مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۱۹ مهر ۱۳۹۰ - ۱۷:۰۹

امید وارم این دلنوشته به عنوان رنجنامه یک رزمنده آسیب دیده ومصیبت کشیده دوران جنگ تحمیلی تلقی شود ،رنجنامه ای که تحت هیچ شرایطی نمی تواند صبغه سیاسی وجناحی داشته باشد بلکه از روی عشق به ایران ونظام نوشته شده .

راستی ایران را چه می شود؟ ایرانی که در طول 8 سال جنگ تحمیلی بزرگترین قدرت های استکباری را به زانو در آورد وچراغ پایداری و مقاومت را برای سایرملتهای آزاده جهان بر افروخت.

ایرانی که با یک فتوای امام راحل"رض" علیه سلمان رشدی مرتد خواب ناز غرب وانگلیسی های جنایتکار را آشفته ساخت وبه مسلمانان جهان عزت تازه ای بخشید.

ایرانی که با انقلاب خود معادلات غرب را بر هم ریخت وتوازن سیاسی وامنیتی را به سود ملتهای تحت ستم تغییر داد.

ایرانی که علیرغم محاصره های اقتصادی وتوطئه های گوناگون توانسته قله های علم وپیشرفت را طی کند وبه عنوان یک کشور دارای فناوری هسته ای مطرح شود

امروز ایران را چه می شود؟ چرا ایران در برابر جنایات آل سعود در عربستان وآل خلیفه در بحرین خجولانه سردرلاک فرو برده وتنها شاهد جنایات این دورژیم علیه شیعیان مظلوم عربستان و بحرین است. سیاست های انفعالی ونا متوازن ایران دربرابر رخدادهای منطقه وجهان این فرصت طلائی را برای سایر کشورهای بی هویت فراهم ساخت تا به عنوان بازیگران سیاسی منطقه ظاهر شوند.

دیدار غیر قابل توجیه وزیر خارجه ایران با شیخ خالد بن احمد آل خلیفه وزیر خارجه جزیره بحرین ،میان ایران وملت مظلوم بحرین گسست ایجاد کرد.

در حالی که ملت مظلوم بحرین در طول 7 ماه گذشته تحت شدیدترین حملا ت خاندان آل سعود وآل خلیفه قرار داشتند این دیدار هیچگونه توجیه منطقی وسیاسی نداشت.

این دیدار تاثیر روانی منفی بر روی ملت بحرین که تکیه گاهی غیر از ملت ایران ندارند باقی گذاشت.
دیدار دو تیم ملی فوتبال ایران وبحرین در تهران نیزقطعا باز خورد خوبی بر روی ملت بحرین نخواهد داشت .

ای کاش دولتمردان ایران این شجاعت را داشتند تا مسابقه ایران وبحرین را در چارچوب اقدامات تنبیهی ایران نسبت به حکام رژیم بحرین لغو می کردند تا ثابت شود که ملت ایران همچنان به اصول انقلاب اسلامی پایبند است.

آخرین چالشی که در بعد داخلی ایران با آن مواجه شد موضوع اختلاس 3هزار میلیارد تومانی است که تاثیر بسیار بدی بر روحیه ملت ایران باقی گذاشت.

چطور می توان تصور کرد که هویت وصلاحیت یک شخص با داشتن تابعیت دو گانه ،توسط دستگاه های مربوطه تایید وبه عنوان مدیر بزرگترین نهاد مالی کشور منصوب می شود؟

چگونه می توان تصور کرد که یک شخص عادی با ارتکاب یک اشتباه اخلاقی یا سیاسی برای همیشه ازحقوق اجتماعی محروم می شود اما هیچکس در مورد وضعیت مالی ، خانوادگی و سیاسی مدیر بزرگترین بانک کشور کنجکاوی نمی کند.

آیا این احتمال نیست که این مدیر  توانسته باشد در طول 10 سال گذشته میلیونها دلارپول این کشور را از مملکت خارج کند ودر یک کشور خارجی ملک بخرد اما این تحرکات ازچشمان تیزبین دستگاه های مربوطه مخفی بماند.؟

آیا این نشان نمی دهد که اکنون نظام با چالش مدیریتی جدی مواجه است واغلب مدیران میانی شاغل در بدنه دولت با نظام همراهی ندارند؟

به نظر می رسد که مدیران میانی نظام تنها برای استفاده از مزایای مادی ومعنوی وارد بدنه دولت شده اند بهمین دلیل باید سازوکارهای جدیدی برای سنجش میزان اخلاص آنان نسبت به نظام تعریف کرد.
بسیاری از مدیران نهادها صرفا برای این که وضعیت مالی خود را سروسامان بدهند وازرانت های دولتی استفاده کنند برخی پست های دولتی را قبول می کنند .
متاسفانه این نوع نگرش ها پس از پایان جنگ تحمیلی در میان مدیران میانی باب شده وهمین مدیران همواره منافع شخصی خود را بر مصالح کلان ملی ترجیح می دهند.

چرا یک متقاضی شغل پائین دستی در یک اداره دولتی با ید برای استخدام پرسشنامه های متعددی را پر کند اما مدیران رده بالای سازمان های دولتی ومالی از یک حاشیه سیاسی وامنیتی کاملی بر خوردار باشند؟

ادامه این وضع وبی توجهی نهادهای مسؤل نسبت به عملکرد مالی وسیاسی مدیران رده بالای سازمان های دولتی ،نظام را در آینده با چالشی جدی مواجه خواهد ساخت.

لذا نظام در بعد سیاسی، اقتصادی ، مالی وفرهنگی به یک خانه تکانی گسترده ای نیاز دارد تا حادثه دردناک اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی بار دیگرتکرار نشود.

هر چند این خانه تکانی بطور قطع هزینه هائی نیز به همراه دارد اما نباید اجازه داد این" موریانه ها" که دردرخت تنومند انقلاب لانه کرده به تدریج پیکره این درخت را از درون تهی کنند.

4949

 

کد مطلب 177784

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =