مذاكرات اسلام آباد

هنرِ گفت‌وگو در میدانِ مین / استراتژی‌های زیستِ مسالمت‌آمیز در اوجِ اختلاف / چگونه بدون جنگیدن، با «دیگری» سخن بگوییم؟

همه اختلاف‌ نظرها قابل‌حل نیستند. اما حتی در این حالت هم می‌توان به دستاورد مهمی رسید: صورت‌بندی دقیق اختلاف نظر. مثلاً می‌توان گفت: «اختلاف ما این است که تو امنیت را در اولویت می‌گذاری و من آزادی را». این نوع جمع‌بندی باعث می‌شود اختلاف نظر از حالت مبهم و احساسی خارج شود و به شکلی روشن و قابل‌فهم درآید. چنین توافقی، حتی اگر به توافق نهایی نرسد، می‌تواند از تنش و دشمنی بکاهد و امکان همزیستی را افزایش دهد.

گروه اندیشه: دکتر حسین شیخ رضایی مدیر نشر کرگدن  در شماره نخست مطلب اش  چگونه با وجود اختلاف نظر عمیق با هم بحث کنیم؟ به جای «چه» «به» یعنی چه باید کرد، که امری آرمانی است به «چه» «چه» یعنی چاره چیه و چه می توان کرد پرداخت. از نظر شیخ رضایی تقویت زرادخانه فکری، به معنای انبار کردنِ پاسخ‌های قطعی نیست، بلکه تجهیزِ ذهن به ابزارهای تحلیل، «نقشه‌برداری از باورها» و مهارتِ گفت‌وگو در شرایطِ «اختلاف‌نظر عمیق» است. در روزهایی که هجوم انبوهِ اخبار و تحلیل‌ها، مرز میان واقعیت و ارزش را مخدوش کرده، نیاز داریم بدانیم چگونه با کسانی که زیربناهای فکری‌شان با ما متفاوت است، بر سر میزِ عقل بنشینیم. او در بخش نخست با نگاهی به استراتژی‌های عملی نظیر «پرسشگری سقراطی» و «بازسازی منصفانه دیدگاه رقیب»، تلاش کرد راهی برای خروج از پیله‌های انزوا و جلوگیری از فروپاشیِ انسجامِ اجتماعی در دورانِ پس از جنگ بیابد؛ چرا که صلح واقعی، نه در میدان جنگ، بلکه در کیفیتِ گفت‌وگوهای مدنی ما ریشه دارد. حسین شیخ رضایی محورهای مهم دیگری را در بخش دوم پی می گیرد. 

او در بخش دوم بر تغییر پارادایم از «تلاش برای اقناع» به «تلاش برای فهم» در مناقشات عمیق تمرکز دارد. هدف اصلی اش، خروج از بن‌بست‌های ارتباطی از طریق یافتنِ چهارچوب‌های مشترک انسانی، استفاده از قدرت روایت‌های شخصی و تفکیکِ «ایده» از «هویتِ فردی» است. نویسنده استدلال می‌کند که با شفاف‌سازی معیارهای پذیرشِ شواهد و پرهیز از حملات شخصی، می‌توان حتی در صورت عدم توافق نهایی، به «صورت‌بندی دقیقِ اختلاف‌نظر» رسید. این رویکرد، تنش‌های عاطفی را به تحلیل‌های عقلانی تبدیل کرده و با کاهش دشمنی، امکان همزیستیِ آگاهانه را در جامعه‌ای دوقطبی فراهم می‌آورد. بخش دوم و پایانی این مطلب را در ادامه می خوانید: 

****

استراتژی‌های زیستِ مسالمت‌آمیز در اوجِ اختلاف / هنرِ گفت‌وگو در میدانِ مین؛ چگونه بدون جنگیدن، با «دیگری» سخن بگوییم؟
حسین شیخ‌رضایی

۵. تعیین هدف واقع‌بینانه: اگر هدف ما «قانع کردن» طرف مقابل باشد، احتمالاً شکست می‌خوریم. اما اگر هدف را «فهمیدن» بگذاریم، موفقیت بیشتری خواهیم داشت. در آغاز گفت‌وگو می‌توان تصریح کرد: «می‌خواهم بهتر بفهمم چرا این‌طور فکر می‌کنی». همین جمله ساده می‌تواند فضا را تغییر دهد. در پایان هم می‌توان گفت: «اگرچه هنوز اختلاف نظر داریم، اما حالا دقیق‌تر می‌دانیم اختلافمان کجا است».

۶. ساخت چهارچوب مشترک حداقلی: در اختلاف نظرهای عمیق، گاهی حتی زبان مشترک هم وجود ندارد. در این جا باید به سطحی پایین‌تر برویم و توافق‌هایی حداقلی پیدا کنیم. مثلاً ممکن است هر دو طرف بپذیرند که «کاهش رنج انسانی مهم است»، حتی اگر درباره راه رسیدن به آن اختلاف نظر داشته باشند. این توافق‌های کوچک در حکم پایه‌هایی هستند که می‌توان بحث را روی آن ها بنا کرد. بدون این پایه‌ها، گفت‌وگو شبیه حرف زدن در دو جهان متفاوت پیش خواهد رفت.

۷. استفاده از روایت: انسان‌ها فقط با استدلال منطقی قانع نمی‌شوند؛ روایت‌ها نقش مهمی دارند. اگر کسی تجربه‌ای شخصی یا داستانی ملموس تعریف کند، طرف مقابل بهتر می‌تواند با او ارتباط برقرار کند. مثلاً به‌جای گفتن «این سیاست اشتباه است»، می‌توان گفت: «دوستی داشتم که تحت تأثیر این سیاست آسیب دید و همین باعث شد دیدگاهم تغییر کند». روایت‌ها لزوماً جای استدلال را نمی‌گیرند، اما موضع ما را انسانی‌تر و قابل‌فهم‌تر می‌کنند.
۸. بحث را هویتی نکنیم: در بسیاری از موارد، باورهای سیاسی بخشی از هویت فرد هستند. اگر این باورها را به‌صورت تهاجمی نقد کنیم، فرد احساس می‌کند خود او مورد حمله قرار گرفته است. بنابراین، باید میان «نقد ایده» و «نقد شخص» تمایز قائل شویم.

مثلاً به‌جای گفتن «تو ساده‌لوحی»، می‌توان گفت «این تفسیر ممکن است یک پیامد ناخواسته داشته باشد». همین تغییر کوچک در زبان، فضای گفت‌وگو را بازتر می‌کند.

۹. روشن کردن معیارهای بررسی شواهد: گاهی اختلاف نظر به این دلیل پیش می‌آید که دو طرف معیارهای متفاوتی برای قانع شدن دارند. یکی به داده‌های آماری اعتماد می‌کند، دیگری به تجربه شخصی یا منابع خاص. اگر این تفاوت روشن نشود، بحث بی‌پایان خواهد بود. می‌توان پرسید: «چه نوع شاهدی برای تو قابل‌اعتماد است؟» اگر معلوم شود که معیارها کاملاً متفاوت‌اند، شاید لازم باشد ابتدا درباره همین معیارها حرف بزنیم

۱۰. توافق بر سر اختلاف نظر: نهایتا اینکه همه اختلاف‌ نظرها قابل‌حل نیستند. اما حتی در این حالت هم می‌توان به دستاورد مهمی رسید: صورت‌بندی دقیق اختلاف نظر. مثلاً می‌توان گفت: «اختلاف ما این است که تو امنیت را در اولویت می‌گذاری و من آزادی را». این نوع جمع‌بندی باعث می‌شود اختلاف نظر از حالت مبهم و احساسی خارج شود و به شکلی روشن و قابل‌فهم درآید. چنین توافقی، حتی اگر به توافق نهایی نرسد، می‌تواند از تنش و دشمنی بکاهد و امکان همزیستی را افزایش دهد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2205202

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =