به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، فیلم «اتوبوس شب» ساخته کیومرث پوراحمد یکی از نمونههای مهم اقتباس ادبی در سینمای جنگ ایران محسوب میشود. این فیلم بر اساس داستانی از حبیب احمدزاده ساخته شده و نشان میدهد که چگونه یک روایت ادبی میتواند به یک اثر سینمایی تاثیرگذار تبدیل شود. اهمیت اقتباسی این فیلم از چند جهت قابل بررسی است.
ادبیات مرتبط با جنگ ایران و عراق در ایران شامل خاطرات، داستانها و روایتهایی است که تجربههای انسانی جنگ را ثبت کردهاند. داستان حبیب احمدزاده نیز در همین چارچوب قرار دارد و بر روابط انسانی در دل جنگ تمرکز دارد.
پوراحمد با اقتباس از این داستان، توانست فضای محدود و شخصیتمحور آن را به زبان سینما ترجمه کند. در فیلم، یک اتوبوس حامل اسیران عراقی به محور اصلی روایت تبدیل میشود و همین فضای محدود امکان پرداخت عمیقتر به شخصیتها و تنشهای روانی را فراهم میکند.
یکی از ویژگیهای مهم اقتباس «اتوبوس شب» وفاداری به روح داستان اصلی است. داستان احمدزاده بیشتر از آنکه دربارهٔ نبرد و قهرمانی باشد، درباره مواجهه انسانها در شرایط دشوار جنگ است. پوراحمد نیز در فیلم تلاش کرده همین نگاه انسانی را حفظ کند.
در واقع، فیلم به جای تاکید بر صحنههای جنگی بزرگ، بر گفتوگوها، نگاهها و رفتارهای شخصیتها تمرکز میکند؛ رویکردی که به فضای ادبی اثر اصلی نزدیک است.
پیشزمینه ساخت فیلم
کیومرث پوراحمد سالها از ساخت فیلم جنگی فاصله داشت. او در گفتوگوهایش توضیح داده که تجربههای اولیهاش از حضور در جبهه و نحوه برخورد با روایتهای جنگ، باعث شد مدتی از این موضوع دور شود. پوراحمد درباره آن دوران میگوید: «در اوایل جنگ با یک گروه کوچک از کارمندان کانون پرورش فکری کودکان ۱۰تا ۱۵ روزی به جبهه رفتیم و فیلم گرفتیم و فیلمهایی که آوردیم قرار شد برای کارمندان آنجا به نمایش بگذاریم.
وقتی این فیلمها را به نمایش گذاشتیم یکی از حاضرین جلسه را بههم ریخت و گفت: شما حق ندارید درباره فلاکتها و آوارگیها حرف بزنید، باید درباره سلحشوریها حرف بزنید. ما هم فکر کردیم بله درست است در دوره جنگ باید در مورد سلحشوریها حرف زد؛ این بود که دفتر فیلمسازی جنگ را بستم ـ گرچه در آن سالها فیلم باران را ساختم که در حاشیه جنگ میگذشت و به نوعی احترام و تجلیل رزمندگان بود ـ تا اینکه سینمای جنگ بچههای خودش را تربیت کرد و فیلمسازان خوبی مثل ابراهیم حاتمیکیا، احمدرضا درویش، رسول ملاقلیپور آمدند و فیلمهای خوبی هم ساختند و ما هم از صرافت ساخت فیلم جنگی افتادیم. اما بعد از سالها قصه حبیب احمدزاده مرا مشتاق کرد و به دنبال خودش کشاند. دغدغهام را تازه کرد که سرانجام اتوبوس شب ساخته شد.»
همین علاقه دوباره به داستان احمدزاده باعث شد پوراحمد پس از سالها به موضوع جنگ بازگردد.
داستان فیلم در دوران جنگ ایران و عراق رخ میدهد. یک نوجوان بسیجی مأمور میشود گروهی از اسیران عراقی را با اتوبوسی از خط مقدم به پشت جبهه منتقل کند. همراه او یک رزمنده باتجربه حضور دارد.
در طول مسیر، فضای بسته اتوبوس به صحنهای برای تقابل احساسات، ترسها و سوءتفاهمها تبدیل میشود. رزمنده ایرانی که ابتدا نگاه سختگیرانهای به اسیران دارد، بهتدریج با انسانیت و آسیبپذیری آنان روبهرو میشود. فیلم از خلال همین سفر کوتاه، چهرهای انسانیتر از جنگ نشان میدهد.
«اتوبوس شب» از چند جهت در سینمای جنگ ایران قابل توجه است. نخست تمرکز فیلم بر انسانیت در جنگ است و فیلم به جای صحنههای بزرگ نبرد، بر روابط انسانی میان دشمنان تمرکز دارد.
همچنین فضای محدود و دراماتیک فیلم آن را به نسبت دیگر فیلمهای جنگی منفاوت کرده است. بیشتر اتفاقات فیلم در داخل یک اتوبوس رخ میدهد که تنش داستان را افزایش میدهد.
روایت ضدکلیشهای فیلم نشان میدهد که حتی در میان دشمنان نیز ترس، خانواده و احساسات وجود دارد.
این فیلم در ادامه جریان سینمای دفاع مقدس قرار میگیرد که پیشتر توسط فیلمسازانی مانند ابراهیم حاتمیکیا، احمدرضا درویش و رسول ملاقلیپور شکل گرفته بود. با این حال، نگاه شاعرانه و انسانی پوراحمد باعث شد «اتوبوس شب» لحن متفاوتی در این ژانر داشته باشد.
«اتوبوس شب» فیلمی است که جنگ را از زاویه انسانیت و تجربه مشترک آدمها روایت میکند. بازگشت کیومرث پوراحمد به موضوع جنگ با این اثر نشان داد که حتی سالها پس از پایان جنگ نیز میتوان روایتهای تازه و تأملبرانگیزی از آن ارائه داد.






نظر شما