خانه خورشید از بهمن سال85فعالیت خود را آغاز کرده و تاکنون بیش از 350 زن معتاد در مرکز پذیرش شده‌اند.

الناز محمدی: اینجا بالا و پایین ندارد، رئیس و مرئوس ندارد، زنان رنج دیده دارد، جا ندارد. سایه دارد، آفتاب ندارد. نیاز به داروی ترک اعتیاد دارد، پول ندارد. گریه دارد، خنده ندارد. اینجا همه چیز دارد و هیچ چیز ندارد. روی تابلوی کوچک نصب شده بالای در اینجا نوشته شده است: «خانه خورشید، مرکز عبوری ترک اعتیاد زنان» و پرده‌ای کلفت آن را از محیط بیرونش جدا می‌کند، محیطی که جزو یکی از قدیمی و جنوبی‌ترین محل‌های تهران است؛ پر از کوچه پس کوچه‌هایی که جوی آبی از وسطشان می‌گذرد و باید پیچ‌های زیادی را از آن‌ها گذراند تا به خانه زنانه «خورشید» رسید، درست مثل پیچ‌هایی که ساکنانش پشت سر گذاشته‌اند تا گذرشان به اینجا بیفتد و حالا اسمشان شده: «مریم، یک معتاد. فرشته، یک معتاد. آسیه، یک معتاد. نرگس، یک. . .» زنانی که خیلی‌هاشان اسم دارند و شناسنامه‌ای ندارند تا هویت‌شان را نشان دهد، خودشان و فرزندانشان؛ چرا که اینان یا «سجل»هایشان را فروخته‌اند و یا در ازای گرفتن پولی گرو رفته است.

زنان زیادی دور حیاط خانه خورشید جمع شده‌اند، حیاطی که به زحمت به بیست متر مربع می‌رسد و چهار دیواری بزرگی که دورتا دور آن را گرفته تا «خورشید» به خانه هم‌نامش نرسد. تا ظهر همه چیز روبراه است و همانطور که سرور منشی‌زاده، مدیر داخلی خانه، که خیلی از کودکان زنان در حال ترک اعتیاد او را «خاله» صدا می‌کنند، می‌گوید «هرکس به امید گرفتن سهم متادون روزانه، سرش را به چیزی گرم کرده است.» نشسته‌اند دور هم و با تقلایی عجیب بافتنی می‌بافند؛ شال‌گردن، عروسک، کلاه و. . . و این وسط روزهای «درحال ترک» این زنان است که لابلای رنگ دانه‌های کلاف‌های بافتنی، سر انداخته می‌شود، بافته می‌شود و تمام؛ هرچند که برای خیلی‌هاشان این کلاف سر ندارد و تلاش زیادی را باید صرف کرد تا شاید روز «کورکردن بافتنی ترک اعتیاد» هم سر برسد.

تفاوت چندانی میانشان نیست، از میان آرایش‌های غلیظی که روی صورت‌هایشان نشسته است تشخیص دادن سن و سالشان سخت است و چه نیاز به تشخیص سن و سال زنانی که دود سیگار از میان دندان‌های یکی در میانشان می‌گذرد تا بیرون بیاید و چروک‌هایی که لب‌های خیلی‌هاشان را هجده ساله، صدساله کرده است.

هرچه ساعات ظهر نزدیکتر می‌شود، همراه با بوی عدسی که نهار امروز است و از آشپزخانه استشمام می‌شود، کلافگی هم می‌آید، کلافگی‌ای که نشان می‌دهد وقت خوردن سهم متادون روزانه فرارسیده و کم‌کم صدای اعتراض‌ها و بد و بیراه‌هایی که زنان معتاد نثار هم می‌کنند به گوش می‌رسد. هرچند با مدیریت کاملاً زنانه‌ای که لی‌لی ارشد و سرور منشی‌زاده، مدیران خانه خورشید از خود نشان داده‌اند، کمتر لبی به اعتراض و به سوی آنان باز می‌شود.

«اشک و خنده» جزو ملموس‌ترین احساسات متناقضی است که می‌توان در وصف زنان معتاد در حال ترک به کار برد. روحیه بالا و گاه شکننده این زنان، خنده‌هایی که گاه و بیگاه پهنای صورت‌شان را می‌پوشاند و چیزی نمی‌کشد تا به طعنه یا فریادی به اشک و گریه تبدیل شود، بیش از هر چیز هنگام صحبت با این زنان به چشم می‌آید. فقر، بی‌خانمانی و بار بزرگی از ننگ و عار که جامعه به آن‌ها تحمیل کرده است، از مشکلات بزرگ زنان معتاد است که طبق آمار حدود پنج درصد از معتادان ایرانی را تشکیل می‌دهند.

خانه خورشید، خانه امید ناامیدان
«خانه خورشید از بهمن سال85فعالیت خود را آغاز کرده و تاکنون بیش از 350 زن معتاد در مرکز پذیرش شده‌اند»، این جملات را لی‌لی ارشد، مدیر نخستین مرکز غیردولتی کاهش خسارات اعتیاد زنان در ایران و در گفت‌وگو با «خبر» می‌گوید و ادامه می‌دهد: «هم‌اکنون به طور متوسط روزانه 90 زن معتاد به خانه خورشید مراجعه می‌کنند تا از کمک‌های این مرکز استفاده کنند. در بدو ورود برای هر یک از این زنان پرونده تشکیل می‌شود سپس تحت مشاوره مددکاری قرار می‌گیرند. صاحب پرونده پزشکی می‌شوند و در نهایت می‌توانند از خدمات این مرکز و درمان با متادون استفاده کنند.»

ارشد در اشاره‌ای مختصر به وضعیت عمومی زنان معتادی که تاکنون به خانه خورشید مراجعه کرده‌اند، می‌گوید: «اغلب این زنان بی‌سواد یا کم‌سواد هستند. حدود 30 درصد از مراجعان ما سنی بالاتر از 40 سال داشته‌اند و 70 درصد آنان مصرف‌کننده کراک هستند. در واقع تعداد زنان مصرف‌کننده تریاک و هروئین خیلی کم است؛ فقط زنانی که سن بالایی دارند؛ عادت کرده‌اند که تریاک و هروئین مصرف کنند یا به خاطر دردهای عضلانی مجبورند که تریاک مصرف کنند.» آن‌طور که ارشد می‌گوید در این مرکز درباره رابطه جنسى، کاربرد راه‌هاى پیشگیرى از ایدز و نوع مواد مصرفى به زنان معتاد آموزش داده می‌شود و هرچند تنظیم‌کننده پرسشنامه‌ای که به هنگام اولین ورود زنان معتاد به خانه خورشید به آن‌ها داده می‌شود، گزینه‌اى براى کراک در نظر نگرفته است، اما تقریباً در همه فرم‌ها، کنار تریاک، هروئین و سایر مواد، دست‌خطى کراک را اضافه کرده‌اند. این فرم‌ها حکایت همان آمار سرپرست دفتر پیشگیرى از اعتیاد سازمان بهزیستى کشور است؛ آخرین بررسى مراکز بهزیستى روى معتادان ارجاع شده از طرح نجات، نشان مى‌دهد 70 تا 75درصد این افراد مصرف کننده کراک هستند.

یکی از نکات جالب توجه خانه خورشید این است که تعداد زیادی از کادر مدیریتی آن را زنان بهبودیافته تشکیل می‌دهد، «مریم» یکی از این زنان است که پنجاه سال دارد و از 16 سالگی و مانند اکثر زنان معتاد، از طریق شوهرش معتاد شده است و حالا به تنهایی در خانه‌ای شش متری زندگی می‌کند. او وظیفه پانسمان زخم‌های چرک کرده بدن زنان معتاد را بر عهده دارد و با خوش اخلاقی عجیبی به همه کارهایش می‌رسد.

سرور منشی‌زاده، با اشاره به این مطلب که اکثر زنان همکار خانه خورشید از معتادان بهبودیافته و البته سرپرست خانوارهستند، از مسئولان بهزیستی گلایه می‌کند که چطور ماه‌هاست بدون هیچ کمکی و تنها با تحمل کردن این مرکز، خانه خورشید را به حال خود رها کرده‌اند.

ترک با متادون
«زینب» هر چند خود را یک معتاد معرفی می‌کند و با کمک خانه خورشید و مسئولان آن ترک کرده و اکنون هیچ نوع ماده‌ای مصرف نمی‌کند. «بتول» هم خود را یک معتاد معرفی می‌کند و می‌گوید: «از خانه خورشید خاطره‌های خیلی خوبی دارم و چیزهای زیادی از آن یاد گرفته‌ام.»

«فرشته» که گوشه‌ای نشسته و با هاله‌ای از دود سیگاری که در دست دارد، استحاله شده است، حین حرف زدن گاه به گاه اشک به صورتش می‌دود و می‌گوید: «13 ماه است که به خانه خورشید می‌آیم و تا آخر عمر خودم را مدیون خانم ارشد و منشی‌زاده می‌دانم چرا که به کمک این دو نفر مزه بسیاری شادی‌ها را در زندگی‌ام چشیدم.»

«فریده» و «مریم» و «زهرا» هم سخنانی شبیه دیگر دوستان شان می‌گویند و گرفتن روحیه و انرژی از خانه خورشید را جزو بزرگ‌ترین دستاوردشان در یک سال اخیر می‌دانند، نکته‌ای که همه این زنان در سخنان‌شان در آن شریکند، تشکر از مسئولان و مددکاران خانه خورشید است که با صبری بی‌پایان در این مرکز مشغول به کارند.

«بهناز ترکمان» یکی از مددکاران اجتماعی این مرکز به «خبر» می‌گوید: «با توجه به محلی که خانه خورشید در آن واقع است و تعداد زیادی از زنان معتاد که در این محل ساکن هستند، تعداد مراجعه‌کنندگان راضی کننده نیست و هنوز بسیاری از این زنان حاضر به ترک اعتیاد نیستند.»اما از میان تمام زنانی که اینجا دور هم گرد آمده‌اند دیدن دختر جوانی که به زحمت سنش به 16 سال می‌رسد تعجب برانگیز است. اسمش «نیلوفر» است. وقتی می‌پرسم تو هم آمده‌ای اینجا تا سهم متادون امروزت را بگیری، با تحکم می‌گوید: «نه، من معتاد نیستم.» و با چنان قدرتی این کلمات از دهانش خارج می‌شود که یک لحظه از پرسیدن چنین سؤالی خجالت می‌کشم، می‌گوید: «آمده‌ام برای پدر و مادرم دارو بگیرم، از آن وقتی که به دنیا آمده‌ام آنها معتاد بودند و به خاطر اینکه من نامزد کرده‌ام تصمیم به ترک اعتیادشان گرفته‌اند.» کیفش را درمی‌آورد و عکس مادرش را نشان می‌دهد، هیچ شباهتی به یک معتاد ندارد و باور کردن اینکه 16 سال به اعتیاد مبتلاست کمی سخت است.

«کتایون» از دیگر زنانی است که در خانه خورشید در حال ترک اعتیاد است. زنی پرهیاهو، پرانرژی و با ظاهری آراسته. شروع می‌کند به تعریف ماجرای معتادشدنش. چنان بدون وقفه و با شادمانی صحبت می‌کند که اجازه سؤال کردن نمی‌دهد. می‌گوید: «26 سالم است و 7 سال است که معتادم. وقتی خانواده‌ام فهمیدند معتادم از خانه فرار کردم و هنوز برنگشته‌ام، چند سال به کوکائین معتاد بودم و حالایک سال است که کراک مصرف می‌کنم.»

چرا به فکر ترک اعتیاد افتادی؟
«دوست دارم سالم زندگی کنم، حاضرم 10 سال به عقب برگردم ولی سالم زندگی کنم، برادرهایم خیلی دوست دارند دوباره به جمع خانواده برگردم و من هم امسال تصمیم دارم این کار را بکنم.»

در میان این زنان، بسیارند کسانی که بی‌خانمانند و شب‌ها را در پارک و خیابان به صبح می‌رسانند. زنانی که یا بیوه‌اند یا مطلقه یا شوهران‌شان در زندان به سر می‌برند و خرج زندگی‌شان را از راه‌های گوناگونی درمی‌آورند. نیلوفر یکی از این زنان را نشان می‌دهد، زنی جوان با بچه‌ای در بغل که آرام نشسته است و با بغل دستی‌اش حرف می‌زند، تا می‌بیند توجه دونفر به اوست، دست و پایش را جمع می‌کند و ناپدید می‌شود و این تلنباری می‌ماند از سؤال‌های بی‌جواب.

آمار مخدوش تعداد زنان معتاد
هرچند حالا روز به روز تعداد مراکز ترک اعتیاد زنان، بیشتر می‌شود ولی به خاطر تابلو بودن اعتیاد زنان در جامعه ایران، آماری که از سوی مسئولان اعلام می‌شود، خیلی وقت‌ها مخدوش به نظر می‌رسد.

هرچند چندی پیش، مجری طرح ارزیابی وضعیت اعتیاد در کشور (rsa86) گفت: «طبق آخرین یافته‌های به دست آمده از ارزیابی وضعیت اعتیاد در کشور، پنج تا شش درصد معتادان کشور، زن هستند که با احتساب جمعیت پایه حداکثر یک میلیون و 200 هزار نفری برای معتادان رسمی کشور، این تعداد به 60 هزار نفر می‌رسد.» اما این در حالی است که براساس آمارهای رسمی، 140 هزار معتاد زن در ایران زندگی می‌کنندو به اعتقاد بسیاری از کارشناسان که در حوزه اعتیاد فعالیت می‌کنند، نتایج مطالعه روی اعتیاد زنان گرچه به صورت دقیق صورت نگرفته، ولی تنها می‌توان جمعیت زنان معتاد به مواد اپیوئیدی را در کشور بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار نفر تخمین زد. همچنین میزان مصرف هروئین در معتادان زن و تعداد زنان مصرف‌کننده تزریقی مواد در کشور بین ۴ تا ۹ هزار نفر تخمین‌زده می‌شود. دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز چندی پیش اعلام کرد که «در مورد تعداد معتادان زن آمار رسمی و قطعی وجود ندارد اما برآوردهای ما نشان می‌دهد که شش تا هفت درصد معتادان ایران زن باشند.»

بنابراین آمار‌های متناقضی درباره زنان معتاد در کشور اعلام می‌شود؛ آمارهایی که کم یا زیادش هردو نگران‌کننده است و این طور که پیداست بین وجود 60 یا 150 هزار معتاد زن در ایران در آمار و ارقام تفاوت وجود دارد چرا که این آمار با هم تناقض دارد و شاید عدد سومی هم وجود داشته باشد. در حالی که بسیاری از زنان معتاد به دلیل قوانین عرفی که در جامعه وجود دارد و به یک زن معتاد در جامعه انگ زده می‌شود کمتر تصور مراجعه به مراکز خود معرف را دارند و به همین خاطر، اعتیاد در زنان پنهان مانده و بخش قابل توجهی از جمعیت معتادان زن کشور درآمار گنجانده نمی‌شود در این میان برخی گزارش‌ها هم بر این امر تأکید دارد که در مقابل هر 100 مرد معتاد 7 زن معتاد در کشور وجود دارد.

کد خبر 20601

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =