به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آموزش دین در عصر ویدئوهای کوتاه با چالشی تازه و درعینحال فرصتی کمنظیر روبهروست. جهان امروز با سرعتی سرسامآور به سمت محتواهای کوتاه، سریع و تصویری حرکت میکند؛ محتوایی که در چند ثانیه تولید و در چند ثانیه مصرف میشود. این الگوی تازه، شیوه دریافت و پردازش مفاهیم را بهطور بنیادین تغییر داده و امر آموزش بهویژه آموزش دین، در چنین فضایی شکل متفاوتی یافته است.
درحالیکه مفاهیم دینی معمولاً لایهمند، تأملبرانگیز و نیازمند زمان برای درک عمیق هستند، نسل جدید بیشتر از هر زمان دیگری با ریتم سریع رسانه خو گرفته است و انتظار دارد؛ پیام حتی پیچیدهترین موضوعات نیز در بستههای کوچک و قابلهضم ارائه شود.
این تغییر ذائقه اگرچه نگرانیهایی درباره سطحیشدن محتوا ایجاد میکند، اما ظرفیتهای چشمگیری را نیز پیش روی آموزش دین قرار میدهد. ویدئوهای کوتاه میتوانند معارف دشوار را ساده، جذاب و قابلفهم کنند؛ میتوانند فاصله مخاطب با مفاهیم اخلاقی، انسانی و معنوی را کم کنند و در لحظهای کوتاه جرقهای در ذهن یا آرامشی در دل ایجاد کنند. مهمتر از همه اینکه این رسانه کوتاه، زبان نسل جدید است؛ زبانی که اگر دینپژوهان و مربیان دینی آن را نیاموزند، بخش بزرگی از ارتباط خود با مخاطبان آینده را از دست خواهند داد.
آنچه امروز اهمیت دارد، نه کنار گذاشتن شیوههای عمیق و سنتی آموزش، بلکه ترکیب هوشمندانه آنها با قالبهای کوتاه و پرقدرت تصویری است. در این عصر، هنر مربی دینی آن است که پیامی اصیل و قابلاعتماد را در قالبی کوتاه، صمیمی و دقیق عرضه کند؛ پیامی که سطحی نباشد اما سنگین و دور از دسترس هم جلوه نکند. آموزش دین در دوران ویدئوهای کوتاه، شاید بیش از هر زمان دیگری نیازمند خلاقیت، دقت و شناخت مخاطب باشد؛ چراکه امروز، هر ثانیه میتواند فرصتی برای انتقال معنا باشد.
بنابر روایت ایکنا گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین مسعود عمرانی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان گفتوگویی انجام داده است که در ادامه میخوانیم؛
برای آموزش دین در عصر ویدئوهای کوتاه چه تحولاتی لازم است؟
آموزش دین در این عصر باید دستکم چهار تحول اساسی را تجربه کند. تغییر از انباشت اطلاعات به القای حس و پرسش مطلوب به نظر میرسد؛ به طوری که در ویدئوی کوتاه، گنجاندن چند آیه و ترجمه کافی نیست. باید با روایت بصری جذاب، مخاطب را به تعجب و تفکر واداشت. برای نمونه بهجای گفتن نماز بخوانید، ویدئویی از آرامش ناشی از نماز در میان مشغلههای زندگی کوتاه ساخته شود.
استفاده از قصهگویی فشرده هم مؤثر است. قرآن سرشار از صحنههای ناب قصص است مانند لحظه نجات حضرت موسی(ع) از دریا، یا هیاهوی تاجران قریش. این صحنهها باید در قالب انیمیشن، موشنگرافیک یا بازیگری خلاصه حداکثر ۶۰ ثانیه روایت شوند.
اتصال مستقیم آیه به چالش روزمره هم راهگشاست. مخاطب ویدئوی کوتاه، چالش آنی دارد. استرس امتحان، وسوسه شبکه اجتماعی، حسادت به همسال. باید ویدئو با یک سؤال آغاز شود: «وقتی حسودی میکنی، کدام آیه به دادت میرسد؟» و سپس آیه با تصویر همان حس نشان داده شود.
محوریت تدبر بهجای تلاوت صرف آیات قرآن هم تأثیرگذار است. در این فضا، تلاوت زیبا جذاب است، اما ماندگار نیست. باید یک دقیقه پایانی ویدئو، مخاطب را به چالش بکشد؛ حالا تو بگو در زندگی خودت کجا این آیه را دیدی؟ و با هشتگ یا کامنت اعلام شود.
درباره فهم گزینشی و سطحی آیات، قرآن چه نظری دارد؟
قرآن با صراحت از چند آفت در پی فهم گزینشی و سطحی آیات نام میبرد که دقیقاً آسیب عصر ویدئوی کوتاه است. یکی از این آفتها، بعضیت یا گزینش براساس هوس است. در آیه ۸۵ سوره «بقره» خداوند میفرماید: «آیا به بخشی از کتاب ایمان میآورید و به بخشی کافر میشوید؟» ویدئوهای کوتاه اغلب یک آیه را بدون توجه به آیات قبل و بعد (سیاق) برش میدهند و معنای دلخواه خود را القا میکنند.
آفت دیگر پیروی از متشابهات است که در آیه ۷ سوره «آلعمران» هشدار میدهد: «کسانیکه در دلشان انحراف است، بهدنبال آیات متشابه میروند تا فتنه ایجاد کنند و تأویل (معنای دلخواه) را بر آن تحمیل نمایند.» ویدئوی سطحی، آیه متشابه را برجسته کرده و از کنار آیات محکم که روشن و پایه دیناند به راحتی میگذرد. آفت «تَهْجُرونَ» یا ترککردن در عین ادعای همراهی هم مطرح است و در اینباره در آیه ۳۰ سوره «فرقان» آمده است: «پیامبر(ص) گفت: پروردگارا، قوم من این قرآن را رها کردند (مهجور ساختند). مصداق امروزی آن، اکتفا کردن به گوش دادن نوستالژیک یا ویدئوی انگیزشی بدون فهم و عمل است. رها کردن یعنی فقط مصرف سطحی، نه انس تدبری.
نقش نهادهای آموزشی برای پیشگیری از آسیبها چیست؟
نهادهای آموزشی از مدرسه گرفته تا حوزه و سازمان تبلیغات و صداوسیما باید سه راهبرد پیشگیرانه را اجرا کنند. راهبرد اول تربیت مفسر رسانهای، بهجای قاری صرف است. درواقع معلمان و مبلغان باید مهارت تحلیل گفتمان تصویری بیاموزند. یعنی بتوانند یک ویدئوی دینی وایرال را از نظر گزینشگری، برداشت خارج از سیاق، و القای غیرمستقیم نقد کنند و به دانشآموز یا مخاطب بیاموزند. راهبرد دوم طراحی مهارتهای سواد قرآنی در برنامه درسی است به طوری که یک درس مستقل بهنام شبههشناسی ویدئوهای دینی یا نقد منصفانه کلیپهای دینی در مدارس و دانشگاهها در نظر گرفته شود. در این درس، نمونههایی از ویدئوهای سطحی با عمیق مقایسه شوند.
همچنین ایجاد کتابخانه مرجع سریع برای محتواسازان نیز بهعنوان یک راهبرد مدنظر است. نهادهایی مثل دارالقرآن یا مرکز طلوع باید نرمافزارهایی یا وبسرویسی بسازند که هر محتواسازی (حتی یک ویدئوی ۳۰ ثانیهای) بتواند سیاق آیه، نظر مفسران اصلی، و احادیث مرتبط را در کمتر از ۳۰ ثانیه بررسی کند. این کار از تفسیر به رأی جلوگیری میکند.
مهمتر از همه این راهکارها، تغییر رویه از «دفاع انفعالی» به «تهاجم هوشمندانه» است. بهجای نگرانی از ویدئوهای سطحی، خود نهادها، دهها تولیدکننده جوان و متخصص در ساخت ویدئوهای عمیق، چالشی و پرسشبرانگیز تربیت کنند.




نظر شما