به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مسئله جوانان در جهان امروز، بیش از آنکه فقدان فرصت باشد، چگونگی دیدن فرصتهاست. گفتمانهای رسمی و عمومی در بسیاری از موارد، جوان را در موقعیت بحران، تهدید یا ناتوانی تصویر میکنند و کمتر به میدانهای امکان، عاملیت و رشد او میپردازند. این در حالی است که تحولات اجتماعی، فرهنگی و دانشی معاصر، همزمان با افزایش پیچیدگیها، فضاهای تازهای برای کنش، یادگیری و بازتعریف هویت فراهم کرده است.
بنابر روایت ایکنا در گفتوگو با محسن مسعودیان، عضو هیئت علمی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی (سمت)، با تکیه بر پیوند میان نگاه قرآنی و یافتههای علوم اجتماعی، تلاش میکند این فرصتهای پنهان را بازنمایی کند و نشان دهد که چگونه جوان میتواند در دل شرایط دشوار، مسیر رشد فردی، مسئولیت اجتماعی و معناجویی پایدار را طراحی کند. در ادامه، بخش سوم این گفتوگو را میخوانیم.
چه فرصتهایی برای جوانان در جامعه وجود دارد که ممکن است نادیده گرفته شوند؟
هر جامعهای علاوه بر محدودیتها و بحرانها، حامل مجموعهای از فرصتهای نهفته است که گاهی بهدلیل سلطه روایتهای ناامیدی، ضعف نظامهای شناسایی استعداد، یا نگاههای کلیشهای به نسل جوان نادیده گرفته میشوند. فرصت اجتماعی صرفاً به معنای وجود منابع مادی نیست، بلکه به معنای وجود میدانهای کنش است که در آنها جوان میتواند عاملیت، خلاقیت و هویت اجتماعی خود را تحقق بخشد. در معارف قرآنی، جهان اجتماعی سرشار از امکانهای رشد و آزمون برای انسان معرفی و او دعوت میشود تا نشانههای امکان را در دل شرایط پیچیده نیز تشخیص دهد.
نخستین فرصت، گسترش میدانهای یادگیری خارج از ساختارهای رسمی است. در جهان معاصر، یادگیری دیگر به مدرسه و دانشگاه محدود نیست. شبکههای دانشی، فضاهای یادگیری خودجوش، حلقههای فکری و میدانهای تجربه اجتماعی، امکان شکلگیری سرمایه دانشی و مهارتی را خارج از مسیرهای رسمی فراهم کردهاند. در قرآن، یادگیری محدود به نهاد خاصی معرفی نمیشود و انسان به مشاهده، تفکر، سفر، تجربه و آموختن از تاریخ و جامعه دعوت میشود. این نگاه نشان میدهد که مسیر رشد علمی و فکری میتواند متکثر و متنوع باشد.
دومین فرصت، افزایش امکان کنشگری اجتماعی در مقیاسهای کوچک اما اثرگذار است. بسیاری از جوانان تصور میکنند که برای اثرگذاری اجتماعی باید در ساختارهای رسمی و کلان حضور داشته باشند، در حالی که بخش مهمی از تغییرات اجتماعی از سطح کنشهای خرد و محلی آغاز میشود. در نگاه قرآنی نیز اصلاح اجتماعی از تغییر درون انسان و سپس از سطح اجتماع نزدیک او آغاز میشود. این نگاه نشان میدهد که تغییر اجتماعی لزوماً از بالا به پایین نیست.
سومین فرصت، امکان شکلگیری هویتهای ترکیبی و چندلایه است. جهان معاصر اگرچه چالشهای هویتی بهوجود آورده، اما همزمان فرصت گفتوگوی فرهنگی، یادگیری میانفرهنگی و بازتعریف هویت در سطحی عمیقتر را فراهم کرده است. در قرآن نیز تنوع انسانی، بخشی از نظم خلقت و شناخت متقابل میان انسانها، مسیر رشد معرفی میشود. این نگاه میتواند زمینهساز شکلگیری هویتهایی باشد که هم ریشهدار و هم جهانآگاه هستند.
چهارمین فرصت، افزایش ارزش سرمایههای غیرمادی مانند خلاقیت، معناسازی و نوآوری اجتماعی است. در بسیاری از اقتصادهای جدید، ارزشآفرینی صرفاً وابسته به منابع مادی نیست، بلکه به توانایی خلق ایده، حل مسئله و تولید معنا وابسته است. در نگاه دینی نیز ارزش انسان صرفاً با دارایی مادی سنجیده نمیشود و رشد واقعی در نسبت با علم، اخلاق و عمل صالح تعریف میشود.
پنجمین فرصت، افزایش امکان خودسازی آگاهانه در شرایط پیچیده اجتماعی است. جهان پیچیده امروز اگرچه فشارهای زیادی ایجاد کرده، اما همزمان امکان خودآگاهی و انتخاب آگاهانه مسیر زندگی را نیز افزایش داده است. در قرآن، انسان موجودی معرفی میشود که حتی در شرایط دشوار نیز امکان رشد و تعالی دارد و هیچ شرایطی بهصورت مطلق مانع رشد انسان معرفی نمیشود.
اما در نگاهی انتقادی، باید گفت که بخش مهمی از این فرصتها بهدلیل ضعف روایتسازی اجتماعی درباره امید و امکان، نادیده گرفته میشوند. گاهی زبان رسمی درباره جوانان، بیش از حد بر بحران، آسیب و تهدید تمرکز دارد و کمتر بر ظرفیتها و امکانها تأکید میکند. این رویکرد میتواند به شکلگیری نوعی خودتصویری منفی در نسل جوان منجر شود.
از سوی دیگر، گاهی ساختارهای رسمی فرصتهای جدید را جدی نمیگیرند و همچنان بر الگوهای قدیمی موفقیت تأکید میکنند. در حالی که جهان اجتماعی در حال تغییر است، بعضی نظامهای آموزشی و فرهنگی همچنان موفقیت را فقط در مسیرهای محدود و سنتی تعریف میکنند. این امر موجب میشود که بخش بزرگی از ظرفیتهای خلاق نسل جوان دیده نشود.
همچنین باید به مسئلهای مهم اشاره کرد. گاهی خود جوانان نیز بهدلیل غلبه روایتهای ناامیدی یا مقایسه دائمی خود با تصویرهای غیرواقعی از موفقیت، فرصتهای واقعی اطراف خود را نمیبینند. در نگاه قرآنی، یأس و ناامیدی از رحمت الهی، یکی از موانع جدی حرکت انسان به سمت رشد معرفی و انسان به امید فعال و تلاش مستمر دعوت میشود.
فرصتهای نادیدهگرفتهشده جوانان را میتوان در سه سطح دید؛ فرصتهای دانشی و مهارتی خارج از مسیرهای رسمی، فرصتهای کنشگری اجتماعی در مقیاسهای خرد اما اثرگذار و فرصتهای خودسازی معنوی و هویتی در دل شرایط پیچیده اجتماعی. در قرآن، جهان اجتماعی صرفاً میدان تهدید نیست، بلکه میدان امکان نیز هست و انسان دعوت میشود که با عقلانیت، امید و مسئولیتپذیری، این امکانها را به مسیر رشد فردی و اجتماعی تبدیل کند.
برای جوانانی که اکنون در مسیر رشد فردی هستند، چه پیشنهادی دارید؟
برای جوانانی که در مسیر رشد فردی قرار دارند، یک پیشنهاد علمی و خاص این است: مسیر یادگیری و خودسازی خود را به جای تمرکز صرف بر مهارتها یا موفقیتهای بیرونی، بر ساخت یک نقشه هویت پویا متمرکز کنید.
نقشه هویت پویا یعنی شناخت دقیق از ارزشها، توانمندیها، نقاط ضعف و انگیزههای درونی خود و سپس طراحی مسیر زندگی، بهگونهای که این عناصر با اهداف معنوی و اجتماعی شما همسو شوند. این کار از دو منظر اهمیت دارد: نخست، از دید علوم اجتماعی، تحقیقات نشان میدهد، جوانانی که تصویر واضحی از هویت خود دارند، نهتنها در تصمیمگیریها پایدارترند، بلکه مقاومت بیشتری در برابر فشارهای اجتماعی، مدگرایی و بحرانهای هویتی دارند. این یعنی آنها میتوانند عاملیت خود را حفظ و رشد واقعی را تجربه کنند.
دوم، از نگاه قرآنی، انسان به خودشناسی و تعقل دعوت شده است؛ کسی که خود را میشناسد، میتواند راه درست را انتخاب کند و در مسیر اخلاقی و معنوی پایدار بماند. این نقشه هویت، درواقع ابزار تعامل میان عقل، قلب و عمل است؛ وسیلهای که هم مسیر تعالی شخصی را روشن میکند و هم به تقویت ظرفیت اثرگذاری مثبت بر جامعه میپردازد.
پس توصیه این است: وقت و انرژی خود را صرف ساختن نقشهای کنید که هویت، اهداف و ارزشهای شما را به هم پیوند دهد و هر تصمیم و مهارتی را در خدمت این نقشه قرار دهد. این نگاه، رشد فردی را از مسیر پراکنده و آزمون و خطا به مسیر استراتژیک، پایدار و معنامحور تبدیل میکند.
اگر بخواهید پیامی به جوانان امروز بدهید، این پیام چیست؟
پیام من به جوانان امروز این است: جوانی فقط فرصتی گذرا نیست، بلکه میدان آزمون و سرمایهگذاری زندگی است؛ فرصتی که هر لحظه آن میتواند درخت هویت شما را ریشهدار یا شاخههای آن را شکننده کند. شما وارث دو دارایی بزرگ هستید؛ اول، ذهنی آماده برای تفکر، تحلیل و خلق ایدههای نو و دوم، قلبی توانا برای درک معنا، ارزش و مسئولیت؛ اما این دو فقط وقتی به ثمر مینشینند که همسو و هماهنگ شوند.
بنابراین، دعوت من این است: هویت خود را به پروژهای زنده تبدیل کنید؛ پروژهای که در آن عقل، اخلاق و معنویت همزمان رشد کنند. هر تجربه، انتخاب، شکست و موفقیت را نه دادهای منفرد، بلکه قطعهای از نقشه بلندمدت رشد خود ببینید. جهان امروز پر از وسوسههای کوتاهمدت، مسیرهای آسان و موفقیتهای ظاهری است، اما حقیقت در دوام و اثرگذاری بر مسیرهای دشوار، انتخابهای هوشمندانه و رشد پایدار نهفته است.
اجازه ندهید ترس، یأس یا فشارهای بیرونی مسیر شما را منحرف کند. در قرآن، خداوند بارها انسان را به صبر، امید و تلاش مستمر دعوت و تأکید کرده است که حتی در سختترین شرایط، امکان رشد، اصلاح و تعالی وجود دارد. پس زندگی خود را آگاهانه بسازید، مسئولیتپذیر باشید و اجازه ندهید هیچ محدودیت مادی، اجتماعی یا فرهنگی، قدرت شما را برای شکلدادن به خود و اثرگذاری در جهان تضعیف کند.
جوانی زمان عمل است، اما عمل همراه حکمت، اخلاق و معنا. مسیر شما نباید کوتاهمدت، بلکه بلندمدت، پایدار و پرمعنا باشد. آینده نه هدیه است و نه تصادف، بلکه حاصل انتخابهای امروز شماست.





نظر شما