خالی باشند و کتابهای منتشر شده میشود در کتابخانههای دولتی و خصوصی خاک بخورند. مهم این است که چند درصد از مردم برای ساعات فراغتشان و در اتوبوس، مترو و... مطالعه را بر کارهای دیگر ترجیح میدهند. اینکه مردم چقدر کتاب بخوانند و یا اصلاً کتاب بخوانند یا نه در تمام دنیا دغدغه متولیان فرهنگ و سازمانهایی مثل یونسکو است. مسلماً دغدغه این افراد در کشوری مثل فرانسه که فرق توریست را با افراد بومی از کتاب خواندنشان میشود فهمید، کمتر از کشور ما است که هنوز هیچ سازمان دولتی آمار درست و دقیقی نمیتواند از سرانه مطالعه در کشور تعیین کند.
برای سازمانهایی مثل یونسکو بسیار مهمتر است از کشورهای جهان سوم یا کشورهای در حال توسعه حمایت فرهنگی کنند تا آن دست کشورهای پیشرفته یا نیمه پیشرفته. به طور مثال از فعالیتهای مهم این سازمان، انتخاب سالانه یک شهر به عنوان «پایتخت کتاب جهان» است. از این راه سازمانهای دولتی و مخصوصاً شهرداریها در فشار قرار میگیرند و برنامههای منظم و گستردهای را درباره ترویج فرهنگ مطالعه برای شهرشان تنظیم میکنند. در ضمن اینکه با این انتخاب توجه افراد فرهنگی تمام دنیا، کشورهای دیگر و سازمانهای بینالمللی برای انجام فعالیتهای فرهنگی به آن شهر جلب میشود تا کتاب و کتابخوانی رونق بیشتری بگیرد. فرهنگ آن کشور در سطح جهان اشاعه داده شود و تألیفهای آن در سطح جهان مطرح شوند. در معیارهای این انتخاب مهم است که چقدر در آن شهر به کتاب و کتابخوانی اهمیت داده میشود و اینکه چه اقداماتی برای ترویج این فرهنگ در آنجا انجام شده است.
سال 2001 مادرید، اولین پایتخت کتاب جهان شد. از همان سال تا سال 2009 به ترتیب شهرهای «اسکندریه»، «دهلی نو»، «آنتورپ»، «مونترال»، «تورین»، «بوگوتا»، «آمستردام» و «بیروت» توانستند این عنوان را بهدست بیاورند. به طور مثال چند دلیل یونسکو برای انتخاب بیروت اینها بوده: تخریب چند مرکز مهم فرهنگی جنوب لبنان در جریان جنگ لبنان و اینکه با وجود تنوع فرهنگی، مردم این کشور همچنان تعهدشان را به اصل گفتوگو فرو ننهادهاند.
هزار و یک شب ما و پایتخت کتاب شدن تهران
این منافع هر مسئولی را برای تصاحب این عنوان وسوسه میکند. شاید برای همین بود که بعضی از مسئولان و دلسوزان فرهنگی تصمیم گرفتند برای سال 2006 تهران را کاندیدای این عنوان کنند. همان سال بود که بین تهران و یکی از شهرهای کوچک ایتالیا رقابتی در گرفت. کارها داشت خوب پیش میرفت که تعطیل شدن چند روزنامه و مجله و بروز حوادثی در کشور باعث شد همان شهر کوچک در ایتالیا، این عنوان را کسب کند. یونسکو برای این انتخاب سه شرط را ذکر کرده بود:
پذیرش قانون جامع کتاب (مسائل حقوقی- مالی، معافیتهای گمرکی و پستی)
پذیرش قانون کپی رایت (مالکیت فکری و معنوی)
تشکیل انجمن ملی کتاب از نمایندگان بخش خصوصی و دولتی با تأیید شهرداری
در کشور ما این داشتنها و نداشتنها امری جا افتاده است که برای کمتر کسی ایجاد سؤال میکند. به هر حال با این شروط غیرقابل تحقق، باید پرونده این کاندیداتوری در کشور ما بسته میشد. اما با کمال تعجب و در سنتی تکراری هر سال این موضوع در مقطعی از زمان به گونهای مطرح میشود و بعد از مدتی هم به فراموشی سپرده میشود. چند سازمانی هم در این بین نقش دارند (نماینده یونسکو در ایران، شهرداری تهران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) هر بار موضوع را به سازمان دیگر پاس میدهند تا خودشان را برای یک سال از شر ماجرا خلاص کنند. هر بار هم بالأخره موضوع از جایی شروع میشود. یک سال مشاور معاون فرهنگی وزارت ارشاد میگوید: «کمیسیون ملی یونسکو به وزارت ارشاد درخواستی نداده است، و به این دلیل در این زمینه هیچ اقدامی نکردیم. در صورتی که این درخواست ارائه شود، ما نیز اقدامات لازم را خواهیم داشت». در این بین یکی از اعضای شورای شهر میگوید: «امسال وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی برای نامزدی تهران به عنوان پایتخت جهانی کتاب، به شورای شهر تهران درخواستی ارائه نداده است».
دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو هم نظرش این است که: «برای اعلام آمادگی یک شهر به عنوان پایتخت جهانی کتاب، مجموعه شرایط باید فراهم باشد و سپس کمیته خاص آن تشکیل شود. ما نیز شرایط را سنجیدیم و به این دلیل، برای انتخاب پایتخت جهانی کتاب اعلام آمادگی نکردیم». این روند چندین بار دیگر هم تکرار شده است. هر بار به نوعی شهرداری و شورای شهر میگویند ما نامه دریافت نکردهایم. وزارت ارشاد میگوید این کار ما نیست و نماینده یونسکو در تهران هم میگوید کاری از دستش برنمیآید. شاید جدیترین اقدام (بعد از همان کاندیداتوری سال 2006) در دیدار هیأت مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با مشاور فرهنگی رئیس جمهور در سال 1385 صورت گرفت. در آن جلسه مقرر شد که سازمان اسناد و کتابخانه ملی با همکاری اتحادیه ناشران موضوع انتخاب تهران به عنوان پایتخت کتاب جهان را پیگیری کنند. آنچه مسلم است این پیگیری هم راه به جایی نبرد چون همچنان نام تهران در لیست انتخابهای یونسکو دیده نمیشود. این کش و قوسها حتی امسال هم ادامه داشت. اما امسال ماجرا از وزارت ارشاد شروع شد. این وزارتخانه طی نامهای به شهرداری تاریخ ثبت نام در این لیست را اعلام کرد.
از محسن پرویز، معاون فرهنگی وزیر ارشاد پرسیدیم که چرا چنین نامهای را برای شهرداری ارسال کردهاند: «ما در واقع با مکاتبهای که انجام شد، اطلاعرسانی به شهرداری را انجام دادیم. دلیلش هم این بود که در خواست مربوط به اعلام یک شهر به عنوان پایتخت جهانی کتاب باید توسط شهرداریها ارائه شود. و چون فرصتی که برای این کار در نظر گرفته بودند و ممکن بود تمام شود ما به شهرداری اطلاعرسانی کردیم که پیگیر ماجرا باشند. تصمیمگیر شهرداری است. جایی که گفته شهرداریها باید تقاضا را مطرح کنند منظورش این بوده که اگر شهرداریها آمادگی دارند و میتوانند برنامههای مناسبی تدارک ببینند تقاضا بدهند. ما هم به شهرداری اطلاعرسانی کردیم».
اما اینجا این سؤال مطرح میشود که با وجود قانون ممیزی و کپی رایت ما چه طور توقع داریم که در این انتخاب جایی داشته باشیم؟ پرویز میگوید: «ممیزی کتاب که در همه جای دنیا هست. اینکه ضوابطی برای نشر رعایت شود در همه جای دنیا وجود دارد. این شاید در مقاطعی یک نوع بهانهجویی محسوب شود و اگر نه، آزادی مطلق از نوع هرج و مرج در هیچ کشوری اجازه داده نمیشود. در همین شهرهایی هم که قبلاً پایتخت جهانی کتاب بودهاند کتابها بدون ضابطه منتشر نمیشود. به گمان من بیشتر یک شعار مطرح میشود که در یک جاهایی میخواهند یک کاندیدایی را کنار بگذارند و بگویند چون ضوابط را به این شکل انجام نمیدهید. این یک مقوله دیگری است».
از آن جایی که این قصه گویا سر دارازی دارد وقتی از پرویز درباره پیگیری ماجرا و اقدامات شهرداری سؤال میکنیم میگوید: «اساساً این مطلب جزء برنامههای مرتبط با شهرداریها است. ما هم به شهرداری اطلاعرسانی کردیم. که طبیعتاً شهرداری باید کل موارد را در نظر بگیرد و برنامههایی را که در آن سال میخواهد اجرا کند، تدارک ببیند. بحث کتاب و اقداماتی که در این زمینه انجام گرفته و اطلاعات مربوطه باید خوب و پخته منتقل شود. دوستانمان در شهرداری باید ارزیابی کنند که آیا میخواهند این کار را انجام بدهند یا نه؟! بحثهای بعدیاش طبیعتاً در فازهای بعدی کار مطرح است».
این بار توپ در میدان شهرداری تهران افتاده است. گویا باید منتظر باشیم و ببینیم که بالأخره اقدامی در این زمینه صورت میگیرد یا نه.




نظر شما