مذاكرات اسلام آباد

ایران با چه استدلالی به «حمله پیش‌دستانه» علیه دشمنان دست نمی زند؟

در فضای ملتهب کنونی که تحرکات نظامی ایالات‌متحده و رژیم صهیونیستی در منطقه به اوج رسیده و از احتمال حملات زیربنایی و حتی احتمال به‌کارگیری تسلیحات غیرمتعارف حکایت دارد، چرا جمهوری اسلامی ایران علی‌رغم آگاهی از این تهدیدات، از انجام یک «حمله پیش‌دستانه» همه‌جانبه علیه منافع و پایگاه‌های دشمن اجتناب می‌کند؟ آیا این رویکرد نشانه‌ای از تعلل است یا بخشی از یک راهبرد کلان پیچیده؟ پاسخ به این پرسش را باید در درهم‌تنیدگی «عقلانیت سیاسی»، «محاسبات فنی نظامی» و «الزامات گذار تاریخی» جست‌وجو کرد.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت: 

رویکرد فعلی ایران را نمی‌توان صرفا یک تعلل تاکتیکی دانست، بلکه این رفتار برخاسته از یک منطق راهبردی چندلایه است:  نخستین و مهم‌ترین مولفه، «مدیریت مشروعیت و افکار عمومی جهانی» است.  در دکترین دفاعی ایران، حفظ جایگاه «مدافع» یک رکن حیاتی است. آغازگری در جنگ، به ‌ویژه علیه یک قدرت جهانی، می‌تواند منجر به اجماع بین‌المللی و فعال‌سازی پروتکل‌های تهاجمی دشمن تحت لوای «دفاع مشروع» شود.

ایران با پرهیز از حمله پیش‌دستانه، هزینه سیاسی هرگونه تجاوز احتمالی را برای دشمن به حداکثر می‌رساند تا در صورت وقوع درگیری، از حمایت معنوی جبهه مقاومت و کشورهای همسو در نظام بین‌الملل برخوردار باشد.

دوم، «هراس از مارپیچ تنش غیرقابل کنترل» است. ورود به جنگی که در آن احتمال استفاده از سلاح‌های غیر متعارف وجود دارد، محاسبات کلاسیک نظامی را دگرگون می‌کند. یک حمله پیش‌دستانه ممکن است نه تنها مانع حمله دشمن نشود، بلکه به عنوان «ماشه» عمل کرده و دشمن را به سمت استفاده از گزینه‌های نهایی و ویرانگر سوق دهد که پیامدهای زیست‌محیطی و زیرساختی آن برای دهه‌ها جبران‌ناپذیر خواهد بود. لذا، اولویت فعلی بر تقویت «لایه‌های پدافندی» و «قدرت ضربه دوم» استوار است تا دشمن بداند که  حتی در صورت حمله اول، توان پاسخگویی ایران نابود نخواهد شد. 

سومین محور، «ضرورت تثبیت داخلی در دوران گذار» است. باتوجه به تحولات کلان در ساختار رهبری ایران در اسفند ۱۴۰۴ و انتصاب آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، نظام سیاسی بیش از هر زمان دیگری به «ثبات داخلی» و «انسجام ملی» نیاز دارد. ورود به یک جنگ پیش‌دستانه در این مقطع حساس، می‌تواند تمرکز قوا را از تثبیت ساختارهای جدید به سمت مدیریت بحران‌های پیش‌بینی‌ناپذیر جنگی منحرف کند. از این منظر، حفظ صلح مسلحانه، مجالی برای تحکیم قدرت داخلی و بازسازی توان اقتصادی فراهم می‌آورد.

نتیجه آنکه، باید به «منطق بازدارندگی نامتقارن» اشاره کرد. قدرت ایران نه در یک حمله کلاسیک و ناگهانی، بلکه در شبکه نفوذ منطقه‌ای و توان فرسایشی آن نهفته است. تعلل در حمله مستقیم، به معنای انفعال نیست، بلکه به معنای فعال‌سازی لایه‌های پنهان قدرت و انتظار برای «خطای استراتژیک دشمن» است.

به نظر می‌رسد رهبر و فرماندهان میدانی و سیاسی ایران بر این باورند که هزینه «شروع جنگ» برای امریکا در وضعیت فعلی جهان بسیار بالاست و تا زمانی که این بازدارندگی برقرار است، انجام حمله پیش‌دستانه، بازی در زمین دشمن و برهم زدن توازنی است که فعلا به نفع ثبات منطقه عمل می‌کند.

کلام آخر اینکه، آنچه در ظاهر «تعلل» به نظر می‌رسد، در واقع «هوشیاری راهبردی» برای جلوگیری از یک انتحار نظامی و سقوط در تله‌ای است که دشمن برای توجیه حملات زیربنایی خود طراحی کرده است. ایران با انتخاب مسیر صبر و آمادگی، در پی آن است که یا از وقوع جنگ جلوگیری کند یا در صورت وقوع، پیروز نهایی میدان دیپلماسی و نظامی باشد.

23302

کد مطلب 2218801

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین