مذاكرات اسلام آباد

۱ نفر
۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۶
اکنون راهبرد آمریکا جنگ فرسایشی است

نتیجه های محتمل جنگ تاکنون به دو گزینه رسیده است؛ زیرا گزینه تسلیم شدن ایران اکنون دورتر از همه وقتی است، و گزینه پیروزی قاطع آمریکا و اسرائیل هم از میان رفته است اگر چنین چیزی ممکن بود تاکنون انجام شده بود. طبیعتا جنگ فرسایشی هم نمی تواند برای آمریکایی ها گزینه محتمل باشد به دلایلی که گفتم. دو گزینه باقی مانده شبیه هم هستند؛ چیزی مثل آتش بس یکطرفه ای که در مورد یمن اعلام شد.

پیشتر نوشته بودم که آمریکا و اسرائیل هم در جنگ دوازده روزه و هم در جنگی که اکنون در جریان است قصد داشتند راهبرد سلطه سریع را از طریق آتش وسیع و بی وقفه پیاده کنند و هر دوبار این راهبرد شکست خورد. مخصوصا در جنگ اخیر با شدت خیلی بیشتر و شهادت رهبر فقید ایران و فرماندهان برجسته امیدوار بودند دیگر این بار با این حجم آتش به جایی برسند. اما ایران نه تنها دچار انفعال و ترس نشد بلکه در یکی دو ساعت حملات تلافی جویانه خود را بدون حضور و هدایت رهبر شهید و فرماندهان شهید شروع کرد؛ چیزی که برای دشمن قابل تصور نبود.

از طرف دیگر، به زودی فرماندهان دیگری جایگزین شدند و چند روز پس از آن مجلس خبرگان تشکیل جلسه داد و رهبر جدید را انتخاب کرد. شکاف سیاسی و نظامی ترمیم شد. پس از این مرحله وقتی بعد از یک هفته دیدند راهبرد سلطه سریع شکست خورده است به راهبرد جنگ فرسایشی رو آورده اند: حملات پر تعداد و بی هدف به مکان های نظامی و صنعتی و زیرساخت ها بدون هیچ دستاورد نظامی خاصی. دشمن به زعم خودش فکر می کند با فرسایشی کردن جنگ می توانند ایران را به زانو در بیاورند. اما آیا راهبرد جنگ فرسایشی می تواند به جایی برسد؟

ایران در طی این مدت توانسته است با اتکا به تسلیحات بومی دفاع قدرتمندی داشته باشد و حملات تلافی جویانه دردناکی به دشمن تحمیل کند؛ حتی با کمترین برآورد می توان تصور کرد ایران همین حجم آتش را می تواند برای ماهها داشته باشد و اگر نیاز باشد تا هر قدر که نیاز باشد از خود دفاع کند. تسلیحات ایران بومی و ساخت داخل هستند و می توانند در جنگ طولانی مدت در کشور تولید شوند. برای ایران دفاع از خود موضوعی است که نمی تواند از آن دست بکشد؛ بحث موجودیت است. اتفاقا ایران ممکن است از فرسایشی شدن جنگ استقبال کند. چراکه می خواهد یکبار برای همیشه هیمنه آمریکا را بشکند. پرسش دیگر این است که آیا آمریکا و اسرائیل می توانند از پس جنگ فرسایشی برآیند؟

نظم جهانی یک قلدر دارد که نظم را حفظ می کند: آمریکا؛ سلطه آمریکایی برای حفظ نظم جهانی ضروری است. آنها برای همین به بسیاری از کشورها حمله می کنند؛ نوعی تنبیه برای کشورهایی که ارزش ها و آرمان های غربی ندارند. جنگ با ایران نظم جهانی را به هم زده است. اکنون خاورمیانه در آتش است؛ قیمت نفت به طرز غریبی بالا رفته است و چرخ صنعت به زودی از کار می افتد. غربی ها انبارهای راهبردی ذخیره نفت را به بازار عرضه کرده اند که تنها چند صباحی می تواند از التهاب کم کند. پس از آن دوباره موضوع نفت به بحران جهانی تبدیل می شود. کشورهای منطقه که اغلب وابسته به گردشگری و نفت و جذب سرمایه هستند نه می توانند نفت بفروشند و نه گردشگر داشته باشند و در سایه ناامنی نه تنها جذب سرمایه ندارند بلکه فرار سرمایه هم خواهند داشت. این وضعیت بحرانی در جهان آخرین چیزی بود که آمریکایی ها می خواستند.

هزینه های جنگ سرسام آور است و هر قدر آمریکایی ها با خود بگویند که آنها دولت های سلطه گر هستند و به هزینه جنگ فکر نمی کنند بالاخره روزی می رسد که این رقم به آستانه تحمل سیاست مداران آمریکایی برسد و مخالفت ها بالا بگیرد. چیزی که ترامپ قاعدتا از آن واهمه دارد. به این هزینه سنگین باید موضوع تامین بودجه نظامی و ساخت تسلیحات مورد نظر را اضافه کرد. با رویه فعلی به زودی تسلیحات دفاعی و تهاجمی آمریکا و اسرائیل دچار کمبود می شود؛ زیرا تولید تسلیحات با مصرف آنها یکسان نیست.

در حال حاضر آمریکایی ها در تامین امنیت کشورهای عرب منطقه دچار شکست سنگینی شده اند؛ آمریکایی ها حتی نمی توانند از پایگاه های خود محافظت کنند. طبیعتا آن رویای امنیتی که سرسپردگی به آمریکا می تواند امنیت و آرامش به بار آورد دیگر رنگ باخته است. بعید است دیگر تسلیحات آمریکایی مشتری کلان داشته باشد. در کمترین برآورد ابهت و هیمنه آمریکایی ها از میان رفته است.

مجموعه این موارد سبب می شود تا آمریکایی ها تحت فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی قرار بگیرند و فرسایشی شدن جنگ برای آنها سخت باشد به طوری تاب نیاورند. همین حالت در جنگ آمریکا مقابل یمن اتفاق افتاد؛ پس از ۵۲ روز عملیات پرحجم یمنی ها شکست نخوردند و آمریکا پیروزی قاطع کسب نکرد. هزینه های زیاد جنگ سبب شد که ترامپ بدون رسیدن به هدف، که تضعیف یمن تا حدی بود که نتواند عملیات دریایی کند، اعلام پیروزی کند و در مورد تسلیحات و بمب افکن های آمریکایی داستان های کودکانه بگوید. این پایان یکطرفه بود زیرا یمنی ها خواستار آتش بس نبودند بلکه آمریکا برای ادامه ندادن یک جنگ فرسایشی به ابتکار خود این کار را کرد و عمان هم بهانه ای بود برای پایان دادن به جنگ. اگر چنین شود و نتوانند فرسایشی شدن جنگ را تاب آورند، چه می شود؟

نتیجه های محتمل جنگ تاکنون به دو گزینه رسیده است؛ زیرا گزینه تسلیم شدن ایران اکنون دورتر از همه وقتی است، و گزینه پیروزی قاطع آمریکا و اسرائیل هم از میان رفته است اگر چنین چیزی ممکن بود تاکنون انجام شده بود. طبیعتا جنگ فرسایشی هم نمی تواند برای آمریکایی ها گزینه محتمل باشد به دلایلی که گفتم. دو گزینه باقی مانده شبیه هم هستند؛ چیزی مثل آتش بس یکطرفه ای که در مورد یمن اعلام شد و عمان واسطه شد و ترامپ تنها دلخوش به این بود که بگوید یمنی ها گفته اند دیگر به کشتی های آمریکا حمله نمی کنند! حرف ترامپ این بود که «قول داده اند»؛ از فرت بیچارگی تمامی اصول سیاسی را به قرارداد کودکانه ای مبتنی بر قول لفظی یمنی ها تقلیل داد. در مورد ایران هم این گزینه ممکن است و نهایتا با آتش بس یکطرفه ای مواجه شویم که ظاهرا بر اساس پیشنهاد کشور ثالثی شکل می گیرد اما در حقیقت خواست آمریکایی هاست برای برون رفت از بحران. گزینه نهایی هم این است که جنگ به صورت یکطرفه بدون پیشنهاد کشور ثالث به آتش بس بالفعلی برسد بدون هیچ توافق نوشته یا نانوشته ای.

کد مطلب 2193212

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 2
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۲:۱۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۵
    0 0
    شروع دوباره جنگ برای ایران مثلا شش ماه یا یک سال دیگر، بسیار پرهزینه خواهد بود، به نظر شما بهتر نیست ایران حتی در صورت آتش بس یک طرفه دست کم تا مدتی تنگه هرمز را به بهانه مطالبه غرامت و.... بسته نگه دارد تا دنیا هزینه جنگ یک طرفه امریکا را لمس کند؟ آیا این اقدام به پیامدهایش می ارزد؟ چگونه می توان یک ضمانت احرایی یا نوعی بازدارندگی در مقابل حمله مجدد امریکا و اسراییل ایجاد کرد؟