خاطرات ناصرالدین‌شاه: باغات و محل جهرود، بسیار بسیار دره باصفایی است

راندیم تا رسیدیم به ده «قاضی» که مال اولاد محمدحسین‌خان خلج است – مال حاجی عیسی‌خان است – سه برادر هستند: علی‌اکبرخان، حاجی عیسی‌خان، حاجی آقاخان. حاجی عیسی‌خان در ده قاضی که ملک اوست، عمارت بسیار عالی ساخته است، هنوز ناتمام است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ناصرالدین‌شاه قاجار در خاطرات روز دوشنبه ۲۲ ذی‌قعده ۱۲۸۷ (۲۴ بهمن ۱۲۴۹) نوشت: باید رفت به «قاضی»؛ چهار فرسنگ راه است. هوا بسیار گرم و خوب بود. از دم سراپرده الی دم کالسکه مسافتی بود، پیاده رفتم. سوار کالسکه شده راندیم رو به شمال. راه پست و بلند بود. قدری رفتیم، طرف دست راست در دامنه نزدیک جعده، ده «عیسی‌آباد» بود، امامزاده بود، گنبد قدیم‌سازی داشت، کاشی بود، خوب بنایی بود؛ اسم امامزاده زکریا بود، می‌گفتند پسر امام موسی کاظم (ع) است. از نزدیک امامزاده گدای زیادی دیده شد، به حسام‌السلطنه پول دادم ببرد تقسیم بکند. گداها، زن‌ها دورش را گرفته بودند، کم مانده بود از اسب پایینش بیاورند. با وزیر خارجه، اعتضادالسلطنه، حسام‌السلطنه، مشیرالدوله زیاد صحبت شد. راه کالسکه از بغله و پست و بلند شد، پیاده شده سوار شدم.

دست چپ باغات و محل جهرود است که جزء خلج است، و عراق [اراک] دم راه پیدا بود. بسیار بسیار دره باصفایی است. همه باغات از هرجور درخت میوه و غیره، و عرض دره بسیار وسیع، دهات زیاد. در بهار باید مثل بهشت باشد. طول دره به قدر یک فرسنگ بیشتر بود، عرض دره به قدر نیم فرسنگ کمتر و بیشتر بود؛ بسیار باصفا بود.

قدری راه رفته، طرف دست راست روی تپه - یعنی کوهی – به ناهار افتادیم. حرم آمده گذشتند – عکاس‌باشی عکس یک نفر پیرمرد خوانساری را که بسیار فقیر بود انداخت – عرفانچی پیدا شد که در «پری» به علت ناخوشیِ زنش مانده بود. به‌شدت لاغر شده و سیاه شده از سرما؛ تعریف کرد که از پری، از راه «نوله» و «دیزآباد» و «سارو»، «آهنگران» و «سیاووشان» آمده است؛ یک نفر آدمش در راه از سرما مرده بود، چند نفر را دست و پا سرما برده بود. در «دیزآباد» هم که نصف شب وارد شد و در راه یک ذرع برف بوده است، بعد از ورود به ده می‌خواستند که قدری گرم بشوند، برای جزئی حرفی، میانه آدم عرفانچی و کدخدا جنگ می‌شود؛ یکبار نصف شب، هزار رعیت با چوب و چماق ریخته، فحش زیاد به عرفانچی داده، بلکه کتک هم زده بودند و رفته بودند بالای بام که خانه را بر سر عرفانچی خراب کنند؛ عرفانچی بیرون آمده، با هزار زحمت و التماس، آن‌ها را از سر باز کرده بوده است.

- سر ناهار خون زیادی از دماغم آمد.

خلاصه بعد سوار شده راندیم. همه‌جا پست و بلند بود و طرف دست چپ همه ده و آباد بود. میرزا حبیب‌لله برادر میرزا نصرالله گرکانی که قدیم مستوفی ما بود، دم راه آمده بود؛ در ده «سناوند» که از همین بلوک خلج است – دست چپ بود – می‌نشیند؛ آمد دم کالسکه، می‌لنگید، گفت اسب پایم را معیوب کرده است؛ چند بچه کوچک هم داشت، لباس‌های قرمز و غیره پوشانده بود؛ خیلی می‌نالید از دست مردم و غیره.

راندیم تا رسیدیم به ده «قاضی» که مال اولاد محمدحسین‌خان خلج است – مال حاجی عیسی‌خان است – سه برادر هستند: علی‌اکبرخان، حاجی عیسی‌خان، حاجی آقاخان. حاجی عیسی‌خان در ده قاضی که ملک اوست، عمارت بسیار عالی ساخته است، هنوز ناتمام است. ملک نی‌زار مال علی‌اکبرخان و حاجی آقاخان است. این‌ها خانواده معتبری هستند در خلج.

خلاصه وارد منزل شدیم. چیز تازه الحمدلله رو نداد. نصرالله قوشچی دیوانه از ماهی‌دشت الی حال به فلج گرفتار شده است؛ به فلاکت تمام می‌آید. در سلطان‌آباد، اعتضادالسلطنه و مجدالدوله و امینی بازی کردند، اعتضادالسلطنه از امینی و مجدالدوله ۸۰۰ تومان برده است؛ الی صبح نشسته بودند. خلاصه شب شد، خوابیدیم.

از سناوند و غیره که رد شدیم، به ده «رازوند» و «باغک» رسیدیم. بعد به قاضی.

پای گربه چیتی کوچکه را لگد کرده‌اند، می‌لنگید؛ ناخوش هم بود خوب شد، توی تخت گذاشته می‌آورند.

منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار از ربیع‌الاول ۱۲۸۷ تا شوال ۱۲۸۸ ق به انضمام سفرنامه کربلا و نجف، به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ اول، زمستان ۱۳۹۸، صص ۲۸۶-۲۸۸.

۲۵۹

کد مطلب 2181729

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 14
  • نظرات در صف انتشار: 7
  • نظرات غیرقابل انتشار: 13
  • نادر IR ۲۱:۱۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۴
    21 7
    مرده شور هرچی قجر وقاجار را ببرن یا در حال و حول بودن یا در عیش و نوش و جوج اگر هم تو این احوال نبودن داشتن هم دیگه را می کشتن معلوم نیست یه مشت گر و گور وکج و کوله بی سواد و احمق از کدام جهنم دره اومدن تو ایران و یه مملکت را به باد دادن

    پاسخ سایت: دوست عزیز، اگر نقد درستی دارید بفرمایید. شما همواره همین جملات را تکرار می‌کنید. نقد درست بفرمایید، روی چشم می‌گذاریم و منتشر می‌کنیم.

    • مهدی IR ۰۹:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
      4 4
      وقتی اطلاعاتت در حد کتاب های دوران پهلوی باشه انتظاری بیشتری ازت نمیره. یکم اگه یکم درک و. شعور داشتی می فهمیدی که با قانون مشروطیت چه خدمتی می کردن که رضا پالانی اجازه نداد
  • حسین IR ۰۱:۰۱ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
    4 2
    این آقا که میفرمایید بی سواد،فرنگ رفته شاعر ونقاش بوده واهل هنر بوده .
    • نادر IR ۰۰:۲۴ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
      1 1
      ناصرالدین‌شاه در طول حیات خود هشتاد و نه همسر (شش تن عقدی) و بیست و هفت فرزند داشت،من کاری به تعداد زن و بچه ندارم ولی اگه تو این زنان یا فرزندان شاعر و نقاش بوده باشه و شاه از هنر آنها استفاده کرده باشه و بنام خودش منتشر کرده چی و سفر فرنگ هم به توصیه یک آدم باسواد ودانا به نام میرزا حسین‌ خان سپهسالار قبول کرد که بره
  • Yabou sanj PL ۰۷:۵۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
    5 0
    خدالعنتش کند. یکروزهم حکونت نکرده . یکروزدردارالخلافه حضورنداشته . فقط تفرجگاه وحدمسرا
  • هم میهن IR ۱۲:۲۴ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
    5 0
    بنام خداوند مهربان آخر حیف نیست که این همه مطالب زیبا و حماسی تاریخی داریم که به درد این روزها می خورد از ناصرالدین قاجار مطلب و خاطره چرند بنویسید ملت روح جنگاوری و حماسی می خواهد
  • ایرانی IR ۱۷:۵۶ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
    2 1
    همین رو بذارید با ترامپ مذاکره کنه،آدم داشت مشتی هستش
  • بلال IR ۱۸:۰۴ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
    2 4
    اتفاقا شاهان قاجار شاهان منصفی بودند و با عدل انصاف ا رعیت مدارا می‌کردند هیچ وقت مردم را کشتار نکردند و در حد وسع و توان مالی مملکت ه مردم خدمت می‌کردند در آن زمان تمام منطقه آسیا و خاورمیانه به همان شکل ایران بود و هنوز انقلاب صنعتی و استخراج نفت و مدرنیته و ارتش منظم به ایران نرسیده بود البته خوب نیست مثل مرغ مقلد یه چیزی رو هی تکرار کنیم و از قاجار بد بگوییم و از دیگری بتی بسازیم
    • نادر IR ۰۹:۱۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
      4 1
      بنای حکومت قاجار با خشونت بی‌سابقه آقامحمدخان قاجار (مثلاً در فتح کرمان) آغاز شد . در طول دوره، استبداد و بی‌عدالتی گسترده بود و تلاش‌های اصلاح‌طلبانی مانند امیرکبیر با ناسپاسی و قتل آن‌ها از سوی شاه (ناصرالدین شاه) پاسخ داده شد
  • سید رضا IR ۱۸:۲۴ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
    6 0
    حکومت قجری عصر حجری 👹🤮🤮🤮
  • بلال GB ۲۰:۰۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
    0 2
    ادمین محترم لطفا" نظری که در مورد شاهان قاجار گذاشته ام. منتشر کنید
  • علی IR ۲۰:۲۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
    0 5
    تاریخ ، آنجایی جالب می شود که توسط خود افراد روایت می شود . تاریخ شاهنشاهی ایران همین است ، اگر پیروزی در جنگ‌ ها و برخی اقدامات کوچک عمرانی را از آن جدا کنیم ، شاهنشاهی چه قاجار و چه هخامنشیان چیزی برای رعایای مظلوم و ستم کشیده ایرانی ندارد جز فلاکت و فقر و بدبختی
  • نادر IR ۰۰:۰۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
    1 0
    در پاسخ به مهدی :کسی را به عدم درک و شعور متهم نکن شما مطالعه بیشتر داشته باش قانون مشروطیت از جنبش مشروطه ایران بدست اومد اونم به دست یه عده بازاری و روحانیون مثل انقلاب ۵۷ و جالب اونکه اونوقت هم یه روحانی بنام شیخ فضل‌الله رهبری میکرد و باقی داستان که طولانی هست رضا شاه جلوی روحانیت ایستادگی کرد
  • داود IR ۱۵:۱۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
    0 0
    شاه از فقر و فلاکت مردم سخن میگوید، بدون هیج اقدام برای رفع آن فقر. لطف کرده پولی داده بین فقرا تقسیم کنند. نوع فکر شاه قجری را ببین. بنظر فقر مردم امری عادی بوده و شاه هم کارش فقط سیر و سیاحت و گزارشگری از طبیعت و اوضاع. یک خواب رفتگی عمیق در جامعه آن دوران بنظر میرسد. چه در حوزه مملکت داری و چه در حوزه روشنفکری و دین مداری. حتی مشروطه نیز فحوای اصلاح زنده گی اقتصادی و بهداشتی ندارد . بلکه دیکتاتوری شاه ، آنهم بر اساس آنچه در غرب دیده اند بظاهر. حرکت درون زا نبوده است. برا همین هم به بن‌بست میخورد. انقلاب ۵۷ مایه های درونی آن فراوان است. نقد غرب و بازگشت به هویت و تعریف یک مدل حکومت از درون باورهای فرهنگ و تمدن ایران از مختصات و عوامل پایداری آنست. که البته نیاز به پایداشت،و مواظبت دارد. نهادهای موسوم به همان هویت تاریخی از قبیل روحانیت باید میدان دار بسیاری از موارد از قبیل تعلیم و تربیت نیز عدالت و مردم داری باشند ، تا درخت را موریانهرنگیرد. که بنطر کوتاهی شده است

آخرین اخبار