ایده‌های «هایک» در آغوش راست افراطی و «ترامپ» متولد شدند/ «ترامپیسم» آخر و عاقبت هایک / «فرزندان نامشروع هایک» جهان را به لرزه درآوردند

 در کتاب «فرزندان نامشروع هایک»، ترامپ جایی ظاهر می‌شود که چند خط فکری به هم می‌رسند: بی‌اعتمادی به دولت، بدبینی به برابری‌خواهی، دفاع از سلسله‌مراتب طبیعی، ترس از مهاجرت، و این تصور که بازار، حقیقت انسان‌ها را آشکار می‌کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، زهرا سلیمانی اقدم نوشت: کتاب«فرزندان نامشروع هایک: نژاد، طلا، ضریب هوشی و سرمایه‌داری راست افراطی» با عنوان اصلی ( Hayek’s Bastards: Race, Gold, IQ, and the Capitalism of the Far Right نوشته کوئین اسلوبودیان(Quinn Slobodian) از همان ابتدا خود را نه صرفاً یک تاریخ‌نگاری اندیشه، بلکه نوعی «کالبدشکافی ایدئولوژیک» معرفی می‌کند؛ تلاشی برای توضیح این پرسش که چرا و چگونه جریان‌های راست افراطی معاصر، به‌جای تقابل با نولیبرالیسم، در دل آن رشد کرده‌اند. این اثر که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۵ منتشر شد، در امتداد پروژه فکری «اسلوبودیان» قرار می‌گیرد که پیش‌تر در آثاری مانند «Globalists» و «Crack-Up Capitalism» شکل گرفته بود و این‌بار به نقطه‌ای حساس‌تر یعنی پیوند میان سرمایه‌داری، علم‌گرایی شبه‌زیستی و سیاست هویتی راست می‌رسد.

«ترامپیسم» آخر و عاقبت هایک

ایده ای که فراتر از اراده هایک رفت

اسلوبودیان نشان می دهد که در دل برخی ایده‌های بنیادی هایک، نوعی بدبینی عمیق نسبت به «برابری‌خواهی دموکراتیک» وجود داشت؛ بدبینی‌ای که بعدها توسط نسل‌های رادیکال‌تر به مسیرهای تندتر و گاه خطرناک کشیده شد.

هایک می‌گفت نابرابری لزوماً بی‌عدالتی نیست. انسان‌ها متفاوت‌اند، توانایی‌ها و استعدادهای متفاوتی دارند و بازار این تفاوت‌ها را منعکس می‌کند. در نگاه او، این تفاوت‌ها بخشی طبیعی از جامعه انسانی بودند. اما هایک معمولاً این تفاوت را در سطح کلی و انتزاعی نگه می‌داشت؛ او وارد نظریه‌های زیستی، نژادی یا ژنتیکی نمی‌شد.

اسلوبودیان استدلال می‌کند که مشکل از جایی آغاز شد که نسل‌های بعدیِ متأثر از سنت نولیبرالی، این ایده «تفاوت طبیعی انسان‌ها» را رادیکال‌تر کردند. آنان گفتند اگر بازار نتیجه تفاوت انسان‌هاست، پس شاید نابرابری اقتصادی نه محصول تاریخ و سیاست، بلکه نتیجه تفاوت‌های ذاتی میان گروه‌های انسانی باشد؛ تفاوت‌هایی که می‌تواند ژنتیکی، نژادی یا شناختی تلقی شود.

ترامپ و رابطه اش با فرزندان نامشروع هایک

در کتاب «فرزندان نامشروع هایک»، ترامپ جایی ظاهر می‌شود که چند خط فکری به هم می‌رسند: بی‌اعتمادی به دولت، بدبینی به برابری‌خواهی، دفاع از سلسله‌مراتب طبیعی، ترس از مهاجرت، و این تصور که بازار، حقیقت انسان‌ها را آشکار می‌کند. اسلوبودیان توضیح می‌دهد که این ایده‌ها پیش از ترامپ وجود داشتند؛ در حلقه‌های لیبرتارین، در مباحث مربوط بهIQ، در نظریه‌های «پول سخت» و حتی در بخشی از فرهنگ فناوری سیلیکون‌ولی. ترامپ در این میان نقش مترجم سیاسی را بازی می‌کند. او زبان پیچیده نظریه را به زبان عمومیِ خشم، هویت و قدرت تبدیل می‌کند.

«ترامپیسم» آخر و عاقبت هایک
کوئین اسلوبودیان

 اسلوبودیان نشان می‌دهد که در ترامپیسم، ثروت فقط یک موقعیت اقتصادی نیست؛ نوعی نشانه ارزش انسانی نیز تلقی می‌شود. موفقیت مالی به‌تدریج به زبان شایستگی طبیعی ترجمه می‌شود و شکست اقتصادی، به زبان ضعف یا ناکارآمدی. به همین دلیل است که در فضای فکری‌ای که کتاب توصیف می‌کند، همدلی با فقرا یا دفاع از بازتوزیع ثروت، نه یک وظیفه اخلاقی، بلکه نوعی دخالت خطرناک در «نظم طبیعی» تلقی می‌شود.

مقدمه: «سرمایه قومی / سرمایه مردم»

این فصل نقطه شروع کل کتاب است. اسلوبودیان نشان می‌دهد که بعد از جنگ سرد، بخشی از نولیبرال‌ها به جای جهانی‌سازی برابر، به سمت این ایده رفتند که به واسطه آن برخی ملت‌ها یا «قوم‌ها» ذاتاً بهتر در بازار عمل می‌کنند و بازار آزاد با «طبیعت انسان» توضیح داده می‌شود نه سیاست. ایده کلیدی این بخش این است که بازار را دیگر یک سیستم خنثی نمی داند، بلکه بازتاب «تفاوت‌های ذاتی انسان‌ها» معرفی می‌کند.

فصل اول: «از ساواناها تا ماهواره‌ها»

این فصل پیوند عجیب بین نظریه‌های تکاملی انسان (زندگی اولیه در ساوانا) و نظریه‌های مدرن اقتصاد و تکنولوژی را بررسی می‌کند. این بخش اشاره به این امر دارد که چگونه برخی نظریه‌پردازان تلاش کردند تا رفتار اقتصادی انسان مدرن را با «زیست‌شناسی تکاملی» توضیح دهند.

فصل دوم: «سنگ بنیاد زیست‌شناسی»

در اینجا کتاب وارد قلب بحث می‌شود و ایده «زیست‌شناسی به‌عنوان پایه اقتصاد» و بازگشت مفاهیم نژاد، ژنتیک و تفاوت‌های ذاتی را توضیح می‌دهد. نکته مهم در این فصل این است که نابرابری اقتصادی به جای سیاست به «بیولوژی» نسبت داده می‌شود.

فصل سوم: «اقتصاد قومی»

این فصل یکی از سیاسی‌ترین بخش‌های کتاب است. اسلوبودیان توضیح می‌دهد که چگونه اقتصاد با هویت قومی گره خورد و بازارها به عنوان رقابت بین «گروه‌های انسانی متفاوت» دیده شدند و نتیجه آن تبدیل شدن اقتصاد به نوعی «نژادشناسی اقتصادی» بود.

فصل چهارم: «طبقات عصبی / کاست‌های مغزی»

این فصل به ایده بسیار بحث‌برانگیز IQ و علوم شناختی می‌پردازد؛ اینکه انسان‌ها بر اساس توانایی شناختی طبقه‌بندی می‌شوند و آی کیو به ابزار توضیح نابرابری اجتماعی تبدیل می‌شود. هدف او از این فصل این است که توضیح دهد چگونه نابرابری دیگر اجتماعی نیست، بلکه «عصبی و طبیعی» معرفی می‌شود.

فصل پنجم: «شیفتگان طلا»

در این فصل تمرکز بر پول و اقتصاد است و توضیح چگونگی بازگشت به استاندارد طلا (Gold Standard)، بی‌اعتمادی به دولت و بانک مرکزی و در نهایت میل به سمت «پول غیرسیاسی» که نتیجه آن تبدیل طلا به نماد «اقتصاد بدون دموکراسی» است.

نتیجه‌گیری: «ماستیفِ روثبارد»

این عنوان استعاری است و به اندیشه‌های رادیکال لیبرتارین‌ها اشاره دارد. در جمع‌بندی، کتاب نشان می‌دهد که نولیبرالیسم و راست افراطی جدا نیستند بلکه یک «خانواده فکری» هستند که به سمت افراط رفته‌اند. درواقع آنچه به عنوان «راست جدید» دیده می‌شود، در واقع ادامه درونی منطق نولیبرالیسم است، نه انحراف از آن.

«ترامپیسم» آخر و عاقبت هایک
هایک در میان شاگردان

 کالبدشکافی جنجالی «ریشه‌های فکری راست افراطی» (نقدها و نظرات)

کتاب تازه‌ی کوئین اسلوبودیان، در همان هفته‌های نخست انتشار، به یکی از بحث‌برانگیزترین آثار تاریخ اندیشه سیاسی معاصر تبدیل شد؛ اثری که هم‌زمان ستایش، مخالفت و سوءبرداشت‌های گسترده‌ای را برانگیخت. منتقدان از یک‌سو آن را «روایت‌گر و روشنگر» دانسته‌اند و از سوی دیگر، برخی آن را بیش از حد «تفسیرگرایانه و تقلیل‌دهنده» تلقی کرده‌اند.

بازخوانی جسورانه از ریشه‌های راست معاصر

در یکی از مهم‌ترین نقدهای آکادمیک منتشرشده در مجله The American Historical Review، اسلوبودیان به‌عنوان مورخی «بی‌نهایت دقیق و خلاق در تاریخ اندیشه نولیبرالیسم» توصیف می‌شود. این نقد تأکید می‌کند که کتاب «روایت رایج درباره پوپولیسم راست را وارونه می‌کند و آن را نه واکنش به نولیبرالیسم، بلکه ادامه درونی آن می‌داند.»

در همین نقد، نکته مرکزی کتاب چنین خلاصه می‌شود که تمرکز از «مردم ناراضی» به «تولیدکنندگان ایده‌ها» منتقل می‌شود و نشان داده می‌شود که راست افراطی معاصر، از درون سنت‌های لیبرتارین رشد کرده است. درواقع این منتقدان معتقدند که کتاب یک «بازنویسی رادیکال از تاریخ ایده‌های سیاسی پس از جنگ سرد» تلقی شده است.

روایت جذاب اما پیچیده

در نقد مفصل روزنامه واشینگتن پست، کتاب به‌عنوان اثری «هوشمندانه و روشنگر درباره تناقض‌های ترامپیسم» معرفی می‌شود. این نقد می‌نویسد که: «اسلوبودیان پوپولیسم راست را نه به‌عنوان شورش علیه بازار، بلکه به‌عنوان «برون‌داد عجیب همان منطق بازار آزاد» تحلیل می‌کند.»

نکات مهم این نقد توضیح بهتر تناقض‌های ترامپیسم (ضد جهانی‌سازی + طرفداری از الیگارشی)، نشان دادن نقش ایده‌های لیبرتارین افراطی در شکل‌گیری راست جدید است اما در عین حال، پیچیدگی و سنگینی متن به‌عنوان ضعف مطرح می‌شود. کتاب «روشن‌کننده اما دشوار» توصیف شده است.

قوت در نظریه، چالش در تعمیم

در نقد منتشرشده در مجله اینترنشنال افییر (International Affairs)، کتاب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین آثار در تاریخ‌نگاری نولیبرالیسم معرفی می‌شود. منتقد می‌نویسد: «اسلوبودیان نولیبرالیسم را نه یک ایدئولوژی ثابت، بلکه یک «نسبت تاریخی از ایده‌ها» تحلیل می‌کند.

اما در ادامه هشدار می‌دهد که برخی پیوندهای میان اندیشه‌ها بیش از حد گسترده تفسیر شده‌اند و خطر «بیش‌تعمیم دادن یک شبکه فکری محدود به کل راست معاصر» وجود دارد. در مجموع این نقد معتقد است که قدرت تحلیل بالا است، اما خطر تعمیم‌پذیری زیاد نیز مطرح است.

نقدهای فلسفی

در نقد مفصل دیگری در Capital & Class، تمرکز بر روش‌شناسی کتاب است. منتقد می‌پرسد: آیا راست افراطی واقعاً «فرزند نولیبرالیسم» است؟ یا اسلوبودیان با انتخاب گزینشی متفکران، یک خط تبارشناسی مصنوعی ساخته است؟

در عین حال، نقد اذعان دارد که تحلیل ارتباط میان IQ، ژنتیک و بازار، یکی از قوی‌ترین بخش‌های کتاب است و نشان می‌دهد چگونه «علم‌گرایی» به ابزار سیاسی تبدیل شده است. از این منظر کتاب از نظر قدرت ایده‌پردازی بسیار قوی است، اما در «مرز میان تاریخ و تفسیر» حرکت می‌کند.

بازخورد عمومی و بحث‌های فرهنگی

در فضای عمومی (فروم‌ها و شبکه‌های بحث کتاب)، واکنش‌ها دوگانه بوده است:ستایشگرها معتقدند کتاب «ادامه منطقی اثر قبلی اسلوبودیان (Globalists) است و برخی هم آن را «به سبک آدام کرتیس، اما آکادمیک‌تر» توصیف می کنند که درباره پیوند لیبرتاریانیسم و ایده‌های نژادی روشنگری می کند.

منتقدین هم نظر هستند که این اثر بیش از حد بر نخبگان فکری تمرکز دارد و نقش توده‌های اجتماعی را کم‌رنگ می‌کند. برخی نیز آن را «تاریخ‌نگاری بیش از حد نظری و کم‌اتصال به سیاست واقعی» می‌دانند

جمع‌بندی تحلیلی

درواقع کتاب به جای اجماع، «بحث تولید کرده» است که خود نشانه اهمیت آن است. کتاب «فرزندان نامشروع هایک» در نقطه‌ای حساس از تاریخ اندیشه سیاسی قرار دارد، جایی که مرز میان اقتصاد، زیست‌شناسی، نژاد و سیاست در حال فروپاشی است. منتقدان در یک چیز تقریباً هم‌نظرند؛ اینکه این کتاب یک «روایت ساده از راست افراطی» ارائه نمی‌دهد بلکه آن را در دل تاریخ پیچیده نولیبرالیسم بازسازی می‌کند.

اما اختلاف اصلی بر سر این است که آیا این پیوندها واقعی و ساختاری‌اند یا نتیجه یک چارچوب تفسیری بیش از حد گسترده؟ 

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2224175

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 4 =

آخرین اخبار