گروه اندیشه: دکتر احمد بستانی استاد دانشگاه خوارزمی با نگارش مطلبی در کانال تلگرامی اش، به تجاوز نظامی آمریکا و اسراییل به ایران پرداخته است. او در مطلب خود تاکید می کند که ایران در آتشِ جنگی نابرابر میسوزد، اما آنچه از غرش جنگندهها هولناکتر است، زایش جریانی است که ویرانیِ میهن را زیر نقابِ «ملیگرایی قلابی» جشن میگیرد. بستانی با نگاهی تبارشناسانه، به افشای پروژهی استراتژیک اسرائیل برای «دستکاری ذهنی» بخشی از جامعه میپردازد؛ طرحی که در آن رسانههای مزدور و چهرههای لرزانِ سیاسی، مأموریت یافتهاند تا «حمله به زیرساختها» و «کشتار غیرنظامیان» را به عنوان راهی برای «رهایی» بازنمایی کنند. نویسنده با تفکیک میان خشمِ برحقِ مردمِ عادی و فرصتطلبیِ نخبگانِ پروژهبگیر، به تناقضِ مضحکِ کسانی اشاره میکند که سوابقِ تندروی و تجزیهطلبی خود را با ژستِ وطنپرستی پوشاندهاند.
بستانی در مطلب خود نقشِ «پهلوی» را به عنوان پیامرسان مطیعِ بیگانگان واکاوی کرده است؛ کسی که برای کشتهشدن سرباز آمریکایی سوگوار است اما در برابر خونِ دهها کودک ایرانی سکوت میکند. او با استناد به مفهوم «نیهیلیسمِ کینتوزانهی» نیچه، توضیح میدهد که چگونه نفرت از ساختار سیاسی، به جنونی بدل شده که حتی تغییر نقشهی ایران و بازگشت به عصر حجر را توجیه میکند. از نظر او مقایسهی معنادار میان مواضعِ اصیلِ چهرههایی چون «پرستو فروهر» با «مالهکشانِ جنگ»، عیارِ وطندوستیِ راستین را نمایان میسازد. این جستار، هشداری است به سادهدلانی که به خیرخواهیِ ترامپ و نتانیاهو دل بستهاند؛ هشداری مبنی بر اینکه کشورِ ویران، هرگز «آزاد» نخواهد بود و صلحِ پایدار نه از لولهی تفنگِ بیگانه، که از مسیرِ وجدانِ بیدارِ ملی میگذرد. این مقاله را در ادامه می خوانید:
****
ایران ما روزهای سختی را پشت سرمیگذارد. اسراییل و آمریکا در ۳۶ روز گذشته حملات گستردهای را علیه غیرنظامیان، زیرساختها، کارخانهها، دانشگاهها و مراکز پژوهشی و درمانی درپیش گرفته اند. با اینحال، آنچه بیش از همه برای شخص من مایه تاسف است همراهی گروهی از هموطنان با این حملات است.
این میل به حمله بیگانه البته از جنگ دوازده روزه درمیان گروهی از مردم آغاز شد و به ویژه پس از کشتار خونین دیماه به طور قابل توجهی گسترش پیدا کرد. اما این گسترش یافتن صرفا درونزا نبود، بلکه پروژهای بود ساخته و پرداخته اسراییل برای ویران کردن ایران. به گمان من موفقترین بخش این طرح اسراییل قبولاندن این ایده به بخشی از مردم یود که حمله بیگانه به تاسیسات و کشتار غیرنظامیان با هدف خیرخواهی و برای رهایی و آزادی مردم ایران صورت خواهد پذیرفت.
برای این هدف اسراییل سرمایهگذاری و پولپاشی گستردهای انجام داد. یک شبکه ماهوارهای تجزیهطلب را به ارگانی "ملیگرا' بدل کرد و همان کارمندان را که اغلب سابقه تجزیه طلبی، اصولگرایی، سمتهای حکومتی و کار کردن در رسانههای تندرو و افراطی داخل را داشتند اینبار با ژست مضحک ملیگرایی و وطندوستی به جلوی دوربین برد تا از "عملیات نظامی اسراییل در حمایت از مردم ایران" بگویند.
در این میان نقش پهلوی هم صرفا این بود که پیامرسان یکسویه و مطیع اسراییل باشد نه بیشتر. درحدی که ضروری میداند از کشته شدن چند سرباز آمریکایی ابراز شرمساری کند ولی حق ندارد هیچ جنایت امریکا و اسراییل ازجمله کشته شدن دهها کودک خردسال بیگناه را محکوم کند.
اسراییل در سال های اخیر پی برده بود که نفرت بخشی از مردم از جمهوری اسلامی یرای توجیه حمله نظامی و ویران کردن کشور کافی نیست بنابراین سرمایهگذاری وسیعی روی وطندوستی ایرانیان انجام داد و با "هایجک" کردن ملیگرایی ازطریق مزدوران اینترنشنال و پهلوی، ویرانیطلبی را با یک ملیگرایی قلابی بزک کرد و البته موفق به جلب عده قابل توجهی از مردم هم شد.
در اینجا البته حساب مردم عادی و خشمگین از وقایع دیماه با بخشی از -به اصطلاح- نخبگان جامعه جداست. مردم عادی همانگونه که تحت تاثیر رسانه و تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم اسراییل قرار می گیرند، هنگامی که با واقعیات سخت میدانی (در اینجا عملکرد کثیف و سخنان بیشرمانهی ترامپ و نتانیاهو) مواجه می شوند بی سروصدا نگاه خود را تعدیل می کنند، چنانکه بسیاری از آنان از ابتدای جنگ چنین کرده اند.
اما تاسفبارتر بخشی از تحصیلکردگان هستند (البته به جز مزدورانی که برای اینکار استخدام شدهاند و به واسطه اینترنشتال یا دفتر پهلوی از موساد پول می گیرند) که بیشتر در خارج از کشور و برخی هم در داخل از هجوم بیگانه استقبال میکنند.
برای اینان، کفه نفرت از جمهوری اسلامی سنگینتر است تا علاقه به میهن. برخی از آن ها را من از نزدیک میشناسم و می دانم که تا سه ماه قبل اصلا به ملت و میهن اعتقادی نداشتند.
این نکته ساده ولی مهم را باید تکرار کرد که ایرانیان خارج از کشور اساسا ازنظر اخلاقی درجایگاهی نیستند که برای ساکنان ایران نسخه پایداری و مقاومت در برابر بمباران خارجی را بدهند. این حق از آن کسانی است که باید این هزینه ها را در داخل کشور بپردازند. طرفه اینجاست که بسیاری از این ویرانیطلبان هنگامی که در ایران بودهاند هم هزینه خاصی بیش از دیگران ندادهاند و ازقضا هزینهدادهها همان کسانی هستند که عمدتا مخالف جنگاند.
مقایسه میان مواضع سردبیر سابق کیهان و پدر معنوی تروریسم مطبوعاتی که اکنون مشاور پهلوی و حامی اسراییل شده است با خانم پرستو فروهر این زن شجاع و وطندوست که پدر و مادرش را مظلومانه سلاخی کردهاند و از همان روز نخست موضعی ضدجنگ داشت بسیار عبرت آموز است.
داریوش و پروانه فروهر همان ایامی کاردآجین شدند که هفتهنامه صبح به سردبیری مهدی نصیری، که معتقد بود کیهان شریعتمداری دربرابر روشنفکران مرعوب شده و کارش را به درستی انجام نمیدهد، تمام تمرکزش بر پروندهسازی بیشرمانه برای روشنفکران و دگراندیشانی چون فروهر و مختاری و پوینده بود.
این از پروژهبگیران معلومالحال که تکلیفشان روشن است. اما درمورد عموم شهروندان مدافع جنگ، معتقدم بحث و گفت وگو با این هموطنان فایده چندانی ندارد. کسی که وجدان و عرق وطندوستی داشته باشد قاعدتا می فهمد که کشور کلنگی و ویرانه نمیتواند "آزاد" باشد. اگر هم به خطا قانع شدهباشد که چنین است قطعا ضرب سیلی تحولات آتی او را به خود خواهد آورد.
به عنوان یک شخص ملیگرا که تحصیلات و تخصصی هم در علوم سیاسی دارد صادقانه امیدوارم در این ارزیابی بدبینانه برخطا باشم، اما نمی توانم نگویم که روندی که درحال طی شدن است، دل بستن جمعی از هموطنان سادهدل و نادان به خیرخواهی نتانیاهو و ترامپ و تمجید و تقدیر از آن ها برای کلنگی کردن کشور، برای ایران ما نتایج بسیار هولناکی خواهد داشت.
نیچه در کتاب "تبارشناسی اخلاق،" تحلیل درخشانی از نیهیلیسم مدرن دارد که به گمان من برای توضیح هر شکلی از نیهیلیسم به کار میآید. ازنطر نیچه نیهیلیسم بر نفی و سلب استوار است، آنچه او کینتوزی مینامدش. این نیرو تا وقتی سلبی است قادر به حرکت موثر نیست ولی هنگامی که شکلی ایجابی به خود می گیرد بدل به نیهیلیسم میشود.
با همین الگو می توان نیهیلیسم پهلویگرایان و شاهکار اسراییل در دستکاری ذهنی بخشی از ایرانیان را توضیح داد. نفرت از جمهوری اسلامی به خودی خود نمیتوانست حمله خارجی و کشتن بیگناهان و تهدید بازگشت به عصر حجر و حتی تغییر تقشه ایران را برای یک ایرانی توجیه کند، چنانکه هرگز در دهههای اخیر نکرده است.
اما چه کاری بهتر از این که تفسیری جدید از ملیگرایی عرضه کنیم و بفروشانیم که اصلا شرط تحقق آن تخریب وطن و کشتار غیرنظامیان باشد؟ در این نیهیلیسم پهلویگرا هر اقدام و پیامدی، تاکید می کنم هر اقدام و پیامدی، که از حمله اسراییل و آمریکا برآید به سود مردم ایران است.
سادهدلان و ابلهان در این میان معتقدند باید به ترامپ و بیبی اعتماد کرد و برایشان هورا کشید و پرچمشان را برای قدردانی بالا برد. اما مالهکشانی که ضریب هوشی بالاتری دارند و می دانند آن دو نفر به هیچ چیزی به اندازه سرنوشت ایران بیاعتنا نیستند، اینگونه توجیه میکنند که این چیزها مهم نیستند و درمقابل هدف نهایی حمله (منظورشان البته آرزوهای خودشان است وگرنه هدف اسراییل و آمریکا روشن است) این تلفات طبیعی است.
مشکل این نیهیلیسم این است که چون درنهایت بر سلب و نفی استوار است، قادر به ایستادن بر هیچ اصل و پرنسیپی نیست و سینهخیز و ماله به دست پیش میرود. ابتدا میگویند قرار است عملیات محدودی انجام شود و مردم آزاد شوند، سپس که غیرنظامیان به خاک میافتند، می گویند اینها مردم عادی نبودهاند، وقتی روشن می شود مردم عادی بودهاند اینها میگویند نظام اینها را سپر انسانی کرده است.
وقتی سخن از تخریب زیرساخت ها میشود می گویند آمریکا مگر مغز خر خورده است که با ضربه زدن به مردم حمایت آن ها را از دست بدهد؟ بعد که ترامپ از انهدام زیرساخت میگوید اینها میگویند تهدید و بلوف است برای ترساندن رژیم و وقتی زیرساخت را هم میزنند این مالهکشان میگویند ایران ۴۷ سال است که در عصر حجر است!
و البته این مالهکشان بازگشت به عصر حجر همان کسانی هستند که وقتی سرنوشت عراق و لیبی پس از حمله خارجی و جنگ به آنها گوشزد می شد به کمتر از ژاپن و آلمان پس از جنگ جهانی رضایت نمیدادند!
وطندوستان راستین همگی به سهم خود در برابر کشته شدن هموطنان و تخریب زیرساخت و محیط زیست توسط اسراییل و آمریکا موضعگیری کردند که انتظاری هم جز این نبود. اما بخش زیادی از افرادی که گرایش های چپ و قومگرایانه داشتند هم اتفاقا در این هفتهها مواضعی کمابیش شایسته داشتند.
نخست از روی عقل سلیم و وجدان بشری و سپس به دلیل اینکه دو جریان یادشده دستکم پایبند به اصولی هستند. چپگرایان در همهجای دنیا درمجموع به نیات قدرت خارجی در مداخله نظامی بدبیناند و قومگرایان هم حتی اگر ایران را دوست نداشته باشند دستکم برای منطقه و قومیت خود کشتار و ویرانی نمیطلبند. این دو جریان مواضعی به مراتب بهتر از جنگستایان پهلویچی گرفتند که بخش مهمی از آن ها حتی یک روز هم سابقه وطنپرستی نداشتهاند.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما