۱ نفر
۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۰
وقتی «حضور» مبنای پرورش می‌شود

اگر «حضور» به‌مثابه کیفیتی وجودی و نه صرفاً مهارتی ذهنی در کانون قرار گیرد، فلسفه برای کودک شیرین می‌شود.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نخستین همایش ملی کودک، عرفان و سلامت معنوی که به همت گروه عرفان و معنویت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و با همکاری دانشگاه ادیان و مذاهب و کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان در سالن شهید بهشتی دانشگاه ادیان مذاهب با حضور سر کار خانم دکتر کوثر وکیلی مدیر مرکز تخصصی فکرپروری و خلاقیت برگزار شد.

بنابر روایت تسنیم، در ابتدای این همایش خانم دکتر وکیلی در تشریح ایده محوری سخنان خود گفت: «آن چه امروز در بسیاری از نظام‌های آموزشی مغفول مانده، کیفیت حضور است؛ حضوری که نه صرفاً تمرکز ذهنی، بلکه نحوه‌ای از بودن در جهان است. ایشان  با اشاره به ریشه‌های این مفهوم در سنت عرفان اسلامی اذعان کرد: سنت، حضور به معنای آگاهی بی‌واسطه و تجربه مستقیم از واقعیت تعریف می‌شود و کیفیتی که انسان را از پراکندگی و زیستن در حاشیه لحظه اکنون، به متن تجربه بازمی‌گرداند وی در ادامه بیان کردند: در عرفان اسلامی، انسان زمانی به اصالت خود نزدیک می‌شود که میان او و تجربه‌اش حجاب‌های ذهنی و تعجیل‌های ادراکی فاصله نیندازد و این کیفیت اگر در کودکی پرورش یابد، زیربنای بسیاری از توانمندی‌های بعدی خواهد شد و آن هم صرفاً تکنیکی برای آرام‌سازی کودک نیست، بلکه نحوه‌ای از هستی‌یابی است که می‌تواند ریشه‌های اضطراب، آشفتگی و پراکندگی توجه را تعدیل کند.

دکتر وکیلی در ادامه با پیوند این مفهوم با نظریه‌های نوین علوم شناختی اظهار کرد: در سال‌های اخیر، نظریه شناخت بدن‌مند نشان داده است که ذهن، جدا از بدن و محیط عمل نمی‌کند و یادگیری، هیجان و حتی تفکر، فرایندهایی هستند که در بستر تجربه زیسته و موقعیت‌مند شکل می‌گیرند و این نگاه، دوگانه‌انگاری سنتی میان ذهن و بدن را به چالش می‌کشد و کودک را موجودی یکپارچه می‌بیند که در تعامل با جهان پیرامونش معنا می‌آفریند.

مدیر مرکز تخصصی فکرپروری و خلاقیت ادامه داد: وقتی از بدن‌مندی سخن می‌گوییم، مقصود آن است که کودک از طریق حرکت، احساس، لمس، تنفس و کنش متقابل با فضا می‌اندیشد. بنابراین هر الگویی برای رشد کودک که بدن را نادیده بگیرد، در حقیقت بخشی از ظرفیت شناختی او را خاموش می‌کند.

وی در تبیین جایگاه فلسفه برای کودک در این منظومه فکری اظهار کرد: فبک رویکردی گفت‌وگومحور است که به کودک فرصت می‌دهد پرسش کند، بیندیشد، گوش دهد و معنای شخصی خود را کشف کند. در حلقه‌های کندوکاو فلسفی، کودک می‌آموزد که اندیشیدن امری زنده و پویاست، نه حفظ کردن پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده باشد و  اگر حضور را کیفیتی عرفانی بدانیم و بدن‌مندی را چارچوبی شناختی، فبک بستری عملی برای تحقق این دو در میدان تربیت است و در حلقه گفت‌وگو، کودک با تمام وجودش حاضر می‌شود؛ می‌شنود، می‌بیند، واکنش نشان می‌دهد و در عین حال، تجربه درونی خود را بازتاب می‌دهدکه این تجربه، تمرینی برای زیست آگاهانه است.

سر کار خانم دکتر وکیلی افزودند؛ هدف ما اصلاح یا دست‌کاری کودک نیست، ما نمی‌خواهیم او را مطابق الگویی بیرونی قالب‌ریزی کنیم بلکه می‌کوشیم شرایطی فراهم آوریم تا ریتم طبیعی رشد او مجال بروز یابد و همچنین بسیاری از چالش‌های رفتاری یا یادگیری، نه از نقص ذاتی کودک، بلکه از گسست او با ریتم درونی‌اش ناشی می‌شود.

مدیر مرکز تخصصی فکرپروری و خلاقیت اظهار داشت: کودک ذاتاً میل به کنجکاوی، بازی، تخیل و ارتباط دارد و اگر فضای تربیتی بیش از حد بر نتیجه‌گرایی و رقابت متمرکز شود، این ظرفیت‌ها سرکوب می‌شود اما در فضای حضورمحور و گفت‌وگویی، کودک فرصت می‌یابد خود را تجربه کند چون در تجربه‌های میدانی ما با کودکان، مشاهده کرده‌ایم که ترکیب تمرین‌های حضور، فعالیت‌های بدن‌مند و حلقه‌های گفت‌وگوی فلسفی، به شکل محسوسی آرامش و تمرکز آنان را افزایش داده است و کودکانی که در آغاز پراکنده‌ حواس یا مضطرب بودند، به تدریج توانستند توجه پایدارتر و تنظیم هیجانی بهتری پیدا کنند و  انعطاف‌پذیری شناختی، یکی از مهم‌ترین پیامدهای این رویکرد است، کودک می‌آموزد که از زاویه‌های گوناگون به مسئله بنگرد و از تک‌بعدی‌اندیشی فاصله بگیرد که  این مهارت در جهان پیچیده امروز، ضرورتی انکارناپذیر است، زیرا تخیل سازنده نیز در این فضا تقویت می‌شود. تخیل، گریز از واقعیت نیست؛ بلکه شیوه‌ای برای آفرینش امکان‌های تازه در دل واقعیت که حضور، تخیل را از آشفتگی به سوی خلاقیت هدایت می‌کند.

دکتر وکیلی در بخش دیگر از سخنان خود اظهار کرد: کودکانی با چالش‌های یادگیری یا رفتاری نیز از این رویکرد بهره‌مند شده‌اند. وقتی کودک احساس می‌کند دیده و شنیده می‌شود، مقاومت‌های درونی‌اش کاهش می‌یابد و بسیاری از رفتارهای ناسازگارانه، فریاد نادیده‌گرفته‌شدن است.
وی افزود: در این الگو، بیش از آن که بر اصلاح رفتار تمرکز کنیم، بر کیفیت رابطه تمرکز داریم. رابطه‌ای که در آن مربی نیز در وضعیت حضور قرار دارد و تنها هدایت‌گر نیست، بلکه هم‌سفر است که چنین رابطه‌ای، شأن و کرامت کودک را حفظ می‌کند.

این پژوهشگر و استاد دانشگاه اذعان کرد: افق تازه‌ای که از هم‌گرایی عرفان، بدن‌مندی و فبک گشوده می‌شود، افقی است که آموزش را از سطح انتقال اطلاعات فراتر می‌برد و آن را به ساحت تحول وجودی نزدیک می‌کند که در این نگاه، پرورش نه به معنای افزودن، بلکه به معنای شکوفاکردن است.

مدیر مرکز تخصصی فکرپروری و خلاقیت افزود: حضور، نقطه آغاز این مسیر است. وقتی کودک می‌آموزد در لحظه باشد، با تنفس خود آشنا شود، احساساتش را نام ببرد و به دیگری گوش دهد، در حقیقت بنیان‌های یک زیست اصیل در او شکل می‌گیرد که این زیست اصیل، زمینه‌ساز مسئولیت‌پذیری و خودآگاهی در آینده خواهد بود.

وی در پایان خاطر نشان کرد؛ اگر نظام‌های آموزشی ما به جای شتاب در نتیجه، به کیفیت بودن بیندیشند، بسیاری از آسیب‌ها کاهش خواهد یافت و ما نیازمند بازگشت به سادگی حضور هستیم؛ حضوری که از آن، پرورش حقیقی زاده می‌شود.

کد مطلب 2186045

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =

آخرین اخبار