گروه اندیشه: نشست بررسی یافتههای پژوهش «تحلیل ارزشها و نگرشهای سیاسی نسل زد ایران» با حضور دکتر سعیده امینی (عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی)، دکتر سالار کاشانی (عضو هیئتعلمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی)، دکتر علیاصغر سیدآبادی (پژوهشگر و نویسنده کودک و نوجوان) و دکتر میثم عباسی (عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و مجری طرح) با دبیری دکتر مصطفی اسدزاده (عضو پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد. در این نشست پدیده دگرگونی معرفتشناختی و ویژگیهای منحصربهفرد دهه هشتادیها را تبیین شد.
طبق این بررسی که در سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده، نسل زد در ارزیابیهای کلان سیاسی مانند لزوم تفکیک دین از سیاست و نیاز به تغییر قانون اساسی با نسلهای پیش از خود همنظر است، اما تفاوت بنیادین آنها در نحوه مواجهه با جامعه و ساختارهاست. آمارها نشان میدهد اجتماعیشدن وبپایه و استفاده بالای ۳ ساعت از فضای مجازی، تمایل به تغییرات بنیادین را در میان این نسل تا ۵۴ درصد افزایش داده است. بارزترین ویژگی نسل زد، «اقتدارگریزی» و جابهجایی مرجعیت از نهادهای رسمیِ قدرت به سمت خانواده دموکراتیک، همسالان و چهرههای فرهنگی است؛ به طوری که پناه بردن به خانواده از ۴۰ درصد در سال ۹۴ به ۶۸ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده است. از سوی دیگر، به دلیل کوچک شدن میدان سیاست رسمی و پرهزینه بودن آن، این نسل سیاست را از قلمرو دولت به حوزه «سیاست زندگی، معنا و خلاقیت» منتقل کرده است. برخلاف دهههای گذشته، نسل زد ایران با وجود تفاوت فکری عمیق با والدین، به جای تنش و گسست، به «همزیستی مسالمتآمیز» روی آورده و گسست اصلی را با ساختار رسمی ناآشنا با این رنسانس فرهنگی رقم زده است.
****
نشست علمی ارائه یافتههای پژوهشی «تحلیل ارزشها و نگرشهای سیاسی نسل زد ایران» سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ با حضور سعیده امینی (عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی)، سالار کاشانی (عضو هیئتعلمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی)، علیاصغر سیدآبادی (پژوهشگر و نویسنده کودک و نوجوان) و میثم عباسی (عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و مجری طرح) و دبیری مصطفی اسدزاده (عضو پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.
تشابه در ارزیابیهای کلان و تمایز در نگاه به جامعه
در ابتدای این نشست میثم عباسی با اشاره به پرسش اصلی پژوهش خود درباره تمایزات و تشابهات نسل زد با نسلهای دیگر گفت: پرسش اساسی در این پژوهش این بود که نسل زد به لحاظ سیاسی چه تفاوتها و تشابهاتی با سایر نسلها دارد؟ در پاسخ به این سوال مشخص شد در حوزه سیاسی در موضوعاتی مانند اولویت داشتن مسائل داخلی نسبت به سیاست خارجی، نیاز به تغییر قانون اساسی، جدایی دین از سیاست و بهطورکلی در ارزیابیهای کلان از وضعیت سیاسی کشور, نوعی توافق نسبی و نگرش یکسانی میان نسلهای مختلف وجود دارد. به نظر میرسد نسل زد مسائل را مشابه اما جامعه را متفاوت میبیند که همین نقطه تمایز آنها با نسلهای دیگر است.
فرآیند اجتماعیسازی رسانهای و همبستگی آن با تمایل به تغییرات بنیادین
او با اشاره به تأثیر رسانهها در فرآیند اجتماعیسازی نسل زد افزود: آمارها نشان میدهد اجتماعیسازی نسل زد بهواسطه رسانهها متمایز از نسلهای دیگر است و نسل زد به رسانههایی که امکان آفرینش معنا، خلاقیت بیشتر و کنترل کمتری دارند، سطح اعتماد بیشتری دارند. همچنین بین میزان استفاده از فضای مجازی و گرایش به تغییرات بنیادین در میان این نسل همبستگی وجود دارد. به این معنا که کسانی که کمتر از ۱ ساعت از فضای مجازی استفاده میکنند، ۱۹% تمایل به تغییرات بنیادی، کسانی که بیشتر از ۲ ساعت استفاده دارند، تقریباً ۳۷% و کسانی که بیش از ۳ ساعت از فضای مجازی استفاده میکنند، ۵۴% تمایل به تغییرات بنیادی دارند. هرچند نمیتوان گفت فقط با تکنولوژی میتوان رفتار سیاسی نسل زد را تشخیص داد اما اجتماعیسازی سیاسی بهواسطه رسانهها تأثیر مهمی بر نحوه شکلگیری ارزشها و نگرشهای سیاسی نسل زد دارد.
اقتدارگریزی، افول مرجعیتهای رسمی و رشد خانواده دموکراتیک
عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با مهمدانستن نوع نگاه نسل زد به گروههای مرجع در ارزیابی نگرشهای آنها، از اقتدارگریزی این نسل سخن گفت و یادآور شد: طی ۱۰ تا ۲۰ سال اخیر شاهد کاهش اعتماد عمومی و نهادی هستیم که این باعث اعتماد بیشتر به نهاد خانواده شده است. گروه مرجع ۴۰% مردم در سال ۹۴، خانواده بوده که این میزان در سال ۱۴۰۲ به ۶۸% رسیده است. طبق آمار نهادهایی که الگوی عمومی و اقتدارمحور ارائه میدهند برای نسلهای بالاتر جذابیت بیشتری دارند ولی نسل جدید بیشتر به سمت خانواده، چهرههای فرهنگی و همسالان حرکت کرده است که این نوعی اقتدارگریزی و کاهش تمکین در نسل زد را نشان میدهد. در زمینه اقتدارگریزی، افول برخی شاخصهای سنتی دینداری و ظهور اشکال جدیدی از آن را شاهد هستیم. از سوی دیگر در خانوادهها هم اتخاذ تصمیمات به سمت مشارکت هرچه بیشتر اعضای خانواده رفته است. بنابراین نسل زد که عادت کرده در خانواده دموکراتیک باشد و در مسائل شرعی هم به مراجع تقلید رجوع نکند، عادت میکند اقتدار را زیر سوال ببرد و در حوزه سیاست به راحتی زیر بار سلسله مراتب نرود.
جابهجایی و کوچ از سیاستِ قدرت به سیاستِ زندگی و خلاقیت
عباسی با بیان اینکه سیاست برای بخش مهمی از نسل زد از حوزه سیاست قدرت و دولت به سیاست زندگی و معنا منتقل شده، ابراز کرد: این انتقال و جابهجایی از طرفی اجباری و ساختاری بوده است. یعنی وقتی میدان سیاست کلان و امکان مشارکت واقعی کوچک و کمتر میشود، فرد تلاش میکند از حوزه سیاست کلان به حوزه سیاست زندگی کوچ کند. بخشی از این شرایط هم برآمده از اینترنت و فضای مجازی و بخشی هم برآمده از انتخاب آگاهانه نسل زد است که میدان سیاست را بهعنوان میدان ترس، سرخوردگی و با هزینه بالا انتخاب نمیکند و به جای آن میدانی را انتخاب میکند که ضمن داشتن امکان بازیگری بیشتر، فرصت خلاقیت و شیوه جدید زندگی را ارائه دهد.
ویژگیهای اعتراضی نسل پیشران و تفاوت فهم مجازی و واقعی از سیاست
در ادامه سعیده امینی با اشاره به اهمیت موضوع نسل زد بهویژه به دلیل نقش پررنگ آنها در اعتراضات، ضمن تأدید بر ضرورت انجام پژوهشهای بیشتر درخصوص شناخت بیشتر آنها، در اشاره به برخی ویژگیهای این نسل گفت: ما باید این نسل پیشران در اعتراضات اجتماعی را به خوبی بشناسیم. تاکتیکهای اعتراضی این نسل آنها را از نسلهای دیگر متمایز میکند. درواقع زیست مجازی نسل زد زمینه را فراهم میکند تا آنها کنشگری وبپایه داشته باشند. این موضوع از جهت دامنه اثرگذاری میتواند هم جنبه مثبت داشته باشد و هم منفی؛ ازجمله از جهت فهم از واقعیت سیاسی. چون مواجهه با امر سیاسی و فضای واقعی متمایز است از آنچه در فضای مجازی است. وقتی فهم از واقعیت سیاسی بیشتر در فضای مجازی متمرکز باشد، قاعدتاً تغییرات بنیادین از جنس تغییرات ساختاری را شاهد نخواهیم بود و تغییرات بیشتر از جنس تغییرات ارزشی و نگرشی خواهند بود.
چالشهای رویکرد نظری و ضرورت توجه به تنوع درونی نسل زد
او در ادامه با اشاره مفهوم نسل زد و نیز رویکرد نظری این پژوهش گفت: مفهوم نسل، مفهومی جمعیتشناختی است اما وقتی بحث نسل زد میشود، مفهوم حالتی کیفی پیدا میکند. مفهوم نسل زد در این پژوهش که البته به نظر میرسد به دلیل اقتضا و محدودیتهای پژوهش بوده، به نوعی به دوره سنی تقلیل پیدا کرده و همگون دیده شده است. درحالی که این نسل هم، درون خود تنوعاتی دارد و یکدست نیست. یکدستدیدن نسلها ممکن است از وجه تحلیلی و تفسیری کار بکاهد. رویکرد نظری این تحقیق هم، بیشتر رویکرد آصف بیاتی است. نگاه آصف بیاتی به مقوله جنبشهای اجتماعی متناظر با روش مردمنگاری یا مردمنگاری انتقادی است درحالی که کار تحلیل ثانویه به حوزه روشهای کمّی نزدیک است. بنابراین شاید لازم باشد این لنز نظری کامل شود که یک وجه آن رویکرد فعلی باشد.
جایگاه ارزشمند روش تحلیل ثانویه و ضرورت پژوهشهای عمیق توصیفی
امینی با بیان اینکه جای کارهای تحلیل ثانویه مقداری در جامعه ما خالیست، در وصف نقاط قوت این پژوهش اذعان کرد: کار تحلیل ثانویه در مقالات و ژورنالهای خارجی خیلی زیاد است ولی در جامعه ما مقداری جای آن خالیست. تحلیل ثانویه جزء ضروریات پژوهشهای ما در حوزه علوماجتماعی است و این پژوهش از این حیث کار ارزشمندی است. از سوی دیگر در پژوهشهای جامعه ما بیشتر روی «تبیین» تأکید میشود؛ در حالی که پژوهش توصیفی اگر بتواند توصیف عمیقی از موضوع که اینجا یک نسل است، ارائه کند، اتفاقاً میتواند در عرصه سیاستگذاریها خیلی مؤثرتر از پژوهشهای تبیینی باشد.
تحول ساختار خانواده در ایران؛ پناهگاهی دموکراتیک و حامی در برابر شکستهای سیاسی
علیاصغر سیدآبادی سخنران بعدی این نشست اولین مشکل مطالعات نسلی را کنارگذاشتن تفاوتهای جمعیت انبوه برای رسیدن به الگوها و شباهتها دانست و با بیان اینکه مطالعات جامعهشناسی اعم از کمی و کیفی نمیتواند جامعه ما را به خوبی توضیح دهد، عنوان کرد: نسل زد در مواجهه با رسانه تعریف میشود اما به غیر از تحولات فناورانه در آمریکا، تحول دیگری نمیبینیم که در این نسل رخ داده باشد اما در ایران یکی از تحولات، تحول در خانواده است.
خانوادههای پدرسالار دهه ۵۰ به خانوادههای مدنی و دموکرات امروزی تبدیل شدهاند. ما این تحول را در جای دیگر نمیبینیم. مثلاً وقتی در کره جنوبی از بچهها درباره خانوادهشان پرسیده شده بود، اکثراً نظر منفی نسبت به خانواده خود داشتند و آنها را عقبمانده و غیره میدانستند. اما در ایران اکثریت خانواده خود را پشتیبان، دلسوز و حامی توصیف کردند. بخشی از این اتفاق به دلیل ازدست رفتن موقعیت نهادهای دیگر اجتماعی است که بچهها به خانواده پناه میبرند اما بخشی هم به دلیل تغییر خانواده است که واقعاً پناهگاه شده و از بچههای خود حمایت میکند.
این تحول جدی و مهم است که فناوری نمیتواند آن را توضیح دهد. تحول دیگری که نمیتوان نادیده گرفت، به شیوه زمامداری و شکستهای سیاسی مردم برمیگردد. این موضوع، هم روی بزرگسالان و هم نوجوانان تأثیر میگذارد که فناوری نمیتواند آن را توضیح دهد. اگر به تاریخ نگاه کنیم، جامعه ایران از زمان ساسانیان همواره جامعه ناآرام و همراه با اعتراضات و جنبشهای اجتماعی بوده است. ما نزدیک ۵۰ هزار سال سابقه اقامت در یک سرزمین را داریم؛ جغرافیایی که ما را به شکل خاصی ساخته و ادبیات آن همواره نگرش خاصی را برای ما فراهم کرده است. به همین دلیل است که ما نمیتوانیم رفتار برخی از افراد را صرفاً با نگاه جامعهشناسی کمّی توضیح دهیم.
دگرگونی معرفتشناختی نسل زد؛ عبور از نگاه قطبی به همزیستی مسالمتآمیز با والدین
او مهمترین تحول رخداده در نسل زد ایران را، خروج آنها از داشتن نگاه قطبی دانست و ادامه داد: سیاستورزان ما از گذشته تا همین امروز همواره سیاست را در دو قطب خیر و شر و سیاه و سفید دیدهاند و تجربهای از تنوع سیاسی ندارند. برای همین تلاش میکنند انتخابات را همواره با تشکیل دو قطب برگزار کنند. اما تحولی در نسل زد رخ داده و آن این است که امور را قطبی و سیاهوسفید نمیبینند. آنها تجربهای از تنوع دارند که باعث شده آنها نهتنها در ارزشها متمایز از خانواده و بزرگسالان، بلکه دچار نوعی دگرگونی معرفتشناختی شوند.
مهمترین ویژگی این وضعیت آن است که باعث میشود این گروه با دیگران در تنش نباشند. در دهه ۶۰ تمام تلاش بچهها این بود که از ذیل سلطه پدرومادرها و حکومت و مدرسه خارج شوند اما بچههای دهه ۸۰ هیچ تمایلی به این کار ندارند. امروز این بچهها میدانند تفاوتشان با پدرومادر خود اندازه زمین تا آسمان است اما نه اهل تنش و مواجهه بلکه اهل همزیستی هستند. به عبارت دیگر امروز ضمن اینکه تفاوت این نسل با دیگر نسلها به لحاظ فکری، معرفتی و نگرشی بسیار عمیقتر از گذشته است اما به لحاظ تنش و گسست، بسیار کمتر از گذشته است و اتفاقاً یکی از دلایل تنش با ساختار رسمی این است که ساختار قدرت متوجه این موضوع نیست. میتوان گفت با تحولی که رخ داده و بچهها توانستهاند خانواده و ذهنیت آنها را تغییر دهند، نوعی رنسانس فرهنگی اتفاق افتاده است.
به حرف واداشتن عددها در فرآیند تحلیل پیمایشی
در پایان نشست سالار کاشانی به اهمیت پژوهش انجام شده اشاره کرد و گفت: کارهای پیمایشی زیادی داریم که در آن جامعهشناسان دادههایی را منتشر میکنند اما در این پژوهش محقق رویه دیگری اتخاذ کرده و دائماً بین دادهها و تحلیل آنها در رفتوآمد است. فصل یافتهها فقط فصل توصیف دادهها نیست و محقق تا جایی که توانسته تلاش کرده عددها را به حرفزدن وادارد. لذا از این جهت کار ارزشمند و قابل تحسینی است.
ضرورت افزودن بعد اقتصادی و متغیر ناامنی به تحلیلهای فرهنگی نسل زد
او ضمن اشاره به ویژگی مشترک نسل زد، از زیست متفاوت آنها در شرایط کنونی اقتصادی سخن گفت و خاطرنشان کرد: نسل زد جمعیتی با ویژگیهای خاص هستند. مهمترین ویژگی آنها این است که بومیان نسل دیجیتال هستند اما ویژگیهای متفاوتی هم در ارزشها و نگرشهای سیاسی نسبت به سایر نسلها دارند. در این تحقیق آقای عباسی از دو کلیدواژه مفهومی «سیاست زندگی گیدنز» و «نوجنبش» آقای بیات استفاده کرده که هردو به نحوی فرهنگی هستند.
یعنی ربطی به شرایط ساختاری و اقتصادی ندارند و کل تمایزات این نسل با نسلهای دیگر در قالب فرهنگی فهمیده شده است. درحالی که این گروه امروز در معرض نظام اقتصادی متمایز از نسلهای پیشین هستند که یکی از ویژگیهای آن، بیثباتی و ناامنی است؛ دنیای ناامنی که نگرشهای سیاسی و اجتماعی، متناسب با آن فهمیده میشود. بنابراین نیاز به رجوع به لایههای اقتصادی ضروری است؛ چیزی که در این کار نادیده گرفته شده است. از اینرو پیشنهاد میکنم بعد اقتصادی به این تحلیل فرهنگی اضافه شود تا بینش بهتری به ما دهد که چرا با این ارزشها و نگرشهای سیاسی در این نسل مواجه هستیم.
۲۱۶۲۱۶



نظر شما