۰ نفر
۱۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۷:۱۵

بشار اسد گزینه نظامی را مورد توجه قرار خواهد داد و با یک حمله پیشگیرانه به مرزهای ترکیه، ارتش آزادیبخش سوریه را منهدم خواهد کرد.

اوضاع سوریه با ورود شورای امنیت و اتحادیه عرب به بحران این کشور به فاز جدیدی از بحران های سیاسی، امنیتی ونظامی وارد شد. سوال های بی جوابی این روزها در مورد آینده سوریه مطرح می شود اما هیچ تحلیل دقیقی از دورنمای احتمالی این کشور ارائه نشده است. آیا حوادث لیبی، یمن، مصر و تونس در سوریه شبیه سازی خواهد شد یا این کشور در نهایت به سمت جنگی شبیه جنگ بالکان در سال 1990 و یا جنگ داخلی لبنان در دهه های 70 و 80 از قرن میلادی گذشته حرکت خواهد کرد؟ روند حرکت های سیاسی، نظامی و امنیتی در سوریه به گونه ای است که ارائه یک شاکله دقیق سیاسی از دور نمای این کشور بسیار دشوار است. اما وجود برخی معادله های منطقه ای، بین المللی و داخلی افق روشنی در برابر آینده سوریه ترسیم نمی کند.
در بعد داخلی اساساً سوریه از سال 1970 میلادی توسط طایفه علوی ها اداره می شود که غالباً پست های کلیدی دستگاه های امنیتی و نظامی را در اختیار دارند. مجموعه این طایفه در حال حاضر به 12 درصد از کل جمعیت 24 میلیونی سوریه می رسد که با اقلیت های دیگر مانند شیعیان، درزی ها، اسماعیلی ها و مسیحیان حدود 20 در صد از ساختار اجتماعی این کشور راتشکیل می دهد . با اینکه اصولاً علوی ها از گرایش علنی به این طایفه پرهیز می کنند اما دارای گرایش باطنی عمیقی به این مجموعه پیچیده هستند که گرایش سیاسی آنان پررنگ تر از گرایش مذهبی است. هر چند در ساختار نظام سیاسی سوریه سنی ها دارای پست های کلیدی هستند اما به نظر می رسد که حاکمیت علوی از این شخصیت های سنی برای موجه جلوه دادن نظام خود بهره برداری می کنند.
عبدالحلیم خدام، فاروق الشرع و خانم نجاح العطار معاونان سابق و فعلی رئیس جمهوری، عبدالرئوف الکسم، محمود الزعبی، ناجی عطری نخست وزیران سابق و عبدالقادر قدوره و محمود الابرش روسای مجلس خلق سوریه وابسته به طایفه سنی بوده و هستند. مفتی های سوریه که همگی از سنی مذهب ها هستند و توسط رئیس جمهوری انتخاب می شوند به خاطر برخی ملاحظات سیاسی نوعاً چسبندگی خاصی به طایفه علوی ها دارند. اما همواره ژنرال های ارتش، روسای سازمان های امنیتی و زیر مجموعه آنان و نیز وزیر و عناصر فرا دستی وزارت اطلاع رسانی عموماً از طایفه علوی ها تشکیل می شوند. در گیری های خونین سال 1982 میان اخوان المسلمین و ارتش سوریه در شهرهای حماء ،حمص و ادلب بخشی از تراکمات 30 ساله سیاسی و اجتماعی در این کشور تلقی می شود. در آن سال نیروهای وابسته به گروهان های دفاع" سرایا الدفاع" به رهبری ژنرال رفعت اسد برادر مرحوم حافظ اسد رئیس جمهوری سابق سوریه با حمله به گروه های مسلح اخوان المسلمین 30 هزار تن از آنان را قتل عام کردند. همچنین بیش از 10 هزار نفر از هواداران اخوان المسلمین دستگیر و زندانی و 5 هزارخانوار از اهالی شهر حماء به عراق و ترکیه پناهنده شدند.
با آغاز بهار عربی در کشورهای تونس، مصر و لیبی مردم سوریه از فضای موجود برای مقابله با نظام سوریه استفاده کردند. در ابتدا مطالبات مردمی کاملاً مشروع و منطقی بود اما ورود گروه های مسلح وابسته به سلفی ها و اخوان المسلمین، تظاهرات مسالمت آمیز مردم را به سمت خشونت و در گیری های نظامی سوق داد. دو طیف سیاسی از درون خیزش مردمی سوریه شکل گرفت که رویکردی کاملاً متفاوت در مورد آینده سوریه دارند. طیف قدرتمند و خارج نشین به رهبری برهان غلیون استاد جامعه شناسی سیاسی دانشگاه سوربن فرانسه شکل گرفت که این طیف بعدا شورای انتقالی را برای سر نگونی دولت بشار اسد تشکیل داد. شورای انتقالی به لحاظ سیاسی از آمریکا و غرب و به لحاظ مالی و رسانه ای از سوی عربستان و قطر و به لحاظ تسلیحاتی از ترکیه و گروه 14 مارس تقویت می شود.
نخستین گام عملی این شورا، تشویق عناصر سنی مذهب ارتش برای جداشدن از بدنه نیروهای مسلح بود. بیش از 15 هزار تن از این افراد که در میان آنان عناصری با درجات سرتیپی و سرهنگی وجود دارند با خروج از ارتش، در مرزهای مشترک ترکیه و سوریه مستقر شدند.
گفته می شود این عناصر که ارتش آزادیبخش را تشکیل داده اند بیشترین کمک های مالی وتسلیحاتی را از قطر، عربستان، آمریکا و ترکیه دریافت می کنند. برآیند گزارش رسانه های عربی نشان می دهد تجهیزات شنود و سلاحهائی که اکنون در دست ارتش آزادیبخش سوریه وجود دارد هنوز در اختیار نیروهای ناتو قرار نگرفته است.
در بعد داخلی همچنین اپوزیسیون داخلی به رهبری میشل کیلو قرار دارد که این طیف به اجرای اصلاحات اساسی در درون نظام حاکم سوریه اعتقاد دارند و با دخالت نیروهای خارجی مخالفند. این طیف که به مخالفین داخلی سوریه معروفند جایگاه چندانی در ابعاد داخلی، منطقه ای و بین المللی ندارند. در بعد منطقه ای جبهه مقابل بشار اسد رئیس جمهوری سوریه کشورهائی مانند عربستان، قطر، ترکیه و نیز مجموعه 14 مارس به رهبری سعد الحریری قرار دارند.
به دلیل نفوذی که قطر و عربستان در اتحادیه عرب دارند لذا این نهاد عربی را برای مقابله با نظام بشار اسد به خدمت گرفته اند. خروج ناگهانی و غیرقابل توجیه ناظران اتحادیه عرب از سوریه نشان می دهد که عربستان و قطر نتوانستند از اتحادیه عرب به عنوان اهرم فشار علیه نظام علوی سوریه استفاده کنند و لذا درصدد بین المللی کردن بحران سوریه برآمده اند. این اتحادیه سرانجام به پیشنهاد قطر و عربستان طرحی را ارائه داد که به موجب آن بشار اسد می بایستی در یک فرایند زمانی دوماهه قدرت را به معاون خود فاروق الشرع واگذار کند.
در طول این مدت دولت وحدت ملی تشکیل خواهد شد و قانون اساسی جدید سوریه به همه پرسی گذارده می شود. این طرح به طور طبیعی با مخالفت دولت سوریه مواجه شد زیرا کناره گیری بشار اسد به مفهوم سرنگونی نظام علوی است .
علت انتخاب فاروق الشرع برای جانشینی بشاراسد این است که وی یکی ازشخصیت های سیاسی وابسته به عشایر " جبل حوران" در منطقه درعا به شمارمی رود و از مقبولیت خاصی در میان عشایرسنی مذهب این منطقه بر خوردار است. با این حال بدلیل بیماری فاروق الشرع و سن بالای وی " 74 سال" به نظر نمی رسد گزینه مناسبی برای جانشینی بشاراسد باشد. اکنون پرونده سوریه در اختیار شورای امنیت سازمان ملل قرار دارد اما سوال اینجاست که با توجه به شطرنج سیاسی منطقه ای و بین المللی و گسترش نا امنی ها در داخل سوریه چه سناریویی فراروی سوریه قرار دارد؟ قطعاً بشار اسد اکنون در انتظار نتایج نشست اعضاء شورای امنیت که قرار است قطعنامه ای علیه سوریه صادر کند، بسر می برد. اما با توجه به مخالفت شدید روسیه به عنوان عضو دائم شورای امنیت با هر قطعنامه ای که متضمن بر کناری بشار اسد از قدرت باشد، لذا به نظر نمی رسد شورای امنیت بتواند قطعنامه ای با محوریت بند 7 تصویب کند. از سوی دیگر روسیه درچارچوب یک حرکت سیاسی برای نجات بشار اسد پیشنهاد کرده که رهبران اپوزیسیون داخلی و خارجی در مسکو مذاکراتی با دولت سوریه انجام دهند.
این پیشنهاد بلافاصله با موافقت دولت بشار اسد مواجه شد اما گروه های اپوزیسیون به رهبری برهان غلیون با این طرح بشدت مخالفت کردند. در چنین شرایطی چه گزینه ای در برابر آمریکا، غرب، اتحادیه عرب و مخالفان دولت بشار اسد باقی می ماند؟
به نظر می رسد که آمریکا مشابه سال 1990 در بوسنی هرزگوین عمل خواهد کرد. اما این کشور مستقیما نیروئی برای سرنگونی دولت بشار اسد اعزام نخواهد کرد. اگر چه اخیراً آمریکا به رهبران اپوزیسیون سوریه ابلاغ کرده که غرب به دلیل حمایت روسیه از بشار اسد نمی تواند خارج از مرزهای سوریه کار مهمی انجام دهد. به همین دلیل آمریکا و غرب از مخالفان بشار اسد خواسته تا به هر قیمتی که شده فشارهای نظامی و امنیتی خود را بر نظام اسد تشدید کنند. آمریکا و غرب از وجود شورشیان ارتش آزادی بخش برای حمله به داخل سوریه استفاده خواهند کرد و دولت ترکیه نیز پشتیبانی لجستیکی و هوائی از شورشیان به عمل خواهد آورد. اما آیا بشار اسد دست بسته در انتظار حمله احتمالی شورشیان سوریه به دمشق باقی خواهد ماند؟ مسلماً بشار اسد همچنان گزینه نظامی را مورد توجه قرار خواهد داد و با یک حمله پیشگیرانه به مرزهای ترکیه، ارتش آزادیبخش سوریه را منهدم خواهد کرد. در چنین فرایندی آخرین برگ برنده بشار اسد ارتش خواهد بود که تا اندازه ای همچنان قوام خود را حفظ کرده است. اگر ارتش نظامی سوریه در این حمله با شکست مواجه شود آنگاه تنها گزینه ای که در برابر بشار اسد باقی می ماند این است که به اصطلاح کافه را برهم بزند. به این معنی که بشار اسد با ترکیه و یا اسرائیل وارد نبرد خواهد شد تا پای سایر قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای را به این نبرد باز کند.
با توجه به وجود 12 میلیون علوی در ترکیه و وجود شیعیان لبنان و عراق و احتمال تاثیرگذاری حوادث سوریه بر منطقه به نظرمی رسد اگر این سناریو عملیاتی شود خاورمیانه در آینده شاهد جنگی مشابه جنگ بالکان خواهد بود. اگر بشار اسد نتواند در آینده نزدیک از رهگذر یک حمله نظامی وسیع و حساب شده کار شورشیان را یکسره کند قطعاً حوادث داخلی را به سمت وسوی یک جنگ مذهبی هدایت خواهد کرد.

کد خبر 196675

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 5 =