افسوس و حسرت عارف قزوینی به خاطر اعتیاد خیلی زیاد بود

عارف آن زمان به همراه مهاجرین به اسلامبول رفته بود ولی مرحوم کمال‌الملک تهران بود. رفتم صنایع مستظرفه، ایشان من و برادر بزرگم میرمصور و پدرم را می‌شناخت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عباس رسام ارژنگی، نقاش برجسته ایرانی اواخر دوره قاجار و پهلوی، از خانواده‌ای ریشه‌دار در هنر برخاست؛ خاندانش نسل‌درنسل با نقاشی و تصویرگری پیوند داشتند و نسب او به میرک، نقاش نامدار عصر صفوی، می‌رسید. ارژنگی پس از تحصیل در مدرسه رشدیه تبریز، برای فراگیری نقاشی نوین راهی تفلیس و سپس مسکو شد و آموزش آکادمیک هنر را در فضای هنری روسیه تجربه کرد. بازگشت او به ایران هم‌زمان با سال‌های پرآشوب جنگ جهانی اول بود؛ دورانی که به تأسیس نخستین نگارخانه خصوصی خود با نام «نگارستان ارژنگی» در خیابان علاءالدوله تهران انجامید.

این نگارخانه تنها محل نمایش آثار نقاشی و مجسمه نبود، بلکه به یکی از کانون‌های مهم روشنفکری و هنری پایتخت بدل شد؛ جایی که شاعرانی چون نیما یوشیج، عارف قزوینی و میرزاده عشقی رفت‌وآمد داشتند. ارژنگی در خاطراتش از نخستین دیدار با عارف قزوینی می‌گوید؛ دیداری پرشور که به دوستی عمیق انجامید و الهام‌بخش ساخت پرتره و مجسمه‌ای کم‌نظیر از این شاعر شد. روایت او از اشک‌های عارف در برابر پرده «حمله نادر» و افسوسش بر سرنوشت ایران، تصویری انسانی و دردناک از پیوند هنر، تاریخ و اندوه ملی ارائه می‌دهد.

بخش نخست خاطرات رسام ارژنگی را از این‌جا بخوانید.

۲۵۹

کد مطلب 2173793

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 15 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین