میراث فرهنگی نمود عینیِ تجارب تاریخی و فرهنگی مردمانی است که طی سدهها در یک قلمرو زیستهاند و در تکوین هویت آن نقشی بنیادین ایفا کردهاند.هر اثر تاریخی بازتابی از تجربه انسانی و حاصل کوشش نسلهایی است که طی هزاران سال برای ساختن، زیستن و بالندگی در این سرزمین تلاش کردهاند. این آثار نشانههایی از خلاقیت، دانش، هنر و اراده مردمانی هستند که شهرها را بنیان نهادند، فرهنگها را خلق کردند و دستاوردهای خود را به نسلهای بعد منتقل کردند. بدینترتیب، آنچه امروز به عنوان میراث فرهنگی شناخته میشود، حاصل تداوم و انباشت تلاش نسلهایی است که در شکلگیری حافظه تاریخی و هویت فرهنگی این سرزمین سهم داشتهاند.باید یادآور شد که اهمیت میراث فرهنگی تنها به مرزهای یک کشور محدود نمیشود. این آثار میتوانند زمینهای برای شناخت متقابل و گفتوگوی میان ملتها فراهم آورند.
از این منظر، میراث فرهنگی نه تنها بخشی از هویت ملی کشورها، بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت نیز به شمار میآید و حفاظت از آن مسئولیتی جهانی تلقی میشود.با وجود این اهمیت جهانی، میراث فرهنگی در شرایط جنگ و درگیری از آسیبپذیرترین عناصر میراث بشری به شمار میآید. به همین دلیل، جامعه بینالمللی در دهههای گذشته سازوکارهایی را برای حمایت از این آثار در زمان جنگ تدوین کرده است. مهمترین سند در این زمینه، کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در زمان درگیریهای نظامی است که دولتها را متعهد میکند از هرگونه حمله، تخریب یا استفاده نظامی از بناها و محوطههای فرهنگی خودداری کنند.
براساس این تعهدات، تخریب عمدی یا آسیب جدی به میراث فرهنگی میتواند نقض فاحش حقوق بینالملل و حتی جنایت جنگی تلقی شود.با این حال، در جریان حملات اخیر، شماری از مناطق تاریخی و بناهای فرهنگی ایران در معرض آسیب قرار گرفتند. انفجارها و حملات هوایی در نزدیکی محوطههای ثبت شده ملی از جمله میدان نقش جهان، کاخ عالی قاپو و چهل ستون، کاخ گلستان، قلعه فلکالافلاک و ... نهتنها موجب ایجاد خسارات موضعی و تخریب بخشی از ابنیه پیرامونی شده، بلکه حریم حفاظتی و یکپارچگی بافت تاریخی آنها را نیز مخدوش کرده است. برخی از این محوطهها علاوه بر ثبت در فهرست میراث جهانی، به عنوان اموال فرهنگی تحت حفاظت ویژه و دارای نشان سپر آبی نیز شناخته میشوند. هرگونه تهدید یا آسیب به چنین محوطههایی، نقض آشکار تعهدات بینالمللی مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی در زمان منازعه محسوب میشود و بیانگر نادیده گرفتن الزامات فرهنگی و انسانی در مدیریت درگیریهای مسلحانه است.
آسیب به میراث فرهنگی، افزون بر خسارتهای مادی در سطحی عمیقتر متوجه پیوستگی تاریخی و هویت فرهنگی جوامع انسانی است. زمانی که بناهای تاریخی و نمادهای فرهنگی هدف حمله یا تخریب قرار میگیرند، بخشی از حافظه تاریخی، تجربه زیسته و نشانههای هویتی یک ملت نیز در معرض زوال قرار میگیرد. از اینرو، حفاظت از میراث فرهنگی تنها پاسداری از مجموعهای از آثار فیزیکی نیست، بلکه تلاشی برای صیانت از حافظه جمعی، هویت تاریخی و تداوم فرهنگی ملتها است، میراثی که اگرچه در محدوده جغرافیایی یک کشور قرار دارد، اما در چارچوب ارزشهای جهانی، بخشی از میراث مشترک بشریت به شمار میآید.با توجه به تعهدات مقرر در کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و سایر اسناد حقوق بینالملل، تخریب یا آسیب به اموال فرهنگی در جریان درگیریهای نظامی میتواند نقض قواعد الزامآور بینالمللی تلقی شود.
از این رو، ضرورت دارد دولت جمهوری اسلامی ایران با مستندسازی دقیق خسارات وارده، موضوع را از طریق نهادهای ذیربط پیگیری کرده و مسئولیت بینالمللی عاملان این اقدامات را مطالبه کند. در این راستا، اقدامات زیر نقشی کلیدی خواهند داشت:1-تهیه و ارائه گزارشی رسمی از آسیبهای وارد شده به بناها و محوطههای تاریخی به سازمان یونسکو جهت بررسی موضوع در چارچوب کنوانسیون های بین المللی.2-گردآوری دقیق شواهد و ارزیابیهای فنی با هدف تشکیل پرونده حقوقی و پیگیری امکان مطالبه جبران خسارت در چارچوب سازوکارهای حقوق بینالملل.3-تعامل با نهادهای تخصصی بینالمللی و بهرهگیری از ظرفیت نهادهایی همچون ایکوموس، ایکوم و کمیته بینالمللی سپر آبی برای ارزیابی فنی و تقویت اعتبار مستندات در مجامع جهانی.
در نهایت، پیگیری این اقدامات نه تنها در راستای حفاظت از میراث فرهنگی ایران، بلکه در جهت پاسداشت میراث مشترک بشریت و تقویت نظام بینالمللی حمایت از اموال فرهنگی در شرایط درگیریهای نظامی اهمیتی بنیادین دارد. تلاشی که میتواند از تکرار چنین آسیبهایی در آینده نیز جلوگیری کند.
*دانش آموخته باستان شناسی
۵۹۲۴۳




نظر شما