مذاكرات اسلام آباد

 معمای تغییر رژیم در ایران: آنچه واشنگتن می‌خواهد و آنچه اعراب از آن می‌ترسند

 قبل از پایان جنگ امریکا و اسرائیل با ایران، یکی از مهم‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین پرسش‌ها درباره آینده ایران، به هدف نهایی واشنگتن در این درگیری بازمی‌گردد. آیا آمریکا صرفاً به دنبال تضعیف توانایی‌های نظامی و هسته‌ای ایران بود، یا هدفی فراتر، یعنی تغییر خود حکومت را نیز دنبال می‌کند؟اعراب چه سیاستی در برابر تغییر رژیم در ایران دارند؟

خبرآنلاین - رسول سلیمی: قبل از پایان جنگ امریکا و اسرائیل با ایران، یکی از مهم‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین پرسش‌ها درباره آینده ایران، به هدف نهایی واشنگتن در این درگیری بازمی‌گردد. آیا آمریکا صرفاً به دنبال تضعیف توانایی‌های نظامی و هسته‌ای ایران بود، یا هدفی فراتر، یعنی تغییر خود حکومت را نیز دنبال می‌کند؟ پاسخ به این پرسش نه تنها در سخنان مقامات آمریکایی، که در نگاه متحدان منطقه‌ای واشنگتن نیز قابل جست‌وجو است.

در روزهای ابتدایی جنگ، دو روایت متناقض از واشنگتن شنیده شد. از یک سو، پیام‌های صریح و تکان‌دهنده شخص دونالد ترامپ به مردم ایران که آن‌ها را به «تصرف حکومت» فرا می‌خواند و از «تنها شانس برای نسل‌ها» سخن می‌گفت. از سوی دیگر، مقامات رسمی دولت او مانند پیت هگست، وزیر دفاع، رسماً اعلام کردند که «این جنگ تغییر رژیم نیست». برای تحلیلگران، این تناقض نه لزوماً نشانه بی‌برنامگی، که می‌تواند بخشی از یک استراتژی حساب‌شده باشد: ایجاد فضای ابهام برای حداکثر کردن فشار بر تهران، در حالی که مسئولیت یک هدف بلندپروازانه و پرهزینه را نمی پذیرد.

اما قوی‌ترین سند برای اثبات تمایل آمریکا به تغییر حکومت، اظهارات خود ترامپ است. او در اولین ساعات جنگ (۲۸ فوریه) در یک پیام ویدیویی خطاب به مردم ایران گفت: «وقتی همه‌ی اینها تمام شد، دولت‌تان را بگیرید. این شاید تنها شانس شما برای نسل‌ها باشد.» این عبارت، که مستقیماً از زبان رئیس‌جمهور آمریکا بیان شد، فراتر از محکومیت یک حکومت، دعوت به کنش سیاسی برای براندازی آن است.

افزون بر این، ترامپ در گفتگویی با نیویورک تایمز (یکم مارس) به صراحت از داشتن «سه گزینه خوب برای رهبری آینده ایران» سخن گفت که چنین سخنی نشان می‌دهد که محافل تصمیم‌گیری در واشنگتن نه فقط به فکر توقف برنامه هسته‌ای، که به سناریوهای جایگزینی حکومت نیز می‌اندیشند. اشاره او به گزینه ونزوئلا (حذف رهبر و حفظ بقیه سیستم) نیز نشانه‌ای از جست‌وجو برای الگویی عملیاتی در این زمینه است.

شواهد مخالف: انکار رسمی و واقعیت‌های میدانی

در برابر این اظهارات، تیم رسمی دولت ترامپ موضعی کاملاً متفاوت اتخاذ کرده است. پیت هگست در دوم مارس گفت: «این جنگ تغییر رژیم نیست، اما رژیم تغییر کرد و جهان بهتر شد.» اما این جمله متناقض‌نما، تلاشی است برای فاصله گرفتن از مسئولیت یک هدف بلندپروازانه، در عین حال که به نتیجه مطلوب آن، اذعان می کنند. مارکو روبیو نیز بر این نکته تأکید کرد که هدف اصلی، دفع «تهدید قریب‌الوقوع» و نه تغییر حکومت بوده است.

در سطح عملیاتی نیز، منتقدان این ایده می‌گویند که اگر هدف واقعی واشنگتن تغییر رژیم بود، می‌بایست طرحی برای اداره امور پس از سقوط، هماهنگی با گروه‌های اپوزیسیون، و سرمایه‌گذاری گسترده برای بازسازی داشته باشد. هیچ یک از این نشانه‌ها به طور جدی دیده نمی‌شود. به عبارت دیگر، شاید ترامپ شخصاً خواهان چنین نتیجه‌ای باشد، اما دولت و عمق آن نه برنامه‌ای و نه میلی به پذیرش هزینه‌های سنگین آن، دارند.

موضع اعراب: هراس از فردای پس از تغییر حکومت در ایران

در این میان، موضع کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بسیار روشن‌تر است: مخالفت با تغییر رژیم. این موضع، نه از روی علاقه به حکومت ایران، که از سر ترس عمیق از پیامدهای آن است.

تحلیل شورای روابط خارجی که در ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده، تصویر روشنی از این نگرانی به دست می‌دهد. استیون کوک، تحلیلگر ارشد این شورا، می‌نویسد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (به جز عمان) در قبال اعتراضات ایران، عمداً سکوت پیشه کرده‌اند. اما دلیل اصلی واکنش اعراب چه بود؟ آن‌ها باور دارند که حکومت ایران احتمالاً از این بحران‌ها جان سالم به در خواهد برد، اما اگر هم سقوط کند، نگرانی اصلی آن‌ها «حفظ ثبات جامعه خودشان در برابر هرج‌ومرجی است که ممکن است ایران را فرا گیرد».

این ترس چند وجه دارد:

نخست، تجزیه ایران: هرگونه فروپاشی حکومت متمرکز در تهران می‌تواند به درگیری‌های قومی و مذهبی در همسایگی آن‌ها دامن بزند.

دوم، ظهور قدرتی رادیکال‌تر و غیرقابل پیش‌بینی: خالد بن محمد آل خلیفه، وزیر خارجه بحرین، به روشنی گفته است که «تغییر ناگهانی با ریسک تجزیه همراه است و برای هیچ‌کس خوب نیست».

سوم، تضعیف بازدارندگی منطقه‌ای در برابر نفوذ ایران: هرچند کشورهای عربی از تضعیف ایران خرسندند، اما نابودی کامل آن می‌تواند به خلأ قدرتی بیانجامد که رقابت‌های جدید و خطرناکی ایجاد کند.

از این رو عربستان و امارات که در سال‌های اخیر مسیر تنش‌زدایی با ایران را در پیش گرفته بودند، اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران از دست رفتن این دستاوردها هستند. این دو کشور در پشت پرده، لابی گسترده‌ای علیه حمله به ایران و به ویژه علیه سناریوی تغییر رژیم به راه انداخته بودند. حتی قطر و عمان که نقش میانجی را ایفا می‌کنند، به هیچ وجه حامی فروپاشی نیستند.

معمایی که عمداً مبهم نگه داشته شده است

با جمع‌بندی این شواهد، می‌توان نتیجه گرفت که یک شکاف آشکار میان خواست شخصی ترامپ (که در لحظات احساسی و انتخاباتی بروز می‌کند) و سیاست عملیاتی و محاسبه‌شده دولت او وجود دارد. ترامپ خواهان «تسلیم بی‌قیدوشرط» و حتی فروپاشی است، اما تیم اجرایی و نظامی او می‌داند که این هدف نه شدنی و نه هزینه‌اش قابل قبول است.

در این میان، مخالفت متحدان عربی، یک مانع جدی دیگر بر سر راه هرگونه سناریوی تغییر رژیم است. کشوری که متحدان منطقه‌ای‌اش از عواقب فروپاشی ایران وحشت دارند، نمی‌تواند به راحتی چنین مسیری را دنبال کند.

بنابراین، محتمل‌ترین سناریو برای آینده که از سوی امریکایی ها دنبال می شود، نه تغییر رژیم، بلکه «تغییر رفتار» از طریق تضعیف شدید توانایی‌های ایران و حفظ تحریم‌ها تا حصول توافقی سخت‌گیرانه‌تر است. هدف، تضعیف ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای، نه نابودی کامل آن به عنوان یک دولت – ملت خواهد بود. چرا که  «اعراب با یک ایران ضعیف و تحت فشار می‌توانند کنار بیایند، اما با یک ایران تجزیه‌شده یا در جنگ داخلی، هرگز کنار نمی آیند»

۲۱۲/۴۲

کد مطلب 2192768

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین