مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۲۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۰
آرش مازندران و شیر لاریجان کجاست؟

تعدادی از شاعران در وصف شهید علی لاریجانی اشعاری سرودند؛ یکی او را آرش مازندران دانست؛ دیگری فخر لاریجان و ایران و یکی هم او را کمیل نامید.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، شامگاه یکشنبه ۲۳ فروردین یادواره ادبی «یار دیرین» در پاسداشت مقام شهید دکتر علی لاریجانی با حضور جمعی از اهالی ادب و فرهنگ کشورهای حوزه ایران فرهنگی برگزار شد.

سید حکیم بینش شاعر و پژوهشگر افغانستانی در ابتدای این مراسم بیان داشت: شهادت علی لاریجانی در این روزهای سختی که بر ایران اسلامی می‌گذرد، برای جمهوری اسلامی ایران و دوستداران ایران اسلامی خیلی تلخ و سخت بوده و یکی از ضایعه‌های جبران‌ناپذیر است. برای ایشان زهی سعادت که به درجه رفیع شهادت رسیدند. این اجر سال‌ها خدمات و زحمات ایشان بود

وی افزود: ایشان از چهره‌های محبوب بودند و در این سال‌های اخیر که مردم بیشتر با اندیشه و افکار ایشان آشنا شده بودند، محبوبیت‌شان بیشتر هم شده بود. در این جنگ تحمیلی بعد از شهادت امام شهید، حضور ایشان در صحنه بسیار مؤثر بود. ایشان با مصاحبه‌ها، سخن‌ها، توئیت‌ها و نوشته‌هایشان هم پاسخ یاوه‌های دشمن را می‌دادند و هم در انسجام و استحکام نیروهای داخلی و مردم نقش مؤثر داشتند.

سید حکیم بینش افزود: باید یاد کنیم از حضور ایشان در میان مردم در روز جهانی قدس و مصاحبه‌شان در آن روز که خیلی شجاعانه بود و آخرین بیانیه ایشان به کشورهای اسلامی و منطقه که بسیار اندیشمندانه بود. ایشان به واقع شجاعانه در سنگر سیاست می‌جنگیدند.

سید مسعود علوی تبار شاعر و پژوهشگر بیان داشت: مقام و جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و یار دیرین رهبری را علاوه بر تکیه بر شخصیت قدرتمند و ممتاز او که در سطوح مختلف مدیریتی کشور از قبیل نظامی، فرهنگی، دیپلماسی و امنیتی منشأ خدمات برجسته ای برای ملت و انقلاب بود، می توان در کلام امام شهیدمان در معرفی او و در دل‌های سوخته مردم داغدار و قدرشناس کشورمان که در داغ شهادت او به سوگ نشستند، جست‌وجو کرد.

وی افزود: شهید لاریجانی شخصیتی بودند که رهبر شهید حضرت آیت الله خامنه ای رضوان الله تعالی علیه او را دوست، برادر، هم فکر و رفیق خود می دانست و رفتن او را از هر جایگاهی خسارتی فی نفسه می خواند.

علوی تبار تصریح کرد: دل‌های پاک مردم نجیب و ولایی ایران خود بهترین معیار برای احراز خلوص و جانفشانی های خادمان خود هستند. به تعبیر شریف حافظ «مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم/ هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم». حقیقتاً جان های پاک و مملو از معنویت مردم ایران چنین میثاق ها و عهدهایی را با حضرت جانان بسته اند.

در این محفل شاعران و هنرمندانی چون علیرضا قزوه، ایرج قنبری، کمیل کاشانی، سید مسعود علوی تبار، محمد مهدی عبداللهی، سید مهدی بنی هاشمی، پروانه نجاتی، فاطمه نانی زاد، فرزانه قربانی، سیده کبری حسینی بلخی و فاطمه ناظری حضور داشتند. برخی از اشعار ارائه شده در این یادواره ادبی به قرار ذیل است:

شعبان کرم‌دخت: "علی‌وار" از هوای عاشقی گفت

زمین سرخ است، حتّی آسمان، آه؛ پُر از خون است چشم عاشقان آه

شب و دلتنگی و بغض فراوان؛ چه آشوبی‌ست در جان جهان آه

از این غم که به جانم ناگهان ریخت؛ ندارم ذرّه‌ای تاب بیان آه

نشسته با نگاه بیقرارش؛ دلم در پای یادی مهربان آه

به گوشم می‌رسد، آرام، آرام؛ صدای گریه‌ شعر روان آه

چه "لاریجانی‌ای" از خاک پَر زد! چه "لاریجانی‌ای" تا بیکران آه!

"علی‌وار" از هوای عاشقی گفت؛ همه خون است دستش با دهان آه

تو ای جان گرامی، جان بیدار؛ به یادت بی‌نشانم، بی‌نشان آه

نجمه پورملکی: آرش مازندران و شیر لاریجان کجاست؟

جنگ توران است این... کیخسرو ایران کجاست؟ آرش مازندران و شیر لاریجان کجاست؟

آه آن دست کمان گیری که تا پای نفس؛ مرزهای امنیت را بوده سنگربان کجاست؟

نیمی استاد مطهر بود نیمی رهبری جمع بین عقل و عشق و منطق و ایمان کجاست؟

لشکر افراسیاب قرن را تحقیر کرد؛ آنکه روز قدس آمد در دل میدان کجاست؟

رهبران اپستین را گفت ما در صحنه‌ایم؛ یک نفر باید بگوید جای آن شیطان کجاست؟

آنکه جام زهر می نوشید از طعن همه؛ آنکه رد می شد مدام از مصلحت بازان کجاست؟

با پیامی پاسخ دشمن‌شکن می‌کرد رو؛ آه این مرد مجاهد واقعا الان کجاست؟

ای برادرهای لاریجانی ای شب‌های قدر؛ آنکه مردم را ستایش کرد در میدان کجاست؟

ارث آقازادگی تنها شهادت بود و بس؛مرتضایی که پدر را بوده پشتیبان کجاست؟

بد شروع کردی ولی ای دشمن نادان و رذل؛ ما نشانت می دهیم این نقطه پایان کجاست؟

کمیل کاشانی: چه برازنده است این عنوان برای او "کمیل"

از پیام آخرش عطر شهادت می‌وزید؛ خوش به حالش که به یاران شهید خود رسید

در طنین هر کلامش موج می زد اقتدار؛ از شکوه هر پیامش رنگ دشمن می‌پرید

آفرین بر همت و عزمش که در راه وطن؛ بارها تیغ زبان او حماسه افرید

شِکوه از نامهربانی‌ها نکرد و صبر کرد؛عاشقانه طعنه‌های تلخ را بر جان خرید

(اُدخلُوها بِسَلامِِ آمِنین) پاداش اوست؛گفت لبیک (اِرجِعی) را و چه زیبا پر کشید

هیجده روز از فراق مقتدای او گذشت؛با مراد خویش گویی داشت وعده این مرید

نام او در دفتر ایران به عزت ثبت شد؛ بعد از این، تاریخ از او بیشتر خواهد شنید

چه برازنده است این عنوان برای او "کمیل"؛ اول نامش پس از این می‌نویسم که "شهید"

ناصر دوستی: فخر لاریجان و ایران یک مُجاهد بود و رفت

با دَمش غم می زُداید از دل غمگین شهید؛ لحظه‌ها را می کند با خنده اش شیرین شهید

دم به دم عطر بهشتی می‌چکد از خنده‌اش؛ می‌کند هر لحظه دنیا را بهشت آیین شهید

تا خدا پَر می‌کِشد هر دم بشارت می‌دهد؛ چون پرستوی پیام‌آور ز فروردین شهید

باز گُسترده بساط هفت سینش را بهار؛ در سر این سُفره باشد نام هشتم سین شهید

هان! به او گرم است پُشت کوه ُبغض‌آلود شهر؛ دردها را داغ ها را می‌شود تسکین شهید

مثل یک آیینه‌ای دم از حقیقت می‌زند؛ در بزنگاه و خیابان غُبارآگین شهید

اشک حسرت نیست اشک شوق می‌ریزد مدام؛ می‌شود چشمان پرنورش پر از پروین شهید

می رسد آوار " طِبتُم فادخُلوها خالدین"؛ می‌نهد سر را چه راحت بر سر بالین شهید

زینت قرآن زرکوب است نام نامی‌اش؛رتبه اش " لاتحسَبَن..." در برگه زرّین شهید

دارد انفاس مسیحاییّ و "بَل احیاست" او؛ شد فدای راه اسلام و فدای دین شهید

عشق نظمش شد پریشان آخرش تفطیع شد؛ عین عطشان است و قافش قاف رحمان شین شهید

فخر لاریجان و ایران یک مُجاهد بود و رفت؛ کرد از فرمان حق با خون خود تمکین شهید

از خدا می خواست یک عمری شهادت آخرش؛ عشق در حقش دُعایی کرد و گفت آمین شهید

لحظه آخر شهادت اَجر آقازاده بود؛ رفت و آقا زاده‌اش را با خودش بُرد این شهید

پروانه نجاتی:

بعد از عمری تلاش و عطرافشانی؛مسئولیت خطیر و سنگربانی

تابوت شهادت تو را می بوسیم؛ سرباز وطن دکتر لاریجانی

محمد مهدی عبداللهی:

بالاست همیشه پرچم ایرانی؛ ایرانیِ با صلابت و طوفانی!

تا صبح ظفر، در دل میدان باشید؛ این بود تمام حرف لاریجانی.

عمادالدین ربانی:

شد حال و هوای چشم من بارانی؛ ای داغ تو ای علی لاریجانی

داریم به دست ذوالفقار ای دشمن؛ امروز علی‌ست نام هر ایرانی

59243

کد مطلب 2205073

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =