گروه اندیشه: دکتر مجتبی لشکر بلوکی در کانال خود متنی را منتشر کرده با تیتر «چرا کشورها سقوط می کنند؟» و در مقدمه متن خود می نویسد: «این نوشتار بر اساس این گزارش تنظیم شده و بخش هایی از آن گزارش که می تواند برای ما (ایران) نیز معنادار و مهم باشد انتخاب شده اند. بخش هایی از این گزارش با مراجعه به منابع اصلی با تفصیل و شفافیت بیشتری تنظیم شده که برای خواننده قابل استفاده باشد. صفحه های ۴ الی ۲۰ این گزارش با مطالعه منابع اصلی حاوی مطالبی فراتر از آنچه در گزارش رند آمده، است. مجتبی لشکربلوکی تاکید می کند که در متن منتشر شده در کانال صفحه های ۳۳ تا ۳۶ و ۴۰ تا ۴۴ نیز توسط خودش تهیه و تنظیم شده است. به عبارت دیگر این نوشتار برداشت آزاد و بسط یافته ای از گزارش موسسه رند است. لشکربلوکی تاکید می کند که بیش از ۷۰ درصد متن این نوشتار، فراتر از گزارش مذکور است. همچنین «در تهیه این گزارش از هوش مصنوعی، مانند چت چی بی تی، جمنای، و دیپ سیک استفاده شده است.» در مقاله لشکر بلوکی، ابتدا 9 دیدگاه بزرگترین اندیشمندان جهان در باره تحولات جهانی، ذکر شده و دیدگاه دهمی نیز اختصاص به موسسه رند دارد. اندیشکده RAND جزو معروف ترین اندیشکده های جهان است و بر اساس آخرین رتبه بندی ها جزو ۱۰ اندیشکده برتر آمریکاو جهان است. این اندیشکده در سال ۱۹۴۸ تاسیس شده و حدود ۲۰۰۰ نفر از ۵۰ کشور جهان در این اندیشکده کار می کنند. ۸۵ زبان مختلف در این اندیشکده صحبت می شود.اندیشکده رند در سال ۲۰۲۴ گزارشی را منتشر کرد که به این دو سوال می پردازد که چرا کشورها سقوط می کنند؟ و چگونه از نو ساخته می شوند؟» متن دکتر مجتبی لشکربلوکی را که بر اساس کتاب مذکور تهیه شده، می خوانید:
****
جواب اول: ابن خلدون، تاریخ نگار، جامعه شناس، و فیلسوف سیاسی قرون میانه
ابن خلدون متولد ۱۳۳۲ میلادی جزو اولین نفراتی است که به این سوال پاسخ شفاف و مکتوب داده است.
تجمل و رخوت: جوامع (برخاسته از قبایل و عشایر یا اقوام) با همبستگی گروهی قوی،اجتماع و هدف مشترک (عصبیت) شروع می شوند. در مرحله دوم، جوامع عشایری پرانرژی به دولت های مستقر تبدیل می شوند و در مسیر خود بی تحرک تر می شوند، اما عصبیت قوی هنوز وجود دارد.
چنین جوامعی به اوج خود می رسند و سپس به مرحله سوم انتقال می یابند که در آن رهبران و نخبگان تثبیت شده بیشتر منافع خود را مبنا قرار می دهند، تجمل طلب و دچار سستی و رخوت می شوند و احساس حق به جانبی می کنند. سرانجام در مرحله چهارم، چنین جوامع ضعیفی قربانی حملات و تهاجمات قدرت های در حال ظهور (احتمالا قبیله، عشیره یا قومی دیگر) و نابود می شوند و چرخه دوباره آغاز می شود.
جواب دوم: ادوارد گیبون، تاریخ نگار و نویسنده انگلیسی
ادوار گیبون دلایل افول و زوال امپراتوری روم را بررسی کرده است و این دلایل را برشمرد:
۱-فساد اخلاقی و ازدست دادن فضائل مدنی: رومی ها به مرور زمان، ارزش های اولیه ای که باعث شکوفایی آن ها شده بود، مانند سخت کوشی، وظیفه شناسی و فداکاری را از دست دادند. این انحطاط اخلاقی موجب ضعف اجتماعی شد.
۲-نابسامانی اقتصادی: مالیات های سنگین، کاهش تولید کشاورزی، و وابستگی به نیروی کار بردگان باعث شد اقتصاد روم ضعیف شود و توان مالی حکومت برای مقابله با تهدیدهای خارجی کاهش یابد.
۳-افراط در نظامی گری: هزینه های نظامی بسیار بالا برای حفظ مرزهای وسیع امپراتوری، خزانه دولت را تحلیل برد. همچنین، اتکا به سربازان مزدور که اغلب وفاداری کمتری نسبت به روم داشتند، باعث کاهش قدرت دفاعی و امنیتی شد.
۴-گسترش بیش از حد امپراتوری: روم مرزهای بسیار گسترده ای داشت که مدیریت و حفاظت از آن ها دشوار بود. این گسترش بیش از حد، منجر به فشار زیاد بر منابع و ساختار سیاسی شد.
جواب سوم: امانوئل والراشتاین، جامعه شناس و مورخ اقتصادی آمریکایی دانش آموخته دانشگاه کلمبیا
ایمانوئل والرشتاین، در تحلیل سیستم های جهانی خود، دلایل افول و زوال کشورها را در قالب پویایی های سیستم سرمایه داری جهانی توضیح می دهد.
۱-پویایی هسته و پیرامون در سیستم جهانی: کشورها در سیستم جهانی به دو دسته مرکز (Core) و پیرامون (Periphery) تقسیم می شوند. هسته کشورهای صنعتی و پیشرفته هستند که از کشورهای پیرامونی منابع و نیروی کار بهره کشی می کنند. اما زمانی که کشور مرکز توانایی بهره کشی مؤثر را از دست می دهد یا رقابت میان کشورهای هسته افزایش می یابد، این کشور وارد دوره افول می شود
۲- تضادهای ساختاری سیستم سرمایه داری: سیستم سرمایه داری به دلیل ذات خود، نابرابری اجتماعی و اقتصادی ایجاد می کند. این نابرابری ها می تواند به بی ثباتی داخلی و ظهور بحران های اجتماعی و اقتصادی در کشورهای مختلف منجر شود و در نهایت باعث زوال آن ها شود.
۳-رقابت و جابجایی قدرت بین المللی: والرشتاین معتقد است که کشورهای هسته برای حفظ سلطه خود وارد رقابت با یکدیگر می شوند. این رقابت ها می تواند منجر به جنگ های اقتصادی یا نظامی شود که در نهایت توان یک کشور را تحلیل می برد و زمینه ساز زوال آن می شود .
۴-کاهش ناهمگامی با تغییرات جهانی: تغییرات در بازارهای جهانی، فناوری، یا منابع، می تواند منجر به جابجایی مرکز قدرت اقتصادی شود. کشورهای هسته که نتوانند خود را با این تغییرات تطبیق
دهند، ممکن است جایگاه خود را از دست بدهند .
۵- بحران های محیط زیستی و منابع طبیعی: بهره برداری بیش از حد از منابع طبیعی یا بحران های محیط زیستی می تواند اقتصاد کشورها را تضعیف کرده و موجب زوال آن ها شود .
۶-ظهور بازیگران جدید در سیستم جهانی: زمانی که کشورهای جدید در سیستم جهانی سرمایه داری قدرت می گیرند، کشورهایی که نمی توانند با این تحولات رقابت کنند، جایگاه خود را از دست می دهند
جواب چهارم: آرنولد توین بی دانش آموخته آکسفورد و کمبریج استاد تاریخ بین الملل
آرنولد توین بی در اثر برجسته خود بررسی تاریخ (A Study of History) ، به تحلیل علل اوج و افول تمدنها و کشورها پرداخته است. دلایل افول کشورها و تمدن ها بر اساس دیدگاه توین بی عبارت اند از :
۱-ناتوانی در پاسخ به چالش ها: تمدن ها زمانی به اوج می رسند که به چالش های محیطی، اجتماعی، یا سیاسی به طور خلاقانه پاسخ دهند. اما زمانی که نخبگان یا ساختار جامعه از ارائه پاسخ های مناسب و نوآورانه به این چالش ها عاجزمی مانند یا از تمدن های دیگر تقلید کورکورانه می کنند در مسیر زوال قرار می گیرند.
۲-تبدیل نخبگان سازنده به نخبگان سلطه گر (Creative Minority vs. Dominant Minority) : درمراحل اولیه رشد یک تمدن، اقلیت یا نخبگان خلاق (Creative Minority) رهبری جامعه را به عهده دارند.
این اقلیت با خلاقیت و نوآوری خود، جامعه را پیش می برد. اما با گذشت زمان، این ها به اقلیت سلطه گر (Dominant Minority) تبدیل می شود که تنها به حفظ قدرت و منفعت خود می اندیشد. اقلیت سلطه گردیدگاه های خود را بر جامعه تحمیل می کنند و ارتدکس هایی را ایجاد می کند که نوآوری را خفه می کند. این منجر به از دست دادن مشروعیت آنان نزد جامعه می شود.
۳-تغییرات محیط زیستی و منابع: نابودی منابع طبیعی یا تغییرات محیط زیستی نیز می تواند تمدن ها را تحت فشار قرار دهد. اگر جامعه نتواند خود را با این تغییرات تطبیق دهد، فروپاشی اجتناب ناپذیر است.
جواب پنجم: فیلسوف و مورخ؛ اسوالد اشپنگلر دانش آموخته دانشگاه های مونیخ و برلین
کتاب افول غرب اثر اسوالد اشپنگلر یکی از آثار مهم در تحلیل چرخه های تاریخی و زوال تمدن ها است. نظریه ادواری اشپنگلر از جهاتی شبیه به نظریه ابن خلدون است که بر دوره ای پرانرژی از رشد و به دنبال آن دوره منافع شخصی و فروپاشی همبستگی خواهد بود. بر اساس دیدگاه او، دلایل افول کشورها و تمدن ها به شرح زیر است:
۱-از دست دادن روح و فرهنگ (Loss of Culture and Spirit) : در مراحل اولیه، تمدن ها توسط یک روح فرهنگی هدایت می شوند که موجب خلاقیت و نوآوری می شود. اما با گذشت زمان، این روح فرهنگی به ساختارهای بی روح تمدنی (Civilization) تبدیل می شود که خلاقیت را سرکوب می کند . در دوران زوال، تمد نها بر مادی گرایی، پیشرفت فناوری، و قدرت نظامی تمرکز می کنند و از ارزش های فرهنگی فاصله می گیرند. این وضعیت جامعه را از درون تضعیف می کند.
۲- افول نخبگان خلاق Decline of Creative Elites نخبگان خلاق و رهبران فرهنگی در مراحل اولیه تمدن، نوآوری و هدایت جامعه را بر عهده دارند. اما در دوران افول، این نخبگان جای خود را به افرادی منفعت طلب و فاقد خلاقیت می دهند که تنها به حفظ وضعیت موجود می اندیشند.
گسترش بوروکراسی و تمرکز قدرت گسترش پیدا می کند و بوروکراسی گسترده و تمرکز بیش از حد قدرت در دست دولت، خلاقیت و نوآوری را سرکوب می کند که موجب ناکارآمدی حکومت و از دست دادن مشروعیت آن می شود.
۳-زوال ساختارهای سیاسی و اجتماعی: اشپنگلر باور دارد که ساختارهای سیاسی و اجتماعی تمدن ها در دوران زوال غیرقابل انعطاف می شوند و توانایی پاسخ به چالش های جدید را از دست می دهند.
جواب ششم: پاول کندی، مورخ متخصص در تاریخ روابط بین الملل و استراتژی ملی
پاول کندی، به تحلیل چرخه های تاریخی قدرت های بزرگ از ۱۵۰۰ م تا ۲۰۰۰ م می پردازد و عواملی را که موجب زوال آن ها می شود ، در قالب تغییرات اقتصادی و نظامی توضیح می دهد.
۱-گسترش بیش از حد تعهدات نظامی قدر ت های بزرگی که موقعیت خود را از طریق پویایی اقتصادی، رهبری فناوری و قدرت مالی و نظامی ناشی از آن به دست می آورند، تمایل دارند تعهدات بین المللی متعددی را ایجاد کنند و در نتیجه وضعیتی ایجاد می شود که در آن هزینه های تعهداتشان از ظرفیت مالی و نظامی بیشتر می شود. (Overstretch of Military Commitments) مثال: امپراتوری بریتانیا در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، که به دلیل هزینه های سنگین نظامی در جنگ های جهانی اول و دوم، دچار زوال شد.
۲-فرسایش به خاطر جنگ ها و تضادهای بین المللی: جنگ های طولانی مدت و تضادهای بین المللی می تواند کشورها را تحلیل ببرد. زمانی که کشورها درگیر جنگ های متعدد و طولانی مدت می شوند، منابع انسانی و مالی آنها کاهش می یابد و قدرت نظامی آن ها تضعیف می شود. مثال: امپراتوری عثمانی که با درگیر شدن در جنگ های متعدد و طولانی مدت با قدرت های بزرگ اروپایی و داخلی دچار ضعف و زوال شد .
۳- هم فاز نشدن با تغییرات در اقتصاد جهانی: زمانی که کشوری نتواند خود را با تحولات اقتصادی جهانی یا فناوری های جدید هم راستا کند، ممکن است از نظر اقتصادی و نظامی ضعیف شود . این تغییرات می تواند تغییر درمسیرهای تجاری، ظهور رقبای جدید یا نوآوری های تکنولوژیکی باشد.
جواب هفتم: منسر اُلسِن دانش آموخته هاروارد و آکسفورد، استاد اقتصاد سیاسی:
در کتاب فراز و فرود ملت ها The Rise and Decline of Nations نوشته منسر اُلسِن، دلایل افول و زوال کشورها از دیدگاه اقتصادسیاسی و اجتماعی تحلیل می شود.
۱-شکل گیری ائتلاف های توزیعی ( Distributive Coalitions ): به مرور زمان، در جوامع و کشورها، گروه های ذی نفع Interest Groups خاصی شکل می گیرند (مانند اتحادیه ها، گروه های تجاری، و لابی ها) که به دنبال منافع خود هستند. در نتیجه این گروه ها از طریق ایجاد قوانین و سیاست هایی که تنها به نفع آن هاست، باعث کاهش رشد اقتصادی می شوند. گروه های ذی نفع مانع از رقابت آزاد می شوند و بازارها را محدود می کنند. منابع به جای سرمایه گذاری در بخش های مولد، به حمایت از این گروه ها اختصاص می یابد.
مثال: سازندگان لوازم خانگی از سیاست های حمایت گرایانه (مثل تعرفه های بالا / ممنوعیت واردات) حمایت می کنند تا رقابت خارجی را کاهش دهند، حتی اگر این امر به هزینه افزایش قیمت ها برای مصرف کنندگان، کاهش حق انتخاب و کاهش کیفیت برای عموم جامعه باشد.
۲- قفس نهادی: انعطاف ناپذیری نهادی (Institutional Rigidities : با افزایش نفوذ گروه های ذی نفع، ساختارهای نهادی جامعه به مرور زمان سخت تر و غیرقابل تغییر می شوند. درنتیجه این کاهش انعطا ف پذیری باعث می شود جامعه نتواند به سرعت با تغییرات محیطی یا اقتصادی سازگار شود و در نتیجه به رکود می رسد .
۳-انسداد در تصمیم گیری (Decision-Making Blockage) : زمانی که گروه های ذ ی نفع ، قدرت بیشتری پیدا می کنند، فرآیند تصمیم گیری در سیاست گذاری ها پیچیده و کند می شود. در نتیجه این انسداد باعث می شود دولت نتواند به طور مؤثر سیاست های موردنیاز برای رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی را اجرا کند .
۴- انسداد در اصلاحات: گروه های ذی نفع مقاومت شدیدی در برابر اصلاحات اقتصادی یا سیاسی نشان می دهند، چرا که این اصلاحات ممکن است منافع آن ها را تهدید کند . در نتیجه دولت ها توانایی خود را برای انجام تغییرات لازم از دست می دهند و کشور به تدریج دچار زوال می شود.
جواب هشتم: جک گلدستون، استاد خط مشی گذاری عمومی و پویایی اجتماعی
در کتاب Revolution and Rebellion in the Early Modern World (انقلاب و شورش در دنیای مدرن اولیه) نوشته جک ای. گلدستون، دلایل افول و زوال کشورها از منظر تاریخی و اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد.
۱-رقابت های نظامی و تهدیدات خارجی (Military Competition and External Threats)
رقابت های نظامی، جنگ ها و تهدیدات خارجی می توانند دولت ها را در معرض فشار قرار دهند. به ویژه در صورتی که هزینه های سنگینی به دولت تحمیل کنند یا منجر به شکست های نظامی شوند، می توانند ثبات داخلی را تضعیف کرده و به افول دولت ها منجر شوند .
۲-تغییرات فرهنگی و ایدئولوژیکی (Cultural and Ideological Shifts) زمانی که ارزش ها و باورهای فرهنگی دگرگون شوند ممکن است به اعتراضات و شورش ها منجر شود . انقلاب فرانسه و همچنین ظهور ایدئولوژی های جدید در قرن بیستم نمونه هایی از این تغییرات فرهنگی هستند که تأثیرات عمیقی بر سیاست ها و ساختارهای حکومتی گذاشتند.
۳-تغییرات و فشارهای جمعیتی (Demographic Changes and Population Pressures) رشد سریع جمعیت و فشارهای ناشی از آن می تواند منابع محدود را تحت فشار قرار داده و بر نابرابر ی ها و نارضایت ی های اجتماعی بیفزاید .
۴-تزاحم نخبگان (Excess elites ) : وقتی تعداد و تنوع نخبگان زیاد می شود و منابع محدود است، رقابت شدید برای دسترسی به منابع و موقعیت ها افزایش می یابد و امکان وقوع درگیر ی های درو ن نخبگانی و افزایش شکا ف های اجتماعی بیشتر می شود .
برای مثال، در دوره های مختلف تاریخ، وقتی گروه های نخبگان مختلف (از جمله اشراف، نظامیان و کارگزاران دولتی) برای کسب قدرت در جامعه به رقابت می پرداختند، فرایندهای اصلاحی به جای حل مشکلات، باعث تشویش بیشتر و افزایش نارضایتی عمومی می شد . انقلاب فرانسه و انقلا ب روسیه نمونه هایی از این شرایط هستند که در آنها نخبگان در رقابت برای حفظ یا کسب قدرت بودند و در نهایت این رقابت ها به بحران های ملی بزرگ منجر شد.
جواب نهم: جرد دایموند دانش آموخته هاروارد و کمبریج. استاد جغرافیا و پژوهشگر چند رشته ای:
جرد دایموند در کتاب Collapse: How Societies Choose to Succeed or Fail (فروپاشی: چگونه جوامع انتخاب می کنند موفق شوند یا شکست بخورند) به بررسی دلایل افول و فروپاشی جوامع مختلف در طول تاریخ می پردازد. او پنج عامل کلیدی را به عنوان علل اصلی زوال کشورها و جوامع مطرح می کند که با یکدیگر در تعامل هستند :
۱-تخریب زیست محیطی (Environmental Damage) : بهره برداری بیش ازحد از منابع طبیعی مانند جنگل ها، خاک، آب و حیات وحش یکی از مهمترین عوامل فروپاشی جوامع است. این تخریب باعث کاهش توانایی جامعه در تأمین نیازهای اساسی مانند غذا و آب می شود.
۲-تغییرات اقلیمی (Climate Change) : تغییرات ناگهانی یا تدریجی در شرایط آب و هوایی مانند خشکسالی های بلندمدت می تواند منابع حیاتی را به خطر بیندازد و باعث ناتوانی جوامع در سازگاری شود.
۳-روابط با همسایگان (Hostile Neighbors) : دشمنی با جوامع همسایه یا حملات نظامی از سوی آن ها می تواند منابع را تحلیل برده و به ناتوانی در دفاع یا سازگاری منجر شود.
۴-روابط تجاری با جوامع دوردست (Trade Partners): قطع یا کاهش روابط تجاری با سایر جوامع می تواند منابع اقتصادی را محدود کند و آسیب پذیری جامعه را افزایش دهد.
۵-پاسخ جامعه به چالش ها (Societal Response to Challenges) : شیوه ای که جامعه به مشکلات و چالش ها پاسخ می دهد، نقش تعیین کننده ای در بقای آن دارد. اگر جامعه در اتخاذ تصمیمات درست ناتوان باشد یا در الگوهای ناکارآمد خود گیر کند، احتمال فروپاشی افزایش می یابد. مثال: ناتوانی نخبگان سیاسی و اقتصادی در تمدن جزیره ایستر برای محدود کردن بهره برداری از منابع .
۶-تأثیر متقابل این عوامل: دایموند تأکید می کند که این عوامل به صورت جداگانه عمل نمی کنند بلکه اغلب در تعامل با یکدیگر باعث فروپاشی می شوند. برای مثال، تغییرات اقلیمی می تواند تخریب زیست محیطی را تشدید کند و یا دشمنی با همسایگان به کاهش روابط تجاری منجر شود.
جواب دهم: جمع بندی موسسه RAND: تجمیع عوامل مشترک و اصلی زوال و افول و سقوط
عوامل انحطاط به روایت RAND: اندیشکده رند بعد از بررسی تطبیقی نظریات مختلف، عوامل را در ۶ دسته تدوین کرده است:
خلاصه: عوامل سقوط کشورها:
*ضعف در امید جمعی، انگیزه همگانی یا عزم ملی
*سنگ وارگی و زوال نهادی و بوروکراتیک منجر به ناکارآمدی و یا فساد نهادها
*نخبگان خودخواه یا از هم گسیخته و فقدان درک فضای منفعت مشترک بین نخبگان
*ناتوانی در همگامی با تغییرات اقتصادی و فناوری زمانه در همسویی با پارادایم عصر
*تضعیف حس انسجام و همبستگی ملی به خاطر افزایش تفرقه سیاسی و تنش های اجتماعی
*ناترازی منابع مالی، انرِژی، یا زیست محیطی (آب و غذا)
این فهرست شش تایی، نه کافی است و نه روشنایی بخش. بلکه نیازمند ترسیم روابط علت – معلولی و تحلیل دینامیکی است.

چرایی سقوط کشورها در یک تحلیل ترکیبی
دلایل مختلف دست به دست هم می دهند تا چراغ بخت یک کشور خاموش شود. گاهی تغییرات اقتصادی و تجاری جهان باعث بخت برگشتگی می شود. مثلا پیدا شدن مسیرهای دریایی تجاری باعث می شود که مسیر تجارت زمینی از رونق بیفتد (عوامل برون زا) یا خشکسالی (باز هم عوامل برون زا).
اما گاهی اوقات عوامل درون زا باعث از هم پاشیدگی می شود مانند درگیری فرسایشی یک کشور در جنگ یا تنش های منطقه ای که باعث از بین رفتن منابع و از دست دادن فرصت ها و تغییر تمرکز بر بقاء به جای رشد می شود (عوامل درون زا) یا تبدیل شدن نخبگان تحول آفرین به نخبگان منفعت طلب. تغییرات چه درون زا باشند چه برون زا، تاثیرات خود را درچهارعامل نشان می دهند:
۱) تضعیف امید/ هویت/ عزم ملی
۲) ازهم گسیختگی نخبگان قدرت، ثروت، امنیت و منزلت (نخبگان سیاسی، اقتصادی، نظام یو اجتماعی)
۳) ناترازی منابع مالی، انرژی، آبی و غذایی
۴) سنگ وارگی نهادی (زوال نهادها و ساختارهای جامعه به ویژه اداره کشور)
وقتی این چهار عامل هر کدام کمابیش ایجاد می شوند و همدیگر را تقویت می کنند به انسداد می رسیم. انسداد درسیاستگذاری وراه گشایی و انسداد درمفاهمه وپیاده سازی سیاست های افق گشایی. به عبارتی آن کشور به ناتوانی در پاسخگویی به چالش ها دچار می شود و آنقدر این وضعیت ادامه پیدا می کند که این ناتوانی و انسداد منجر به تقویت عوامل درون زا و تشدید اثرات عوامل برون زا می شود. (دقت کنید که عوامل برون زا تشدید نمی شوند بلکه اثرات آنان تشدید می شود .به عنوان مثال ممکن است کمونیسم خودش تشدید نشود اما گرایش به کمونیسم و عدالت خواهی کور تشدید شود). این چرخه شوم تاجایی ادامه پیدا می کند که آن کشور از هم می پاشد.
آیا سقوط به معنی پایان است؟
گزارش موسسه RAND در ادامه، به معرفی ۸ عامل می پردازد که باعث می شود یک کشور دوباره چون ققنوس از خاکستر برخیزد. در ادامه این عوامل را با هم مرور می کنیم و چند نکته کلیدی را با هم بررسی می کنیم.

آگاهی از نیاز به تغییر
عامل اول پذیرش بحران است که نیازمند خود انعکاسی (SELF-reflection) و خود انتقادی (self-critique) است. آیا فکر می کنید که این عامل آسان است؟ نه! دست کم ۱۴ فاکتور وجود دارد که باعث می شود آگاهی از نیاز به تغییر رخ ندهد.


۷ عامل دیگر نیز مهم اند
در بالا قبل فقط در مورد عامل آگاهی از نیاز به تغییر صحبت کردیم، بدیهی است عوامل دیگر نیز مهم اند از جمله همسویی با پارادایم زمانه یا درک درست تغییرات جهانی و پارادایم مسلط ارزش آفرینی می تواند بسیار کلیدی باشد. کشوری که می فهمد اکنون ثروت و قدرت در کجاست و زنبیل خود را آنجا می گذارد، با کشوری که هنوز در توهمات و آرزوها به سر می برد دو سرنوشت متفاوت خواهند داشت.
به عنوان مثال در عامل چهارم تلاش های موزائیکی و همپوشان را می بینیم. یعنی پازل یا موزاییکی از کمپین ها، ابتکارات پایین به بالا در کنار دستورات یکپارچه بالا به پایین. خود همین عامل نیز می تواند موانع جدی پیش روی خودش داشته باشد. در ادامه این موانع را تشریح می کنم.


:منابعی برای مطالعه عمیق تر و بیشتر
Ibn Khaldun:
Ibn Khaldûn, The Muqaddimah: An Introduction to History, abridged edition, edited by N. J. Dawood, translated by Franz Rosenthal, Princeton University Press, ۲۰۰۵.
Syed Farid Alatas, “Luxury, State and Society: The Theme of Enslavement in Ibn Khaldun,” Journal of Historical Sociology, Vol. ۳۰, No. ۱, ۲۰۱۷, pp. ۸۴–۱۰۴.
Muhsin Mahdi, Ibn Khaldûn’s Philosophy of History: A Study in the Philosophic Foundation of the Science of Culture, University of Chicago Press, ۱۹۶۴.
Rise and Fall of Empires:۴. Edward Gibbon, The History of the Decline and Fall of the Roman Empire, ۶ vols., Strahan & Cadell, London, ۱۷۷۶–۱۷۸۹.۵. Oswald Spengler, The Decline of the West, trans. Charles Francis Atkinson, George Allen & Unwin, ۱۹۲۶.۶. Arnold J. Toynbee, A Study of History, ۱۲ vols., Oxford University Press, ۱۹۳۴–۱۹۶۱.
World-Systems & Comparative Civilizations:۷. Immanuel Wallerstein, World-Systems Analysis: An Introduction, Duke University Press, ۲۰۰۴.۸. Immanuel Wallerstein, “The Rise and Future Demise of the World Capitalist System: Concepts for Comparative Analysis,” Comparative Studies in Society and History, Vol. ۱۶, No. ۴, ۱۹۷۴, pp. ۳۸۷–۴۱۵.
Culture, Ideology, and Society:۹. Lawrence E. Harrison and Samuel P. Huntington, editors, Culture Matters: How Values Shape Human Progress, Basic Books, ۲۰۰۰.۱۰. George C. Lodge and Ezra F. Vogel, editors, Ideology and National Competitiveness: An Analysis of Nine Countries, Harvard Business School Press, ۱۹۸۷.
Innovation and Economic Evolution:۱۱. Thomas K. McCraw, Prophet of Innovation: Joseph Schumpeter and Creative Destruction, Harvard University Press, ۲۰۰۷.۱۲. Joel Mokyr, A Culture of Growth: The Origins of the Modern Economy, Princeton University Press, ۲۰۱۶.۱۳. Joel Mokyr, “The Intellectual Origins of Modern Economic Growth,” Journal of Economic History, Vol. ۶۵, No. ۲, June ۲۰۰۵, pp. ۲۸۵–۳۵۱.
Societal Collapse and Complexity:۱۴. Peter Turchin, Jenny Reddish, and Donagh Davis, “Flattening the Curve: Learning the Lessons of World History to Mitigate Societal Crises,” SocArXiv, last updated July ۱۹, ۲۰۲۲.۱۵. Robert Gilpin, War and Change in International Politics, Cambridge University Press, ۱۹۸۱.۱۶. Mancur Olson, The Rise and Decline of Nations: Economic Growth, Stagflation, and Social Rigidities, Yale University Press, ۱۹۸۲.۱۷. Jonathan Rauch, Demosclerosis: The Silent Killer of American Government, Random House, ۱۹۹۴.۱۸. Jonathan H. Turner, Christopher K. Chase-Dunn, Thom D. Hall, and David Larcey (not Larcey alone), and Thayer S. Patterson, editors, How Worlds Collapse: What History, Systems, and Complexity Can Teach About Our Modern World and Fragile Future, Routledge, ۲۰۲۳.۱۹. Daniel Hoyer, “Decline and Fall, Growth and Spread, or Resilience? Approaches to Studying How and Why Societies Change,” SocArXiv, January ۷, ۲۰۲۲.۲۰. Rebecca Storey and Glenn R. Storey, “Requestioning the Classic Maya Collapse and the Fall of the Roman Empire: Slow Collapse,” in Robert K. Faulseit (ed.), Beyond Collapse: Archaeological Perspectives on Resilience, Revitalization, and Transformation in Complex Societies, Center for Archaeological Investigations, Occasional Paper No. ۴۲, ۲۰۱۶, pp. ۵۱–۷۷.۲۱. Jack A. Goldstone, Revolution and Rebellion in the Early Modern World, University of California Press, ۱۹۹۱.۲۲. Jared Diamond, Collapse: How Societies Choose to Succeed or Fail, Viking Penguin, ۲۰۰۵.۲۳. Niall Ferguson, Doom: The Politics of Catastrophe, Penguin Press, ۲۰۲۱.۲۴. Harvey Weiss, ed., Megadrought and Collapse: From Early Agriculture to Angkor, Oxford University Press, ۲۰۱۷.۲۵. Thomas Kemp, Why Empires Fall: Rome, America, and the Future of the West, Cambridge University Press, ۲۰۲۳. ( مطابقت با Kemp, ۲۰۲۳
۲۱۶۲۱۶





نظر شما