به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، مسعود تقیآبادی نوشت: کتاب «درمان تروما با رویکرد اکت» نوشته راس هریس با ترجمهی صدرا صمدی دزفولی، از معدود آثاری است که همزمان هم به زبان علوم اعصاب، نظریههای دلبستگی، و مدلهای شناختی–رفتاری سخن میگوید و هم به زبان سادهی اتاق درمان؛ جایی که یک انسان آسیبدیده مقابل درمانگر نشسته و از خودش میپرسد: «آیا من فراتر از این تروما هستم؟»
این کتاب، که بر اساس برنامهای پژوهشمحور برای سازمان جهانی بهداشت تدوین شده و اکنون در قالب نسخهی فارسی ۵۸۹ صفحهای با جلد سخت توسط نشر میلکان در دسترس است، به درمانگر نشان میدهد چگونه با استفاده از درمان مبتنیبر پذیرش و تعهد (ACT) میتوان گذشتهی پرزخم را التیام بخشید، اکنون را به مکانی نسبتاً امن تبدیل کرد و آیندهای ارزشمحور و معنادار را ساخت؛ بیآنکه به مراجع یا درمانگر وعدهی «پاک شدن کامل درد» داده شود.

کتاب «درمان تروما با رویکرد اکت» در نقطهای میایستد که بسیاری از درمانگران، بهویژه در سالهای نخست کار حرفهای، با نوعی سردرگمی در آن گرفتار میشوند؛ آنجا که میدانند تروما نیازمند احترام، احتیاط و مهارت است، اما دقیقاً نمیدانند این مهارتها از کجا و چگونه باید آموخته شوند.
راس هریس، که در جامعهی ACT بهعنوان یکی از مهمترین مربیان و نویسندگان شناخته میشود، در این کتاب تلاش کرده است فاصلهی میان نظریهی تروما و کار واقعی درمانگر پشت درِ بستهی اتاق درمان را کم کند. سبک نوشتن او، که ترکیبی از دانش عمیق، طنز ملایم، فروتنی و نگاه انسانگرایانه است، باعث میشود خواننده نه فقط اطلاعاتی فراوان دربارهی تروما و ACT به دست بیاورد، بلکه «حس همراهی» و تشویق را نیز از متن دریافت کند؛ احساسی که در مواجههی روزمره با رنج و شکستهای درمانی، حیاتی است.
در این کتاب، ACT بهعنوان رویکردی رفتاری–شناختی با ریشههای وجودی و مبتنیبر ذهنآگاهی معرفی میشود که هدف اصلیاش کاهش رنج روانی و کمک به ساختن زندگیای غنی و معنادار است. هریس توضیح میدهد که در چارچوب ACT، درمانگر بهجای تمرکز وسواسگونه بر حذف علائم، تلاش میکند به مراجع کمک کند مهارتهایی بهدست بیاورد که تأثیر افکار و هیجانهای دردناک را بر رفتار کاهش دهد، ارزشهای خود را بشناسد و در جهت آنها حرکت کند، و بتواند در لحظهی اکنون حضور داشته باشد؛ چیزی که در زمینهی تروما، بهخاطر سرریز شدن مداوم خاطرات و احساسات گذشته و ترس از آینده، بسیار دشوارتر از حالت عادی است.
هریس مفهوم «انعطافپذیری روانشناختی» را بهعنوان هدف overarching ACT مطرح میکند؛ یعنی توانایی حضور در لحظه، گشودگی نسبت به تجربهی درونی و حرکت در مسیر ارزشها، حتی زمانی که تروما و نشانههای آن همچنان همراه فرد هستند. این انعطافپذیری، به زبان ساده، هنر «پاسخ دادن» است نه «واکنش نشان دادن»، هنری که میتواند احساس عاملیت و اختیار را به فردی بازگرداند که سالها زیر سایهی رویدادهای آسیبزا احساس بیقدرتی کرده است.
کتاب در عین وفاداری به اصول ششگانهی «هگزاپلکس» ACT، بهطور خشک و مکانیکی حول این نمودار سازماندهی نشده است، بلکه ساختار خود را با مسیر طبیعی حرکت مراجع در درمان هماهنگ میکند: از آشنا شدن با تروما و اکت، آغاز رابطهی درمانی و ایجاد امنیت، کار بر تنظیم هیجان و حضور در اکنون، ورود تدریجی و احتیاطآمیز به خاطرات آسیبزا، و در نهایت بازتعریف هویت و ساختن آیندهای بر پایهی ارزشها. هریس آگاهانه تأکید میکند که درمانگر نباید در توضیحات طولانیِ نظری غرق شود؛ زیرا تمرکز بیشازحد بر نظریه، میتواند فرصت تمرین مهارت و ایجاد تجربههای تازه را برای مراجع از بین ببرد. او هرجا از نظریهای مانند پلیواگال، دلبستگی، یا یادگیری مهاری سخن میگوید، بلافاصله آن را به یک تمرین عینی، یک استعاره یا یک گفتوگوی نمونه تبدیل میکند تا خواننده بتواند نظریه را در عمل لمس کند.
یکی از برجستهترین ویژگیهای کتاب، استفادهی گسترده از گفتوگوهای شبیهسازیشده میان درمانگر و مراجع است. هریس ابتدا نسخهی «ایدهآل» مکالمه را نشان میدهد و سپس بلادرنگ وارد سناریوهای دشوار میشود؛ جایی که مراجع مقاومت میکند، پرخاش میکند، خاموش میشود یا با شرم و خودبیزاری شدید واکنش نشان میدهد.
همین توجه به «بنبستهای واقعی اتاق درمان» است که به کتاب اعتبار عملی ویژهای میبخشد و آن را از چارچوبهای صرفاً آموزشی فراتر میبرد. دو روانپزشک که این کتاب را برای نشریهی American Journal of Psychotherapy نقد کردهاند، دقیقاً بر همین نکته دست میگذارند و هریس را درمانگری میدانند که نظریه را به زبان بالینی و قابلاستفاده تبدیل میکند و در عین حال خواننده را به آزمایش، تغییر دادن و حتی کنار گذاشتن بخشی از تکنیکها تشویق میکند تا رویکرد را با نیازهای مراجع خود هماهنگ سازد.
تروما، اجتناب و «انداختن لنگر» در لحظهی اکنون
این کتاب، همانطور که عنوانش نشان میدهد، بهطور خاص برای کار با تروما طراحی شده است و طیف گستردهای از مشکلات مرتبط با تجربههای آسیبزا را در بر میگیرد؛ از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و اعتیاد تا افسردگی، اختلالات اضطرابی، شرم عمیق، دردهای مزمن، مشکلات دلبستگی، افکار خودکشی، آسیبهای اخلاقی و مسائل جنسی.
هریس با یادآوری اینکه تروما همیشه در یک «تشخیص واحد» جا نمیگیرد، درمانگر را به نگاهی کلنگر و منعطف دعوت میکند؛ نگاهی که بدن، ذهن، احساس، رابطه و معنای زندگی را همزمان در نظر میگیرد. او نشان میدهد که چگونه تجربههای آسیبزا میتوانند به گسستگی ذهنی، بیحسی هیجانی، حملات تجسمی، و الگوهای پیچیدهای از اجتناب و کنترلگری درونی منجر شوند؛ و اینکه اگر درمان فقط بر حذف علائم تمرکز کند، نه بر رابطهی فرد با تجربهی درونیاش، مشکل در لایهای عمیقتر دستنخورده باقی میماند.
یکی از محورهای مهم کتاب، مسئلهی اجتناب است؛ همان چیزی که بسیاری از مدلهای تروما آن را عامل تشدید و مزمن شدن رنج میدانند. فرد آسیبدیده اغلب تلاش میکند با خاطرات و احساسات دردناک «درنیفتد»: از مکانها، آدمها و موقعیتهایی که یادآور تروما هستند دوری میکند، به سمت رفتارهای اعتیادی میرود، در کار یا شبکههای اجتماعی غرق میشود، یا به بیحسی و کرختی هیجانی پناه میبرد. این رفتارها در کوتاهمدت نقش مُسکن را دارند، اما در بلندمدت باعث میشوند زندگی فرد کوچکتر و محدودتر شود و تروما مانند حلقهای نامرئی دور او تنگتر شود.
هریس ضمن همدلی با این مکانیسم دفاعی، به درمانگر نشان میدهد چگونه میتواند بهتدریج شرایطی فراهم کند که مراجع «احساس امنیت کافی» برای مواجههی تدریجی با رنج خود پیدا کند؛ مواجههای که نه یکباره و خشن، بلکه مرحلهبهمرحله، با تنظیم هیجان و توجه به ظرفیت فرد انجام میشود.
در این مسیر، تکنیک «انداختن لنگر» جایگاه ویژهای در کتاب دارد. هریس توضیح میدهد که وقتی موج هیجانها و تصاویر آسیبزا بالا میآید، هدف درمانگر و مراجع این نیست که فوراً این امواج را نابود کنند، بلکه باید جایی برای «ثابت ماندن» پیدا کنند تا طوفان بگذرد.
او این فرایند را در قالب سه گام خلاصه میکند: اول، نامیدن و پذیرش جهان درونی (شناسایی و به زبان آوردن احساسات و افکار در لحظه)، دوم، اتصال دوباره به بدن (حس پا روی زمین، تماس بدن با صندلی، توجه به نفس) و سوم، درگیر شدن با کار فعلی یا محیط اطراف (نگاه کردن، توصیف کردن، لمس کردن، و ادامهی فعالیت).
این تمرین ساده، که با سبک ACT کاملاً همخوان است، به مراجع کمک میکند بهجای غرق شدن در ذهن، «پایی در اکنون» داشته باشد و بهتدریج تجربه کند که میتواند احساسات بسیار شدید را تحمل کند، بدون آنکه در آنها نابود شود. همین تجربهی تحملپذیری، سنگبنای مهمی برای مواجههی بعدی با خاطرات تروماست.
کتاب در عین کار بر تنظیم هیجان و حضور در اکنون، به یکی از اصول شناختهشدهی ACT یعنی گسستگی از افکار نیز توجه اساسی دارد. در کار با تروما، بسیاری از افکار خودکار مراجع حول محورهایی مثل «من خرابشدهام»، «دنیا بهکلی ناامن است»، «هیچکس قابل اعتماد نیست» یا «من لایق دوستداشته شدن نیستم» میچرخد.
هریس این افکار را «قلابهایی» میداند که ذهن به آنها آویزان میشود و رفتار فرد را محدود میکند. او از اصطلاح «آنهوک شدن» برای توصیف فرایندی استفاده میکند که در آن مراجع یاد میگیرد به افکارش با اندکی فاصله نگاه کند؛ افکار را بهعنوان رویدادهای گذرا در ذهن مشاهده کند، نه حقیقتهای مطلق دربارهی خود و جهان.
تمرینهایی مثل نامگذاری افکار، تکرار اغراقآمیز یک جمله، تصور افکار روی برگهایی که روی آب حرکت میکنند یا نوشتن آنها و بلند خواندنشان، همگی به این خدمت میکنند که فرد بهجای تلاش برای حذف افکار، بتواند رابطهاش را با آنها عوض کند. بهاینترتیب، حوزهی انتخاب رفتاری او گستردهتر میشود و میتواند در حضور همان افکار، رفتارهایی متناسب با ارزشهایش انجام دهد.
نکتهی مهم دیگر در کتاب، نگاه متفاوت به درد چه هیجانی و چه بدنی است. هریس در امتداد سنت ACT، درد را دشمن مطلق نمیبیند، بلکه آن را حامل پیام میداند؛ پیامی دربارهی نیازهای نادیده گرفتهشده، مرزهای نقضشده، ارزشهای پایمالشده و روابطی که باید دوباره تعریف شوند.
او البته این نگاه را رمانتیک نمیکند و تصریح میکند که در لحظهی تجربهی درد، این حرفها ممکن است برای مراجع قانعکننده نباشد؛ اما با مرور زندگی، بسیاری از ما میبینیم سختترین دورهها نیز گاه مسیر ما را عوض کرده یا به بینشهای عمیقی دربارهی خود و دیگران منجر شدهاند.
در کار با تروما، جابهجایی تدریجی از «درد بهعنوان دشمن» به «درد بهعنوان سیگنال» میتواند بخشی از فرایند رشد پس از آسیب باشد؛ رشدی که کتاب بارها به آن اشاره میکند و آن را هدفی واقعبینانهتر از «پاک شدن کامل از خاطرات» میداند.
در کنار کار بر هیجان و شناخت، کتاب جایگاه پررنگی برای ارزشها قائل است. هریس یادآوری میکند که بسیاری از انسانها، بهویژه پس از تروما، نمیدانند دقیقاً چه میخواهند و چه برایشان اهمیت دارد؛ آنها بیشتر در حال فرار از درد هستند تا حرکت بهسوی معنا.
ACT در این کتاب کمک میکند مراجع، ارزشهای خود را در زمینههایی چون رابطه، خانواده، کار، دوستی، رشد شخصی و معنویت کشف کند و سپس رفتاری «متعهدانه» را طراحی و تمرین کند که با این ارزشها همسو باشد، حتی اگر درد همچنان حضور دارد.
این همان چیزی است که نویسنده آن را «بزرگسالی» مینامد: انجام دادن کاری که درست و ارزشمحور است، حتی زمانی که آسان و خوشایند نیست. این نگاه برای مراجع آسیبدیده، که سالها ممکن است خود را صرفاً «قربانی» دیده باشد، تجربهی تازهای از عاملیت و احترام به خود ایجاد میکند.
از سوی دیگر، کتاب به ظرافت نشان میدهد که کار با تروما بدون توجه به شرم و خودبیزاری ناقص است. در بسیاری از موارد، مراجع نمیتواند مستقیم با «خود فعلی» خود مهربان باشد؛ چون او را آلوده به خطا، ضعف، لکهی ننگ یا شکست میبیند.
هریس در اینجا پیشنهاد میکند که درمانگر گاهی از مسیری غیرمستقیم وارد شود: دعوت مراجع به تصور «خود کودک»ش، نسخهی کوچکتر، حساستر و بیپناهتر خود، پیش از آنکه موج تروما بر او فرود آید. اغلب، افراد حتی در اوج خودبیزاری، میتوانند با این کودک درونی، مهربانتر و حامیتر رفتار کنند.
این تمرین، اگر با دقت و ظرافت اجرا شود، بهتدریج پلی میسازد میان شفقت نسبت به آن کودک و شفقت نسبت به خود فعلی. همزمان، تأکید مکرر کتاب بر اینکه «هیچ انسانی را نمیتوان به تروماهایش تقلیل داد» به مراجع کمک میکند که هویت خود را فراتر از نقش «قربانی» و «بازماندهی حادثه» بازسازی کند.
در نهایت، یکی از پیامهای صریح و آرامشبخش کتاب برای درمانگران این است که «شکست و خطا در کار با تروما اجتنابناپذیر است». هریس میپذیرد که درمانگر گاهی حرفی میزند که مراجع را تحریک میکند، سؤالی میپرسد که زخم را زودتر از وقتش باز میکند، یا در برابر هیجانات شدید مراجع احساس ناتوانی میکند.
بهجای طرح یک تصویر ایدهآل و دستنیافتنی از درمانگر، او میکوشد خواننده را به سمت پذیرش محدودیتهای خود، یادگیری تدریجی مهارتها و حفظ روحیهی کنجکاوی و انعطاف سوق دهد. همین صداقت و انسانیت است که باعث شده این کتاب هم برای درمانگران مبتدی و هم برای اساتید و درمانگران با تجربه، جذاب و قابل استفاده باشد.
متنی که اکنون به فارسی در دسترس است، با ترجمهای روان و قابلفهم، میتواند به یکی از مراجع اصلی درمانگران فارسیزبان در حوزهی تروما تبدیل شود؛ مرجعی که نه فقط تکنیک، که نوعی نگاه و منش درمانی را منتقل میکند: نگاه به انسان آسیبدیده، نه بهعنوان مجموعهای از علائم، بلکه بهعنوان شخصی که هنوز توان رشد، معنا و ارتباط را در خود دارد؛ حتی اگر هنوز باورش نشده باشد.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما