صرف نظر از چرایی این اقدام خصمانه حاکمان کاخ سفید، بنظر میرسد چرایی امضاء شدن این قانون پس از مدتها حائز اهمیت فراوان است چرا که موضوع تحریم بانکی ایران از مدتها پیش در دستور کاخ سفید قرار داشت ولی همزمان با تشدید تحریمها علیه ایران در فضای جدید، موضوع تحریم بانکهای ایرانی نیز درکانون تصمیمات واشنگتن قرار گرفت که موضوعی حائز اهمیت است.
اهمیت این بعد از تحریمها در قالب تحریم بانکی از آن جهت اهمیت دارد که آمریکا با همراهی اروپا مدتهاست مذاکرات هستهای را متوقف نموده و سعی در وادار کردن تهران به واکنش خاضعانه در برابر مطالعات 1+5 دارند. در عین حال کشورهای اروپایی اگرچه در بیان و کلام سعی در وحدت کلمه در برابر اقدامات تهران دارند ولی در واقع جبهه واحدی علیه تهران تا کنون به ثبت نرساندند.
تحریم بانکی یا به بیان بهتر تشدید تحریمها از سوی آمریکا نشانگر عدم دستیابی غرب به اهداف قبلی تحریمها و یا ناکارآمدی واقعی اقدامات و روشهای اعمال خصومت غرب علیه ایران است، چرا که سالیان سال از موضوع تحریم میگذرد و ادبیات تحریم امروز نقل محافل مختلف غربی ماست.
تحریم بانکی در عین حال حربه تبلیغاتی آغاز انتخابات ریاست جمهوری نیز میتواند قلمداد شود چرا که اگر چه تحریم و افزایش فشارها علیه ایران مدتهاست ورد زبان مقامات کاخ سفید و دیگر محافل آمریکا بوده است ولی امضای همزمان این قانون توسط اوباما در آستانه سال جدید میلادی و از همه مهمتر در بدو ورود احزاب آمریکا در انتخابات نفسگیر ریاست جمهوری معنا و مفهومی ویژه در شکلدهی به ذهن مخاطبان و افکار عمومی در آمریکا دارد.
تحریم بانکی همچنین میتواند معنا و مفهوم دیگری نیز به خود بگیرد که همانا بی مفهوم بودن شعار تغییر اوباما است که عامل پیروزی حزب دموکرات در انتخابات قبلی بود. اینک پس از 4 سال همه متوجه شدند که این شعار پیرایهای بیش برای تسلط بر افکار عمومی و تودهها نبوده است.
چرا که اوباما در بلند کردن پرچم تغییر یکی از موارد آن را تغییر رفتار آمریکا در برابر ایران عنوان کرده که راهی جز مسیر بوش را خواهد پیمود و لذا اینک امضای خصمانه بر قوانینی زدن راهی جز بی ثمر بودن شعارهای انتخاباتی و تو خالی بودن آن معنای دیگری ندارد.
تحریم بانکی همچنین میتواند معنای عمیق دیگری در ادبیات ساختار قدرت فعلی آمریکا را به نمایش بگذارد و آن همانا مستأصل ماندن و یا رو دست خوردن دموکراتها از جمهوریخواهان کنگره است چرا که بر حسب معمول رویه دموکراتها بیشتر در حفظ منافع عمومی و در خدمت اقلیتها و اقشار مختلف جامعه بوده و تحریم یک کشور که با آمریکا مراوده آنچنان ندارد فقط میتواند سبب افزایش هزینههای روانی جامعه و تشویش افکار عمومی گردد که بیشتر در شرایط تزلزل فعلی در برگیرنده گروهها و طیفهای مختلف پایین جامعه آمریکا هستند.
علاوه بر اینها تحریم بانکی میتواند به عنوان قله دشمنی آمریکا علیه ملت ایران تفسیر شود که سیاستمداران کاخ سفید اینک در کورس یک ماراتن انتخاباتی دیگر میتوانند به آن متمسک شوند تا از آن برای خود پلهای برای حضور در کاخ سفید بسازند و به نوعی موضوع ایران بدون در نظر گرفتن چرا، و چگونگی تحریمها، اینک دستمایه رقابت انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا شده است که این مسأله نیز به خودی خود موضوعی حساسیت برانگیز و همراه با هزینههای احتمالی است. در هر صورت امضای اوباما بر صفحه خصومت روابط با ملت ایران اینک به ثبت رسیده است و شعارهای اغوا کننده تغییر و تحول نیز به انتهای خود نزدیک میشود ولی آنچه امروز در حافظه تاریخی ملت ایران باقی مانده است مشی واحد دولتمردان کاخ سفید پس از مانورهای بسیار و ژستهای انساندوستانه در گذر زمان است که بنظر میرسد دیگر در درون ایران جایگاهی ندارد، پس بهتر است پس از این همه نوسان و فراز و نشیب، مردان سیاست در واشنگتن به خود آیند و طرحی نو دراندازند که این نیز بگذرد.
باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا اخیراً قانون تحریم بانک مرکزی ایران را در قالب برنامهای تحت عنوان «دفاع در برابر تهدیدات تروریستی» که توسط کنگره ارائه شده بود، را امضاء کرد.
کد مطلب 193092







نظر شما