مذاكرات اسلام آباد

«خیانت ملی» برخی روشنفکران فرانسوی / محاکمه‌ی روشنفکرانی که «قلم» را به «گیوتین» تبدیل کردند / مرز باریک آزادی عقیده با همدستی با اشغالگران

ژیزِل سپیرو: حوزۀ ادبی به جای این‏که در دفاع از هویت ملی در برابر اشغالگران متحد شود و از استقلالی که با مبارزات سخت از قرن نوزدهم به دست آورده بود پاسداری نماید[۱۵]، دچار افتراق گردید. در این دوران، نویسندگان بین همکاریِ فکری با اشغالگران و مقاومت ادبی یا مسلحانه که به معنای فعالیت زیرزمینی بود، دست به انتخاب زدند...بیش‏تر مبلّغان فرانسوی هیتلر، چهره‌های دست‌دوم یا جوانان جاه‌طلب فاشیست مانند روبر برَزییَک[۲۳] بودند. رژیم ویشی عمدتاً از سوی نیروهای سنتی و واپس‌گرا حمایت می‌شد.

گروه اندیشه: مسئولیت تاریخی روشنفکر در لحظات تیره جنگ، بحران و اضطرار چیست؟ برای پاسخ به این سوال اساسی، سیاوش شوهانی دبیر بخش فلسفه و علوم اجتماعی نشر ثالث، مطالعه کتاب «کلماتی که می‌کشند؛ مسئولیت روشنفکر در زمانۀ بحران» را که به زودی به بازار کتاب عرضه می شود، پیشنهاد می کند. برای آشنایی مخاطب با محتوای کتاب، نشر ثالث دو بخش مهم یعنی معرفی اجمالی مولف به قلم مترجمان و دیگری پیشگفتار ژیزل سَپیرو بر ترجمه فارسی را در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین برای انتشار قرار داده است. این کتاب با بازخوانی پرونده تصفیۀ روشنفکران فرانسوی پس از جنگ جهانی دوم، پرسشی بنیادین را پیش می‌کشد: چگونه کسانی که روزگاری منادی فرهنگ بودند، به توجیه‌گران فاشیسم و همکاری با اشغالگران در رژیم ویشی بدل شدند؟ این روشنفکران پس از آزادی فرانسه در سال ۱۹۴۴، با اتهام «خیانت ملی» روبرو شدند؛ چرا که کلام آن‌ها نه صرفاً یک «عقیده»، بلکه ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به جنایات اشغالگران و سرکوب هم‌وطنانشان بود. ژیزِل سَپیرو با بهره‌گیری از مفهوم «میدانِ» پیر بوردیو، نشان می‌دهد که در دوران اشغال، فضای ادبی فرانسه نه یک کلِ متحد، بلکه صحنه نبردی میان «مقاومت ادبی» و «همکاری ساختاری» بود. در حالی که چهره‌هایی چون سارتر و البرت کامو بر مسئولیت گریزناپذیر مؤلف تأکید داشتند، مبلغان هیتلر با سوءاستفاده از انحصار کلام، اعدام مخالفان و تبعید بی‌گناهان را مشروعیت می‌بخشیدند.

چالش اصلی زمانی رخ می‌نماید که این «سخن‌گویانِ استبداد» پس از سقوط رژیم، برای فرار از مجازات به اصل «آزادی بیان» متوسل می‌شوند؛ همان اصلی که خود پیش‌تر برای سرکوبش کف زده بودند. این اثر با واکاوی مفهوم «جنایت نوشتاری»، مرز میان «نظر شخصی» و «ابزار تبلیغاتی برای جنایت علیه بشریت» را ترسیم می‌کند. در روزگاری که رژیم‌های غیرلیبرال سر برآورده‌اند، مطالعه سرنوشت روشنفکران پاریس در سال ۱۹۴۴، فراتر از یک پژوهش تاریخی، آیینه‌ای است برای تمام جوامعی که در میانه نبرد میان حقیقت و دروغ، به سوی آینده‌ای دموکراتیک گام برمی‌دارند. کتاب «کلماتی که می‌کشند؛ مسئولیت روشنفکر در زمانۀ بحران» نوشته ژیزل سپیرو و ترجمه علیرضا غفوری و پرستو یوسفی منتشر شده از سوی نشر ثالث است. این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

معرفی اجمالی مولف و اثر (به قلم مترجمان) 

ژیزِل سَپیرو[۱]، جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز ادبی فرانسوی، یکی از چهره‌های برجسته در حوزۀ جامعه‌شناسی ادبیات و مطالعات فرهنگی جهان معاصر است. او در سال ۱۹۶۵ در فرانسه دیده به جهان گشود و تحصیلاتش را در رشتۀ فلسفه و سپس در جامعه‌شناسی در «مدرسۀ مطالعات عالی در علوم اجتماعی»[۲] زیر نظر پیر بوردیو[۳] ادامه داد. سَپیرو به‏ ویژه به ‌خاطر نظریه‌ها و نوشته ‏هایش حول رابطۀ میان ادبیات، سیاست و زبان شناخته می‌شود.

این کتاب، که نخستین ترجمۀ فارسی آثار ژیزل سپیرو محسوب می شود، با ارائۀ یک چارچوب نظری مستحکم، بر مطالعات موردی دقیقی متکی است که به ما امکان درک چگونگی تبدیل گفتار به عمل را می‌دهد تا به این پرسش پاسخ دهیم که جوامع چگونه می‌توانند اَشکال گفتمانی زیان‌آور را تنظیم و کنترل نموده و یا در این راه شکست را پذیرا باشند

وی از شاگردان ممتاز و پیرو مکتب فکری پیر بوردیو بود و با تأثیر از نظریه‌های او، می‏ کوشد شالودۀ میدان ادبی و نقش نویسندگان را در بستر قدرت، ایدئولوژی و ساختارهای اجتماعی تحلیل کند. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به مسئولیت نویسنده و همچنین نویسندگان و علم سیاست در فرانسه[۴] اشاره کرد. سَپیرو در آثار خود به بررسی نقش روشنفکران در تاریخ فرانسه، به‌‏ویژه در دوران جنگ جهانی دوم و اوقاتِ اشغال و پس از آن، می‌پردازد و سؤالاتی را دربارۀ مسئولیت اخلاقی نویسندگان، سانسور، خودسانسوری و تعهد سیاسی آنان مطرح می‌کند. او همچنین نقش بازار نشر، نهادهای ادبی و ترجمه را در شکل‏دهی به میدان فرهنگی بین‌المللی مورد بررسی قرار داده است. او استادِ پژوهش در «مرکز ملی پژوهش‌های علمی»[۵] فرانسه و عضو فعال و مدیر ارشد پژوهش در «مدرسۀ مطالعات عالی در علوم اجتماعی» است.

سَپیرو، در کتاب «کلماتی که می‌کشند؛ مسئولیت روشنفکر در زمانۀ بحران (۱۹۴۴ـ۱۹۴۵)[۶]» با دقتی چشمگیر، قدرتِ کنش‌زای زبان و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اخلاقی آن را مورد کنکاش قرار می‌دهد. سَپیرو با بررسی موقعیت‌های تاریخی متنوع ــ از تبلیغات نظام‌های تمامیت‌خواه گرفته تا گفتمان‌های ملی‌گرایانه، و از فراخوان‌های نفرت‌انگیز تا توجیهات فکری خشونت ــ به ما نشان می‌دهد که چگونه کلمات، بسیار فراتر از آن‌که صرفاً ابزاری برای انتقال پیام باشند، می‌توانند به وسایلی برای تسلط، حذف یا نابودی نمادین تبدیل شوند.

او به تحلیل شرایطی می‌پردازد که در آن یک گفتمان می‌تواند به تحریک خشونت بینجامد، آزار و اذیت را مشروعیت بخشد یا بستر را برای جنایات جمعی فراهم سازد. او همچنین مسئولیت‌های حقوقی و اخلاقی ناشی از کاربرد زبان را زیر سؤال می‌برد و نقش نویسندگان، نهادهای فکری و رسانه‌ها را در اشاعۀ ایدئولوژی‌های مرگ‌آور بررسی می‌کند. این کتاب، که نخستین ترجمۀ فارسی آثار ژیزل سپیرو محسوب می شود، با ارائۀ یک چارچوب نظری مستحکم، بر مطالعات موردی دقیقی متکی است که به ما امکان درک چگونگی تبدیل گفتار به عمل را می‌دهد تا به این پرسش پاسخ دهیم که جوامع چگونه می‌توانند اَشکال گفتمانی زیان‌آور را تنظیم و کنترل کرده و یا در این راه شکست را پذیرا باشند.

از این رو، این کتاب، ابزاری درخور تأمل در اختیار خوانندۀ فارسی‌زبان قرار می‌دهد تا به تأمل دربارۀ چالش‌های جهان معاصر از قبیل سانسور، آزادی بیان، مسئولیت فکری و انحرافات گفتمانی بپردازد. کلماتی که می‌کُشند ــ که به زودی از سوی نشر ثالث با ترجمۀ علیرضا غفوری و پرستو یوسفی راهی بازار نشر می‌شود ــ کتابی حیاتی است برای هر کس که به قدرت زبان و پیامدهای آن در حیات جمعی می‌اندیشد.

آنچه در پی می‌آید پیشگفتار سَپیرو بر ترجمۀ فارسی این کتاب است.

«خیانت ملی» برخی روشنفکران فرانسوی / محاکمه‌ی روشنفکرانی که «قلم» را به «گیوتین» تبدیل کردند / مرز باریک آزادی عقیده با همدستی با جنایت

پیشگفتار نویسنده بر ترجمۀ فارسی

مسئولیت روشنفکران در زمانه‌ای که کلمات زیر ذره‌بین قرار می‌گیرند، چیست؟ برتولت برشت[۷] در دوران حکومت نازی‌ها می‌پرسید: «چگونه می‌توان در میانۀ دروغ، حقیقت را بیان نمود؟» امروزه، حماسۀ قهرمانانۀ روشنفکرانی که تمام زندگی‌شان را وقف آزادی اندیشه کردند، از ویکتور هوگو[۸] تا امیل زولا[۹]، که همچون پیامبران عصر مدرن ستایش شدند و سرانجام تحت تعقیب، تبعید، زندان و حتی مرگ قرار گرفتند، بازتابی عمیق یافته است. مهاجرت غم‌انگیز پژوهشگران، هنرمندان و نویسندگانی مانند پینار سِلِک[۱۰]، نویسنده و جامعه‌شناس تُرک، که از رژیم‌های دیکتاتوری و انواع سرکوب می‌گریزند و اغلب اولین قربانیان این نظام‌ها هستند ــ البته اگر نخواسته باشیم از زندانیان، ناپدیدشدگان و کشته‌شدگان سخنی به میان آوریم ــ شاهدی است بر این وضعیت غم‏ انگیز.

 روشنفکرانی که پس از جنگ به اتهام «همدستی با دشمن» محاکمه می‌شدند، در دفاع از خود به «آزادی عقیده» متوسل می‌شدند. با این حال، همان روشنفکرانِ همکار با دشمن که پس از جنگ برای دفاع از خویش به این اصل استناد می‌کردند، خودْ اولین کسانی بودند که سرکوب آن را تشویق کرده بودند

 لیکن سرنوشت آن دسته از روشنفکرانی که به این رژیم‌ها می‌پیوندند چه می‌شود؟ کسانی که برای سرکوب آزادی بیان کَف می‏زنند؟ آنان که با انحصار کلام، صدای مخالفان خود را خاموش و حتی حذف فیزیکی آن‌ها را تأیید می‌کنند؟ و کسانی که پا را فراتر می‏ گذارند و به ابزار تبلیغاتی حکومت‌ها تبدیل می‌شوند؟ مسئولیت اخلاقی و حقوقی آن‌ها در قبال جنایات این رژیم‌ها چیست؟ این پرسش در هر وضعیتِ گذار به دموکراسی یا هرگونه بازگشت به آن، چه با تحول از درون کشور و چه با تحمیل نیروهای اشغالگر، پس از گذرانِ دوره ‏ای از حاکمیت استبدادی مطرح می‌شود.

 این کتاب به موضوع تصفیۀ روشنفکران فرانسوی در فردای جنگ جهانی دوم می‌پردازد. این اثر ادامه‌ای است از کتاب اولم با عنوان جنگ نویسندگان، ۱۹۴۰‏ـ‏۱۹۵۳[۱۱] که برگرفته از رسالۀ دکترایم بود زیر نظر پیر بوردیو در سال ۱۹۹۴. من با تکیه بر مفهوم «میدانِ»[۱۲] بوردیو، نشان داده بودم که انتخاب‌های سیاسی نویسندگان در آن دوران بحرانی که هویت ملی تحت لوای رژیم اقتدارگرای ویشی[۱۳] به رهبری مارشال پِتَن[۱۴] در خطر افتاده بود، تا حد زیادی با جایگاه آن‌ها در حوزه‌های ادبیِ پیش از جنگ قابل ‏توضیح است.

درواقع، حوزۀ ادبی به جای این‏که در دفاع از هویت ملی در برابر اشغالگران متحد شود و از استقلالی که با مبارزات سخت از قرن نوزدهم به دست آورده بود پاسداری کند[۱۵]، دچار افتراق شد. در این دوران، نویسندگان بین همکاریِ فکری با اشغالگران و مقاومت ادبی یا مسلحانه که به معنای فعالیت زیرزمینی بود، دست به انتخاب زدند. این انتخاب‌ها طیف گسترده‌ای از موضع‌گیری‌ها را در بر می‌گرفت: از همکاری ساختاری و گونه‌های مختلف «سازش» (به تعبیر سارتر) گرفته تا اَشکالی از مخالفت خاموش ــ که قهرمان جوان رمان آرامش دریا[۱۶] اثر ورکور[۱۷] (که در سال ۱۹۴۲ به طور زیرزمینی منتشر شد) نماد آن است ــ و « قاچاق ادبی» که شامل انتقال پیام به زبان رمزی بود؛ روشی که اَرَگون آن را آغازید و شعرش بستر اصلی آن تلقی می‌شد.

 آیا در شرایطی که روشنفکران همکار با دشمن تقریباً تنها سخن‌گویانِ میدان بودند، اصلاً صحبت از آزادی عقیدۀ معنایی دارد؟ در چنین شرایطی، مسئولیت روشنفکر و اقتدار او  به حمایتی بستگی دارد که از اشغالگران دریافت می‌کند

در حالی که مقاومت ادبی توانست نام‌های پرآوازه‌ای چون آندره ژید[۱۸]، فرانسوا موریاک و پل اِلوار[۱۹] را به همراه تنی چند از شاعران جوان جذب کند، جریان همکاری با اشغالگران نیز می‌توانست به چهره‌هایی چون پیر دریو لَ روشل[۲۰]، آنری دو مونترلان[۲۱] و لوئی‏ـ‏فردینان سلین[۲۲] افتخار کند. اما بیش‏تر مبلّغان فرانسوی هیتلر، چهره‌های دست‌دوم یا جوانان جاه‌طلب فاشیست مانند روبر برَزییَک[۲۳] بودند. رژیم ویشی عمدتاً از سوی نیروهای سنتی و واپس‌گرا حمایت می‌شد.

با استفاده از مفهوم پویای «میدان» به عنوان فضایی برای کشمکش‌های خاص، این تحلیل به یک الگوی ارزشمند تبدیل می‌شود و می‌توان آن را به بررسی سایر کشورها در ایام اشغال (همچون پژوهشی که در حال حاضر روی مورد نروژ در جنگ جهانی دوم انجام می‌شود) و همچنین به دیگر رژیم‌های اقتدارگرا، مثل رژیم‌های کمونیستی، تعمیم داد؛ حتی می‌توان آن را به دوران معاصر (که رژیم‌های غیرلیبرال و اقتدارگرا با قدرت بیش‏تری بازگشته‌اند) و به خارج از حوزۀ اروپا نیز گسترش داد. به عنوان مثال، می‌توان پرسید که دانشگاهیان در آمریکا در دوران حکمرانی ترامپ که انحراف غیرلیبرال آن آشکار است، چه موضعی اتخاذ می‌کنند.

«خیانت ملی» برخی روشنفکران فرانسوی / محاکمه‌ی روشنفکرانی که «قلم» را به «گیوتین» تبدیل کردند / مرز باریک آزادی عقیده با همدستی با جنایت
ژیزل سپیرو

 پرسش اساسِ مطرح شده در این کتاب عبارت است از طرح این موضوع که پس از سقوط یک رژیم سرکوبگر، چگونه باید به محاکمۀ روشنفکران همکار با آن پرداخت؟ قانون برای مجازات کلمات چه ابزارهایی در اختیار دارد؟ و جرایم نوشتاری شامل چه مواردی می‌شود؟ روشنفکرانی که با اشغالگران نازی همکاری کرده بودند، از همان لحظۀ آزادسازی پاریس در سپتامبر ۱۹۴۴ به اتهام خیانت تحت پیگرد قرار گرفتند.

درحقیقت، این روشنفکران ورای منافع ملی و استقلال کشور از جنایات جنگی و سوءاستفاده‌ها حمایت کرده بودند. آن‌ها در آزار و اذیت و تبعید دسته‌جمعی یهودیان و همچنین در سرکوب خشونت‌آمیز مبارزان مقاومت گُلیست یا کمونیست شریک بودند؛ مبارزانی که رژیم ویشی آن‌ها را «تروریست» می‌خواند، در حالی که آن‌ها از تمامیت ارضی فرانسه دفاع می‌کردند و هرگز غیرنظامیان را هدف قرار نمی‌دادند

اتهام اصلی آن‌ها «همدستی با دشمن» بود. واژۀ «جنایت علیه بشریت» در پایان سال ۱۹۴۵ در دادگاه ‏های نورنبرگ[۲۴] به رسمیت شناخته شد و فقط از سال ۱۹۶۴ وارد نظام حقوقی فرانسه شد. با این حال، سارتر از پاییز ۱۹۴۵، تعریفی جهانی از مسئولیت مؤلف ارائه داد که فراتر از مرزهای ملی بود و من در فصل سوم به ‏تفصیل به آن پرداخته‌ام. درحقیقت، این روشنفکران ورای منافع ملی و استقلال کشور از جنایات جنگی و سوءاستفاده‌ها حمایت کرده بودند. آن‌ها در آزار و اذیت و تبعید دسته‌جمعی یهودیان و همچنین در سرکوب خشونت‌آمیز مبارزان مقاومت گُلیست[۲۵] یا کمونیست شریک بودند؛ مبارزانی که رژیم ویشی آن‌ها را «تروریست» می‌خواند، در حالی که آن‌ها از تمامیت ارضی فرانسه دفاع می‌کردند و هرگز غیرنظامیان را هدف قرار نمی‌دادند.

 روشنفکرانی که پس از جنگ به اتهام «همدستی با دشمن» محاکمه می‌شدند، در دفاع از خود به «آزادی عقیده» متوسل می‌گردیدند. اصل آزادی عقیده بر این ایده استوار است که حقیقت تنها از طریق استدلال و بحث‌های چالشی آشکار می‌شود. البته این ایده، متأسفانه همان‌طور که تسلط کنونیِ اخبار جعلی بر شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد، بسیار واهی است و آزادی بیان حتی در یک نظام لیبرال هم باید چارچوب‌مند باشد. با این حال، همان روشنفکرانِ همکار با دشمن که پس از جنگ برای دفاع از خویش به این اصل استناد می‌کردند، خودْ اولین کسانی بودند که سرکوب آن را تشویق کرده بودند.

 به‏ علاوه می‌توان پرسید که آیا در شرایطی که مخالفان همکاری با اشغالگران وادار به سکوت یا فعالیت‌ زیرزمینی شده بودند و درنتیجه، روشنفکران همکار با دشمن تقریباً تنها سخن‌گویانِ میدان بودند، اصلاً صحبت از آزادی عقیدۀ معنایی دارد؟ (البته این به مفهوم فقدان رقابت و تفاوت‌های فکری در میان خودشان نیست). در چنین شرایطی، مسئولیت روشنفکر چند برابر می‌شود، زیرا اقتدار او دیگر نمادین نیست، بلکه به حمایتی بستگی دارد که از رژیم حاکم (یا در این‏جا، اشغالگران) دریافت می‌کند. وقتی روشنفکرانْ کشتار مردم بی‌گناه و تبعیدهای دسته‌جمعی را تأیید می‌کنند، وقتی اعدام‌های بی‌محاکمه و گروگان‌گیری‌ها را توجیه و برای تخلف از نظم استبدادی (اشغالگران) مجازات اعدام را توصیه می‌کنند، آیا می‌توان گفت که سخنانشان فقط یک نظر در میان سایر نظرات است؟ یا این‏که کلامشان به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به این نظم و جنایاتی که به نام آن انجام می‌شود، تبدیل شده است؟

 اجازه می‌خواهم این پیشگفتار را با کلامی شخصی‌تر به پایان ببرم. بدین وسیله از همکارم علیرضا غفوری، متخصص برجستۀ ادبیات فرانسه و ادبیات تطبیقی و همچنین پژوهشگر تاریخ مبادلات فرهنگی ایران و فرانسه، به خاطر انجام این ترجمه سپاسگزارم. برای من افتخار و سعادت بزرگی است که اثرم به زبان فارسی، این زبان پرافتخار و غنی از فرهنگ، ترجمه می‏ شود؛ زبانی که در میان جامعه‌ای گسترده از روشنفکران، نویسندگان و سینماگرانی رایج است که همیشه با شجاعتی بی‌مانند برای آزادی بیان و فرهنگ علیه جور و استبداد شوریده ‏اند. امید است که این کتاب بتواند اندیشۀ آن‌ها را برای رسیدن به آینده‌ای درخشان‌تر بارور کند.

ژیزل سَپیرو

پاریس، اوتِ ۲۰۲۵

پانوشت ها

[۱] Gisèle Sapiro (۱۹۶۵-)

[۲] École des hautes études en sciences sociales

[۳] Pierre Bourdieu (۱۹۳۰-۲۰۰۲)

[۴] Les écrivains et la politique en France, ۲۰۱۸

[۵] Centre national de la recherche scientifique (CNRS)

[۶] Des mots qui tuent: La responsabilité de l’intellectuel en temps de crise (۱۹۴۴-۱۹۴۵(

[۷] Bertolt Brecht (۱۸۹۸-۱۹۵۶)

[۸] Victor Hugo (۱۸۰۲-۱۸۸۵)

[۹] Émile Zola (۱۸۴۰-۱۹۰۲)

[۱۰] Pinar Selek (۱۹۷۱-)

[۱۱] La Guerre des écrivains, ۱۹۴۰-۱۹۵۳, ۱۹۹۹

[۱۲] champ: به زبان ساده، نظریۀ میدان بوردیو می‌گوید جامعه از میدان‌های مستقل ولی مرتبط (مثل سیاست، هنر، علم و دانشگاه) تشکیل شده که در هر کدام، افراد و گروه‌ها برای به‏دست‏آوردن «سرمایه» (قدرت، پول، اعتبار) با هم رقابت می‌کنند.

[۱۳] Vichy: دولت ویشی، رژیم دست‌نشانده‌ای بود که پس از شکست فرانسه توسط آلمان نازی در سال ۱۹۴۰ تشکیل شد و تا سال ۱۹۴۴ بر بخش غیرمستقیم اشغال‌شدۀ فرانسه حکومت کرد. این دولت به رهبری مارشال پتن، با نازی‌ها همکاری کرد و سیاست‌های نژادپرستانه و ضدیهودی شدیدی را به اجرا گذاشت.‏

[۱۴] Henri Philippe Bénoni Omer Joseph Pétain (۱۸۵۶-۱۹۵۱)

[۱۵] این همان موضوعی است که در کتابم تحت عنوانِ مسئولیت نویسنده: ادبیات، حقوق و اخلاق در فرانسه (قرن نوزدهم تا بیست‏و‏یکم)، مفصل بدان پرداخته‌ام.

[۱۶] Silence de la mer, ۱۹۴۴

[۱۷] Jean Marcel Adolphe Bruller (Pseudonym: Vercors) (۱۹۰۲-۱۹۹۱)

[۱۸] Paul Guillaume André Gide (۱۸۶۹-۱۹۵۱)

[۱۹] Paul Éluard (۱۸۹۵-۱۹۵۲)

[۲۰] Pierre Drieu La Rochelle (۱۸۹۳-۱۹۴۵)

[۲۱] Henry de Montherlant (۱۸۹۵-۱۹۷۲)

[۲۲] Louis-Ferdinand Céline (۱۸۹۴-۱۹۶۱)

[۲۳] Robert Brasillach (۱۹۰۹-۱۹۴۵)

[۲۴] Nuremberg trials

[۲۵] مربوط به گرایش گُلیسم (Gaullism)، طرفداری از افکار و اَعمال شارل دو گُل.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2202697

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =