۰ نفر
۱۸ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۸

این راه و رسم اهل علم است که ابتدا خوشه چین مزرعه خرد و دانایی می‌شوند و سپس با غواصی در دریای آگاهی و صید مرواریدهای حکمت و معرفت، از رهگذر تحصیل علم و تجربه، گاه دستی بر قواعد کهنه می‌زنند و تحول و ابتکاری بر عرصه‌ای که آشنایش شده‌اند می‌نشانند؛ نه اینکه به هوای دانستن و توانستن، در سراب نوآوری غوطه‌ور شوند و چهره‌های متعجب و حیران مواجه شده با اثرشان را نادان تلقی کنند و آنان نیز همچون داستان لباس‌های جدید امپراطور، بی‌جهت بر پوستین‌ خیالی دغل بازان اغواگر، به‌به و چه‌چه برانند. <BR> <BR>


این مرز باریک «دانشمندی و دکانداری» یا جدال همجواری سنت و مدرنیسم، همچون هر پدیده نوظهوری و یا ناگهانی دیگری بیش از هر چیز، قربانی «بی‌نگاهی» و نگاه افراط و تفریط است؛ چه آنکه هنوز هنر را در آب پاشی باغچه‌های سرسبز و ناز شمدانی‌های چیده شده لب ایوان و رقص آب در افت و خیز فواره حوض فیروزه رنگ خانه‌ای قدیمی نقش می‌زند و تقدیر بی‌مقدار را هنر مخاطب می‌داند و چه آنکه خطوط نرم و نازک رنگ را بی‌دلیل بر تابلویی سیاه به جنگ هم می‌فرستد و نامی بر آن می‌گذارد و هنرش می‌خواند و نافهمی از آن را بی‌هنری!


هنر؛ در هر دوره و عصر و حکومتی «نقش و نگار» خیال بر عرصه تفکر آدم‌ها است، تفکری که سوار بر سمند رها شده در نسیم آزاد نگاری اندیشه‌ای است که بدون تردید «هدف و آگاهی» را در تار و پود اثر هنری خود جاری ساخته است.


اگرچه محصول نهایی هنر و هنرمند در دوره‌های مختلف دستخوش تغییراتی شده است اما همچنان از سرچشمه «ذکر و فکر» یک انسان دغدغه‌مند متولد می‌شود نه آنکه فکر نان و نام است و در هوس تشویق و تقدیر، هنر را قربانی قاب خیالش می‌کند. از سویی هنر و هنرمند هرگز نه در زمان و مکان متوقف و نه بر افق چشم مدیران و مرشدان، ماندگار نمی‌شود؛ هنر، جریان زنده و زاینده‌ای است که چون آب، مسیر خود را در هر برهه و بارگاهی می‌یابد و جلوه‌گری می‌کند؛ نه در عهد عتیق، عتیقه می‌شود و نه در سودای دهکده جهانی و عصر ارتباطات، خودکشی می‌کند!


جاندار جان بخشی است که هر گاه از معبر اصالت پا به عرصه وجود بگذارد، عاشقانه از دل مردمان، دلبری می‌کند و بر تارک تاریخ می‌نشیند و هرگز به غبارروبی محتاج نمی‌شود و این رمز ماندگاری هنر است در برابر بی‌هنری.


تناقض بزرگ عصر حاضر، گرفتن عکس یادگاری با معماری تخت جمشید و ساخت و سازهای بی‌قواره شهری است؛ تابلو فرش‌های مینیاتوری نشسته بر دیوارهای سنگ و گل عاری از هنر معماری یا نشاندن اطلسی‌های آب‌پاشی شده روی طاقچه آشپزخانه اُپن است؛ ‌خوردن قهوه در استکان کمرباریک است، لفاظی در باب هنر اصیل از امواج الکترونیکی اس‌ام‌اس‌های پینگلیش است! زندگی بر پایه فست‌فود و فیس‌بوک است و گلایه از بی‌توجهی به سنت‌ها!

 

مدیران و تصمیم‌سازان ما هم همچنان بر طبل توخالی تناقض می‌کوبند که با بخشنامه هنرهای مورد علاقه و مطلوبشان، به مردم عرضه شود و برای اثر هنری پیش فاکتور طلب کنند و برای هنرمند اضافه کاری!


و این حلقه‌های زنجیر تناقض و تضاد، قربانی بزرگی می‌گیرد به نام هنر و هنرمند، نه البته هنر دولتی و هنرمند حزبی! که این دو تاریخ مصرف دارند و دیر یا زود فاسد می‌شوند و از دهان می‌افتند؛ هنر مردمی و اصیل است که فارغ از این اداهای شبه‌روشنفکری هیچگاه از چشم و دل مردم نمیافتد.
60

کد مطلب 202908

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =