گروه اندیشه: دکتر جواد حیدری در کانال خود یادداشتی نوشته با تیتر «کمکهای ترامپ از راه رسید: ویرانی خاموش». این یادداشت را در ادامه می خوانید:
****
هادی کحالزاده اقتصاددان حوزهی رفاه و پژوهشگر وابسته در مؤسسه کوئینسی و پژوهشگر مرکز توسعه و پایداری جهانی در دانشگاه برندایس، گزارش تکاندهندهای از اقتصاد پساجنگ ارائه کرده است. جنگ ۴۰ روزه با یک آتشبس شکننده به پایان رسیده است و خانوادهها با دلی پر از اضطراب به خانههایشان بازمیگردند. اما سکوتِ پس از شلیکها، به معنای پایان بحران نیست. مردم خیلی زود با واقعیت تلختری روبهرو میشوند: جنگ فقط خانهها و جادهها را ویران نکرده، بلکه شغلها، درآمدها و تنها راه امرار معاش آنها را نیز از بین برده است.
به نظر میرسد هدف پنهان این حملات، نه فقط تضعیف قدرت نظامی، بلکه فلج کردن اقتصاد و بازار کاری بوده است که زندگی روزمره مردم عادی را میچرخاند.ابعاد یک ویرانی بزرگ خسارتهای فیزیکی این جنگ به شکلی بیسابقه گسترده است. برای درک بهتر این فاجعه، کافی است به این آمارها نگاه کنیم:بیش از ۱۲۵ هزار خانه و ساختمان عمومی (شامل ۸۵۷ مدرسه، ۳۳۹ مرکز درمانی و ۳۲ دانشگاه) با خاک یکسان شدهاند.
حدود ۲۰ هزار کارخانه و کارگاه صنعتی (یعنی ۲۰ درصد از کل تولیدیهای کشور) مستقیماً نابود شدهاند.خسارت واردشده به زیرساختهای غیرنظامی، جادهها و بنادر بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود. این رقم نجومی، تنها هزینه بازسازی فیزیکی است و خسارتهای پنهان اقتصادی را شامل نمیشود.
دومینوی بیکاری؛ از کارخانهها تا خانههای مردم آسیب به اقتصاد فقط خرابیِ ساختمانها نیست. وقتی کارخانههای اصلی هدف قرار میگیرند، بقیه مشاغل هم مثل یک بازی دومینو فرو میریزند. الگوی حملات نشان میدهد که آمریکا و اسرائیل دقیقاً قلب تپنده بازار کار ایران را هدف گرفتهاند:
۱. ضربه به قلب صنعت (فولاد): فولاد ماده اولیه بسیاری از صنایع دیگر مثل خودروسازی و ساختمانسازی است. با مختل شدن تولید فولاد، حدود ۵.۶ میلیون شغل در بخشهای صنعتی و ساختمانی به خطر افتاده است.۲. دارو و پتروشیمی: آسیب به این دو بخش کلیدی نیز حدود ۱.۲ میلیون شغل دیگر را در لبه پرتگاه قرار داده است.
در مجموع، هماکنون حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل (یعنی نیمی از کل نیروی کار ایران!) در معرض خطر هستند. این یعنی احتمال اخراج و بیکاری برای میلیونها کارگر، بهخصوص کسانی که شغلهای آزاد، روزمزد و بدون بیمه دارند.
تورم و رکود؛ تیر خلاص بر پیکر کسبوکارهای کوچکحتی کسبوکارهایی که بمب و موشکی به آنها اصابت نکرده، در حال تعطیل شدن هستند. تورم در ماه مارس به عدد وحشتناک ۷۲ درصد رسیده است. مردم پولی برای خرید ندارند و سایه سنگین ناامیدی بر بازار افتاده است.
مغازهدارها و بازاریان که امید داشتند در بازار شب عید و نوروز ضررهایشان را جبران کنند، حالا با خطر ورشکستگی روبهرو هستند. این وضعیت به تنهایی بیش از ۴ میلیون شاغل در بخش خرید، فروش و خدمات را بهشدت تهدید میکند.
آیا دولت میتواند این خسارت را جبران کند؟اقتصاد ایران حتی قبل از این جنگ هم به دلیل تحریمهای طولانیمدت و تورم، بسیار ضعیف و شکننده بود. پیشبینی میشود با این شوک جدید، بازار کار ایران بهشدت کوچک شود و حدود ۳ تا ۴ میلیون نفر بهطور قطعی شغل خود را از دست بدهند؛ اتفاقی که بزرگترین ریزش شغل در تاریخ معاصر کشور محسوب میشود.
با اینکه دولت قول داده به افراد بیکارشده تا ۶ ماه حقوق بیکاری بدهد، اما اجرای این وعده تقریباً غیرممکن به نظر میرسد:بسیاری از کارگرانِ شغلهای آزاد اصلاً بیمه نیستند که بتوانند از این حقوق استفاده کنند.پرداخت این هزینهها نیازمند بودجهای عظیم است که حداقل ۲۰ درصد از کل بودجه عمومی کشور را میبلعد؛ آن هم برای دولتی که همین حالا با کسری بودجه شدیدی دستوپنجه نرم میکند.
پایانِ تلخ برای اقشار آسیبپذیردر نهایت، چه این ویرانیها از پیش طراحی شده باشد و چه پیامد طبیعی جنگ، دود آن مستقیماً به چشم آسیبپذیرترین قشر جامعه میرود. منبع درآمد میلیونها خانواده تهدید شده و کسانی که کمترین حمایت و پسانداز را دارند، سنگینترین هزینهها را میپردازند.
حتی اگر آتشبس پایدار بماند، مردم ایران تا سالها با پیامدهای این جنگ ۴۰ روزه دستبهگریبان خواهند بود. طنز تلخ ماجرا اینجاست: همان مردمی که دونالد ترامپ ادعا میکرد میخواهد از آنها حمایت کند، اکنون به بزرگترین قربانیان و بازندگان این درگیری تبدیل شدهاند.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما