جنگ تمام ،حال و هوای آن هم تمام شد و ازبازماندگان جنگ که به اعتقاد من همه جانباز هستند،عده ای به ادامه تحصیل پرداختند،عده ای توان کار نداشتند،عده ای به کار خود ادامه دادند و متاسفانه عده ای همچنان در بستر بیماری اند
البته بیماران الزاما خارج از گروههای نامبرده نیستند.
اصلا اگر مجروحیت فیزیکی هم نداشته باشند، روح و روان آزرده از روزهای سخت دفاع مقدس خود بدترین دردی است که درمانی برایش وجود ندارد
ولی اینجا بخاطر اینکه دوباره بحث درصد و احراز و سفارش به کمیسیون پزشکی به میان نیاید، فقط آن دسته از جانبازان که درصد مقبول دارند را مجسم کنید
جامعه که درقبال اینها مسولیتی ندارد واساسا اگر بخواهم به سهم خودم بگویم، فرزند من که نباید آینده اش را با گذشته من پیوند بزند و تاوان جنگ رفتن مرا بپردازد
سازمان متولی جانبازان هم که دیگر حوصله شنیدن این حرفها را ندارد ضمن آنکه راه حلی هم برای حل چنین مشکلاتی ندارد و اساس هر مراجعه ای را اول با فرض دروغ ارزیابی میکند و در صورت اثبات چه کاری میتواند انجام دهد و اساسا چه خدماتی ارایه میدهد
هیچ جدولی وجود نداردکه جانباز با چه درصدی دارای چه امتیازی است (درصورتی که امتیاز وجود داشته باشد)
لذا بهترین شیوه را پرسنل زحمتکش ! این نهاد پیش گرفته اند و در دومین مراجعه، کاری میکنند که مراجعه سوم را خودت منتفی کنی و آنقدر برخودهای بی ادبانه وجود دارد که نوشتن آن در این عریضه نمی گنجد.(باعرض پوزش از پرسنل محترم )
البته بنده در مدت زمانی که به عنوان رزمند و خبرنگار و عکاس در دفاع مقدس حضور داشتم چند مورد مجروحیت داشتم و احراز شده در بنیاد ثبت شده است
گفتنی زیاد است و روی سخنم اکنون با معاون رییس جمهور و رییس بنیاد جانبازان است.
آقای معاون رییس جمهور قرار است برای بازماندگان جنگ چکار کنید؟ اکنون چه خدماتی ارایه میدهید و اگرخدماتی می دهید فهرست آن را چرا روشن برای مردم و خود جانبازان ارایه نمی کنید
عده ای واقعا فکر می کنند جانبازان در ناز و نعمت به سر میبرند درحالی که از بودجه تخصیصی این نهاد بغیر از پرسنل بنیاد، به هیچ جانبازی چیزی تعلق نمی گیرد. البته هستند کسانی که بنام جانباز زحمت خوردن و بردن را می کشند
چرا برای خدمات نداشته این همه ساختمان و پرسنل و عیدی بن کارمندی بیمه و..... به پرسنلی میدهید که فلسفه وجودشان ارباب رجوع اش است که اگر نبود وجود چنین نهادی دلیلی برای بودن نداشت ،هزینه می کنید و یکبار نمی روید همه این هزینه ها را قطع و اموال غیرمنقول را تبدیل به احسن کنید و با درآمد حاصله بازماندگان جنگ که غالبا در یکی دو دهه آخر، گذر حیات میکنند را باز نشسته کنید؟
این ثروت اگر درست خرج جانبازان شود دیگر نیاز نیست که همچون صدقه سری مثلا تورمشهد از نوع درجه شش تنها تلاش این همه کارکنان باشد و از هر صد خانواده یکی حاضر به چنین سفری باشد.
اگر تنها یک اداره کوچک فقط حقوقی که به پرسنل تان میدهید را به حساب خود جانبازان واریز میکرد در این صورت فکر میکنید هر جانباز خودش نمیداند در هر فرصت و کیفیتی که بخواهد عزم سفر کند؟.
دهها طرح سالانه که هیچ سودی برای این قشر و خانوادهایشان ندارد و هرکدام بودجه های کلانی به خود اختصاص می دهد را چه کسانی و با چه هدفی ارایه و تصویب می کنند؟
آیا جانباز و جانبازان بهانه ای نیستند برای ......؟
فرداست که درصد جانبازی من هم بخاطر خوب ! شدن تقلیل پیدا کند. تا اینجا چهل بود.






نظر شما