به گزارش خبرآنلاین، حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: گزارش روزنامه «فایننشال تایمز» درباره پیشنهاد عربستان سعودی مبنی بر انعقاد یک «پیمان عدم تعرض» منطقهای میان ایران و کشورهای همسایه، صرفاً یک ابتکار دیپلماتیک گذرا نیست؛ بلکه نشاندهنده تلاش ریاض برای بازتعریف ساختار امنیتی خاورمیانه در دوران پس از جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران است.
اهمیت این ایده بیش از آنکه در خودِ پیمان نهفته باشد — چرا که پیش از این نیز ایدههای مشابهی مطرح شده بود — در منطق استراتژیک پشت آن است. به نظر میرسد عربستان سعودی به این نتیجه رسیده است که چرخه دائمی بازدارندگی، حملات محدود و جنگهای نیابتی را دیگر نمیتوان تنها با تکیه بر چتر امنیتی آمریکا مدیریت کرد.
مدل هلسینکی و مدیریت تنش
ارجاع سعودیها به «فرآیند هلسینکی» در دهه ۱۹۷۰ نیز بههیچوجه تصادفی نیست. آن مدل دقیقاً برای مدیریت رقابت میان بلوکهای متخاصم طراحی شده بود، نه برای حلوفصل کامل اختلافات ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک. به عبارت دیگر، هدف حذف تنشها نیست، بلکه مهار و کنترل آنهاست.
در واقع، اکنون به نظر میرسد ریاض به سمت نوعی پذیرش ضمنیِ موازنه قوای جدید در منطقه حرکت میکند؛ موازنهای که در آن ایران، علیرغم هزینههای سنگین جنگ اخیر، همچنان بازیگری گریزناپذیر در معادلات امنیتی منطقه باقی مانده است.
تغییر مفهوم «ثبات»
این چرخش همچنین بازتابدهنده تغییری گستردهتر در برداشت عربستان از مفهوم «ثبات» است. سالهاست که بسیاری از کشورهای عربی، امنیت منطقهای را در گرو مهار یا تضعیف نفوذ منطقهای ایران میدیدند. اما اکنون، اولویت اصلی آنها جلوگیری از تبدیل شدن منازعه ایران و اسرائیل به یک جنگ منطقهای دائمی است.
از این منظر، پیشنهاد پیمان عدم تعرض را باید بخشی از روند کلانِ «منطقهایسازی» امنیت خلیج فارس دانست؛ فرآیندی که با میانجیگری چین در آشتی میان ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ آغاز شد و اکنون ممکن است وارد مرحله پیچیدهتری، یعنی تعیین قواعد رفتاری برای مدیریت بحران، شود.
با این حال، مقایسه خاورمیانه با اروپای عصر جنگ سرد با محدودیتهای جدی روبروست. برخلاف اروپا، این منطقه فاقد موارد زیر است:
- ساختارهای نهادی پایدار
- خطوط بازدارندگی شفاف
- حداقلی از اجماع بر سر مبانی نظم امنیتی منطقه
علاوه بر این، نقش بازیگران غیردولتی و درگیریهای چندلایه، این معادله را به مراتب پیچیدهتر میکند. از آن مهمتر، هرگونه ابتکاری از این دست، بدون وجود نوعی تفاهم متقابل میان ایران و اسرائیل درباره «حدود مجاز تنش»، ذاتاً شکننده خواهد بود. هرگونه رویارویی مستقیم جدید میتواند به سادگی کل فرآیند تنشزدایی منطقهای را از هم بپاشد.
در عین حال، خودِ این پیشنهاد نشان میدهد که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به شکلی فزاینده نگران سرریز رقابت ایران و اسرائیل به زیرساختهای انرژی، کریدورهای تجاری و پروژههای توسعه اقتصادی خود هستند. این نگرانی اکنون به محرک اصلی سیاستهای منطقهای تبدیل شده است.
به همین دلیل، حتی اگر ایده «پیمان عدم تعرض» هرگز به یک توافق رسمی ختم نشود، صرفِ طرح آن حاوی پیامی حیاتی است: بخش بزرگی از جهان عرب دیگر به دنبال حذف ایران از معادلات امنیتی منطقه نیست، بلکه میکوشد الگوهای تعامل با تهران را پیشبینیپذیرتر کند.
۴۲/۴۲




نظر شما