به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل ایبنا، چاپ اول کتاب گفتمان قدرت در جمهوری اسلامی ایران، به قلم اکرم بای توسط نشر سرو اندیشه به انتشار رسیده است.
درک هر گفتمانی به شکل درست و واقعبینانه معطوف به شناخت روندها و تغییر و تحولات گذشته در کنار مطالعه وضعیت حال آن گفتمان است؛ چراکه گذشته به نوعی بسترساز مسائل کنونی است و بخش زیادی از آنچه امروز یا فردا رخ میدهد، ریشه در گذشته داشته یا لااقل در پیوند با آن صورت گرفته است.
در این کتاب عناصری از حوزههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی توسط دو گفتمان اصولگرایی- محافظهکاری و اصلاحطلبی- اعتدالی که موجب تشدید چالشهای گفتمانی قدرت در جمهوری اسلامی در بازه ۱۳۹۲-۱۳۹۶ شده است، با استفاده از نظریه گفتمان ارنستو لاکلا و شانتال موف مورد بررسی قرار گرفته است. مولف این اثر با تجزیه و تحلیل دادهها بدین نتیجه دست یافته که هردو گفتمان رقیب با برجستهسازی خود و به حاشیه راندن دیگری، سعی در کسب ذهنیت جمعی اجتماع و شالودهشکنی گفتمان رقیب داشته و بر این اساس تحولات اجتماعی را موجب میشوند.
کتاب در سه بخش تدوین شده که در بخش اول آن به مفهومشناسی گفتمان و بازخوانی نظریه ارنستو لاکلا و شانتال موف پرداخته و در بخشهای بعدی به ترتیب به گفتمانها و نشانگان آن در ایران و همچنین در آخرین بخش به چالشهای گفتمانی اصولگرایی- محافظهکاری و اصلاحطلبی- اعتدالی اشاره شده است.
در صحنه ساسی ایران از سال ۱۳۵۶ سه خرده گفتمان اسلامی، ملیگرا و مارکسیستی با دالهای مرکزی متفاوت به فضای سیاسی کشور شکل دادند و به دلیل هژمونی گفتمان پهلوی و وجود این دشمن مشترک، این سه گفتمان در چالش و رقابتی تنگاتنگ با یکدیگر بودند. تا اینکه با از میان رفتن این اغیار، گفتمان اسلامی سیاسی فقاهتی، بر عرصه سیاسی و اجتماعی کشور مسلط شد دیگر گفتمانها در حاشیه قرار گرفتند. از درون گفتمان کلان اسلامی، گفتمان سازندگی؛ توسعه اقتصادی، اصلاحطلبی؛ توسعه سیاسی و اصولگرای عدالتمحور برآمدند.
گفتمان از منظر لاکلا و موف
آنچه موجب تمایز نظریه این دو از سایرین میشود تسری گفتمان از حوزه فرهنگ و فلسفه به جامعه و سیاست است. از نظر این دو گفتمان صرفا به معنای گزارههای زبانی نبوده بلکه به عنوان مثال در گفتمان لیبرال دموکراسی، صندوقهای رای، رقابتهای حزبی، رسانهها و کرسیهای دانشگاه همگی پدیدههای گفتمانی هستند، یعنی در نظر آنها گفتمان ارتباط تنگاتنگی با کنشهای اجتماعی، عقاید، مشی و منشهای افراد دارد. در این بخش پس از تحلیل انواع گفتمان و همچنین بیان هدف از تحلیل هر گفتمان، به ظهور و سقوط گفتمانهای گوناگون و کارکردهای مختلف آن از اجبار تا مشروعیتزدایی و مشروعیتسازی برمیخوریم.
در بخش بعدی نویسنده با بیان تاریخچه شکلگیری چپ و راست در دنیا، به شکلگیری همین دو جبهه در ایران اشاره کرده و در همین اثنا به دو گفتمان اصولگرا و اصلاحطلب میپردازد و همچنین اصول و مبانی را برای هر یک از این دو ذکر میکند. مولف همچنین به تبارشناسی هردو گفتمان پرداخته و معتقد است تاریخچه پیدایش گفتمان اصولگرایی ریشه در اندیشه سیاسی شیعه دارد. همچنین به نشانگان آن از جمله ولایت فقیه که دال مرکزی آن است تا مردمسالاری دینی، قانونگرایی، عدالتمحوری و اسلامی کردن دانشگاهها و علوم انسانی و همچنین به جامعه مدنی، آزادی، تساهل و تسامح به عنوان نشانگان جبهه اصلاحطلبی اشاره میکند.
در بخش سوم و آخرین بخش کتاب، مولف به چالشهایی که هر گفتمان با آن مواجه بوده پرداخته است و به برجستهسازیها و حاشیهرانیهای این دو گفتمان اشاره میکند. به عقیده مولف با شکلگیری دو گفتمان مایی و آنهایی، غیریتسازی و تخاصم در فضای گفتمانی اجرا میشود. هرچه خصومت گفتمان حاکم با گفتمان رقیبش بیشتر شود، گفتمان رقیب برجستهتر شده و با قویتر شدن گفتمان رقیب، گفتمان حاکم مجبور به نشان دادن خصومت بیشتری میشود و این روند در نهایت شاید به هژمونیک شدن گفتمان رقیب و فروپاشی گفتمان حاکم منجر شود.
او از مسائلی همچون پرونده هستهای، یازدهمین و دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، آلودگی هوا و ... در کشور یاد کرده است. از نظر نویسنده گفتمانهای یاد شده به توجه به دال مرکزی خود دل مشغول موضوعات امروزی هستند و این دو کمتر اندیشه گفتوگو با یکدیگر را در سر میپرورانند...
۲۱۶۲۱۶




نظر شما