به گزارش خبرآنلاین، بحران جمعیت، آرام و بیصدا پیش میآید؛ نه با انفجار و نه با حادثهای ناگهانی، بلکه با کاهش تدریجی تولدها، پیر شدن جامعه، خالی شدن کلاسهای درس، کوچک شدن نیروهای کار و افزایش شمار سالمندانی که جامعه دیگر توان پشتیبانی از آنها را ندارد. بسیاری از کشورها زمانی متوجه عمق بحران جمعیتی شدند که دیگر برای جبران دیر شده بود. امروز بسیاری از کشورهای اروپایی با مسئلهای روبهرو هستند که جمعیتشناسان از آن با عنوان تله جمعیتی یا سیاهچاله جمعیتی یاد میکنند؛ وضعیتی که در آن کاهش تولدها به یک روند مزمن تبدیل میشود و جامعه به مرور وارد چرخهای میشود که بازگشت از آن بسیار دشوار، پرهزینه و گاه غیرممکن است.
تسنیم نوشت: در چنین شرایطی، ساختار سنی جامعه به هم میریزد؛ تعداد سالمندان افزایش پیدا میکند اما جمعیت جوان و مولد کاهش مییابد. صندوقهای بازنشستگی دچار بحران میشوند، هزینههای درمان و مراقبت سالمندی به شدت افزایش پیدا میکند، بازار کار با کمبود نیروی انسانی جوان مواجه میشود و رشد اقتصادی افت میکند. کاهش جمعیت جوان، حتی میتواند بر قدرت تولید، امنیت غذایی، توان دفاعی، نوآوری علمی و جایگاه منطقهای کشورها نیز اثر بگذارد. به همین دلیل است که مسئله جمعیت امروز نه فقط یک موضوع اجتماعی، بلکه مسئلهای راهبردی، اقتصادی و حتی امنیتی تلقی میشود.
ایران اکنون در نقطهای حساس از تحولات جمعیتی ایستاده است؛ نقطهای که به اعتقاد بسیاری از متخصصان، میتواند سرنوشت دهههای آینده کشور را تعیین کند. آمارها نشان میدهد نسبت به دهههای گذشته، روند کاهش موالید در کشور شتاب گرفته، سن ازدواج افزایش یافته، فاصله فرزندآوری طولانیتر شده و نرخ باروری با رقمی کمتر از ۱.۴، به پایینترین سطح خود رسیده است. همزمان، جمعیت سالمندان در حال افزایش است و اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران طی دو دهه آینده وارد مرحلهای خواهد شد که رشد جمعیت به صفر میرسد و سپس منفی میشود.
ایران تا دو دهه آینده به نقطه صفر جمعیتی میرسد
رضا سعیدی، رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت، در تشریح ابعاد این بحران هشدار میدهد که اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ایران طی ۱۰ تا ۱۵ سال آینده به نقطه صفر رشد جمعیت خواهد رسید و پس از آن وارد رشد منفی جمعیتی میشود؛ وضعیتی که اکنون برخی کشورهای اروپایی با آن دستوپنجه نرم میکنند.
رشد سالانه جمعیت ایرانی فقط نیم درصد!
او با اشاره به روند نزولی موالید در سالهای اخیر میگوید: «متأسفانه هر سال نسبت به سال قبل، تعداد تولدها در کشور کاهش پیدا میکند و نرخ رشد جمعیت اکنون به حدود نیم درصد رسیده است. این روند نشان میدهد اگر تغییر جدی در وضعیت موجود ایجاد نشود، حوالی سال ۱۴۲۰ رشد جمعیت ایران به صفر خواهد رسید و پس از آن کشور وارد سیاهچاله جمعیتی میشود.»
سعیدی میگوید کشورهایی مانند ایتالیا و لهستان اکنون دقیقاً در چنین وضعیتی قرار دارند؛ به این معنا که هر ساله جمعیت آنها کاهش پیدا میکند، زیرا تعداد موالید کمتر از تعداد مرگومیرهاست.
به گفته سعیدی، بر اساس آمارهای رسمی، در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۹۲ هزار ولادت در کشور ثبت شده، در حالی که تعداد فوتیها حدود ۴۵۰ هزار نفر بوده است. به این ترتیب، خالص افزایش جمعیت کشور فقط حدود ۴۵۰ هزار نفر برآورد میشود؛ رقمی که برای کشوری با جمعیت ایران، به معنای رشدی بسیار پایین و معادل سالانه ۰.۵ درصد است. این در حالی است که ایران در دهههای گذشته رشد جمعیتی بالای ۳ و حتی ۴ درصد را تجربه میکرد و یکی از جوانترین ساختارهای جمعیتی منطقه را داشت.
سقوط آزاد نرخ باروری از دهه ۶۰ تاکنون
یکی از مهمترین شاخصهایی که وضعیت جمعیت کشورها را نشان میدهد، «نرخ باروری کلی» یا TFR است؛ شاخصی که تعداد فرزند به ازای هر زن در سنین باروری را اندازهگیری میکند. سعیدی میگوید: «این شاخص در ایران اکنون به کمتر از حدود ۱.۴ فرزند رسیده، در حالی که چهار دهه قبل بین ۶.۵ تا ۷ فرزند بود. این یعنی جامعه ایرانی در مدت چند دهه، یکی از سریعترین افتهای نرخ کلی باروری در جهان را تجربه کرده است.»
کارشناسان جمعیت تأکید میکنند که برای حفظ تعادل جمعیتی، نرخ باروری باید حداقل ۲.۱ فرزند به ازای هر زن باشد؛ عددی که از آن به عنوان «سطح جانشینی» یاد میشود. پایینتر بودن این شاخص به این معناست که هر نسل، جمعیتی کمتر از نسل قبل خواهد داشت و جامعه به تدریج وارد مسیر سالمندی و رشد منفی جمعیت میشود.
۶۰ کشور جهان درگیر مسئله کاهش جمعیت
نگاهی به تجربه جهانی نشان میدهد که بسیاری از کشورها پس از ورود به مرحله کاهش باروری، نتوانستهاند به راحتی از آن خارج شوند. ژاپن، کرهجنوبی و بخش زیادی از اروپا اکنون با بحران سالمندی و کمبود نیروی کار مواجهاند و ناچار شدهاند سیاستهای مهاجرپذیری را برای جبران کاهش جمعیت در پیش بگیرند. سعیدی میگوید: «اکنون بیش از ۶۰ کشور جهان با مسئله کاهش یا سالمندی جمعیت درگیر هستند و اغلب آنها تلاش میکنند نرخ باروری را دوباره به بالای دو فرزند برسانند، اما بیشتر این سیاستها موفقیت محدودی داشتهاند. با این حال کشورهایی مانند فرانسه و سوئد توانستهاند با اجرای سیاستهای پایدار رفاهی، حمایتهای واقعی از خانواده و ایجاد امنیت اقتصادی، نرخ باروری خود را تا حدود ۱.۷ تا ۱.۸ افزایش دهند.»
تعداد ولادتهای سالانه در ایران به زیر یک میلیون نفر رسیده است
در ایران اما روند کاهش موالید همچنان ادامه دارد. طبق آمارهای رسمی، تعداد ولادتهای ثبتشده از حدود ۹۷۳ هزار مورد در سال ۱۴۰۳ به حدود ۸۹۲ هزار مورد در سال گذشته کاهش یافته؛ یعنی فقط در یک سال حدود ۸ درصد افت تولد در کشور رخ داده است. این کاهش شدید، زنگ خطری جدی برای آینده جمعیتی ایران محسوب میشود.
چرا فرزندآوری در ایران کم شد؟
کارشناسان معتقدند مسئله جمعیت در ایران، صرفاً ناشی از یک عامل نیست، بلکه مجموعهای از متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی در کنار هم باعث کاهش فرزندآوری شدهاند. سعیدی نیز بخشی از ناکامی سیاستهای جمعیتی را ناشی از مشکلات اقتصادی میداند و تأکید میکند که تورم و نااطمینانی نسبت به آینده، نقش مهمی در تصمیم خانوادهها برای فرزندآوری داشته است اما در عین حال، به دو گذار جمعیتی اشاره میکند، که منجر به کاهش فرزندآوری در کشور شدهاند و به تسنیم میگوید: «جمعیتها در دورهای نرخ زاد و ولد و در عین حال مرگ و میر بالایی داشتهاند و سپس به سمتی رفتهاند که نرخ مرگ و میر کاهش یافته است. با بهتر شدن سطح بهداشت، چون بچهها دیگر فوت نمیکنند و شانس زنده ماندنشان بالاست، خانوادهها تصمیم میگیرند تعداد بچه کمتری بیاورند. این گذار جمعیتی اول بوده است بنابراین در گذار جمعیتی اول، کاهش مرگ و میر و بهبود بهداشت و سلامت باعث میشود مردم تصمیم به فرزندآوری کمتر بگیرند. از مرحلهای به بعد، گذار جمعیتی نوع دوم اتفاق میافتد. یعنی از جایی به بعد، دلیل فرزند نیاوردن، صرفاً دیگر بهداشت بهتر و زنده ماندن بچهها نیست، بلکه بیشتر عوامل فرهنگی است. برای مثال طی سالیان اخیر الگوی ازدواج تغییر کرده است. در گذشته، افراد ازدواج و فرزندآوری را یک وظیفه و هنجار اجتماعی میدانستند، اما نسل جدید هم ازدواج را به تأخیر میاندازد و هم پس از ازدواج به راحتی تصمیم به فرزندآوری نمیگیرد.»
بیش از ۱۰ میلیون نفر دختر و پسر مجرد داریم؛ تجرد قطعی دستکم یک میلیون ایرانی
مسئله ازدواج، یکی از مهمترین حلقههای این بحران جمعیتی است. در جامعه ایران، فرزندآوری در بستر ازدواج اتفاق میافتد و بنابراین هرگونه کاهش در نرخ ازدواج، مستقیماً بر کاهش تولدها اثر میگذارد.
سعیدی در این باره نیز به تسنیم گفت: «بیش از ۱۰ میلیون نفر خانم و آقای بالای ۲۰ سال داریم که هنوز مجرد هستند و یک میلیون نفر از این افراد بالای ۴۵ سال هستند و دچار تجرد قطعی شدهاند و احتمال ازدواج آنها بسیار پایین است. آمارها نشان میدهد تعداد ازدواجها در کشور به شکل محسوسی کاهش یافته است. در سال ۱۴۰۳ حدود ۴۷۰ هزار ازدواج ثبت شد، اما این عدد در سال بعد به ۴۳۱ هزار مورد رسید؛ یعنی تنها در یک سال حدود ۴۰ هزار ازدواج کمتر به ثبت رسیده است. این در حالی است که در دهههای گذشته، سالانه بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون ازدواج در کشور ثبت میشد.»
کاهش فرصت فرزندآوری با افزایش سن ازدواج
همزمان، سن ازدواج نیز به شکل چشمگیری افزایش یافته است. اگر پنج دهه قبل میانگین سن ازدواج حدود ۱۸ تا ۱۹ سال بود، امروز این عدد به حدود ۲۸ تا ۳۲ سال رسیده است. جوانان امروز تقریباً یک دهه دیرتر از نسلهای قبل ازدواج میکنند و همین مسئله، فرصت فرزندآوری را محدودتر میکند.
افزون بر این، فاصله میان ازدواج تا تولد نخستین فرزند نیز افزایش یافته است. در گذشته زوجین معمولاً تا دو سال پس از ازدواج صاحب فرزند میشدند، اما اکنون این فاصله به حدود ۴.۵ سال رسیده است؛ موضوعی که به طور طبیعی تعداد فرزندان خانوادهها را کاهش میدهد.
۷۰ درصد زوجین یک یا دو فرزند میخواهند نه بیشتر!
سعیدی درباره تعداد فرزندان اول و دوم و سوم زوجین ایرانی نیز بیان کرد: «در بررسیای که در سال ۱۴۰۳ داشتیم مشخص شد که ۳۵درصد ولادتها مربوط به فرزند اول بوده، ۳۵ درصد فرزند دوم، ۱۸ درصد فرزند سوم، ۵.۸ فرزند چهارم و ۲.۸ درصد فرزند پنجم یا بالاتر بوده است و به عبارتی از این آمارها میتوان نتیجه گرفت که حدود ۷۰ درصد جمعیت متأهل و زوجین ایرانی، یک یا دو فرزند را میخواهند.»
پای لنگ دستگاهها در اجرای قانون جوانی جمعیت
بررسیها نشان میدهد که بخشی از سیاستگذاریهای جمعیتی کشور نیز با چالشهای جدی اجرایی روبهرو شده است. قانون جوانی جمعیت که از سال ۱۴۰۰ تدوین و ابلاغ شد، مجموعهای از مشوقها را برای ازدواج و فرزندآوری در نظر گرفت؛ از وام ازدواج و مسکن گرفته تا تسهیلات فرزندآوری، واگذاری خودرو و ...، با این حال، بسیاری از این مشوقها در مرحله اجرا با مشکلات جدی مواجه شدند به طوری که سال گذشته رئیس فراکسیون جمعیت مجلس شورای اسلامی رسماً اعلام کرد که فقط حدود ۳۰ درصد قانون اجرایی شده است.
رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت در این رابطه نیز به تسنیم گفت: «نظر شخصی بنده این است که شرایط خاص اقتصادی و اجتماعی سالهای اخیر نیز باعث شد قانون جوانی جمعیت در بستری نامناسب اجرا شود و بخش مهمی از ظرفیتهای آن بالفعل نشود. برای مثال اکنون حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر همچنان در صف دریافت وامهای ازدواج، فرزندآوری و مسکن قرار دارند. به بیان دیگر، بخش مهمی از سیاستهای حمایتی هنوز به مرحله اجرا نرسیده و همین مسئله، اثرگذاری آنها را کاهش داده است. در عین حال، حتی برخی زیرساختهای پیشبینیشده، مانند خوابگاههای متأهلی دانشجویان، هنوز پوشش بسیار محدودی دارند.»
حرکت شتابان ایران به سوی سالمندی؛ فرصت محدود نباید از دست برود
آنچه امروز در ایران جریان دارد، صرفاً کاهش تعداد تولدها نیست؛ بلکه تغییر تدریجی ساختار جمعیتی کشور است. کشوری که روزی یکی از جوانترین جمعیتهای منطقه را داشت، اکنون در حال حرکت شتابان به سمت سالمندی است؛ آن هم در شرایطی که هنوز زیرساختهای اقتصادی، رفاهی و اجتماعی لازم برای مدیریت این تحول بزرگ فراهم نشده است.
کارشناسان هشدار میدهند که بحران جمعیت، برخلاف بسیاری از بحرانها، زمانی آشکار میشود که بخش مهمی از فرصت اصلاح از دست رفته است. پنجره جمعیتی ایران، یعنی دورهای که جمعیت فعال و جوان کشور بیشترین سهم را دارد، رو به بسته شدن است و اگر سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور نتواند اطمینان و امید لازم برای تشکیل خانواده و فرزندآوری را فراهم کند، ایران در دهههای آینده با یکی از پیچیدهترین بحرانهای تاریخ معاصر خود روبهرو خواهد شد؛ بحرانی که آثار آن نه فقط بر خانوادهها، بلکه بر اقتصاد، رفاه، بازار کار، نظام بازنشستگی و آینده توسعه کشور سایه خواهد انداخت.
۴۷۲۳۶




نظر شما