۰ نفر
۲۵ فروردین ۱۳۹۱ - ۲۲:۲۹

نام و موضوع رمان جدید جی. کی. رولینگ نویسنده مجموعه رمان‌های بسیار موفق «هری پاتر» اعلام شد.

به گزارش خبرآنلاین، رمان جدید رولینگ «جای خالی تصادفی» (The Casual Vacancy) نام دارد. این درحالی است که او دو ماه پیش اعلام کرد در حال نوشتن رمانی است که فضایش «تفاوت بسیاری» با کارهای قبلی او دارد.
 
رولینگ درمورد رمان جدیدش گفت: «آزادی جستجو در قلمروهای جدید موهبتی است که موفقیت کتاب‌های «هری پاتر» برای من به ارمغان آورده است.»
 
محور داستان «جای خالی تصادفی» مرگ بری فرودر است، مردی که مرگ غیرمنتظره و تصادفی‌اش اهالی شهری کوچک به نام پگ‌فورد را شوکه می‌کند.
 
انتشارات لیلتل، براون و شرکا در بیانیه‌ای اعلام کرد: «پگ‌فورد نمونه یک شهر کوچک انگلیسی است با میدانی که دورادورش مغازه است و کلیسایی قدیمی دارد و... اما پشت این چهره زیبا درواقع شهری پر از جنگ و نزاع خفته است.»
 
رولینگ سال پیش همزمان با روی پرده رفتن آخرین قسمت از مجموعه فیلم‌های «هری پاتر» در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی گفت دوران جدید نویسندگی‌اش شروع شده است؛ «به نظرم همیشه این حس را داشتم که تا آخرین قسمت فیلم‌ها روی پرده نرفته کار جدیدی منتشر نکنم چون «هری پاتر» موفقیت بسیار عظیمی در زندگی من بود. از وقتی نوشتن «هری پاتر و یادگاران مرگ» به پایان رسیده مدام در حال نوشتن هستم، پس مواد خام بسیاری دم دست دارم. حالا سوال اصلی این است که کدام داستان را اول منتشر کنم.»
 
کتاب جدید رولینگ 27 سپتامبر امسال بطور همزمان به صورت کتاب با جلد گالینکور، کتاب الکترونیکی و کتاب صوتی (برای دانلود و به صورت سی‌دی) منتشر می‌شود.
 
تاکنون بیش از 450 میلیون نسخه از هفت جلد کتاب «هری پاتر» به فروش رفته است. در اقتباس‌های سینمایی این رمان‌ها که ماجراهای جادوگری نوجوان به نام هری پاتر است، دانیل رادکلیف نقش اصلی را بازی می‌کند. جلد آخر این رمان‌ها سال 2007 منتشر شد و در طی تنها چند دقیقه چندین و چند هزار نسخه از آن به فروش رفت.
 
بی‌بی‌سی / 12 آوریل / ترجمه: حسین عیدی‌زاده
58241
کد خبر 207684

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ';klkjhgfds IR ۰۰:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۹
    1 0
    باز هم صفحه ای را ورق می زنی، تا دنبال صفحه ای برای نوشتن باشی. اضطراب و نگرانی در نگاهش موج می زد، انگار دنبال چیزی می گشت که پیدایش نمی کرد،تندتند برگه می زد تا بالاخره پیدایش کرد ،همان چیزی که تمام عمر دنبالش بود. آه، ساختمان الیزا در خیابان چاروار همان ساختمان متروکه و ساکتی که وقتی بچه بودم در دفترچه ای کوچک وساده تمام اتفاق هایی که برایم روز به روز اتفاق می افتاد می نوشتم؛ الان 23 سال دارم و یک نویسنده هستم مادرم براثر بیماری مرد و پدرم هم تاجری است که همیشه به من می گوید دست از نویسندگی بردار و مثل خواهرانت ساز بزن. هیچ وقت نفهمیدم که چرا پدرم از نوشتن و نویسنه شدن من بدش می آید و همیشه گله و شکایت می