یکی از این مفاهیم، اصطلاح «بِده بِره» است؛ عبارتی که این روزها از سوی طیفی از مخالفان هرگونه مذاکره و تعامل با جهان، به عنوان اتهامی سنگین علیه موافقان توافق و همکاری متوازن و عادلانه با سایر بازیگران بینالمللی و هر توافقی همچون برجام و حتی هر امتیازگیری مبتنی بر منافع ملی به کار میرود.
این گروه معتقدند هرگونه امتیازدهی ایران در ازای دریافت امتیازی از طرف مقابل، حتی اگر برابر اصول متداول دیپلماتیک و مبتنی بر سه اصل عزت،حکمت و مصلحت باشد، مصداق «بدهبَرَه» است؛ یعنی از دست دادن داشتهها به نفع دشمن، و اینکه تمام دستگاه عریض و طویل ساختار حکمرانی و دیپلماسی کشور عاجز از درک و فهم شرایط و منافع ملی و مصالح نظام هستند اما آنها اشرافیت و آگاهی کاملی دارند!!!
نمونه بارزی که آنها مکرراً به آن استناد میکنند، ماجرای ۱۰۰ کیلو اورانیوم ۲۰ درصدی ایران در برجام است که به روسیه داده شد و در مقابل ایران، کیک زرد و ۱۰۰ کیلو اورانیوم ۵ درصدی در قالب بستههای ۵ کیلویی برای سوخت راکتور تهران دریافت کرد.
آنها این تبادل مبتنی بر محاسبات فنی و منافع ملی را ذیل قاعدهای تحقیرآمیز با عنوان «بِده بِره» طبقهبندی میکنند که گویا نظام اورانیوم را بدون محاسبه ملی و به ثمن بخس واگذار کرده است و همین توهم مبنای تحلیل و چه بسا خبرهای نادرست و غلط زیاد برای انحراف افکار عمومی شد و حتی در تریبون های رسمی نیز مدعی این دروغ شدند.
در جایی دیگر نمایندگان این گفتمان انحرافی و #بنبستگرا برای مستندسازی ادعاهای خود علیه برجام به طور خاص و هرگونه تعامل جهانی به طور عام، به جملهای منسوب به رهبر شهید استناد میکنند که «برجام خسارت محض بود» اما بررسی عین عبارت رهبری در فروردین ۱۳۹۵ در مشهد مقدس، دروغ بودن این ادعا نیز آشکار است.
ایشان نفرمودند برجام #خسارت_محض است بلکه دقیقاً اشاره کردند: «آمریکاییها گفتهاند که ما تحریمها را برمیداریم و روی کاغذ هم برداشتند امّا از طرق دیگر جوری عمل میکنند که اثر رفع تحریمها مطلقاً به وجود نیاید و تحقق پیدا نکند... این چیزی است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم میبینیم؛ یعنی خسارت محض» ملاحظه میشود که قید خسارت محض به عملکرد آمریکا پس از برجام اشاره دارد، نه به خود توافق.
این تفاوت اساسی، عمداً یا سهواً نادیده گرفته میشود تا روایتی غیرواقعی از موضع سنجیده و اصولی و صلحطلب نظام ساخته و در جهان ترسیم شود.
جالب آنکه بنا به دستور رهبری و با وجود تلاشهای زیاد افراطیون متوهم مبنی بر آتش زدن برجام و خروج از آن، نظام تا آخرین لحظه در برجام و متعهد به عهد خود باقی ماند.
اکنون نیز بار دیگر بحث تبادل احتمالی ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنیشده ایران در ازای رفع محدودیتها و تحریمها مطرح است.
دوباره همان جماعت با فریاد بِده بِره و تکرار دروغ خسارت محض بودن برجام، هرگونه تعامل مبتنی بر منافع ملی را تخطئه میکنند، غافل از اینکه خودِ نظام به فرمان مقام معظم رهبری و با وجود فشارهای افراطیون داخلی، تا آخرین لحظه در برجام ماند و از آن خارج نشد! نه به دلیل سادهاندیشی، بلکه به دلیل درک صحیح از قاعده مبادله در دیپلماسی، در واقع توافق، لزوما تفاهم یا رابطه دوجانبه نیست بلکه می تواند نیاز طرفین همراه با ضرورت جهانی و الزام منطقه ای باشد.
دیپلماسی عزتمند هیچگاه به معنای یکجانبهگرایی یا تسلیم نیست، اصل مذاکره، دادنِ داشته در برابر گرفتنِ نیاز است. اگر این قاعده را بِده بِره بنامیم، دیگر هیچ توافقی در جهان معنایی نخواهد داشت.
آنچه مخالفان میگویند،نه نقد سازنده، که تحریف عمدی مفاهیم و استناد به نقلقولهای نادرست برای ایجاد بن بست در حکمرانی است.وقت آن رسیده که میان خسارت محضِ عملکرد طرف مقابل و توافقی که منافع ملی را تأمین میکند تمایز قائل شویم و از شعارهای توخالی و برچسبزدن، به نفع آینده کشور عبور کنیم.
ایران باثبات و سربلند در گرو عقلانیت میدان و سیاست است نه هیجاناتی که منافعش برای عموم مردم نیست.
در فضای سیاسی ایران، گاه واژهها و عناوین چنان در لاکهای تحریفشده روایات و تعابیر گم میشوند که دیگر شباهتی به معنای اصلی خود ندارند.
کد مطلب 2219685



نظر شما