۰ نفر
۳۰ مهر ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۲

من که سنم به جاهایی مثل «قلعه» و «خیابون جمشید» قد نمی ده به همین خاطر هم نمی تونم در مورد صحبت های اخیر جناب آقای سلحشور اظهار نظری بکنم.

 بهتره قضاوت در مورد مقایسه ای که ایشون بین سینما و یه جای نسبتاً بد دیگه رو انجام دادند؛ به عهده کسانی بگذاریم که اطلاعات کاملی از هر دو جا دارند!! البته تا حدودی می شه حدس زد که در جاهای فوق الذکر چه کارهایی می شده و احتمالا خود آقای سلحشور هم بر اساس همین حدس و گمان ها بوده که چنین مقایسه ای رو انجام دادن وگرنه شان ایشون اجله از این جور کارها...بگذریم!
حالا چه خوشتون بیاد و چه نیاد، بنده می خوام از زاویه مثبت به این قضیه نگاه کنم! آخه ما طنز نویس ها یه کرمی توی تنبانمون هست که هر چیزی رو که واسه دیگرون خوش خوشانه، می زاریمش تو کاسه شون و هر چیزی رو که همه باهاش مخالفن می زاریمش روی سرمون! به همین خاطر هم می خوام به طرفداری از «فرج» عزیز، در مورد برکات و آثار مثبت درفشانی های اخیرش کمی براتون بگم...
نکته مثبت اول:
آیا تا حالا دیده بودین که تعدادی خانم اونهم از نوع هنرپیشه، یکجا جمع بشن و سر یک موضوعی به توافق برسن و از همه مهمتر باهمدیگه یه اطلاعیه مشترک صادر بکنن؟ حالا کج بشینید و راست و حسینی بگین که چه کسی می تونست فقط با بیان دو خط جمله همچین اعجازی رو خلق کنه؟ اگه نمی خواین به این قضیه بگین محیرالعقول فکر نمی کنید تا حدی دارین خودتون رو لوس می کنید؟
نکته مثبت دوم:
مدتها بود که مسئولین در صدد پیدا کردن راهی بودند که کشتی ورشکسته و درب و داغون سینما را یه جورایی به ساحل مقصود برسونند...خداوکیلی تا حالا چقدر آه و ناله تهیه کنندگان چک برگشتی رو شنیدین که بخاطر برنگشتن سرمایه شون یه جایی برگشتند که عرب تو اونجا نی می انداخت؟ خب حالا فکر نمی کنید با این افاضات اخیر، سیل هجوم مردم به سینماها چندین برابر و وضعیت نابسامان گیشه ها کمی پر رونق تر و روبراه تر بشه؟ آیا برای حل مشکل فرهنگ نرفتن مردم به سینما کاری بهتر از این می شد کرد؟


نکته مثبت سوم:
مدتی بود که پرونده شیرین خانه های عفاف سردرگم و بلاتکیف مونده بود. یه دلیلش هم این بود که هیچ کسی جرات نداشت محلی رو برای این امر نسبتاً خیر معرفی بکنه و یا مرد و مردونه دستش رو به جایی بزاره و بدون هیچ خجالتی بگه: آهای جماعت عزب این جا همون جاییه که دنبالش بودید! فکر می کنید چرا مدتی بود که «خونه خالی» حکم کیمیا رو پیدا کرده بود؟(توضیح: اگر در خانه ای بیست تا مرد هم وجود داشته باشد آن خانه همچنان «خونه خالی» محسوب می شود و لزوماً آن خانه کاملاً خالی نیست) اما فرج عزیز با جرات هر چه تمامتر آب پاکی رو ریخت رو دست همه و آدرس دقیق خانه های عفاف رو بدون هیچ تعارف و خجالتی اعلام کرد... خب حالا با همه این تفاسیر اگر به این اظهارات اخیر نمی خواین بگین جسارت و شهامت در فحوا وکلام؛ خیلی دلم می خواد بفهمم که به این جریان چی می خواین بگین؟
نکته چهارم:
درسته که آوازه « آنجلینا جولی عزیز» در کشور عزیزتراز جانمان در هر کوی و برزنی چرخیده و این ضعیفه در جای جای میهن مون واسه خودش اسم و رسمی بهم زده، اما در نظر داشته باشید که همچنان نقاطی در این کشور میشد پیدا کرد که ساکنانش فرق «فرقون» با « آنجلینا جولی » رو نتونن تشخیص بدن! اما حالا به لطف این روشنگری اخیر، اونها هم بسلامتی متوجه شدند که کارایی « آنجلینا جولی » حداقل از یک «فرقون» بیشتر و البته تا حدودی هم بهتر و خوشگل تر است!! آیا به اینجور کارها نمی شه گفت حرکت فرهنگی؟ آیا بیرون آوردن مردم از جهالت و تاریکی و سیاهی کار مزخرفی است؟
نکته پنجم:
بعد از بیانات آقا فرج؛ تعدادی از منتقدان سینما ناگهان در نقش یک عالم روحانی و یا فقیه ربانی ظاهر شدند و بقدری زیبا آیه های مربوط به تهمت و افترا در قرآن را تفسیر کردند که برای خیلی ها مسجل شد که این آیه ها مختص «فرج سلحشور» و البته مجازات ایشان نازل شده! آیا نمی توان همین را به فال نیک گرفت؟ اینکه یک منتقد بیاد و بجای کتاب رایج در رشته نقد و نقادی یک کتاب مذهبی رو بخونه و تفسیرش بکنه به نظر شما خوشگل نیست؟ آیا کشور ما به چنین متخصصان متعهدی نیازی نداره؟
به هر حال من یکی که معتقدم که بیخود و بی جهت نیست که اسم یکی رو می زارن «فرج»!

کد مطلب 179644

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =